نویسنده: میلتون ازراتی
همانطور که انتظار میرود، پکن با دقت جنگ در خاورمیانه را زیر نظر دارد. این جنگ بهوضوح پیامدهای مهم نظامی و ژئوپولیتیکی در آسیا دارد، بهویژه در ارتباط با تایوان.
مهمترین پیامد اقتصادی فوری، مسدود شدن مسیرهای نفتی از طریق تنگه هرمز است. حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از محمولههای نفتی دریابرد جهان از این تنگه عبور میکند؛ نهتنها نفت ایران، بلکه عرضههایی از امارات متحده عربی، دیگر کشورهای عربی خلیج فارس و عربستان سعودی نیز از این مسیر میگذرند.
برای پکن، دشواریها کمتر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر میرسد. چین گزینههای جایگزینی دارد که میتواند برای مدت طولانی نیازهایش را تأمین کند. با این حال، افزایش قیمتهای جهانی قطعاً بر اقتصاد این کشور که پیشتر نیز با مشکل روبهرو بوده، فشار وارد خواهد کرد.
چین، برخلاف ایالات متحده، برای حدود ۷۰ درصد از نیازهای نفتی خود به واردات وابسته است که بخش زیادی از آن از ایران تأمین میشود و تمام نفت ایران از طریق تنگه هرمز عبور میکند. با درک آسیبپذیری این منبع مهم، برنامهریزان پکن در طول زمان تلاش کردهاند راههای مختلفی برای محافظت از اقتصاد در برابر اختلال در عرضه پیدا کنند.
بخشی از این تلاشها شامل افزایش تولید از منابع نفتی داخلی بود. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، تولید نفت چین از چاههای داخلی و فراساحلی از سطح پایین ۳.۶۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۸، با افزایشی نزدیک به ۲۰ درصد، به حدود ۴.۴۵ میلیون بشکه در روز در اوایل سال ۲۰۲۵ رسیده است؛ که جدیدترین دورهای است که دادهها برای آن در دسترس است. با این حال، حتی این میزان تولید داخلی نیز فاصله زیادی با نیازهای نفتی کشور دارد که در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱۶.۴ میلیون بشکه در روز رسیده بود.
درک این کمبود نزدیک به ۱۲ میلیون بشکه در روز و آسیبپذیری جریان واردات، یکی از انگیزههای اصلی پکن برای توسعه خودروهای برقی بود؛ خودروهایی که مقامهای چینی از آنها با عنوان «وسایل نقلیه انرژی نو» یاد میکنند. رسانههای غربی این اقدام را گامی قابلتحسین در حوزه محیطزیست معرفی کردهاند؛ اما در واقع این سیاست بیش از هر چیز پاسخی به آسیبپذیریهای نفتی کشور است.
چین میتواند برق مورد نیاز این خودروهای برقی را با استفاده از منابع فراوان زغالسنگ خود تأمین کند؛ و در عمل نیز همین مسیر را در پیش گرفته است. تا سال ۲۰۲۵، چین سرعت تولید برق جدید با استفاده از زغالسنگ را به بیش از دو برابر پنج سال قبل و بیش از شش برابر سال ۲۰۱۸ افزایش داده است. جایگزین کردن زغالسنگ بهجای نفت، عملاً یک اقدام زیستمحیطی محسوب نمیشود؛ بلکه موضوعی مربوط به تأمین انرژی است.
اگر خودروهای برقی در سمت تقاضا به حل مشکل نفتی چین کمک میکنند، در سمت عرضه نیز پکن تلاشهایی برای ایجاد یک ذخیره عظیم اضطراری نفت انجام داده است؛ ذخیرهای در حدود ۱.۳ میلیارد بشکه که برای پوشش نیازهای وارداتی کل اقتصاد به مدت دستکم ۱۰۰ روز کافی است. از آنجا که همه نفت وارداتی چین از خلیج فارس تأمین نمیشود و ایالات متحده نیز به ونزوئلا اجازه داده است قراردادهای فروش نفت خود به چین را اجرا کند، این ذخیره احتمالاً میتواند مدت بیشتری دوام بیاورد. این ذخیره حتی میتواند باز هم طولانیتر دوام داشته باشد، اگر جمهوری اسلامی ایران به تعهد اخیر خود برای اجازه عبور نفتکشهای با پرچم چین از تنگه عمل کند.
همچنین نفت روسیه نیز مطرح است. سال گذشته، چین حدود ۱۸ درصد از نیازهای نفتی خود را از روسیه تأمین کرد. در شرایط اضطراری، چین میتواند خریدهای خود را افزایش دهد؛ و قطعاً روسها نیز از فروش بیشتر استقبال خواهند کرد.
اگر چین در حال حاضر بتواند تا حدی نسبت به تأمین نفت خود احساس امنیت کند، مسئله قیمت همچنان باقی است. نفت، صرفنظر از محل خرید یا فروش، با قیمت جهانی معامله میشود. حتی در حالی که چین توانسته نیازهای تأمین خود را پوشش دهد، کمبود جهانی ناشی از جنگ باعث شده قیمت هر بشکه نفت از کمتر از ۶۰ دلار در ابتدای سال به نزدیک ۱۰۰ دلار در زمان اخیر برسد؛ افزایشی حدود ۷۰ درصد.
مصرفکنندگان چینی این نفت ناچارند این قیمت بالاتر را بپردازند، صرفنظر از اینکه نفت از کجا تأمین شده باشد. و از آنجا که همه منابع انرژی در نهایت میتوانند جایگزین یکدیگر شوند، این افزایش قیمت فشار صعودی بر قیمت زغالسنگ، انرژی بادی، خورشیدی و برق نیز وارد خواهد کرد. این موضوع بار مضاعفی بر اقتصاد چین تحمیل میکند؛ بهویژه در شرایطی که پکن اخیراً نیاز داشته مصرف داخلی را تحریک کند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: میلتون ازراتی کمکویراستار نشریه نشنال اینترست، زیرمجموعه مرکز مطالعات سرمایه انسانی دانشگاه بوفالو، و اقتصاددان ارشد شرکت ارتباطاتی وستد در نیویورک است. او پیش از حضور در وستد بهعنوان استراتژیست بازار و اقتصاددان ارشد برای لرد، ابت و شرکا کار میکرد. ازراتی اغلب برای سیتی ژورنال و بهطور مرتب برای مجله فوربز مقاله مینویسد. «سی فردا: سه دهه آتی جهانیشدن، جمعیتشناسی و چگونه زندگی خواهیم کرد» آخرین کتاب اوست.
















