رویکردی که پیشتر وسیله گسترش روابط تجاری تلقی میشد، ابعاد مهمتری پیدا کرده است.
آمریکا در تلاش برای کاهش نفوذ چین در آمریکای لاتین از طریق پاناما و ونزوئلا، از جبهه مهم اقدامات چین در نیمکره غربی غافل مانده است. مکزیک از بسیاری جهات به بزرگترین شریک راهبردی چین تبدیل شده است، زیرا نفوذ پکن در آمریکا بهشکل فزایندهای از طریق مکزیک انجام میگیرد.
دامنه همکاری مکزیک و پکن طیف وسیعی از فعالیتهای قانونی و غیرقانونی را دربرمیگیرد که برای نمونه میتوان به قاچاق مواد اولیه فنتانیل، همکاری با کارتلها، پولشویی، انتقال صنایع، دور زدن تحریمها و سوءاستفاده از توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا اشاره کرد.
مکزیک به درِ پشتی اقتصادی و لجستیکی چین برای دسترسی به آمریکا تبدیل شده است.
انتقال خطوط تولید چین به مکزیک
به محض اینکه تعرفههای آمریکا در قبال کالاهای چینی در جریان جنگ تجاری دو کشور افزایش پیدا کرد، شرکتهای چینی بهسرعت خطوط تولید خود را به مکزیک منتقل کردند تا ضمن حفظ دسترسی به مصرفکنندگان آمریکایی، تعرفههای آمریکا را دور بزنند. به گفته تحلیلگران مؤسسه بروکینگز، شواهد قابلتوجهی وجود دارد که نشان میدهند چین از طریق ترانشیپ، ادغام زنجیره تأمین و سرمایهگذاری مستقیم در صنایع تولیدی مکزیک، تعرفههای آمریکا را دور میزند.
شرکتهای چینی میلیاردها دلار در مراکز صنعتی، تولید قطعات خودرو، مونتاژ تجهیزات الکترونیکی و مراکز لجستیکی شمال مکزیک سرمایهگذاری کردهاند. براساس مفاد توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا، محصولاتی که در مکزیک مونتاژ میشوند، با تعرفهای بهمراتب کمتر از کالاهای صادراتی چین بهشکل قانونی وارد آمریکا میشوند.

مکزیک جای چین را بهعنوان بزرگترین شریک تجاری آمریکا گرفته است. اما این تمام ماجرا نیست. شبکه سیانبیسی گزارش داده که صادرات مکزیک به آمریکا در سال ۲۰۲۳ به حدود ۴۷۵ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که بخشی از آن به انتقال کارخانههای چینی به منطقه جنوبی مرز آمریکا مربوط میشود.
پکن راهبرد سادهای در پیش گرفته است: تولید اختصاصی در خاک مکزیک، استفاده از برچسب «ساخت مکزیک» و بهرهگیری از دسترسی ترجیحی به بازار آمریکا از طریق توافق تجاری آمریکا، مکزیک و کانادا.
ارتباط کارتلها با قاچاق فنتانیل
چین همچنان دومین شریک تجاری مکزیک بهشمار میرود، اما کلودیا شینباوم، رئیسجمهور مکزیک، اقداماتی را برای جلب رضایت یا همسویی با آمریکا در دستور کار قرار داده است. مکزیک و کانادا برای دور زدن آمریکا به دنبال مسیرهای دریایی جایگزین هستند. از سوی دیگر، شینبائوم همکاریهای امنیتی مکزیک با وزارت امور خارجه آمریکا را گسترش داده است؛ زیرا چارهای جز این ندارد که رضایت واشینگتن را جلب کند.
مکزیک برای وضع قوانین سختگیرانه درخصوص «مبدأ کالاها» و نظارت بر سرمایهگذاریها تحت فشار است و باید اطمینان حاصل کند که «برونسپاریها» به نفع آمریکای شمالی تمام میشوند، نه پکن.
اما رابطه چین و مکزیک در تجارت خلاصه نمیشود و با جرایم سازمانیافته گره خورده است.
براساس تحقیقات مؤسسه بروکینگز، چین همچنان منبع اصلی مواد اولیهای است که کارتلهای مکزیکی برای تولید فنتانیل و متآمفتامین و قاچاق آنها به آمریکا استفاده میکنند.
کارتل سینالوآ و کارتل نسل جدید خالیسکو وابستگی قابلملاحظهای به تأمینکنندگان چینی دارند. پکن محدودیتهایی را در رابطه با فنتانیل اعمال کرده است، اما تولیدکنندگان چینی همچنان به صادرات مواد اولیه و پیشسازهایی که رهگیری آنها در سطح بینالمللی دشوار است ادامه میدهند.
نتیجه این روند برای آمریکا فاجعهبار بوده است.
مرگومیر ناشی از مواد مخدر مصنوعی در یک دهه گذشته جهش قابلتوجهی داشته و فنتانیل به عامل دههاهزار مرگ ناشی از بیشمصرفی مواد مخدر در آمریکا تبدیل شده است. نهادهای انتظامی آمریکا بارها شبکههای توزیع کارتلهای مکزیکی و تأمینکنندگان چینی را بهعنوان سردستههای اصلی این زنجیره شناسایی کردهاند.
این بحران پس از فشار واشینگتن به کشورهای نفتخیز مانند ونزوئلا و ایران شدت گرفت؛ فشاری که شبکههای مالی بازار سیاه را در سطح جهانی مختل کرد. سازمانهای تبهکاری بیشازپیش به قاچاق مواد مخدر مصنوعی و پولشویی فراملی روی آوردهاند که همگی با شبکههای بانکی زیرزمینی چین ارتباط دارند.
پژوهشگران مؤسسه بروکینگز دریافتند که تبهکاران چینی نقش پررنگی در پولشویی درآمد کارتلها دارند و اغلب از طریق پولشویی تجاری، انتقال رمزارز، کازینوها، شرکتهای پوششی و جابهجایی کلان پول نقد، نظام بانکی سنتی را دور میزنند.
مکزیک؛ دریچه راهبردی دسترسی به آمریکا
مشکل راهبردی اصلی این است که چین دیگر مکزیک را صرفاً به چشم یک شریک تجاری نمیبیند، بلکه این کشور را بهعنوان نقطه دسترسی ژئوپلیتیکی به اقتصاد و زیرساختهای آمریکا در نظر میگیرد.
شرکتهای چینی در بخشهایی مانند لجستیک، بنادر، مخابرات، پارکهای صنعتی و زنجیرههای تأمین حیاتی آمریکای شمالی فعالیت دارند. در همینحال، ضعف حکمرانی و فساد در مکزیک، شرایط لازم را برای عملیات نفوذ و تجارت غیرقانونی مهیا کرده است.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی هشدار داده که شرکتهای چینی بهسرعت به زیرساختها و صنایع تولیدی مکزیک، که ارتباط تنگاتنگی با زنجیرههای تأمین آمریکا دارند، نفوذ میکنند.

رویترز هم از نگرانی فزاینده آمریکا درخصوص پارکهای صنعتی و پروژههای تولیدی چین در شمال مکزیک خبر داده است؛ پروژههایی که ممکن است اهرم اقتصادی راهبردی چین را در نزدیکی مرز آمریکا تقویت کنند.
تحقیقات مختلف نشان داده که شبکههای تبهکاری و تجاری چین از رشوه و فساد برای دریافت پشتیبانی عملیاتی در خاک مکزیک استفاده میکنند. وقتی نظارت ضعیف و انگیزههای اقتصادی خارج از حد تصور باشد، سازمانهای تبهکاری وارد میدان میشوند. گزارش کمیسیون ارزیابی اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین هشدار داده که شبکههای جرایم سازمانیافته چینی در عملیات پولشویی و تأمین مالی غیرقانونی با کارتلهای آمریکای لاتین همکاری میکنند.
همگرایی منافع تجاری دولتی، جرایم سازمانیافته و انتقال راهبردی صنایع به شکلگیری یک فضای تهدیدآمیز چندوجهی منجر شده که با کارزارهای جاسوسی دوران جنگ سرد تفاوت دارد.
مشکل دیگر در ورود کالاهای چینی به آمریکا از طریق مکزیک خلاصه نمیشود. نگرانی آمریکا این است که نفوذ دولتهای دشمن با آمریکا، تأمین مالی غیرقانونی، قاچاق مواد مخدر و بدهبستانهای صنعتی در کانالهای مشابهی انجام میگیرند.
ایران، چین و گسترش شبکه دور زدن تحریمها
افزایش عمق شراکت حزب کمونیست چین و جمهوری اسلامی ایران به پیچیدگی اوضاع دامن زده است.
تحریمهای اخیر آمریکا شامل آن دسته از شرکتهای چینی میشوند که ظاهراً در دور زدن تحریمها به جمهوری اسلامی کمک میکنند؛ از جمله نهادهایی که گفته میشود تصاویر ماهوارهای و پشتیبانی لجستیکی لازم را برای عملیات نظامی جمهوری اسلامی ایران فراهم کردهاند. وزارت خزانهداری آمریکا به مؤسسات مالی آمریکایی هشدار داده که شبکههای پولشویی جمهوری اسلامی از شرکتهای پوششی، اسناد جعلی حملونقل و ساختارهای برونمرزی مرتبط با چین و هنگکنگ استفاده میکنند.
نقش مکزیک از این جهت حائز اهمیت است که ارتباط تجاری تنگاتنگ این کشور با آمریکا میتواند مسیرهای لازم را برای دور زدن تحریمها، انتقال پول، ترانشیپ و فعالیتهای تجاری پنهان در پوشش تجارت قانونی در آمریکای شمالی فراهم کند.
شواهد چندانی در رابطه با ارتباط عملیات جمهوری اسلامی در مکزیک با انتقال صنایع چینی وجود ندارد، اما همپوشانی راهبردی این روابط قابل چشمپوشی نیست. چین روابط اقتصادی گستردهای با ایران و مکزیک دارد و همزمان تحریمهای آمریکا را به چالش میکشد و دامنه نفوذ خود را در عرصه لجستیک جهانی افزایش میدهد.
جبهه جنوبی آمریکا به نقطهضعف راهبردی این کشور تبدیل میشود
سیاستگذاران آمریکایی سالها مکزیک را از دریچه مهاجرت، تجارت و مبارزه با مواد مخدر رصد میکردند. اما وضع موجود در این مسائل خلاصه نمیشود.
رژیم چین از مکزیک بهعنوان یک سکوی تولید برای دور زدن تعرفهها، دسترسی لجستیکی به بازار آمریکا، انتقال مواد اولیه شیمیایی، پولشویی برای کارتلها و تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی خود در مرز جنوبی آمریکا استفاده میکند.
رویکردی که ظاهراً وسیله گسترش روابط تجاری تلقی میشد، به وسیلهای برای بازآرایی راهبردی تجارت آمریکای شمالی شباهت پیدا کرده است؛ هدفی که برای تضعیف اهرم فشار آمریکا و افزایش نفوذ اقتصادی و سیاسی پکن در آمریکای لاتین در دستور کار قرار گرفته است.
خطر این رویکرد در مسائل اقتصادی خلاصه نمیشود، بلکه ابعاد راهبردی هم دارد. رژیم چین با تکیه به تجارت، امور مالی، سرمایهگذاری صنعتی و همکاری با شبکههای تبهکاری، از گلوبالیزاسیون یا همان جهانیسازی برای افزایش نفوذ خود در آمریکای شمالی و تضعیف آمریکا در جبهههای مختلف استفاده ابزاری میکند.
مکزیک بیشازپیش به پلی برای پیوند عملیاتی این شبکهها تبدیل شد است.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: جیمز گوری نویسنده کتاب «بحران چین» (۲۰۱۳) است و در پادکست «جمهوری موزفروش» در یوتیوب درباره مسائل روز چین صحبت میکند.

















