
در حاشیه بزرگداشت پرویز تناولی در موزه آقاخان تورنتو و نمایش فیلمی درباره زندگی حرفه ای او، مجالی دست یافت تا با این هنرمند پرافتخار و باارزش ایران زمین گفتگوی کوتاهی داشته باشیم.
پرویز تناولی مجسمهساز، نقاش، پژوهشگر و مجموعهدار شهیر ایرانی است که آثارش زینتبخش بسیاری از موزههای بزرگ دنیا و ویترین مجموعهداران سرشناس هنری است. وی یکی از هنرمندان رکورددار در حراجی معتبر کریستی در دبی است. مجموعه مجسمههای «هیچ»، «دستها» و «قفل و قفس» در زمره معروفترین آثار پرویز تناولی قرار دارند.

پرویز تناولی متولد سال ۱۳۱۶ و فارغالتحصیل رشته مجسمهسازی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. وی اولین بار در سال ۱۳۳۶ با آثاری مشتمل بر حکاکیها و مجسمههای سفالی یک نمایشگاه انفرادی برپا کرد و سنگبنای جایگاه خود را بهعنوان مجسمهسازی نوگرا گذاشت. تناولی اکنون در کانادا زندگی میکند و در کنار مجسمهسازی و نقاشی در زمینه دستبافتهای عشایری و فرش ایرانی نیز به پژوهش مفصلی پرداخته است.
استاد کمی درباره نقش فرهاد کوهکن در آثارتان بگویید.
نقش فرهاد در آثار من همتا ندارد و از شروع کارم یعنی حدود شصت سال پیش فرهاد کوهکن در آثارم نقش داشته تا همین امروز. به گونههای مختلف. گاهی مستقیم و گاهی غیر مستقیم. فرهاد کوهکن را استاد و مربی خودم میدانم و حس میکنم هرچه یاد گرفتم و میدانم از اوست.
مجسمه دیوار پرسپولیس در سال ۲۰۰۸ با قیمت دو میلیون و پانصد هزار دلار در این حراج به فروش رفت و عنوان گرانترین هنرمند خاورمیانه را به خود اختصاص داد. لطفاً کمی درباره این اثر بگویید.
هدفم از ساخت اثر دیوار پرسپولیس توجه به وضعیت تخت جمشید بود که متأسفانه به آن توجه کافی نمیشود و شرایط روبه زوالی دارد. امیدوار بودم این اثر از طرف موسسات جهانی مانند یونسکو مورد توجه قرار بگیرد تا به این شکل به مجموعه تخت جمشید که در انزوا قرار گرفته بیشتر رسیدگی و توجه شود. حالا اینکه چقدر در این هدف موفق شدم بماند.
پیام خاصی برای جامعه معماران دارید؟
پیامم این است که در آثار معماری به مجسمهسازان جوان توجه شود و بها داده شود. معماران به مجسمه سازان سفارش کار بدهند و برای استفاده از مجسمه در بناهای معماری به مجسمهسازان ایده بدهند و در بناهای معماری برای مجسمهها جانمایی کنند.
***
اما گفتهای معروف هست که پشت سر هر مرد موفقی، زن موفقی قرار دارد. از فرصت استفاده کردیم و گفتگویی صمیمی هم با منیژه همسر استاد تناولی داشتیم.
کوتاه و صمیمی در کنار همسر پرویز تناولی:
منیژه از سختیهای مهاجرت از ایران به ونکوور کاناد گفت. اینکه چطور همه چیز را رها کرده و فقط با یک چمدان آمدند به کانادا. او گفت برای پرویز سختی در این بود که باید کارگاه بزرگی که در تهران داشت را باید رها میکرد. همسر استاد تناولی میگوید زمانی که یکی از دوستان ودانشجویان پرویز به ونکوور آمدند برایش به جای گُل یک جعبه گِل آورد و این شروع مجددی برای پرویز شد که سرامیک سازی را در ونکوور شروع کند.
به گفته منیژه، پرویز در ابتدا حتی فضای کافی برای کار نداشت و روی میز آشپزخانه کار میکرد. وقتی غذا جمع میشد میتوانست کارش را روی میز شروع کند. منیژه میگوید دوستانی داشتیم که کوره سرامیک سازی داشتند و کمک کردند کار پیش رود. به این شکل از همان هفته اول یا دوم پس از مهاجرت کارش را شروع کرد و این باعث شد با تمام محدودیتها پرویز از نظر روحی افت نکند و کار را ادامه دهد.
منیژه که خود فارغ التحصیل از دانشگاه هنرهای زیبای تهران است از خصوصیات خوب اخلاقی همسرش نیز گفت و اینکه او انسانی خوشاخلاق و منصف و است. اینکه همیشه تا جایی که توانسته پرویز را همراهی میکرده و در همه سختیها و کمبودها در کنارش بوده است.









