نویسنده: جیمز گوری
دسترسی محدود چین به نفت ممکن است گفتوگویی راهبردی را در نشست ترامپ و شی رقم بزند
رقابت میان ایالات متحده و چین در حال افزایش است و موضوع دسترسی به نفت احتمالاً در صدر یا نزدیک به صدر دستور کار پکن قرار خواهد گرفت.
بیتردید امنیت انرژی یکی از موضوعات نشست آتی شی جینپینگ و دونالد ترامپ خواهد بود.
چین سالها خود را برای شوک نفتیای آماده کرده بود که اکنون آثار آن در سراسر جهان احساس میشود. این کشور بهطور گسترده نفت خام خرید، ظرفیت ذخیرهسازی خود را افزایش داد، تولید داخلی را بالا برد و منابع تأمین نفت خود را متنوع کرد.
اتکا به ذخایر راهبردی
اکنون زمان آزمون فرا رسیده و پکن برداشت از همان ذخایری را آغاز کرده است که برای محافظت از خود در برابر چنین شرایطی انباشته بود.
پالایشگاههای چین در ماه اوت روزانه ۱۳.۹۱ میلیون بشکه نفت خام فرآوری کردند، در حالی که مجموع واردات و تولید داخلی تنها حدود ۱۳.۲۷ میلیون بشکه در روز را تأمین میکرد. کسری روزانه ۶۴۰ هزار بشکهای از محل ذخایر جبران شد. چین تنها در ماه اوت روزانه حدود ۶۳۹ هزار بشکه از ذخایر خود برداشت کرد.
چین همچنان ذخایر نفتی قابلتوجهی در اختیار دارد. برآورد میشد که تا ۹ سپتامبر، ذخایر نفت خام این کشور در تأسیسات زمینی حدود ۱.۲۳ میلیارد بشکه باشد. اما روند تغییرات اهمیت دارد. اوت سومین ماه از چهار ماه گذشته بود که چین از ذخایر خود برداشت کرد و همزمان با ادامه اختلال در عرضه نفت خاورمیانه، سرعت کاهش ذخایر نیز در حال افزایش است.
با این حال، واردات نفت چین در ماه اوت در مقایسه با ماه قبل ۶.۲ درصد افزایش یافت و به بالاترین سطح خود در چهار ماه گذشته رسید. با وجود این، میزان واردات همچنان بیش از ۲۳ درصد کمتر از یک سال قبل بود.
چین همچنان به نفت خارجی وابسته است
نکته اصلی این است که چین همچنان بزرگترین واردکننده نفت خام جهان است. این کشور در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط روزانه حدود ۱۱.۵۵ میلیون بشکه نفت وارد کرد که رقمی بیسابقه بود. این میزان حدود دوسوم کل مصرف نفت چین و حدود ۱۶ درصد تقاضای جهانی را تشکیل میداد.
با این حال، پکن تلاش گستردهای برای کاهش این وابستگی انجام داده است.
تولید داخلی افزایش یافته و شرکتهای نفتی چین سرمایهگذاری سنگینی در اکتشاف و تولید انجام دادهاند. از سال ۲۰۱۸ به بعد، شرکتهای نفتی دولتی چین حدود ۲.۳ تریلیون یوان، معادل ۳۴۳ میلیارد دلار، برای افزایش تولید داخلی و ذخیرهسازی راهبردی هزینه کردهاند. تولید نفت خام داخلی نیز از حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز به ۴.۳ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است.
اما آیا این میزان کافی خواهد بود؟ خیر.
چین همچنان به حجم زیادی از نفت خام وارداتی وابسته است و جنگ در ایران دقیقاً مسیرهای تأمینی را تحت تأثیر قرار داده که پکن به آنها وابسته بوده است.
ایران، مشکل فوری چین
ایران یکی از مهمترین منابع نفت خام ارزانقیمت برای چین بود.
براساس دادههایی که رویترز به آنها استناد کرده است، چین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد صادرات دریایی نفت ایران را خریداری کرد. این میزان حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود.
این رابطه به این دلیل کارآمد بود که هر دو طرف از آن سود میبردند. جمهوری اسلامی خریداری داشت که حاضر بود با وجود تحریمهای آمریکا معامله کند و چین نیز نفت خام را با تخفیف دریافت میکرد.
محاصره دریایی آمریکا، صادرات نفت توسط جمهوری اسلامی از طریق تنگه هرمز را بهشدت محدود کرده است. براساس گزارشها، بارگیری نفت خام ایران از حدود ۲ میلیون بشکه در روز در ماه مارس به تنها حدود ۲۲۰ هزار تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در ماه اوت سقوط کرده است.
ونزوئلا، بخش دیگری از معادله
چین همچنین یکی از مقاصد اصلی نفت ونزوئلا بود؛ بهویژه پس از آنکه تحریمهای آمریکا تعداد خریدارانی را که حاضر به معامله نفت این کشور بودند، کاهش داد. کمیسیون بررسی روابط اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین اعلام کرده بود که چین به مقصد اصلی نفت تحریمشده ونزوئلا تبدیل شده است.
این رابطه نیز بهشدت مختل شده است.
دولت ترامپ توافقی را اعلام کرده که براساس آن، ایالات متحده کنترل اکثریتی بر بیش از ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر اثباتشده نفت ونزوئلا و همچنین دسترسی ترجیحی به نفت خام این کشور به دست میآورد.
تأثیر این توافق به سرعتی بستگی خواهد داشت که ونزوئلا بتواند تولید و زیرساختهای نفتی خود را احیا کند. تولید کنونی ونزوئلا همچنان بسیار پایینتر از ظرفیت بالقوه این کشور است.
اما از نظر راهبردی، پیام آن برای پکن روشن است. دو منبع نفت ارزانقیمت که زمانی به چین کمک میکردند فشار آمریکا را دور بزند، اکنون تا حد زیادی تحت کنترل ایالات متحده قرار گرفتهاند.
واشنگتن به اهرم جدیدی در حوزه انرژی دست یافته است.
این وضعیت مناسبات راهبردی واشنگتن و پکن را تغییر میدهد. چین برای دههها میتوانست فرض کند که توانایی آمریکا برای اعمال فشار بر منابع انرژی این کشور محدود است.
چین از ایران، ونزوئلا و البته روسیه نفت میخرید. این کشور همچنین ذخایر عظیمی از نفت ایجاد کرد تا خود را در برابر شوکهای عرضهای که اکنون در حال وقوع است، مصون نگه دارد. این تصمیم پکن سنجیده بود، زیرا واردات نفت چین اکنون ۲۳ درصد کمتر از یک سال قبل است.
اما واردات نفت خام چین دوباره در حال افزایش است. افزون بر این، حتی شبکه عظیم پالایشگاهی چین که نفت خام را به سوخت تبدیل میکند نیز از سیاستهای آمریکا مصون نیست. ایالات متحده پالایشگاهها و شبکههای کشتیرانی چینی دخیل در معاملات نفت خام ایران را تحریم کرده است.
این وضعیت واقعیت راهبردی تازهای ایجاد میکند.
امنیت انرژی چین بیش از گذشته نهتنها به دسترسی به تولیدکنندگان نفت و باز بودن مسیرهای کشتیرانی، بلکه به تمایل و توانایی آمریکا برای کنترل مسیرهایی بستگی دارد که این تولیدکنندگان را به چین متصل میکنند.
پکن چه میتواند بکند؟
چین میتواند از نظر دیپلماتیک ایالات متحده را به چالش بکشد.
این کشور میتواند واشنگتن را برای پایان دادن به محاصره تحت فشار قرار دهد و همزمان همکاری خود با جمهوری اسلامی و دولت روسیه را گسترش دهد و تحریمهای آمریکا را دور بزند؛ اقدامی که در حال حاضر نیز انجام میدهد. جمهوری اسلامی و حزب کمونیست چین پیشتر شبکهای شبیه به مبادله پایاپای ایجاد کردهاند که امکان مبادله نفت ایران با کالاهای چینی را فراهم میکند و کانالهای مالی متعارف را دور میزند.
اما هر گام بیشتر در این مسیر، احتمال رویارویی مستقیم با واشنگتن را افزایش میدهد.
انتخاب راهبردی پیش روی پکن
در کوتاهمدت، پکن میتواند سرعت مصرف ذخایر عظیم نفتی خود را کاهش دهد و امیدوار باشد که وضعیت خاورمیانه به ثبات برسد. چین همچنین میتواند نفت بیشتری از روسیه و آسیای مرکزی خریداری کند و روند برقیسازی را سرعت بخشد تا تقاضا برای فرآوردههای نفتی کاهش یابد.
اما هیچیک از این گزینهها راهحلی کامل نیستند. بزرگترین آسیبپذیری چین در حوزه انرژی این است که بخش قابلتوجهی از نفت جهان باید از گلوگاههای راهبردی عبور کند که چین کنترلی بر آنها ندارد.
این واقعیت گزینه دیگری را نیز مطرح میکند: رویارویی مستقیمتر با ایالات متحده و پذیرش خطر آنکه بحران انرژی به یک تقابل راهبردی گستردهتر تبدیل شود.
دیدگاههای مطرحشده در این مقاله، نظرات نویسنده است و لزوماً منعکسکننده دیدگاههای اپک تایمز نیست.
















