با گذشت قریب به ۱۵ هزار سال از همزیستی انسانها با حیوانات، جوامع بشری در سالهای اخیر بیشتر و بیشتر به اهمیت احترام به حقوق حیوانات در اعتلای فرهنگ جامعه پی بردهاند. از اینروست که عبارت «حقوق حیوانات» تعریف مشخصی در فرهنگ جوامع پیشرفته پیدا کرد و سازمانها و انجمنهای حمایت از حیوانات در کنار رشد دانش دامپزشکی، فرهنگ نگهداری از حیوانات و احترام به حقوق حیوانات را در جوامع بسط دادند.
در ایران اما اخبار تلخی که اینروزها از گوشه و کنار کشور در باب سوء رفتار با گونههای مختلف حیوانات به گوش میرسد، نه تنها نگرانی فعالان حقوق حیوانات و دستاندرکاران این عرصه را برانگیخته، بلکه بیش آن، علامتی از نوعی بیتفاوتی مسئولان و مردم به این وقایع و عادی شدن اخباری از این دست در رسانههای کشور است.
همین چند روز پیش رسانهها خبر کشته شدن یک رأس گوزن زرد در داخل محوطهی حفاظت شدهی پارک پردیسان در تهران را منتشر کردند. گوزنی که از حاشیهی اتوبان همت بهوسیهلهی تفنگ دوربیندار مورد هدف قرار گرفت و با شلیک چهار گلوله به گلویش کشته شد. واقعهای که با وجود اعلام مسئولین مبنی بر نامعلوم بودن علت آن، بیشتر نوعی شکار فانتزی و شتابزده از حاشیهی اتوبان را در اذهان تداعی میکند.
خبر این واقعه در حالی منتشر شد که هنوز ماجرای مرگ فجیع پلنگی که در منطقهی حفاظت شدهی تنکابن، مورد اصابت گلولهی شکارچیان ناشناس قرار گرفت، از خاطرهی عموم پاک نشده بود. پلنگ مذکور از نژاد پلنگ ایرانی بود که به دلیل اصابت گلوله، قطع نخاع و از ناحیهی دو پا فلج شده بود. همچنین سه انگشت دست وی نیز به دلیل گیر کردن در تلهی انسانی قطع شده بود. در نهایت، انتقال این پلنگ به پایتخت و معالجات دامپزشکان دانشگاه تهران و سازمان حفاظت از محیط زیست نیز راه به جایی نبرد و این حیوان با رأی عمومی و با تزریق آمپول به خواب ابدی فرو رفت.
پیشتر نیز در اوایل دیماه خبر کشف لاشهی سوختهی یک پلنگ در گچساران، به سرتیتر رسانهها تبدیل شده بود. این ماجرا از آنجا اهمیت داشت که این مورد، پس از مرگ وحشتناک پلنگ تایبادی با چوب و چماق، مرگ مشکوک یک پلنگ در بافق و ناپدید شدن جنازهی آن، و اصابت گلوله به ستون فقرات پلنگی در خرمآباد مطرح میشد. تمام این موارد جدای از چندین مورد تصادف جادهای پلنگها و از دست رفتن جان آنها است.
سوء رفتار با حیوانات در ایران اما تنها محدود به پلنگ نیست. هنوز اذهان عمومی، تصاویر دلخراش کشتار و سلاخی بیرحمانهی یک خرس و تولههایش را در سمیرم به خاطر دارند، هنوز تصاویر کشتن یک الاغ با ضربههای پتک در سمیرم، در فضای مجازی موجود است و بسیاری دیگر از اینگونه وقایع در گوشه و کنار کشور اتفاق میافتد. تمامی اینها خشونتهایی هستند که به صورت موردی اما به تعداد زیاد واقع میشوند. خشونت سازمانیافتهای که شهرداریها در کشتار سگهای خیابانگرد با گلوله در پیش گرفتهاند تا جایی پیش رفته که صدای رئیس انستیتو پاستور را نیز درآورده است. انجمن حمایت از حیوانات در تهران نیز از وضعیت نامطلوب سگهای خانگی بازداشتی در بازداشتگاه کهریزک توسط نیروی انتظامی شکایت دارد.
با توجه به اینکه پدیدهی سوء رفتار و خشونت علیه حیوانات، نه فقط در سطح کلان و مدیریتی، بلکه در مقیاس فردی و توسط واحدهای کوچک جامعه نیز اتفاق میافتد، نمیتوان آنرا تنها ناشی از سوء مدیریت و ضعف عملکرد در دستگاههای اداری و نهادهای مسئول دانست. صفحات انجمنهای حمایت از حیوانات و کلینیکهای دامپزشکی مملو از تصاویر حیواناتی است که پس از سوء رفتار و سوانح عجیب و غریب توسط فردی دلسوز به کلینیکهای دامپزشکی ارجاع داده میشوند. گربههایی که دمشان با قیچی بریده شده یا مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند یا سگهایی که با چوب و چماق زخمی یا فلج شدهاند جزء رایجترین مواردی است که دامپزشکان در کلینیکها با آنها روبرو هستند.
این موارد نشانهای شوم از افزایش خشونت در ناخودآگاه جمعی قشر وسیعی از جامعه است. در هر جامعهای با نگاهی گذرا، شیوهی رفتار با کودکان، شکل رانندگی، نگاه جامعه به زن و بسیاری موارد دیگر را میتوان به عنوان شاخصههایی برای تعیین میزان سلامت روحی آن جامعه قلمداد کرد. به همین ترتیب، نگاه و شیوهی برخورد افراد با حیوانات نیز میتواند جزء این شاخصهها قرار گیرد. صدالبته در ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر، طیف وسیعی از مردم اقبال خوبی به نگهداری از حیوانات در خانهها دارند. اما اخباری که از چندین سال پیش به این سو، در باب سوء رفتار با حیوانات به گوش میرسد، بیشتر حکایت از افزایش علائم خشونت در بطن جامعه دارد. خشونتی که در ابتدا مشمول بیدفاعترین شکلهای حیات مانند حیوانات میشود.
روانشناسان یکی از نشانههای هشداردهنده در مورد اختلالات روانی افراد را جنون حیوان آزاری یا به اصطلاح «zoo sadism» میدانند. در این بیماری که عموماً از سنین کودکی و نوجوانی آغاز میشود، فرد گرایش به اعمال تحقیر، شکنجه و آزار و حتی تجاوز به حیوانات را دارد. این مسأله به قدری جدی است که به والدین توصیه میشود تا در صورت مشاهدهی کوچکترین نشانههایی از این دست در فرزندانشان، آنرا با مشاوران کودک در میان بگذارند.
پروندهی بسیاری از مجرمین خطرناک مانند خفاش شب که مرتکب جنایات سریالی شدهاند، حاکی از تمایلات شدید حیوانآزاری در دوران کودکی است.
هشدار در مورد نشانههای رفتارهای خشونتآمیز اتفاق تازهای نیست و صفحات اینترنتی انجمنهای حمایت از حیوانات و کلینیکها مملو از درخواستهای کمک یا اعتراض به مصادیق اینگونه رفتارهاست. اما در این میان آنچه بیش از همه به چشم میآید، نبود قوانین لازم جهت پیشگیری از وقوع چنین اتفاقاتی است. به بیانی دیگر، افرادی که حیوانات را مورد سوء رفتار و شکنجه قرار میدهند، با این اطمینان که به هیچ روی تحت پیگیری و تعقیب قضایی قرار نخواهند گرفت، با اطمینان خاطر بیشتری به تکرار جرائم خود میپردازند.
قدر مسلم آن است که مقابله با پدیدهی آزار و اذیت حیوانات، نیاز به بررسی و مطالعات گستردهای دارد و میبایست این مسأله را در نظام تربیتی خانواده و نظام آموزشی مدارس درنظر گفت تا کودکان از سنین پایینتر با اهمیت رفتار مناسب با حیوانات و مهروزی به تمامی گونههای حیات آشنا شوند. اما این برنامهای است بلند مدت و شاید پیش از آن، کوتاهترین راه تدوین قوانین قضایی لازم برای برخورد با عاملان بدرفتاری با حیوانات باشد.
اپک تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.












