Search
Asset 2

تحلیل؛ چین از تمرکز آمریکا بر خاورمیانه بهره‌برداری می‌کند

بهره‌برداری چین از تمرکز آمریکا بر ایران؛ تغییر توازن قدرت دریایی از تنگه هرمز تا دریای چین جنوبی
نمایی از یک باند فرود، ساختمان‌ها و سازه‌ها بر روی جزیره مصنوعی ساخته‌شده توسط چین در «ریف سوبی» در مجمع‌الجزایر اسپراتلی در دریای چین جنوبی، در تاریخ ۲۵ اکتبر ۲۰۲۲.(Ezra Acayan/Getty Images)

نویسنده: جیمز گوری

در زمان نگارش این مطلب، یک آتش‌بس دو هفته‌ای میان دولت دونالد ترامپ و طرفی که در ایران قدرت را در دست دارد، توافق شده است. اینکه این آتش‌بس پابرجا بماند و به پایان جنگ منجر شود یا نه، هنوز مشخص نیست.

پکن در حال بهره‌برداری از شرایط

اما در همین حال، چین در تلاش است تا با شرایط در حال تغییر در بازار انرژی سازگار شود و تا حد ممکن از تمرکز آمریکا بر ایران بهره‌برداری کند.

در حالی که ایالات متحده توجه نظامی، سیاسی و اقتصادی خود را بر ایران، تنگه هرمز و ثبات بازار جهانی نفت متمرکز کرده است، حزب کمونیست چین در حال سرعت‌بخشیدن به هدف بلندمدت خود است: کنترل دریای چین جنوبی.

این تغییر، ظریف نیست؛ بلکه ساختاری است و در زمان واقعی در حال وقوع است.

ازسرگیری نظامی‌سازی جزایر در مقیاس گسترده

پس از فعالیت نسبتاً محدود در دهه گذشته، حکومت چین بار دیگر ساخت جزایر مصنوعی و نظامی‌سازی آن‌ها را در دریای چین جنوبی در مقیاس وسیع از سر گرفته است. تحلیل‌های ماهواره‌ای اخیر نشان می‌دهد که حزب کمونیست چین در حال تبدیل صخره‌های دورافتاده به پایگاه‌های نظامی کامل است؛ پایگاه‌هایی مجهز به باندهای پرواز، سامانه‌های موشکی، سامانه‌های نظارتی و تأسیسات بندری.

برای نمونه، توسعه در «ریف آنتلوپ» می‌تواند با بزرگ‌ترین پایگاه‌های جزیره مصنوعی چین رقابت کند و دامنه عملیاتی این کشور را به‌طور قابل‌توجهی گسترش دهد. این پایگاه‌های مستحکم که بر روی صخره‌ها ساخته شده‌اند، به حزب کمونیست چین امکان می‌دهند قدرت خود را در عمق آب‌های مورد مناقشه اعمال کند و هم‌زمان ادعاهای سرزمینی خود را که پیش‌تر توسط احکام بین‌المللی رد شده‌اند، تقویت کند.

بنابراین، پکن تنها در حال حفظ حوزه نفوذ دریایی خود نیست؛ بلکه آن را گسترش داده و مستحکم‌تر می‌کند.

افزایش حضور دریایی با توانمندی‌های گسترده

علاوه بر این، گسترش نیروی دریایی چین دیگر تدریجی نیست؛ بلکه وارد مرحله استقرار گسترده برای سلطه بر منطقه آسیا-اقیانوسیه شده است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد چین بیش از ۱۰۰ شناور دریایی و گارد ساحلی را در آب‌های منطقه‌ای، از جمله دریای چین جنوبی، مستقر کرده است.

این فعالیت‌ها صرفاً گشت‌زنی عادی نیستند؛ بلکه حضوری مداوم و هدفمند برای عادی‌سازی سلطه چین محسوب می‌شوند. در واقع، چندین آرایش دریایی چین اکنون به‌طور هم‌زمان در سراسر اقیانوس آرام غربی فعالیت می‌کنند و در حال آزمودن واکنش‌های منطقه‌ای و گسترش دامنه عملیاتی خود هستند.

پیام روشن است: حضور به معنای کنترل است، و چین در هر جایی که بتواند حضور دارد.

کنترل میدان نبرد زیرسطحی

اما برتری در سطح دریا تنها بخشی از راهبرد جامع دریایی پکن است. نیروهای چینی به‌طور تهاجمی در حال نقشه‌برداری از بستر اقیانوس در سراسر اقیانوس آرام و گلوگاه‌های مهم دریایی هستند تا خود را برای درگیری احتمالی با ایالات متحده آماده کنند.

پهپادهای زیرآبی در حال جمع‌آوری داده‌هایی حیاتی برای جنگ زیردریایی، ناوبری و عملیات پنهانکارانه هستند. این تلاش شامل استقرار حسگرها و انجام بررسی‌های اعماق دریا در نزدیکی موقعیت‌های آمریکا و متحدانش نیز می‌شود. ابتکار «اقیانوس شفاف» با هدف فراهم کردن آگاهی لحظه‌ای چین از محیط‌های زیرسطحی طراحی شده و می‌کوشد برتری سنتی آمریکا در جنگ زیرسطحی را تضعیف کند.

در درگیری‌های مدرن، بستر دریا به اندازه سطح آن اهمیت دارد. چین برای هر دو حوزه در حال آماده‌سازی است.

افزایش بودجه دفاعی و اهداف راهبردی

گسترش نظامی چین با تعهد مالی پایدار پشتیبانی می‌شود. در سال ۲۰۲۶، پکن بودجه دفاعی خود را حدود ۷ درصد افزایش داد و آن را به حدود ۲۷۷ میلیارد دلار رساند. دریای چین جنوبی نه یک هدف نظامی درجه‌دو است و نه صرفاً بخشی از هزینه‌های دفاعی؛ بلکه یک اولویت اصلی نظامی با رویکرد تهاجمی محسوب می‌شود.

هدف حزب کمونیست چین دستیابی به توان اعمال قدرت در سطح منطقه‌ای و در نهایت جهانی است. توانایی اعمال قدرت در سراسر جهان بخش مهمی از راهبرد گسترده پکن در منطقه هند-آرام به شمار می‌رود. این برنامه، گسترش نیروی دریایی، نظامی‌سازی جزایر و سامانه‌های نظارتی را در قالب یک تلاش منسجم برای تسلط بر مسیرهای حیاتی دریایی یکپارچه می‌کند.

در همین حال، تمرکز آمریکا بر ایران

در حالی که حکومت چین در حال تحکیم قدرت خود در اقیانوس آرام و فراتر از آن است، ایالات متحده درگیر تنش‌های فزاینده در خاورمیانه شده است. واشینگتن در حال حاضر یکی از بزرگ‌ترین تجمعات نظامی منطقه‌ای خود در سال‌های اخیر را مدیریت می‌کند و نیروهایش به‌سوی خلیج فارس در حال استقرار هستند.

در مرکز این تمرکز، تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی باریک اما حیاتی که حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد نفت دریابرد جهان از آن عبور می‌کند. در حال حاضر، جنگ تأثیر منفی بر بازارهای جهانی نفت گذاشته است. رویارویی‌های اخیر، از جمله سرنگونی پهپادها، توقیف نفتکش‌ها و تقابل‌های دریایی، این منطقه را به یک منطقه فعال درگیری تبدیل کرده که نیازمند توجه دائمی آمریکا است.

این جنگ تنها یک عامل انحرافی نیست؛ بلکه یک نقطه عطف است که آینده رهبری آمریکا در جهان را تعیین خواهد کرد و همچنین بر محاسبات انرژی چین در آینده تأثیر خواهد گذاشت.

عدم تقارن راهبردی: چین در حال بازی بلندمدت است

برای نمونه، انتقال ناو هواپیمابر آمریکایی «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» و گروه رزمی همراه آن از دریای چین جنوبی به صحنه جنگ در خاورمیانه، فضایی ایجاد کرده تا چین بتواند روند ساخت‌وساز و تحکیم مواضع خود را سرعت ببخشد.

در نتیجه، چین در حال اجرای یک تقویت راهبردی بلندمدت در اقیانوس آرام است؛ به‌صورت روشمند، حساب‌شده و بدون وقفه. این یک تصادف نیست؛ بلکه بهره‌برداری پکن از فرصت‌هایی است که پیش می‌آیند.

مشابه تنگه هرمز، کنترل این آب‌ها به معنای نفوذ بر تجارت جهانی، زنجیره‌های تأمین و جابه‌جایی‌های نظامی است. حزب کمونیست چین به‌خوبی می‌داند که هر کس مسیرهای دریایی را کنترل کند، بخش بزرگی از تجارت را در اختیار دارد؛ و این مستقیماً به قدرت و نفوذ در منطقه و جهان تبدیل می‌شود.

تعویض یک مسیر کشتیرانی با مسیری دیگر؟

آنچه این مقطع را به‌طور ویژه خطرناک می‌کند، هم‌زمانی یک خاورمیانه ناپایدار—که نیازمند تمرکز فوری آمریکا است—با تغییر توازن قدرت در منطقه هند-آرام است. نقاط حساس دریایی، از تنگه هرمز تا تنگه مالاکا و دریای چین جنوبی، بیش از پیش به یکدیگر گره خورده‌اند؛ وضعیتی که منابع آمریکا را تحت فشار قرار داده و اولویت‌گذاری راهبردی را پیچیده‌تر می‌کند.

در حالی که واشینگتن درگیر فوریت‌های مربوط به ایران، جریان نفت و بی‌ثباتی منطقه‌ای است، به نظر می‌رسد پکن به‌صورت لایه‌به‌لایه، پایگاه‌به‌پایگاه و استقراربه‌استقرار در حال تغییر توازن قدرت دریایی در دریای چین جنوبی است. نگرانی فزاینده میان متحدان آمریکا در منطقه این است که گسترش نظامی چین کمونیست بتواند مسیرهای حیاتی کشتیرانی بین‌المللی را مختل کند یا بر آن‌ها مسلط شود.

البته، این نگرانی‌ها بی‌دلیل نیستند.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: جیمز گوری نویسنده کتاب «بحران چین» (۲۰۱۳) است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی