نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو
بیکاری روزافزون نسل جوان چین و گرایش به جنبش «دراز کشیدن»، «آدمهای موشی» و «نوههای تماموقت» حاکی از گسست بین برنامه شی جینپینگ، رهبر چین، برای جوانسازی ملی و نسلی است که هیچ میل و توانی برای کار کردن ندارد.
وقتی از «جوانان سرخورده» یا «نسل سرخورده» چین صحبت میشود، منظور بحران کاهش جمعیت و سالخوردگی است. این مشکلات از اتخاذ سیاست تکفرزندی در چند دهه اخیر نشأت میگیرند که با افزایش شدید هزینههای زندگی همراه شده است. با رقابتیتر شدن بازار کار و ادامه روند صعودی قیمت مسکن، بسیاری از جوانان ازدواج خود را به تأخیر میاندازند و مدت زمان بیشتری را قبل از ورود به بازار کار صرف تحصیل میکنند.
روند رشد جمعیت همچنان وخیم است. با اینحال، مشکل نگرانکنندهتری پدید آمده که به «نسل سرخورده» مربوط میشود: جوانانی که یا بهطور کامل از جامعه و بازار کار فاصله گرفتهاند یا قصد کار کردن دارند، اما در اقتصاد راکد چین هیچ شغلی پیدا نمیکنند.
گروه «جوانان سرخورده» شامل افرادی است که شغلهای غیرواقعی دارند یا عضو جنبش «صاف دراز کشیدن»، «آدمهای موشی» و «فرزندان تماموقت» هستند. این افراد که بخش قابلتوجهی از جمعیت چین را تشکیل میدهند، از وجود نوعی بیکاریِ پنهان حکایت دارند. از اینرو، نرخ واقعی بیکاری جوانان در رده سنی ۱۶ تا ۲۴ سال احتمالاً بالاتر از نرخ ۱۴ تا ۱۶.۵ درصد است که در رسانههای جریان اصلی مطرح میشود.
فشار ناشی از پیدا کردن شغل در بازار کار بحرانزده چین باعث پیدایش روندی شده که جوانان بیکار برای «تظاهر به داشتن شغل» پول میدهند. بعضی از جوانان بهجای اینکه قبول کنند قادر به یافتن شغل نیستند، روزانه ۳۰ تا ۵۰ یوآن (۴ تا ۷ دلار) پول میدهند تا در دفاتر کار اشتراکی وقت بگذرانند و از میز، کامپیوتر، اینترنت و یک وعده غذایی استفاده کنند. افراد از این فضا برای پیدا کردن شغل، انجام پروژههای شخصی یا بهرهمندی از ساختار و تعاملات اجتماعی محیطهای کاری استفاده میکنند.
پول دادن بابت شغلهای غیرواقعی برای بعضی از جوانان چینی، راهی برای حفظ عزتنفس، کاهش فشار خانواده یا گذراندن دوره کارآموزی دانشگاه است. این روند از سرخوردگی ناشی از کمبود فرصتهای شغلی و ناهماهنگی نظام آموزشی و بازار کار حکایت دارد. بسیاری از جوانان همچنان به یافتن شغل امیدوارند، اما بعضیها بهطور کامل کنار کشیدهاند و به جنبش «بگذار تباه شویم» ملحق شدهاند.
این گروه از دل جنبش «صاف دراز کشیدن» در سال ۲۰۲۱ پدید آمده که مردم به موجب آن به مخالفت با فرهنگ طاقتفرسای کاری «۹۹۶» (کار کردن از ۹ صبح تا ۹ شب، ۶ روز در هفته)، هزینههای سرسامآور زندگی و عدم امکان پیشرفت اجتماعی پرداختند؛ عواملی که درمجموع باعث شدهاند پیشرفت شغلی بهویژه برای جوانان کمدرآمد یا قشر متوسط تقریباً غیرممکن شود. این جنبش همزمان یک سازوکار روانی برای کنار آمدن با شرایط و نوعی مقاومتِ خاموش است که کار کردن در حد رفع نیازهای اولیه را به مشاغل پرتنش و پردرآمد ترجیح میدهد.
گروه «آدمهای موشی» شکل افراطیتر فرهنگ هنجارشکنانه «صاف دراز کشیدن» است. این افراد با رقابت اجتماعی بیپایان، فشارهای آموزشی و سبک زندگی مبتنی بر بهرهوری تمامعیار که از سوی نظام آموزشی و بازار کار به آنها تحمیل میشود، مخالف هستند. این جنبش در شرایطی پدید آمده که انتظار میرود تعداد بیسابقهای از فارغالتحصیلان- ۱۲.۲ میلیون نفر- در سال ۲۰۲۵ وارد بازار کار اشباعشده چین شوند. بسیاری از جوانان احساس میکنند که پیشرفت شغلی برای آنها هر روز دستنیافتنیتر از دیروز میشود.
این جنبش که در بین افراد بیکار یا کمدرآمد نسل هزاره و نسل زد محبوب است، با سبک زندگی شبانه، کمتحرک و گوشهگیرانهای گره خورده که به رفتار موشها شباهت دارد: پرهیز از نور، ماندن در خانه و زندگی آرام در حاشیه. این افراد روزها را در تخت سپری میکنند، در فضای مجازی پرسه میزنند، غذای بیرون میخورند و «برنامههای روزانه» خندهدار و تمسخرآمیز خود را در پلتفرمهایی مانند شیائوهونگشو، دویین و ردنوت منتشر میکنند.
برخلاف «صاف دراز کشیدن» که در آن افراد همچنان علایق شخصی خود را دنبال میکنند، «آدمهای موشی» آگاهانه از نظم و انضباط و وظایف اجتماعی فاصله گرفته و در تقابل با اینفلوئنسرهای جذاب و موفق قرار میگیرند و بهجای اینکه ویدئوهای ورزش کردن در ساعت ۴ صبح را به اشتراک بگذارند، ویدئوهایی از خود منتشر میکنند که نشان میدهد در ساعت ۴ عصر همچنان از تخت بیرون نیامدهاند.
این جنبش تا حدی از سوی جوانانی شکل گرفته که والدینشان از دوران رونق اقتصادی چین استفاده کردهاند و اکنون میتوانند حامی مالی فرزندان خود باشند تا آنها برای یک دوره طولانی بیکار بمانند. بعضیها برای جلب توجه به شکلی اغراقآمیز عمل میکنند، اما کارشناسان معتقدند که این روند از سرخوردگی عمیق جوانان حکایت دارد.
یکی دیگر از مصادیق رویگردانی جوانان از مشاغل و کسبوکارهای سنتی، ظهور پدیده «فرزندان تماموقت» است؛ جوانانی که از پدر و مادرشان پول میگیرند تا در خانه بمانند، به کارهای خانه رسیدگی کنند و مراقب دیگر اعضای خانواده باشند. بسیاری از آنها برای رهایی از فضای رقابت از شغل یا تحصیل صرفنظر کردهاند و بعضیها بعد از ناکامی در پیدا کردن شغل به خانه بازگشتهاند.
روند مشابهی با عنوان «نوههای تماموقت» در حال شکلگیری است. در این حالت، جوانان بیکار به خانه بازمیگردند تا از پدربزرگ و مادربزرگ خود مراقبت کنند. نقش آنها شامل همصحبتی، حمایت عاطفی و کمکهای روزانه میشود و اغلب صمیمانهتر از نقش «فرزندان تماموقت» است. بسیاری از این افراد از مستمری پدربزرگ و مادربزرگ خود استفاده میکنند و این امکان را دارند که بهطور کامل روی مراقبت از آنها تمرکز کنند.
حزب کمونیست چین، بیتفاوتی فزاینده جوانان را تهدیدی برای رشد اقتصادی کشور میداند؛ پدیدهای که با فراخوان شی جینپینگ مبنی بر مشارکت جوانان در برنامه «جوانسازی ملی» مغایرت دارد. شی در حال احیای ادبیات دوران جنگ است و از شهروندان میخواهد که از «راهپیمایی طولانی» و «نبرد آبگیر چوسن» الهام بگیرند و خود را بهویژه برای جنگ احتمالی با آمریکا و تایوان آماده کنند.
نرخ بالای بیکاری جوانان در کنار این گرایشات اجتماعی ناسالم از گسست فزاینده اهداف بسیج نظامی حزب کمونیست و بلندپروازیهای اقتصادی شی برای پیشی گرفتن از آمریکا در یک دهه آتی حکایت دارد. حزب کمونیست هرگز مسئولیت شکلگیری «نسل سرخورده» چین را برعهده نخواهد گرفت، اما کنترل روزافزون حزب بر اقتصاد و جامعه به کاهش شتاب رشد اقتصادی دامن زده و نسل جوانان سرخورده را پدید آورده که نمیتوانند وارد بازار کار شوند یا تمایلی به انجام این کار ندارند. این امر میتواند باعث درجا زدن چین کمونیستی شود و امیال و آرزوهای پکن برای سلطه جهانی را به بیراهه بکشاند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو تحلیلگر اقتصادی چین است که بیش از ۲۰ سال را در آسیا سپری کرده است. آقای گراسفو فارغالتحصیل دانشگاه ورزش شانگهای است، دارای مدرک امبیای از دانشگاه شانگهای جیائوتنگ است و در دانشگاه نظامی آمریکا در رشته دفاع ملی تحصیل کرده است.
















