Search
Asset 2

تحلیل؛ مفهوم برابری اجتماعی با نگاه از پایین به بالا چیست؟

اصطلاح «برابری اجتماعی» را چارچوبی برای توزیع منابع و اصلاح نابرابری‌های سیستماتیک می‌دانند اما برابری اجتماعی نباید تنها نتیجه سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های دولتی باشد.
وقتی عشق، تلاش و اعتماد را در یکدیگر سرمایه‌گذاری می‌کنیم، نوعی سرمایه اجتماعی می‌سازیم که در زمان نیاز می‌توان از آن بهره گرفت. (Biba Kajevic)

اصطلاح «برابری اجتماعی» این روزها زیاد به کار می‌رود و معمولاً نقل محافل دولتی و دانشگاهی است. آن‌ها برابری اجتماعی را چارچوبی برای توزیع منابع و اصلاح نابرابری‌های سیستماتیک می‌دانند.

برابری اجتماعی نباید تنها نتیجه سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های دولتی باشد که نتیجه اراده آزاد، سخاوتمندی و باور مردم است.

من یک مزرعه‌دار هستم؛ کسی که از یک سرآشپز و رستوران‌دار گیاهخواری در لس‌آنجلس به یک کشاورز سنتی تبدیل شدم. برای من برابری نوعی سرمایه‌گذاری است. وقتی برای خانه‌تان هزینه می‌کنید، ارزش آن افزایش می‌یابد و می‌توانید بعدها از آن استفاده کنید. جامعه نیز به همین شکل عمل می‌کند. اگر عشق، تلاش و اعتمادمان را خرجِ یکدیگر کنیم، به برابری اجتماعی می‌رسیم و می‌توانیم درمواقع نیاز از آن استفاده کنیم.

من با تکیه به همین اصل زندگی کرده‌ام. بارها به همسایگان خود تراکتور و تریلر قرض داده‌ام و درهای خانه‌ام را به روی نیازمندان باز کرده‌ام. در دوران کرونا از یک خانواده بی‌خانمان در مزرعه‌ام پذیرایی کردم تا بچه‌های آن‌ها بتوانند در کلاس‌های آنلاین مدرسه شرکت کنند. بازماندگان سیل که خانه و کاشانه خود را از دست داده‌اند، همچنان بدون هیچ هزینه‌ای این‌جا زندگی می‌کنند. این کارها حکم سپرده برابری حساب جامعه را دارند.

و این هفته شاهد سود معجزه‌آسای این نوع سپرده‌ها بودم.

ما در مزرعه‌مان باید برای مراسمی آماده می‌شدیم که مربوط به سلامت تغذیه است و «غذا حکم دارو را دارد» نام دارد. به دلیل تغییر کارکنان مزرعه، کاهش تعداد بلیت‌های فروخته‌شده و بودجه محدود به اندازه کافی آماده نبودیم و منابع کافی در اختیار نداشتیم. این‌جا بود که درخواست کمک کردم و مردم جوابم را دادند.

زوجی که پیش‌تر در مزرعه‌مان زندگی می‌کردند، از شهر دیگری آمده بودند. خانم کارهای کامپیوتری را برعهده گرفت و هم‌زمان از فرزندانش مراقبت می‌کرد و کارهای روزمره را انجام می‌داد. آقا هم چراغ‌ها را نصب کرد و در بخش رستوران کمک‌حال ما شد. آن‌ها مرا با مردی آشنا کردند که هیچ شناختی از او نداشتم. او با خودروی مسافرتی‌اش از مسیر دوری آمد و کارهای کامپیوتری ما را انجام داد. وقتی به او گفتم پول زیادی ندارم، گفت: «کاری بود که از دستم برمی‌آمد. می‌خواهم از این رویداد حمایت کنم.»

همسایگان در چیدمان تخت‌ها کمک کردند.

مردی که ماه‌ها قبل برای یافتن شغل بهتر از مزرعه رفته بود، بازگشت تا یک هفته در زمینه تعمیر و نگهداری کمک‌حال ما باشد. یکی دیگر از دوستان ما از کارفرمای جدیدش مرخصی گرفت تا آخر هفته دوباره به مزرعه برگردد.

برادرم و همسرش خانه و زندگی خود را رها کردند و تمام وقت‌شان را روی این کار گذاشتند.

دو نفر از دوستان عزیزمان یک هفته زودتر آمدند تا کارها را از پایه شروع کنند.

چند داوطلب نیز برای انجام کارهای گرافیکی، نصب تابلوها و کمک در بخش عملیاتی رویداد به ما ملحق شدند.

یکی از کارمندان قدیمی رستوران ما تماس گرفت و پرسید: «دوست دارید به شما ملحق شوم؟» سه دوست دیگر نیز از مکزیک به کمک ما آمدند.

یکی از سرمایه‌گذاران ما از لس‌آنجلس آمد تا به برگزاری رویداد آخر هفته کمک کند و پروژه باغ کدوی ما را هم به سرانجام برساند.

وقتی راننده سرویس ما در آخرین لحظه گفت که باید برای کار به جای دیگری برود، مردم محل در عرض چند ساعت دو نفر دیگر را پیدا کردند که حاضر بودند کمک کنند.

دو هفته پیش تصور می‌کردیم دست‌تنها هستیم. امروز افراد زیادی کنارمان هستند. برابری اجتماعی همین است.

و تفاوت این‌جاست: برابری اجتماعی به منزله سوسیالیسم و بازتوزیع منابع نیست و ارتباطی با دستوات دولتی ندارد. هیچ‌کس مجبور نبود کمک‌مان کند. لازم نبود کسی دست به فداکاری بزند. همه به شکل داوطلبانه و از سر عشق و دوستی به کمک ما آمدند.

نسخه دولتی برابری اجتماعی از بالا به پایین است. دولت تلاش می‌کند که به شکل دستوری و با تکیه به قوانین و بازتوزیع منابع برابری ایجاد کند. اما این برابری اغلب با رنجش همراه است و صمیمیت‌ها را از بین می‌برد. سخاوت در این حالت به اجبار تبدیل می‌شود، هم‌دلی جای خود را به تبعیت می‌دهد و اعتماد از مردم سلب شده و در تشریفات اداری خلاصه می‌شود.

برابری اجتماعی مورد نظر من از پایین به بالا شکل می‌گیرد، اختیاری و همه‌گیر است و ریشه‌ در باورهایمان دارد. این برابری ارتباطی با تبعیت و اجبار نداشته و با همبستگی و مشارکت گره خورده است. مفهوم قدرت نه تحمیلی بلکه انتخابی است و به‌جای دولت با باور قلبی و خداوند سروکار دارد.

وقتی به این شکل زندگی می‌کنیم، با یک اقتصاد متفاوت مواجه می‌شویم که از جنس بخشندگی است. دست‌و‌دل‌بازی نتیجه متقابل به ارمغان می‌آورد و ارزش دادن به یکدیگر به خیر و برکتی منجر می‌شود که هیچ سیاستی قادر به تأمین آن نیست.

خیلی‌ها از اصطلاح برابری اجتماعی برای اهداف سیاسی خود استفاده می‌کنند. اما معنی حقیقی آن ساده‌تر بوده و غنای بیشتری دارد: این‌که چقدر برای یکدیگر ارزش قائل هستیم و چقدر به استفاده از نتیجه این ارزش‌گذاری درمواقع نیاز اطمینان داریم.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: مالی انگلهارت یک کشاورز و مزرعه‌دار آمریکایی است که خود را وقف سالم سازی غذایی، بازسازی خاک و آموزش در زمینه خودکفایی کرده است. انگلهارت نویسنده کتاب «مطرود طبیعت: چیزهایی که تصور می‌کردید درباره غذا، کشاورزی و آزادی می‌دانید» است؛ روایتی صادقانه و تکان‌دهنده که از تبدیل یک سرآشپز و رستوران‌دار گیاهخوار ساکن لس‌آنجلس به یک کشاورز سنتی و نقش طبیعت در تحول ذهنیت فرهنگی او می‌گوید.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی