
مهارت زندگی یعنی به دست آوردن توانایی برای ایجاد یک زندگی رو به رشد و استفاده از آموزشهای لازم برای بالا بردن سطح کیفی زندگی و در نهایت دستیابی به یک زندگی آرام و متعادل همراه با معنویت که در آن احساس خوشبختی کنیم. برای دستیابی به این مهارتها میبایست نقاط ضعف و قوت و همچنین تواناییهای خود را بشناسیم و با توجه به جایگاهی که داریم بتوانیم آنها را مدیریت کنیم، به یاد داشته باشیم که هدف از دریافت آموزش، در نهایت عمل کردن به آن و استفاده در زندگی روزمره است.
ده مهارت اساسی زندگی
مهارتهای اساسی زندگی عموما شامل ده مهارت اصلی است و هر یک از مهارتها نیز مولفههای مختلفی دارد که به طور خلاصه به آن اشاره میکنیم.
۱ – مهارت خودآگاهی
رشد خودآگاهی به فرد کمک میکند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و معمولا پیش شرط ضروری برای روابط اجتماعی و روابط بین فردی موثر و همدلانه است. اجزای این مهارت عبارتند از: آگاهی از نقاط قوت و نقاط ضعف خود، تصویر خود واقع بینانه، آگاهی از حقوق و مسئولیتها، توضیح ارزشها، انگیزش برای شناخت.
۲ – مهارت همدلی
همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد، درک کند. همدلی به فرد کمک میکند تا بتواند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است، بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود میبخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده نسبت به انسانهای دیگر منجر میشود. اجزای مهارت همدلی شامل: علاقه داشتن به دیگران، تحمل افراد مختلف، دوست داشتنیتر شدن، احترام قائل شدن برای دیگران.
۳ – روابط بین فردی
این توانایی به ایجاد روابط بینفردی مثبت و موثر با انسانهای دیگر کمک میکند. یکی از این موارد، توانایی ایجاد روابط دوستانه است که در سلامت روانی و اجتماعی، روابط گرم خانوادگی، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی سالم، نقش بسیار مهمی دارد. اجزای این مهارت شامل: همکاری و مشارکت، اعتماد به گروه، تشخیص مرزهای بین فردی سالم، دوستیابی، شروع و خاتمه ارتباطات.
۴ – مهارت ارتباط موثر
این توانایی به فرد کمک میکند تا بتواند کلامی و غیرکلامی و مناسب با فرهنگ جامعه، عقاید و خواستهها، نیازها و هیجانهای خود را ابراز کند. به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.
۵ – تصمیمگیری
این توانایی به فرد کمک میکند تا به نحو موثرتری در باره مسائل تصمیمگیری کند. اگر افراد بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیمگیری کنند، جوانب مختلف انتخاب را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.
مولفهها و اجزای مهارت تصمیمگیری عبارتند از: تعیین اهداف واقعبینانه، برنامهریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود، تصمیمگیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق، تصمیمگیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیتها، آمادگی برای تغییر دادن تصمیمها برای انطباق با موقعیتهای جدید.
۶ – مهارت حل مساله
این توانایی فرد را قادر میسازد تا به طور موثرتری مسائل زندگی را حل کند. مسائل مهم زندگی اگر حل نشده باقی بماند، استرس روانی ایجاد میکند که به فشار جسمی منجر میشود. مولفههای مهارت حل مساله عبارتند از: تشخیص مشکلات و ارزیابی دقیق، انتخاب فرضیههای مختلف برای حل مشکل، بررسی و جمعآوری شواهد، ترکیب ایدهها و فرضیات، انتخاب راهحل مناسب و حل مشکل.
۷ – مهارت تفکر خلاق
با استفاده از این مهارت، راهحلهای مختلف مساله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی میشوند. این مهارت فرد را قادر میسازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیمگیری خاصی مطرح نیست با سازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد. مولفهها و اجزای آن شامل: تشخیص راهحلهای جدید برای مشکلات، یادگیری فعال، جستجوی اطلاعات جدید، تشخیص حق انتخابهای دیگر، داشتن ابتکار و انعطاف در مسائل، تشخیص راهحلهای جدید برای مشکلات.
۸ – تفکر انتقادی
تفکر انتقادی، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است. آموزش این مهارت، افراد را قادر میسازد تا در برخورد با ارزشها، فشار گروه و رسانههای گروهی، مقاومت کنند و از آسیبهای ناشی از آن در امان بماند. مولفههای تفکر انتقادی شامل: ادراک تاثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها و نگرشها و رفتار، آگاهی از نابرابری و پیشداوریها و بیعدالتیها، طرح سوال مناسب، واقف شدن به این مساله که دیگران همیشه درست نمیگویند، آگاهی از نقش یک شهروند مسئول، جمعآوری شواهد و دلایل برای رد یا قبول یک موضوع.
۹ – مهارت توانایی مقابله با هیجانات
این توانایی فرد را قادر میسازد تا هیجانها را در خود و دیگران تشخیص دهد. نحوه تاثیر هیجانها را بر رفتار بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجانهای مختلف نشان دهد. اگر با حالات هیجانی، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود، سلامت جسمی و روانی فرد تحت تاثیر قرار میگیرد و پیامدهای منفی خواهد داشت. مولفهها و اجزای آن شامل: شناخت هیجانهای خود و دیگران، ارتباط هیجانها با احساسات و تفکر و رفتار، مقابله با ناکامی، خشم و بیحوصلهگی، غمگینی و ترس، مقابله با هیجانهای شدید دیگران.
۱۰ – مهارت مقابله با استرس
شناسایی منابع استرس و نحوه تاثیر آن بر انسان، فرد را قادر میسازد تا با اعمال و موضعگیریهای خود فشار و استرس را کاهش دهد. مولفههای آن عبارتند از: مقابله با موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند، استراتژی های مقابلهای برای موقعیتهایی مانند فقدان، طرد و انتقاد، آرام ماندن در شرایط فشار.
نتیجهگیری
یادگیری مهارتهای زندگی در واقع یک اقدام پیشگیرانه است که هدف آن ایجاد تواناییهایی در افراد است تا به آنها کمک کند که با مشکلات و چالشهای زندگی به طور موثر و کارآمد برخورد کند. فردی که این مهارتها را به کار میبندد، بدون اینکه به خود یا دیگران صدمه بزند، مسئولیتپذیر میشود و در برابر مسائل و مشکلات واکنش بهتری از خود نشان میدهد.
برگرفته از کتاب “مهارتهای اساسی زندگی” نوشته حسین خنیفر
مطالب دیگر:
چطور می توانید دوست داشتنی تر شوید (ویدئو)

















