نویسنده: مارک هندریکسن
بهای اونس طلا اخیراً برای اولینبار از مرز ۴ هزار دلار عبور کرد. این جهش قیمتی برای طلایی که معمولاً رشد ملایمی داشته خارقالعاده است. طلا تا مارس گذشته هرگز بالاتر از ۳ هزار دلار معامله نشده بود و حالا بهای آن به ۴ هزار دلار رسیده است؛ دوبرابر قیمتی که این فلز زرد دو سال پیش داشته است.
نهتنها دامنه این افزایش غیرمعمول است، بلکه واکنش مردم هم غیرعادی بوده است. وقتی بهای هر اونس طلا در سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰ برای مدتی کوتاه از ۴۰۰ دلار به بیش از ۸۰۰ دلار رسید، خبر آن به تیتر اول رسانهها تبدیل شد. اما افزایش دوبرابری بهای طلا در دو سال گذشته چندان مورد توجه سرمایهگذاران قرار نگرفته است. ظاهراً مردم این اتفاق را کماهمیت تلقی میکنند، اما به گمان من اهمیت زیادی دارد. در ادامه بررسی میکنیم که چه عواملی ممکن است پشت جهش خارقالعاده بهای طلا باشند.
قبل از هرچیز لازم است که به چند نکته اشاره کنم: من مشاور سرمایهگذاری نیستم. از اینرو، مطالب این مقاله را نباید به منزله توصیه مالی در نظر بگیرید. من با بازار طلا و سایر بازارهای مالی آشنایی نسبی دارم، اما خودم را تحلیلگر یا پژوهشگر بازار نمیدانم و قصدی هم ندارم که درباره آینده بهای طلا گمانهزنی کنم.
طلا بهطور معمول بهعنوان ابزاری برای جبران ریسک تورم در نظر گرفته میشود که به منزله کاهش قدرت خرید پول بیپشتوانهای است که بانک مرکزی چاپ میکند. (اصطلاح «بیپشتوانه» به این معنی است که پشت آن پول هیچگونه دارایی واقعی وجود ندارد و صرفاً بهصورت دستوری از ارزش مادی برخوردار است.) من ترجیح میدهم بهجای واژه «دلار» از عبارت «اسکناس فدرال رزرو» استفاده کنم، زیرا «دلار» در گذشته همیشه معادل مقدار معینی طلا یا نقره بوده است. ما این روزها از روی عادت همچنان از واژه «دلار» استفاده میکنیم، اما «اسکناس فدرال رزرو» تصویر دقیقتری از ماهیت پول فعلی ما ارائه میکند.
برخلاف بازار صعودی طلا در سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰، اکنون با تورم دورقمی روبهرو نیستیم (دستکم بر اساس آمارهای رسمی که البته به عقیده من در بهترین حالت چندان «دقیق» نیستند). با اینحال، از آنجا که فدرال رزرو وظیفه دارد ارزش «دلار» (اسکناس فدرال رزرو) را هرسال حدود ۲ درصد پایین بیاورد و نرخ فعلی استهلاک دلار بهمراتب بیشتر از این مقدار است، میتوان طلا را گزینهای مناسب برای جبران تورم یا حفظ قدرت خرید دانست.
با وجود اینکه روند تدریجی کاهش ارزش اسکناس فدرال رزرو جای نگرانی دارد، این عامل بهتنهایی نمیتواند دلیل دوبرابر شدنِ بهای طلا در دو سال گذشته باشد. پس باید عوامل دیگری هم در کار باشند. واضحترین دلیل، بدهی ملی آمریکا به شمار میآید که اکنون به حدود ۳۷.۹ تریلیون دلار رسیده است. پرسش اصلی درباره بدهی ملی این است: آیا روزی میرسد که این بدهی دیگر خریداری نداشته باشد؟
شاید مهمترین نشانه ورشکستگی یک کشور این باشد که نرخ رشد بدهی دولت از رشد تولید ناخالص داخلی آن پیشی بگیرد؛ درست مثل وضعیتی که آمریکا امروز با آن مواجه است.
آمار سال مالی ۲۰۲۵ هنوز منتشر نشده است، اما تولید ناخالص داخلی طی ۱۲ ماه گذشته حدود ۱.۲ تریلیون دلار افزایش یافته است، اما بدهی ملی هم در همین بازه حدود ۱.۸ تریلیون دلار بیشتر شده است. در گذشته میتوانستیم روی خرید بدهی ملی از سوی سرمایهگذاران خارجی حساب باز کنیم، اما دو عامل کاهش واردات به دلیل افزایش تعرفهها و بیمیلی سرمایهگذاران خارجی نسبت به ذخیره اسکناسهای فدرال رزرو، که استفاده روزافزون آمریکا از این واحد پولی بهعنوان اهرم فشار سیاسی باعث و بانی آن بوده، موجب کاهش تقاضای خارجیها برای دلار و اوراق بدهی آمریکا شده است. این مسئله نشان میدهد که فدرال رزرو چارهای ندارد که برای تأمین مالی بدهیهای خود پول بیشتری چاپ کند که درنهایت به کاهش سریعتر ارزش اسکناس فدرال رزرو خواهد انجامید.
عامل احتمالی دیگری که در افزایش بهای طلا مؤثر بوده ترس از جنگ است. با توجه به تجاوزات دیوانهوار پوتین و باورهای ایدئولوژیک شی جینپینگ، وقوع درگیری نظامی محتمل است. من به برتری ارتش آمریکا نسبت به ارتش روسیه و چین باور دارم، اما تأمین مخارج مالی یک جنگ بزرگ میتواند همان عاملی باشد که کمر اقتصاد بدهکار آمریکا را میشکند. این امر میتواند بهای طلا را بیش از اعداد و ارقام کنونی افزایش دهد.
سادهترین دلیل افزایش بهای کالاها این است که نرخ تقاضای آنها سریعتر از نرخ عرضه رشد میکند. برای درک علت افزایش قیمتها لزوماً نباید علت افزایش تقاضا را بدانیم. با اینحال، اجماع عمومی در رابطه با طلا این است که بانکهای مرکزی بعضی از کشورها در حال ذخیره طلا هستند تا شاید بتوانند برای اسکناس فدرال رزرو جایگزین پیدا کنند. آیا تلاش آنها نتیجه خواهد داد؟ نمیدانم. اما همینکه کشورها ذخایر طلای خود را افزایش میدهند، روندی است که در نبود عوامل بازدارنده به افزایش بهای این فلز منجر خواهد شد.
وبسایتهای مربوط به فلزات گرانبها پیشبینیهای مسحورکنندهای درباره آینده بهای طلا دارند: از ۵ هزار تا ۸ هزار، ۱۰ هزار و حتی ۵۰ هزار دلار بهازای هر اونس. آیا ممکن است این پیشبینیها به واقعیت بپیوندند؟ بله، ممکن است. اما این به معنای آن نیست که پیشبینیها حتماً به واقعیت میپیوندند. به قول یوگی برا، «پیشبینی کردن کار دشواری است، بهویژه اگر پای آینده در میان باشد.» تنها «توصیه» من این است که ما در دوران عجیبوغریبی زندگی میکنیم. از اینرو، اگر درباره مزایا و معایب سرمایهگذاری روی طلا با یک برنامهریز مالی مشورت کنید، ضرر نخواهید کرد. خریدار باید محتاط باشد. امیدوارم عاقلانه عمل کنید.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: مارک هندریکسن یک اقتصاددان است که از دانشکده گروو سیتی در ایالت پنسیلوانیا بازنشسته شده است. او همچنان بهعنوان پژوهشگر سیاستهای اقتصادی و اجتماعی در مؤسسه «ایمان و آزادی» فعالیت دارد و چندین کتاب در زمینههای گوناگون از جمله تاریخ اقتصادی آمریکا، شخصیتهای گمنام کتاب مقدس، نابرابری اقتصادی و تغییرات اقلیمی نوشته است.

















