logo_eet

شکست عشقی و ترمیم آن

شکست عشقی و ترمیم آن (Sean:iStock)
شکست عشقی و ترمیم آن
(Sean:iStock)

عشق یکی از عواطف بسیار مهم انسان هاست که معنی و کیفیت زیبایی به زندگی می دهد. شاید شما هم تجربه دردناک به هم خوردن رابطه عاشقانه را در زندگی داشته باشید. تحقیقات روانشناسی نشان می دهد که واکنش احساسی ناشی از یک شکست عشقی، بسیار شبیه به فقدان های حتی بزرگتر دیگر مثل مرگ یکی از عزیزان و … می باشد. شخصی که شکست عشقی خورده، با فقدان روبروست؛ زمان، انرژی، احساساتی که رد و بدل شده اند، علاوه بر آن، امید و آرزوهایی که داشته به همراه محبوبش از دست رفته است، از این رو به سوگواری عشق از دست رفته خود می نشیند.

برخورد با شکست عشقی و جدایی، به میزان بلوغ عاطفی و منطقی بودن و نوع شخصیت در افراد مختلف، متفاوت است. انسان ها در فرآیند بحران عاطفی (شکست در ایجاد رابطه معنی دار، روابط مختل شده و ازدواج از هم پاشیده) معمولا مراحلی را می گذرانند. برای برخی این مراحل توالی مشخصی دارد، اما برای برخی دیگر، این مراحل یا در هم تداخل می کنند یا به ترتیب متفاوتی روی می دهند.

  • ضربه یا شوک
  • انکار
  • نشانه های هیجانی، روانی و جسمانی
  • افسردگی
  • گناه
  • عصبانیت و خشم
  • آرمانی ساختن (آرمان پروری)
  • واقع گرایی و پذیرش
  • سازگاری مجدد
  • رشد شخصی

ضربه یا شوک:

اولین مرحله فقدان با ضربه شروع می شود. هنگامی که فقدان ناگهانی و پیش بینی نشده باشد، می تواند طاقت فرسا باشد؛ زیرا فرد خود را برای آن کاملا آماده نکرده است. در این صورت، فرد بی حس است، در نوعی گیجی به سر می برد و قادر به انجام هیچ کار سازنده ای نیست.

انکار:

همراه با ضربه و بدنبال آنان، انکار پیش می آیدکه بخشی از مکانیسم دفاعی است. فرد نمی تواند آنچه را که برایش پیش آمده باور کند. وقتی رابطه عشقی پایان می پذیرد، فرد سعی می کند آن را ردکرده و باور نکند. فرآیند انکار می تواند برای افرادی که از شریک زندگی خود جدا شده اند، بسیار طولانی شود. فرد نیاز به زمان دارد تا از مرحله انکار بگذرد.

نشانه های هیجانی، روانی و جسمانی:

در طرد شدگی، فرد در یک کشمکش احساسی شدید قرار می گیرد. احساساتی نظیر افسردگی، نا امیدی، یاس و بی ارزش بودن را تجربه می کند اغلب اوقات علائمی مانند بی خوابی، عدم تمرکز، از دست دادن اشتها، بهت زدگی و … در او ظاهر می شود. البته این امر طبیعی است. در این موارد هیچ کاری از فرد ساخته نیست، جز اینکه قبول کند که چنین علائمی با گذشت زمان و با از بین رفتن رنج از بین خواهد رفت.

زمانی که فرد اطمینان نداشته باشد که رابطه پایان یافته یا نه، یا طرف مقابل گاه و بیگاه سیگنال های مثبت از خود نشان دهد، او نمی تواند با عشق وارد مرحله سوگواری شود. در این صورت، حالات فرد میان امید و افسردگی، مدام در حال تغییر خواهد بود. افسردگی که نتیجه از دست دادن امید است در این مرحله رخ می دهد.

گناه:

اغلب احساس گناه نیز در فرد بوجود می آید. فرد شروع به مرور کردن خاطرات کرده و با غرق شدن در تخیلات، خود را مقصر دانسته و حتی مبادرت به کارهایی (توجه ویژه به هدایای دریافت شده، رفتن به جاهایی که قبلا با هم می رفتند و …) بنماید. ممکن است خود را گناهکار بداند که چرا از او بخاطر کار اشتباهی که انجام داده عذر خواهی نکرده، به او نگفته که چقدر برایش ارزش داشته، چقدر دوستش داشته و یا در موارد اختلاف نظر، آشتی نکرده است و …

عصبانیت (خشم):

افرادی که عشقشان آنها را ترک کرده، اغلب بسیار عصبانی می شوند، داد و فریاد به راه می اندازند. در حالی که عصبانی هستند با نا امیدی طالب برقراری رابطه مجدد هستند. آنها این امر را برای خود مشکل می کنند و احتمالا فرصت های خود را برای آشتی از دست می دهند زیرا در همان حال که می گویند: من تو را دوست دارم و می خواهم با تو رابطه داشته باشم، احتمالا دچار عصبانیت نیز می شوند و ممکن است آن را با خشم نشان دهند. البته می توان درک کرد که عصبانیت بخشی از فرآیند حزن و اندوه است. ممکن است برخی از افراد طردشده به فکر انتقام می افتند و یا سعی کنند به نوعی تلافی کنند.

آرمانی ساختن:

اغلب بدنبال مرحله عصبانیت در فرآیند فقدان است. برای کسانی که از فقدان جدایی رنج می برند بسیار عادی است که معشوق خود را بصورت کمال مطلوب و آرمانی تصور کنند. فرد موقتا هر اشتباه و ویژگی منفی محبوبش را فراموش می کند و تنها یک فرد ایده آل را به یاد دارد. باید دانست که این مرحله در سیر طبیعی فرآیند غم، طبیعی است. حتی ممکن است برای برخی زمان بسیاری طول بکشد تا از مرحله آرمانی ساختن عبور کنند.

واقع گرایی و پذیرش:

فرد باید بتواند به موقع با اندوهش کنار آید و شروع به پذیرش واقعیت فقدان کند. به جلو حرکت کند و زندگی جدیدی را برای خودش به عنوان یک فرد بوجود آورد. این امر برای برخی افراد ترسناک و سخت است، به ویژه برای کسانی که تا حد زیادی به رابطه از دست رفته وابسته بوده اند.

سازگاری مجدد:

هنگامی که یک رابطه عاشقانه از بین می رود، زمان زیادی طول می کشد تا فرد دوباره سازگاری نسبی خود را بدست آورد. سازگاری، نشانه ای از توانایی تغییر رفتار فرد و دستیابی او به تعادل، توازن و سلامت روان است. اگر فرد نتواند مراحل قبلی را طی کند و در مرحله ای بیش از حد طولانی گیر بیفتد، سوگ عشق به خصلت ناسازگارانه ای تبدیل می شود.

رشد شخصی:

این مرحله نهایی است که در آن همه چیز به حالت اول باز می گردد. حالا لازم است که فرد فعال باشد تا اینکه هیچ فعالیتی نداشته باشد و تجارب جدیدی را بیازماید. تجارب جدید به خودی خود مخاطراتی در بر دارد. فرد باید ضمن قبول خطر و ترسناک بودنش، آن را هیجان انگیز در نظر بگیرد. با قاب گیری مجدد مفهوم (خطر) به عنوان (هیجان) می تواند بر رشد شخصی خود بیفزاید.

اخبار مرتبط