استبداد و دیکتاتوری، سرشت فرهنگ حزبی هستند. این فرهنگ در خدمت سیاست و مبارزات حزب است. محیط مملو از وحشت و استبداد حزب را میتوان از چهار جنبه مورد بررسی قرار داد:
جنبهی سلطه گری و مراقبت
الف- فرهنگ انزوا
فرهنگ حزب کمونیست فرهنگی منزوی و انحصاری بدون آزادی تفکر، آزادی کلام، آزادی معاشرت و آزادی اعتقادی است. مکانیزم چیرگی و تسلط این حزب شبیه سیستم هیدرولیک است که در آن فشار بالا و یکسویه بودن اساس حفظ نیروی کنترل را تشکیل میدهد. تنها نشتی کوچک کافیست تا کل سیستم از هم بپاشد. برای مثال حزب از گفتگو و مذاکره با دانشجویان در جنبش چهارم ژوئن امتناع کرد. [۸۰] حکچ از این میترسید که اگر این نشتی فوران کند، کارگران، رعایا، روشنفکران و نظامیان نیز ممکن است خواستار گفتمان شوند. در نتیجه ممکن بود که چین بهسمت دمکراسی سوق پیدا کرده و دیکتاتوری تک حزبی مورد خطر قرار گیرد. بنابراین دولت کشتن را به تسلیم در مقابل خواستهی دانشجویان ترجیح داد. امروزه حکچ با به خدمت گرفتن دهها هزار ”پلیس اینترنتی“ تمامی ارتباطات شبکهای را زیر نظر دارد و مستقیماً هر پایگاه اینترنتی مرتبط با خارج از کشور را که مورد پسندش نباشد مسدود میکند.
ب- فرهنگ رعب و وحشت
در طول ۵۵ سال گذشته حکچ همواره با حربهی ایجاد رعب و وحشت به سرکوبی افکار مردم چین پرداخته است. شلاقها و چاقوهای قصابیشان مردم را به تسلیم وادار ساخته چرا که همواره این انتظار وحشتناک در ذهن مردم نهیب میزند که چه وقت نوبت آنان فرا میرسد. مردمی که در محیط ترس زندگی کردهاند مطیع گشتهاند. طرفداران دمکراسی، متفکران مستقل، منتقدان داخل سیستم (حکچ) و اعضای گروههای مذهبی و معنوی همگی هدف کشتار رژیم قرار گرفتهاند تا درسی برای عامهی مر
ج- فرهنگ کنترل شبکهای
دم باشند، حزب در پی خفه کردن هر نوع اعتراضی در نطفه است.
کنترل اجتماعی رژیم حکچ بسیار جامع و فراگیر است. سیستم ثبت نام خانوادهها به عنوان عضو حزب، سیستم کمیتهی نظارت بر محله و همسایگان و سطوح مختلف تشکیل دهندهی ساختار کمیته، همگی اجزاء این شبکه هستند.”
مردم در چین توسط شبکهای از شاخههای حزب، نظام ثبتنام خانواده، کمیتههای نظارت بر محله و همسایگان و گزارشهای خصوصی تحت کنترل قرار میگیرند.
شاخههای حزب در سطح مجمع یا گروه پایهگذاری شدهاند.“ ”همه و هر یک از روستاها شاخهی حزبی خود را دارند.“ حزب و لیگ جوانان کمونیست هر یک مسئول انجام یک سری فعالیتهای منظم و مدون هستند. حکچ در این خصوص شعارهایی را نیز مطرح کرده است.
برخی از این شعارها عبارتند از: ”از در منزل خود مراقبت کن و نزدیکانت را زیر نظر داشته باش.“ ”نزدیکانت را از اعتراض و مخالفت نهی کن.“ ”مصرانه در جهت تحقق وظایف سیستم قدم بردار، انجام وظایف را سرلوحهی زندگی خود قرار ده و با تحقیق و تفحص سعی در یافتن و انجام وظایف بهطور خودجوش داشته باش. بهوش باش و همه جا را قویاً زیر نظر داشته باش. قوانین و مقررات را جدی بگیر و در تمام طول شبانه روز اقدامات کنترلی و بازدارنده را از یاد نبر.“ ”ادارهی ۶۱۰ [۸۱] کمیتهی نظارتی را تشکیل خواهد داد تا فعالیتهای مناطق را بدون برنامه بازدید و بهطور پیش بینی نشده و ناگهانی بازرسی و نظارت نماید.“
د- فرهنگ اتهام
حکچ اصول قوانین و مقررات جوامع پیشرفته را کاملاً نادیده گرفته و سعی در تقویت بی حد و حساب سیاست درگیری داشت. او با استفاده از قدرت مطلق خود، بستگان کسانی را که به آنان لقب ”ملاک“، ”ثروتمند“، ”مرتجع“، ”عامل نامطلوب“ و ”طرفدار جناح راست“ داده میشد تنبیه میکرد. حکچ تئوری ”منشأ طبقات“ را پیشنهاد کرد. [۸۲]
امروز اگر رهبران ارشد در انجام وظایف خود از جمله اتخاذ اقدام مناسب در جهت جلوگیری از تمرینکنندگان فالون گونگ و حرکت آنان بهسوی پکن بهمنظور ایجاد اغتشاش قصور کنند، حکچ ضمن گرفتن نقش رهبری از آنان بهطور علنی توبیخشان میکند. حتی در موارد جدیتر پا را از توبیخ نیز فراتر گذاشته و تنبیهات سختتری را اتخاذ میکند. ”اگر کسی فالون گونگ را تمرین کند، تمام بستگان او نیز از کارهایشان برکنار میشوند.“ ”اگر یک کارمند در یک شرکت یا اداره متمایل به فالون گونگ تشخیص داده شود تمامی کارمندان آن اداره از گرفتن پاداش و اضافه حقوق محروم خواهند شد.“ حکچ حتی اقدام به اجرای سیاستهای تبعیض نیز نمود که در آن کودکان به دو گروه ”آنهایی که میتوانند تحصیل کرده و تغییر یابند“ و گروه دوم که شامل ”پنج لیست سیاه“ (ملاکان، کشاورزان ثروتمند، مرتجعان، عناصر نامطلوب و راستگرایان) بود تقسیم میشدند. حزب با تشویق مردم به اطاعت از خود شعار ”درستکاری را ورای وفاداری به خانواده قرار دهید“ را ترویج میداد. سیستمهایی مثل نظام آرشیو پرسنلی و سازمانی و نظام جابهجایی موقت، بهمنظور حصول اطمینان از تحقق این سیاست پایهگذاری شدند. مردم به متهم کردن و لو دادن دیگران در جهت منافع حزب تشویق میشدند و در مقابل این همکاری پاداش دریافت میکردند.
جنبههای تبلیغی
الف- فرهنگ یک صدایی
در دورهی انقلاب فرهنگی، چین پر شد از شعارهایی مثل ”تعلیمات عالی“، ”یک جملهی (مائو) مطابق ده هزار جملهای است که همگی حقیقت داشته باشند.“
تبلیغات مملو از دروغ، خشونت و نفرت هستند
تمامی رسانهها بهطور واحد حزب را تحسین کرده و آنرا پشتیبانی میکردند. زمانی که نیاز بود تمامی رهبران سطوح مختلف حزب اعم از دولتی، نظامی، کارگران، لیگ جوانان و سازمان زنان به صحنه آورده میشدند تا از حزب دفاع کنند. همگی میبایست که به سنگ محک آزموده میشدند.
ب- فرهنگ ترویج خشونت
مائو زدانگ گفت: ”با داشتن ۸۰۰ نفر جمعیت چگونه میتوان انتظار داشت که درگیری و نزاعی وجود نداشته باشد؟“ در زمان شکنجه و آزار و اذیت فالون گونگ، جیانگ زمین گفت: ”هیچ تنبیهی برای کسانی که تمرینکنندگان فالون گونگ را با ایجاد ضرب و جرح به قتل برسانند در نظر نمیگیریم.“ حکچ لفظ ”جنگ تمام عیار“ را بهکار برد و گفت ”بمب اتمی تنها یک ببر کاغذی است… حتی اگر نیمی از جمعیت چین کشته شوند، نیم دیگر قادرند که سرزمین مادریمان را بازسازی کنند.“
ج- فرهنگ ایجاد تنفر
جملهی ”رنج و محنت طبقات (فقیر) قابل گذشت نیست و خشم خود را در اشک و خون خود زنده بدارید“ تبدیل به یک سیاست ملی اصولی شد.
حکچ این جمله را میآموخت: ”خشم خود را گاز بگیرید، بجوید و فرو دهید. خشم را در دل خود بکارید تا جوانه بزند.
ظلم به دشمنان طبقاتی، یک مزیت محسوب میشد. حکچ این جمله را میآموخت: ”خشم خود را گاز بگیرید، بجوید و فرو دهید. خشم را در دل خود بکارید تا جوانه بزند.“ [۸۳]
د- فرهنگ فریب و دروغ
در اینجا به چند دروغ حکچ میپردازیم ”محصول هر مو (mu) [۸۴] از خاک بیش از ۱۰ هزار جین (jin) است“ در زمان سیاست ”گامی بزرگ به جلو“ سال ۱۹۵۸. ”حتی یک نفر هم در میدان تیانآنمن کشته نشد“ در زمان کشتار و قتل عام دانشجویان در چهارم ژوئن سال ۱۹۸۹. ”ما ویروس سارس را کنترل کردهایم“ در سال ۲۰۰۳. ”در حال حاضر حقوق بشر بهطور کامل در کشور چین رعایت میشود“ و ”نمودهای سهگانه.“ [۸۵]
ه- فرهنگ شستشوی مغزی
اینها چندین شعاری هستند که بهمنظور شستشوی مغزی مردم ابداع شد. ”بدون حزب کمونیست، چین نوین بهوجود نخواهد آمد.“ ”نیروی پیش برندهی ما به سمت آرمان اصلیمان حکچ است و مبنای فکری و تئوری اصلی که تفکر ما را شکل میدهد مارکسیسم – لنینیسم است.“ [۸۶] ”اتحاد کامل خود را با کمیتهی مرکزی حزب برقرار کن.“ ”دستورات حزب را اجرا کن اگر برایت قابل فهم هستند، حتی اگر قادر به فهم آنها نیستی، آنها را انجام بده تا در اثر انجام دستورات به فهم عمیق آنها نایل شوی.“
و- فرهنگ تملق و چاپلوسی
”آسمان و زمین بزرگند و بزرگ تر از آنها محبت و لطف حزب است.“ ”ما همهی موفقیتهای خود را مدیون حزب هستیم.“ ”من حزب را همچون مادر خود میدانم.“ ”من زندگی خود را وقف محافظت از کمیتهی مرکزی حزب خود میکنم.“ ”حزبی بزرگ، باشکوه و درستکار.“ ”حزب شکست ناپذیر“ و غیره.
ز- فرهنگ تظاهر و ادعا
حزب فرهنگ الگوسازی و سرمشقگرایی را یکی پس از دیگری پایه گذاشت و پیشرفتهای قومی و ایدئولوژیکی اجتماعی را ترویج داد. او همچنین تحصیلات ایدئولوژیکی را در اجتماع ترغیب کرد. در نهایت، مردم همانچیزی را که قبل از مبارزات انجام میدادند از سر گرفتند. همهی سخنرانیهای عمومی، جلسات مطالعاتی و تشریک تجربیات، یک نمایش سطحی بود و در خاتمه معیارهای اخلاقی جامعه به عقبگردی بزرگ در مسایل اخلاقی انجامید.
جنبهی ارتباطات بین افراد
الف- فرهنگ حسادت
حزب شعار ”برابری مطلق“ را اشاعه داد بنابراین هرکس که پیشرفتی در جهت متمایزشدن از بقیه مینمود هدف حمله قرار میگرفت. مردم به افرادی که از توانایی بیشتری برخوردار هستند و از دیگران متمولتر هستند – به اصطلاح ”سندرم چشم قرمز“ [۸۷] – حسادت میکنند.
ب- فرهنگ زیر پا قرار دادن همدیگر
حکچ فرهنگ ”مبارزهی رو در رو و گزارش دادن پشت سر“ را اشاعه میداد. لو دادن اطرافیان، جاسوسی کتبی در مورد آنها، تحریف واقعیات و بزرگنمایی اشتباهات آنها همگی از نکات بارز این فرهنگ بودند. این رفتارهای موذیانه ملاک نزدیکی به حزب و دستیابی به پیشرفت محسوب میشدند.
تأثیرات ظریف بر ذات درونی و رفتار برونی مردم
الف- فرهنگ تبدیل انسان به ماشین
حزب مردم را همچون ”قطعات پر استقامت ماشین انقلاب“ میخواست. مطلوب او مردمی بودند که همچون ”ابزاری بدون خطا در جهت تحقق منافع حزب عمل کنند“ و یا عواملی باشند که ”در هر جهت که حزب از آنها میخواست، حمله کنند.“ ”سربازان مائو همواره گوش بهفرمان حزب بوده و در هر جایی که حزب از آنها بخواهد حرکت کرده و در هرکجا که مقاومت و سختی وجود داشته باشد مستقر میشوند.“
ماشین تبلیغاتی حکچ روز به روز، بیشتر افکار مورد نیاز حزب کمونیست را به درون ذهن و اعتقادات مردم تزریق میکرد.
ب- فرهنگ اختلاط حق و باطل
در دورهی انقلاب فرهنگی، حکچ ”علفهای هرز حاصل سوسیالیست را به محصول کاپیتالیست ترجیح میداد.“ در کشتار چهارم ژوئن به ارتش دستور داده شد تا دانشجویان را به قیمت ۲۰ سال ثبات حزب به خاک و خون بکشد. حکچ همچنین هر آنچه را که برای خود روا نمیدانست برای دیگران روا داشت.
ج- فرهنگ شستشوی مغزی خود خواسته و اطاعت بی قید و شرط
”زیر دستان، مطیع فرمان بالا دستان هستند و کل حزب مطیع فرمان کمیته مرکزی.“ ”بجنگید بدون هیچ رحمی و هر گونه فکر خودخواهانهای را که به ذهنتان خطور میکند ریشهکن کنید.“ ”از اعماق روحتان یک انقلاب را برون فشانید.“ ”تا حداکثر امکان با کمیتهی مرکزی حزب همراستا باشید.“ ”افکار، قدمها، دستورات و فرامین را متحد کنید.“
د- فرهنگ ایمن کردن موقعیت شکست پذیر
”چین بدون حزب کمونیست دستخوش هرج و مرج است.“ ”چین بسیار وسیع است. چه کسی بهجز حکچ میتواند آنرا رهبری کند؟“ ”اگر چین درهم بشکند، فاجعهای جهانی به وقوع میپیوندد، از این رو باید حکچ را در حفظ رهبریتش یاری کنیم.“ از ترس و واهمه و بهخاطر حفاظت از خود، گروههایی که گاهی اوقات حتی چپتر از حکچ ظاهر میشدند، بهطور پیوسته توسط حکچ سرکوب میشدند.
مثالهای بسیار دیگری از این قبیل وجود دارند. هر رهبری به احتمال زیاد میتوانست از تجارب شخصی خود، انواع گوناگونی از عناصر فرهنگ حزبی را بیابد.
مردمی که درگیر انقلاب فرهنگی بودند ممکن است هنوز ”نمایش مدل“ از اُپراهای مدرن، سرودهایی با سخنان مائو و رقص وفاداری را بهطور واضح بهخاطر بیاورند. بسیاری از آنها هنوز کلمات گفتمان ”دختر سپید موی“[۸۸]، ”مبارزاتتونل“ [۸۹] و ”جنگمعادن“ [۹۰] را به یاد دارند.
حکچ از طریق همین آثار ادبی ذهن مردم را شستشو داد و مغز آنان را با کلماتی مثل حزب ”چه باشکوه و عظیم است“؛ ”چه بیباک و شجاعانه“ حزب ما در مقابل دشمنان مقاومت کرد؛ سربازان حزب ”چه سراپا خود را وقف حزب کردهاند“؛ چقدر مشتاقانه جان خود را در دفاع از حزب بر کف نهادهاند؛ و چه احمق و خونخوار است دشمن ما، پر کرد.
ماشین تبلیغاتی حکچ روز به روز، بیشتر افکار مورد نیاز حزب کمونیست را به درون ذهن و اعتقادات مردم تزریق میکرد. امروز اگر کسی به گذشته رجوع کند و اشعار حماسی و رقصهای موزیکال همچون ”شرق سرخ است“ را مرور کند در مییابد که تمامی مضمون و سبک این اشعار و نمایشها دربارهی ”کشتن، کشتن و کشتن بیشتر“ است.
همزمان حکچ زبان و گفتار خاص حزبی خود را ابداع کرد، مانند زبان فحشآمیز در انتقاد جمعی، کلمات چاپلوسانه برای تحسین حزب و تشریفات اداری بیهوده مثل ”مقالهی هشت قسمتی.“ [۹۱] مردم بهطور ناخودآگاه به صحبت بر اساس نظام فکری حزب مبنی بر مبارزهی طبقاتی، تمجید حزب و استفاده از زبان زور و تحکمآمیز بهجای صحبت آرام و منطقی سوق داده میشدند. حکچ حتی لغتنامهی مذهبی را مورد سوء استفاده قرار داده و مفاهیم آن اصطلاحات را تحریف کرده است.
یک قدم ورای حقیقت اشتباه است. فرهنگ حزبی حکچ اصول اخلاقی سنتی چین را نیز تا حدی مورد سوء استفاده قرار داده است. برای مثال فرهنگ سنتی وفا و صداقت را ارزش میداند. حزب کمونیست نیز همین ادعا را دارد و حال آنکه آنچه را که حزب میخواهد صرفاً صداقت و وفا در مقابل خواستههای حزب است. فرهنگ سنتی بر احترام به خانواده حرمت مینهد. حکچ نیز برای کسانی که به والدین خود در صورت نیاز کمک نکنند مجازات زندان در نظر گرفته است ولی علت اصلی آن این است که اگر کمک مالی از سوی فرزندان نباشد بارمالی آن بهدوش دولت خواهد افتاد. زمانی که منافع حزب طلب کند، کودکان بهطور کامل از والدین خود جدا میشوند. فرهنگ سنتی بر وفاداری تکیه دارد پس اصل اهمیت را در درجهی اول بر مردم، بعد کشور و در آخر حاکم، استوار کرده حال آنکه وفاداری مورد نظر حکچ صرفاً ایثار و از خود گذشتگی کورکورانه است. آنقدر کورکورانه که بر اساس آن مردم باید بدون قیدوشرط و سؤال و جواب از آن اطاعت کنند.
کلماتی که اغلب توسط حکچ بهکار میروند بسیار گمراه کننده هستند. برای مثال جنگ داخلی بین KMT و کمونیستها را ”جنگ رهایی“ نامیدند گویی که مردم از ستم و مظلومیت ”رهایی“ یافتهاند. حکچ دورهی پس از سال ۱۹۴۹ را دوران ”پس از پایهگذاری کشور چین“ نامید، حال آنکه در واقع چین مدت زمان بسیار مدیدی قبل از آن وجود داشته است. حکچ به سادگی یک رژیم سیاسی جدیدی را بر سر کار نهاد. سه سال قحطی [۹۲] ”سه سال بلای طبیعی“ نامیده شد، حال آنکه در واقع یک بلای طبیعی نبود بلکه بحران و فاجعهای حاصل دست بشر بود. به هرحال با شنیدن مداوم این کلمات در زندگی روزمره و تأثیرگیری ناخواسته از آنها ایدئولوژی حزبی حکچ به مردم القاء گردید.
در فرهنگ کهن چین، موسیقی به عنوان راهی برای محدود کردن امیال نفسانی انسان است. در کتاب آواز (یو شو) (Yue Shu)، جلد ۲۴ دستنوشتههای تاریخنویس (شی جی) (Shi Ji)، سیما چیان (Sima Qian) (بین سالهای ۱۴۵ تا ۸۵ قبل از میلاد) [۹۳] گفت که سرشت انسان صلحجو است؛ تحریکات عوامل خارجی احساسات را تحت تأثیر قرار داده و احساسات عشقی و نفرتی او را بسته به شخصیت و عقل شخص، متلاطم میکند. اگر این احساسات محدود و کنترل نشوند شخص توسط وسوسههای خارجی بیشمار و بیپایان اغوا میگردد و به فرمان احساسات باطنیاش مرتکب اعمال زشت میگردد. بنا به گفتهی سیما چیان امپراطورها در گذشته با استفاده از سرودهای مذهبی و موسیقی مردم را آرام نگه میداشتند. ترانهها باید ”شاد باشند ولی نه کثیف و هرزه، سوزناک باشند ولی نه بیش از حد اندوهناک و افسردهکننده.“ باید بیانگر تمایلات و احساسات باشند ولی در عین حال باید برای این ابراز احساسات کنترل و محدودیتی قائل باشند. کنفسیوس در ”منتخبات“ گفته است: ۳۰۰ جمله از کتاب اُدِس (The Odes) (یکی از ۶۰۰ گفتهی نغز که توسط کنفسیوس تدوین و ویرایش شده است) را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: ”از فکر پلید بر حذر باش.“
موسیقی با تمام ابعاد زیبایش بهدست حکچ به عنوان وسیلهای برای شستشوی مغزی مردم مورد استفاده قرار گرفت. اشعار سرودهایی مثل ”سوسیالیسم خوب است“ و ”چین نوین بدون حزب کمونیست محکوم به فنا است“ از کودکستان گرفته تا دانشگاه زمزمهی دانش آموزان و دانشجویان بودند. با خواندن این اشعار مردم بهطور ناخودآگاه معانی آنها را میپذیرفتند. بعدها حکچ با دزدیدن آهنگهای زیبای اشعار محلی و جایگزین کردن محتوای آنها با آنچه در مدح حزب بود از آنها در جهت تبلیغات برای خود استفاده کرد. این کار دو هدف داشت. هدف اول نابودی فرهنگ سنتی و هدف دوم تبلیغ در جهت ارتقاء حزب بود.
در سخنرانی مائو در اجلاس یانآن (Yan’ an) در مورد هنر و ادبیات [۹۴] که یکی مدارک کلاسیک حکچ محسوب میشود او تلاشهای فرهنگی و ارتش را به عنوان ”دو جبههی جنگ“ معرفی کرد. او بیان داشت که داشتن یک ارتش و نیروی مسلح بهتنهایی کافی نیست. ارتشی مسلح به ادبیات و هنر نیز مورد نیاز است. او خاطرنشان کرد که ادبیات و هنر باید در خدمت سیاست باشند و ادبیات و هنرِ طبقهی کارگر چرخدندهها و پیچ و مهرههای ماشین انقلاب را تشکیل میدهد. از چنین نظام تفکری، ”فرهنگ حزب“ شکل گرفت که هستهی اصلی آن را ”الحاد“ و ”مبارزهی طبقاتی“ تشکیل میداد.
امروزه بسیاری از چینیها از فرهنگ سنتی واقعی خود کمترین اطلاعی ندارند.
فرهنگ حزب بهراستی کمک شایان توجهی برای پیروزی حکچ در بهدستگیری قدرت مطلق و کنترل بی قید و شرط جامعهی چین بود. فرهنگ حزب نیز درست مثل ارتش، زندانها و نیروی پلیس، ماشین بسیار خشنی بود که نوع متفاوتی از ظلم و قساوت را روا می داشت- قساوتِ مدل فرهنگی. این خباثت فرهنگی با نابودکردن ۵۰۰۰ سال فرهنگ سنتی، اراده را در مردم از بین برد و انسجام ملی مردم چین را سست کرد.
امروزه بسیاری از چینیها از فرهنگ سنتی واقعی خود کمترین اطلاعی ندارند. برخی از آنها بر این عقیده هستند که ۵۰ سال فرهنگ حزب معادل ۵۰۰۰ سال فرهنگ کهن چین است. این واقعیتی غمانگیز است. بسیاری نیز که به خیال خود با فرهنگ کهن چین در مبارزهاند از این واقعیت بیخبرند که در واقع با آنچه حکچ به عنوان فرهنگ سنتی معرفی کرده و در نتیجه، با خود ”فرهنگ حزب“ حکچ در جنگند نه با فرهنگ اصیل سنتی چین.
بسیاری از مردم امیدوارند که نظام جاری چین را جایگزین نظام دمکراتیک غربی کنند. در واقع، دمکراسی غربی نیز بر پایهی فرهنگ، ساخته شده است، بهویژه فرهنگ مسیحیت، که ”همگان را از دیدهی خداوند یکسان و دارای حق مساوی میداند“ و بنابراین به فطرت انسان و انتخاب او احترام میگذارد. چگونه ”فرهنگ حزب“ ملحد و غیر انسانی حکچ میتواند به عنوان زیرساخت یک نظام دمکراتیک غربی قرار گیرد؟
نتیجهگیری
انحراف چین از فرهنگ سنتی از زمان سلسلهی سونگ (Song) که بین سالهای ۹۶۰ تا ۱۲۷۹ بعد از میلاد حکمرانی میکرد آغاز گردیده و از آن زمان تاکنون همواره مورد آسیب عوامل مختلف قرار گرفته است. پس از جنبش چهارم می سال ۱۹۱۹ [۹۵] برخی از روشنفکرانی که در پی موفقیت سریع و منافع فوری بودند بهدنبال راهی برای دوری جستن از فرهنگ سنتی چین و نزدیک کردن آن به تمدن و فرهنگ غرب گشتند. با این وجود، درگیریها و منازعات و تغییرات در حوزهی فرهنگ، تنها به عنوان یک بحث آکادمیک مطرح بود و درگیری نظامی دولت را بهدنبال نداشت. زمانیکه دولت دست نشاندهی حکچ بهقدرت رسید این اختلاف نظرهای فرهنگی را اهمیت بخشید و آن را به عنوان بحث مرگ و زندگی حزب مطرح کرد. بنابراین حکچ حملهی خود به فرهنگ سنتی را با بهکار بردن ابزارهای تخریبی مستقیم و نیز سوء استفادهی غیر مستقیم با شگرد ”برداشت تفاله و دور ریختن عصاره“ آغاز کرد.
تخریب فرهنگ ملی نیز، عامل دیگری در روند پایهگذاری فرهنگ حزب بود. حکچ وجدان انسانی و قضاوت اخلاقی را تضعیف کرده و باعث شد تا مردم به فرهنگ سنتی خود پشت کنند. اگر فرهنگ ملی بهطور کامل نابود گردد، عِرق ملی نیز با آن از بین میرود و تنها یک اسم تو خالی برای آن ملت باقی میگذارد. این هشدار یک هشدار شعارگونه با بزرگنمایی سیاسی نیست.
همزمان با این امر، تخریب فرهنگ سنتی خرابیهای فیزیکی غیرمنتظره را نیز به همراه داشته است.
فرهنگ سنتی به یکی شدن و هماهنگی انسان و عرش و همزیستی موزون بین انسان و فطرت و طبیعت احترام میگذارد. حکچ مردم را به بهرهمندی از لذت بیپایان ناشی از جنگ بین آسمان و زمین ترغیب میکند. این فرهنگ مستقیماً باعث خرابیهای زیست محیطی موجود در چین امروز گردیده،
برای مثال به منابع آب میپردازیم. مردم چین با پشت کردن به سنتی که میگوید یک انسان شریف در راه ثروتمند شدن قدم برمیدارد ولی این کار را با شرافتمندی انجام میدهد بسیاری از عوامل زیستمحیطی و طبیعت را بهطور جدی آلوده و خراب کردهاند.
از طرف دیگر، فرهنگ سنتی اصل کیفیت زندگی انسان را بر اساس خوشبختی درونی میسنجد نه آرامش مادی صرف.
در حال حاضر بیش از ۷۵ درصد از ۵۰۰۰۰ کیلومتر (یا ۳۰۰۰۰ مایل) رودخانههای چین از لحاظ زیست ماهیها و آبزیان غیرقابل استفادهاند. بیش از یک سوم منابع آب زیر زمینی از ده سال پیش تاکنون آلوده گردیدهاند که این امر در حال حاضر نیز هر روز وخیمتر میشود.
برای اولین بار در طول تاریخ منظرهای بر روی رودخانهی هوایهه (Huaihe) بهوجود آمد که شنیدنی است: کودک خردسالی که در رودخانهی آلوده با مواد نفتی، مشغول بازی بود تصادفاً جرقهای ایجاد کرد که باعث شعلهور شدن سطح رودخانه با زبانههای آتش به ارتفاع ۵ متر شد. این زبانهها بیش از ۱۰ درخت بید را که در نزدیکی رودخانه بودند به آتش کشید و خاکستر کرد. [۹۶] کاملاً واضح است در بین کسانی که در آن نواحی زندگی کرده و این آب را مینوشند بیماریهای عجیب و سرطان کاملاً طبیعی است. دیگر مشکلات محیط زیست مثل بیابانی شدن و شور شدن زمینهای شمال غربی چین و آلودگی صنعتی مناطق دیگر نیز همگی ناشی از فقدان ارزش و احترام برای طبیعت است.
فرهنگ سنتی به زندگی احترام میگذارد. حکچ بر این عقیده است که ”شورش و طغیان توجیه پذیر است“ و”مبارزه با انسانها پر از لذت است.“ حزب تحت نام انقلاب میتواند دهها میلیون نفر را کشته یا گرسنگی دهد. این امر باعث از بین رفتن ارزش زندگی در میان مردم و زیاد شدن محصولات سمی و داروهای تقلبی در بازار است.
ما فقط از طریق احیا دوباره فرهنگ سنتی، میتوانیم در هماهنگی با آسمان و زمین زندگی کنیم.
برای مثال در شهر فویانگ (Fuyang) در استان آنهویی (Anhui) بسیاری از نوزادان سالم در طول دوران شیرخوارگی دست و پاهایشان رشد کامل نیافت و بدنشان بسیار نحیف و سرشان بزرگ شد. ۸ نوزاد در اثر این بیماری عجیب مردند.
پس از بررسیها معلوم شد که این عارضه به علت شیرخشک مسمومی بوده که توسط تولیدکنندگان سودجو و بی وجدان تولید شده بود. بعضی از مردم خرچنگ، مار و لاک پشت را با هورمون و آنتیبیوتیک خوراک میدهند و یا الکل صنعتی را با شراب ترکیب میکنند، برنج را با استفاده از مواد صنعتی جلا میدهند و آرد را با عوامل سفیدکننده صنعتی سفید میکنند. به مدت ۸ سال یک تولیدکننده در استان هِنان(Henan) هزاران ُتن روغنِ پخت و پز تولید و پخش میکرد.
این روغن حاوی مواد سرطانزا بود چرا که از روغنهای ضایعاتی و بازیافت روغن موجود در غذاهای پسمانده تهیه میشد. تولید غذاهای مسموم تنها یک امر منحصر به تولیدکنندگان محلی خاص نیست بلکه در سراسر کشور مرسوم است.
این تفکر سودجویی مادی به هر قیمتی که شده است، چیزی جز میوهی فرهنگ تخریب شده و به تبع آن، انسانیت و اخلاقیات سست شده، در اثر نابودی فرهنگ اصیل نیست.
برخلاف انحصارطلبی و نظام بستهی اجتماعی فرهنگ حزب، فرهنگ سنتی از ظرفیت بسیار بالای انسجام یافتهای برخوردار است. در زمان اوج شکوه و جلال سلسلهی تانگ (Tang)، آیینهای بودایی، مسیحیت و دیگر مذاهب غربی همه با هم و بهطور هماهنگ با تائوئیست و افکار کنفسیوسی در صلح و صفا همزیستی میکردند. چهار ببرِ آسیا (سنگاپور، تایوان، کرهجنوبی و هنگکنگ) یک هویت فرهنگی جدید تحت عنوان ”کنفسیوسهای جدید“، خلق کردهاند. اقتصاد شکوفای آنها نشان میدهد که فرهنگ سنتی مانعی بر سر راه پیشرفت اجتماعی نیست.
از طرف دیگر، فرهنگ سنتی اصل کیفیت زندگی انسان را بر اساس خوشبختی درونی میسنجد نه آرامش مادی صرف. ”ترجیح میدهم کسی پشت سر، مرا سرزنش نکند بهجای آنکه کسی در حضورم مدحم گوید. ترجیح میدهم آرامش فکری داشته باشم تا آسایش فیزیکی“ [۹۷] تائویوانمینگ (Tao Yuanming) [۹۸] (۳۶۵ تا ۴۲۷ بعد از میلاد) در فقر زندگی میکرد ولی روحی پر نشاط و شاداب داشت و تفریح او ”چیدن ستارهها و خیره شدن به کوههای دور دست جنوب بود.“
فرهنگ پاسخی برای سؤالاتی مثل چگونه تولیدات صنعتی را افزایش دهیم و یا چه سیستم اجتماعی را اتخاذ کنیم ندارد ولی در مقابل با ارائهی رهنمونها و محدودیتهای مثبت، نقش مهمی را در این زمینه ایفا میکند. زنده کردن دوبارهی فرهنگ سنتی از دست رفته تنها با بازیابی و مرهم نهادن بر حرمت از دست رفتهی آسمانها، زمین و طبیعت، احترام گذاشتن به زندگی و سر تسلیم فرود آوردن در مقابل خداوند امکان پذیر است. در این صورت است که انسان میتواند بهطور هماهنگ و موزون با آسمان و زمین زندگی کند و از موهبت الهی رسیدن به سنین بالا لذت ببرد.
[divide]
[۸۰] جنبش دانشجویی چهارم ژوئن توسط دانشجویان کالج آغاز شد که خواستار اصلاحات دمکراتیک در چین بین ۱۵ آوریل تا ۴ ژوئن سال ۱۹۸۹ بودند. این جنبش بعدها توسط ”ارتش آزادی بخش مردمی“ سرکوب شد و مجامع بینالمللی آنرا کشتار خونین چهارم ژوئن نامیدند.
[۸۱] آژانسی که بهطور خاص برای تحت تعقیب قراردادن فالون گونگ تأسیس شد و قدرت مطلق بر تمامی سطوح اداری و اجرایی حزب و تمامی سیستمهای سیاسی و قضایی دیگر داشت.
[۸۲] تئوری ”منشاء طبقات (یا دودمان یا اصل و نسب)“ تئوریای است که ادعا میکند فطرت شخص بستگی مستقیم به طبقهی خانوادهای که در آن بهدنیا آمده است دارد.
[۸۳] برگرفته از اشعار اُپرای مدرن ”افسانههای فانوس قرمز“ که یک نمایشنامهی مشهور است و در زمان انقلاب بزرگ فرهنگی بین سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ ساخته شد.
[۸۴] مو (Mu) واحد مساحت است که در چین بهکار میرود. یک مو معادل ۱۶۵∕∙ جریب است.
[۸۵] ”نمودهای سهگانه“ مدعیست که حزب باید همواره پیشرفتهای حاصله در نیروی تولید چین، فرهنگ پیشرفتهی چین و خواستهها و علایق پایهای اکثریت تودهها را به نمایش بگذارد.
[۸۶] افتتاحیهی ”اولین جلسه“ از ”اولین کنگرهی ملی مردمی جمهوری خلق چین“ (۱۵ سپتامبر۱۹۵۴).
[۸۷] سندرم ”چشم قرمز“ که معادل ”چشم سبز“ در فرهنگ غرب است برای توصیف شخصی بهکار میرود که زمانیکه دیگران را در صحنهی تلاش موفقتر از خود می بیند، احساس ناراحتی کرده و احساس میکند که حقش تضییع گردیده و باید او موفقتر از دیگران در نظر گرفته شود.
[۸۸] یک نمایشنامهی سمبلیک رسمی که در زمان انقلاب فرهنگی (۷۶-۱۹۶۶) بهوجود آمد. بر اساس افسانههای محلی ”دختر سپید موی“ یک موجود ابدی مؤنث است که در غاری زندگی میکند و از نیروی ماورای طبیعی برای پاداش دادن به عمل نیک و تنبیه اعمال زشت برخوردار است که حق را پشتیبانی و باطل را نابود میکند. با این وجود در این اُپرای چینی او به عنوان دختری مطرح گردیده که پس از آنکه پدرش در اثر مخالفت با ازدواج او با یک ملاک پیر زیر کتک کشته میشود به غاری پناه میبرد. او در اثر سوء تغذیه سپید موی میگردد. این داستان یکی از مهمترین آثار دِرام چین گردید که تنفر مردم از ملاکین را صد چندان میکرد.
[۸۹] مبارزاتتونل (Didua Zhan)، فیلم سیاه و سفید سال ۱۹۶۵ که در این فیلم حکچ ادعا کرد که شبه نظامیان او در چین مرکزی در تونلهای زیرزمینی مختلف در دههی ۱۹۴۰ با غارتگران ژاپنی جنگیدهاند.
[۹۰] جنگمعادن (Dilei Zhan) فیلم سیاه و سفید سال ۱۹۶۲ بود که در آن حکچ ادعا میکرد که شبه نظامیانش در استان هبی (Hebei) به وسیلهی مینهای دستساز در دههی ۱۹۴۰ با غارتگران ژاپن جنگیدهاند.
[۹۱] یک نوشتهی ادبی که آزمونهای مدنی حکومتی را توصیف میکند و بهواسطهی شکل خشک و ایدههای ضعیفش معروف است.
[۹۲] قحطی بزرگ سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ در چین بزرگترین قحطی در تاریخ بشر است. تعداد ”مرگ و میرهای غیر طبیعی“ این قحطی بین ۱۸ تا ۴۳ میلیون نفر تخمین زده میشود.
[۹۳] به مورد [۷] مراجعه کنید.
[۹۴] توسط مائوزدانگ سال ۱۹۴۲.
[۹۵] جنبش چهارم می اولین جنبش عظیم مردمی در تاریخ چین مدرن است که در ۴ می ۱۹۱۹ شروع شد.
[۹۶] چنگوییلی (Chen Guili)، هشدار رودخانهی هوایهه (Huaihe) سال ۱۹۹۵.
[۹۷] برگرفته از پیشگفتار کتاب دیدار لی یوان (Li Yuan) در بازگشت به پانگو (Pangu) نوشتهی هانیو (Han Yu) ( ۷۶۸ تا ۸۲۴ بعد از میلاد) یکی از مشهورترین نثرنویسان دوران سلسلهی تانگوسونگ.
[۹۸] تائویوانمینگ (Tao Yuanming) (۳۶۵ تا ۴۲۷ بعد از میلاد)، که به تائوچیان (Tao Qian) نیز معروف است، یکی از شاعران شهیر ادبیات چین محسوب میشود.
فصل ۶- چگونگی نابودی فرهنگ سنتی به دست حزب کمونیست چین
استبداد و دیکتاتوری، سرشت فرهنگ حزبی هستند. این فرهنگ در خدمت سیاست و مبارزات حزب است. محیط مملو از وحشت و استبداد حزب را میتوان از چهار جنبه مورد بررسی قرار داد:
جنبهی سلطه گری و مراقبت
الف- فرهنگ انزوا
فرهنگ حزب کمونیست فرهنگی منزوی و انحصاری بدون آزادی تفکر، آزادی کلام، آزادی معاشرت و آزادی اعتقادی است. مکانیزم چیرگی و تسلط این حزب شبیه سیستم هیدرولیک است که در آن فشار بالا و یکسویه بودن اساس حفظ نیروی کنترل را تشکیل میدهد. تنها نشتی کوچک کافیست تا کل سیستم از هم بپاشد. برای مثال حزب از گفتگو و مذاکره با دانشجویان در جنبش چهارم ژوئن امتناع کرد. [۸۰] حکچ از این میترسید که اگر این نشتی فوران کند، کارگران، رعایا، روشنفکران و نظامیان نیز ممکن است خواستار گفتمان شوند. در نتیجه ممکن بود که چین بهسمت دمکراسی سوق پیدا کرده و دیکتاتوری تک حزبی مورد خطر قرار گیرد. بنابراین دولت کشتن را به تسلیم در مقابل خواستهی دانشجویان ترجیح داد. امروزه حکچ با به خدمت گرفتن دهها هزار ”پلیس اینترنتی“ تمامی ارتباطات شبکهای را زیر نظر دارد و مستقیماً هر پایگاه اینترنتی مرتبط با خارج از کشور را که مورد پسندش نباشد مسدود میکند.
ب- فرهنگ رعب و وحشت
در طول ۵۵ سال گذشته حکچ همواره با حربهی ایجاد رعب و وحشت به سرکوبی افکار مردم چین پرداخته است. شلاقها و چاقوهای قصابیشان مردم را به تسلیم وادار ساخته چرا که همواره این انتظار وحشتناک در ذهن مردم نهیب میزند که چه وقت نوبت آنان فرا میرسد. مردمی که در محیط ترس زندگی کردهاند مطیع گشتهاند. طرفداران دمکراسی، متفکران مستقل، منتقدان داخل سیستم (حکچ) و اعضای گروههای مذهبی و معنوی همگی هدف کشتار رژیم قرار گرفتهاند تا درسی برای عامهی مر
ج- فرهنگ کنترل شبکهای
دم باشند، حزب در پی خفه کردن هر نوع اعتراضی در نطفه است.
کنترل اجتماعی رژیم حکچ بسیار جامع و فراگیر است. سیستم ثبت نام خانوادهها به عنوان عضو حزب، سیستم کمیتهی نظارت بر محله و همسایگان و سطوح مختلف تشکیل دهندهی ساختار کمیته، همگی اجزاء این شبکه هستند.”
شاخههای حزب در سطح مجمع یا گروه پایهگذاری شدهاند.“ ”همه و هر یک از روستاها شاخهی حزبی خود را دارند.“ حزب و لیگ جوانان کمونیست هر یک مسئول انجام یک سری فعالیتهای منظم و مدون هستند. حکچ در این خصوص شعارهایی را نیز مطرح کرده است.
برخی از این شعارها عبارتند از: ”از در منزل خود مراقبت کن و نزدیکانت را زیر نظر داشته باش.“ ”نزدیکانت را از اعتراض و مخالفت نهی کن.“ ”مصرانه در جهت تحقق وظایف سیستم قدم بردار، انجام وظایف را سرلوحهی زندگی خود قرار ده و با تحقیق و تفحص سعی در یافتن و انجام وظایف بهطور خودجوش داشته باش. بهوش باش و همه جا را قویاً زیر نظر داشته باش. قوانین و مقررات را جدی بگیر و در تمام طول شبانه روز اقدامات کنترلی و بازدارنده را از یاد نبر.“ ”ادارهی ۶۱۰ [۸۱] کمیتهی نظارتی را تشکیل خواهد داد تا فعالیتهای مناطق را بدون برنامه بازدید و بهطور پیش بینی نشده و ناگهانی بازرسی و نظارت نماید.“
د- فرهنگ اتهام
حکچ اصول قوانین و مقررات جوامع پیشرفته را کاملاً نادیده گرفته و سعی در تقویت بی حد و حساب سیاست درگیری داشت. او با استفاده از قدرت مطلق خود، بستگان کسانی را که به آنان لقب ”ملاک“، ”ثروتمند“، ”مرتجع“، ”عامل نامطلوب“ و ”طرفدار جناح راست“ داده میشد تنبیه میکرد. حکچ تئوری ”منشأ طبقات“ را پیشنهاد کرد. [۸۲]
امروز اگر رهبران ارشد در انجام وظایف خود از جمله اتخاذ اقدام مناسب در جهت جلوگیری از تمرینکنندگان فالون گونگ و حرکت آنان بهسوی پکن بهمنظور ایجاد اغتشاش قصور کنند، حکچ ضمن گرفتن نقش رهبری از آنان بهطور علنی توبیخشان میکند. حتی در موارد جدیتر پا را از توبیخ نیز فراتر گذاشته و تنبیهات سختتری را اتخاذ میکند. ”اگر کسی فالون گونگ را تمرین کند، تمام بستگان او نیز از کارهایشان برکنار میشوند.“ ”اگر یک کارمند در یک شرکت یا اداره متمایل به فالون گونگ تشخیص داده شود تمامی کارمندان آن اداره از گرفتن پاداش و اضافه حقوق محروم خواهند شد.“ حکچ حتی اقدام به اجرای سیاستهای تبعیض نیز نمود که در آن کودکان به دو گروه ”آنهایی که میتوانند تحصیل کرده و تغییر یابند“ و گروه دوم که شامل ”پنج لیست سیاه“ (ملاکان، کشاورزان ثروتمند، مرتجعان، عناصر نامطلوب و راستگرایان) بود تقسیم میشدند. حزب با تشویق مردم به اطاعت از خود شعار ”درستکاری را ورای وفاداری به خانواده قرار دهید“ را ترویج میداد. سیستمهایی مثل نظام آرشیو پرسنلی و سازمانی و نظام جابهجایی موقت، بهمنظور حصول اطمینان از تحقق این سیاست پایهگذاری شدند. مردم به متهم کردن و لو دادن دیگران در جهت منافع حزب تشویق میشدند و در مقابل این همکاری پاداش دریافت میکردند.
جنبههای تبلیغی
الف- فرهنگ یک صدایی
در دورهی انقلاب فرهنگی، چین پر شد از شعارهایی مثل ”تعلیمات عالی“، ”یک جملهی (مائو) مطابق ده هزار جملهای است که همگی حقیقت داشته باشند.“
تمامی رسانهها بهطور واحد حزب را تحسین کرده و آنرا پشتیبانی میکردند. زمانی که نیاز بود تمامی رهبران سطوح مختلف حزب اعم از دولتی، نظامی، کارگران، لیگ جوانان و سازمان زنان به صحنه آورده میشدند تا از حزب دفاع کنند. همگی میبایست که به سنگ محک آزموده میشدند.
ب- فرهنگ ترویج خشونت
مائو زدانگ گفت: ”با داشتن ۸۰۰ نفر جمعیت چگونه میتوان انتظار داشت که درگیری و نزاعی وجود نداشته باشد؟“ در زمان شکنجه و آزار و اذیت فالون گونگ، جیانگ زمین گفت: ”هیچ تنبیهی برای کسانی که تمرینکنندگان فالون گونگ را با ایجاد ضرب و جرح به قتل برسانند در نظر نمیگیریم.“ حکچ لفظ ”جنگ تمام عیار“ را بهکار برد و گفت ”بمب اتمی تنها یک ببر کاغذی است… حتی اگر نیمی از جمعیت چین کشته شوند، نیم دیگر قادرند که سرزمین مادریمان را بازسازی کنند.“
ج- فرهنگ ایجاد تنفر
جملهی ”رنج و محنت طبقات (فقیر) قابل گذشت نیست و خشم خود را در اشک و خون خود زنده بدارید“ تبدیل به یک سیاست ملی اصولی شد.
ظلم به دشمنان طبقاتی، یک مزیت محسوب میشد. حکچ این جمله را میآموخت: ”خشم خود را گاز بگیرید، بجوید و فرو دهید. خشم را در دل خود بکارید تا جوانه بزند.“ [۸۳]
د- فرهنگ فریب و دروغ
در اینجا به چند دروغ حکچ میپردازیم ”محصول هر مو (mu) [۸۴] از خاک بیش از ۱۰ هزار جین (jin) است“ در زمان سیاست ”گامی بزرگ به جلو“ سال ۱۹۵۸. ”حتی یک نفر هم در میدان تیانآنمن کشته نشد“ در زمان کشتار و قتل عام دانشجویان در چهارم ژوئن سال ۱۹۸۹. ”ما ویروس سارس را کنترل کردهایم“ در سال ۲۰۰۳. ”در حال حاضر حقوق بشر بهطور کامل در کشور چین رعایت میشود“ و ”نمودهای سهگانه.“ [۸۵]
ه- فرهنگ شستشوی مغزی
اینها چندین شعاری هستند که بهمنظور شستشوی مغزی مردم ابداع شد. ”بدون حزب کمونیست، چین نوین بهوجود نخواهد آمد.“ ”نیروی پیش برندهی ما به سمت آرمان اصلیمان حکچ است و مبنای فکری و تئوری اصلی که تفکر ما را شکل میدهد مارکسیسم – لنینیسم است.“ [۸۶] ”اتحاد کامل خود را با کمیتهی مرکزی حزب برقرار کن.“ ”دستورات حزب را اجرا کن اگر برایت قابل فهم هستند، حتی اگر قادر به فهم آنها نیستی، آنها را انجام بده تا در اثر انجام دستورات به فهم عمیق آنها نایل شوی.“
و- فرهنگ تملق و چاپلوسی
”آسمان و زمین بزرگند و بزرگ تر از آنها محبت و لطف حزب است.“ ”ما همهی موفقیتهای خود را مدیون حزب هستیم.“ ”من حزب را همچون مادر خود میدانم.“ ”من زندگی خود را وقف محافظت از کمیتهی مرکزی حزب خود میکنم.“ ”حزبی بزرگ، باشکوه و درستکار.“ ”حزب شکست ناپذیر“ و غیره.
ز- فرهنگ تظاهر و ادعا
حزب فرهنگ الگوسازی و سرمشقگرایی را یکی پس از دیگری پایه گذاشت و پیشرفتهای قومی و ایدئولوژیکی اجتماعی را ترویج داد. او همچنین تحصیلات ایدئولوژیکی را در اجتماع ترغیب کرد. در نهایت، مردم همانچیزی را که قبل از مبارزات انجام میدادند از سر گرفتند. همهی سخنرانیهای عمومی، جلسات مطالعاتی و تشریک تجربیات، یک نمایش سطحی بود و در خاتمه معیارهای اخلاقی جامعه به عقبگردی بزرگ در مسایل اخلاقی انجامید.
جنبهی ارتباطات بین افراد
الف- فرهنگ حسادت
حزب شعار ”برابری مطلق“ را اشاعه داد بنابراین هرکس که پیشرفتی در جهت متمایزشدن از بقیه مینمود هدف حمله قرار میگرفت. مردم به افرادی که از توانایی بیشتری برخوردار هستند و از دیگران متمولتر هستند – به اصطلاح ”سندرم چشم قرمز“ [۸۷] – حسادت میکنند.
ب- فرهنگ زیر پا قرار دادن همدیگر
حکچ فرهنگ ”مبارزهی رو در رو و گزارش دادن پشت سر“ را اشاعه میداد. لو دادن اطرافیان، جاسوسی کتبی در مورد آنها، تحریف واقعیات و بزرگنمایی اشتباهات آنها همگی از نکات بارز این فرهنگ بودند. این رفتارهای موذیانه ملاک نزدیکی به حزب و دستیابی به پیشرفت محسوب میشدند.
تأثیرات ظریف بر ذات درونی و رفتار برونی مردم
الف- فرهنگ تبدیل انسان به ماشین
حزب مردم را همچون ”قطعات پر استقامت ماشین انقلاب“ میخواست. مطلوب او مردمی بودند که همچون ”ابزاری بدون خطا در جهت تحقق منافع حزب عمل کنند“ و یا عواملی باشند که ”در هر جهت که حزب از آنها میخواست، حمله کنند.“ ”سربازان مائو همواره گوش بهفرمان حزب بوده و در هر جایی که حزب از آنها بخواهد حرکت کرده و در هرکجا که مقاومت و سختی وجود داشته باشد مستقر میشوند.“
ب- فرهنگ اختلاط حق و باطل
در دورهی انقلاب فرهنگی، حکچ ”علفهای هرز حاصل سوسیالیست را به محصول کاپیتالیست ترجیح میداد.“ در کشتار چهارم ژوئن به ارتش دستور داده شد تا دانشجویان را به قیمت ۲۰ سال ثبات حزب به خاک و خون بکشد. حکچ همچنین هر آنچه را که برای خود روا نمیدانست برای دیگران روا داشت.
ج- فرهنگ شستشوی مغزی خود خواسته و اطاعت بی قید و شرط
”زیر دستان، مطیع فرمان بالا دستان هستند و کل حزب مطیع فرمان کمیته مرکزی.“ ”بجنگید بدون هیچ رحمی و هر گونه فکر خودخواهانهای را که به ذهنتان خطور میکند ریشهکن کنید.“ ”از اعماق روحتان یک انقلاب را برون فشانید.“ ”تا حداکثر امکان با کمیتهی مرکزی حزب همراستا باشید.“ ”افکار، قدمها، دستورات و فرامین را متحد کنید.“
د- فرهنگ ایمن کردن موقعیت شکست پذیر
”چین بدون حزب کمونیست دستخوش هرج و مرج است.“ ”چین بسیار وسیع است. چه کسی بهجز حکچ میتواند آنرا رهبری کند؟“ ”اگر چین درهم بشکند، فاجعهای جهانی به وقوع میپیوندد، از این رو باید حکچ را در حفظ رهبریتش یاری کنیم.“ از ترس و واهمه و بهخاطر حفاظت از خود، گروههایی که گاهی اوقات حتی چپتر از حکچ ظاهر میشدند، بهطور پیوسته توسط حکچ سرکوب میشدند.
مثالهای بسیار دیگری از این قبیل وجود دارند. هر رهبری به احتمال زیاد میتوانست از تجارب شخصی خود، انواع گوناگونی از عناصر فرهنگ حزبی را بیابد.
مردمی که درگیر انقلاب فرهنگی بودند ممکن است هنوز ”نمایش مدل“ از اُپراهای مدرن، سرودهایی با سخنان مائو و رقص وفاداری را بهطور واضح بهخاطر بیاورند. بسیاری از آنها هنوز کلمات گفتمان ”دختر سپید موی“[۸۸]، ”مبارزات تونل“ [۸۹] و ”جنگ معادن“ [۹۰] را به یاد دارند.
حکچ از طریق همین آثار ادبی ذهن مردم را شستشو داد و مغز آنان را با کلماتی مثل حزب ”چه باشکوه و عظیم است“؛ ”چه بیباک و شجاعانه“ حزب ما در مقابل دشمنان مقاومت کرد؛ سربازان حزب ”چه سراپا خود را وقف حزب کردهاند“؛ چقدر مشتاقانه جان خود را در دفاع از حزب بر کف نهادهاند؛ و چه احمق و خونخوار است دشمن ما، پر کرد.
ماشین تبلیغاتی حکچ روز به روز، بیشتر افکار مورد نیاز حزب کمونیست را به درون ذهن و اعتقادات مردم تزریق میکرد. امروز اگر کسی به گذشته رجوع کند و اشعار حماسی و رقصهای موزیکال همچون ”شرق سرخ است“ را مرور کند در مییابد که تمامی مضمون و سبک این اشعار و نمایشها دربارهی ”کشتن، کشتن و کشتن بیشتر“ است.
همزمان حکچ زبان و گفتار خاص حزبی خود را ابداع کرد، مانند زبان فحشآمیز در انتقاد جمعی، کلمات چاپلوسانه برای تحسین حزب و تشریفات اداری بیهوده مثل ”مقالهی هشت قسمتی.“ [۹۱] مردم بهطور ناخودآگاه به صحبت بر اساس نظام فکری حزب مبنی بر مبارزهی طبقاتی، تمجید حزب و استفاده از زبان زور و تحکمآمیز بهجای صحبت آرام و منطقی سوق داده میشدند. حکچ حتی لغتنامهی مذهبی را مورد سوء استفاده قرار داده و مفاهیم آن اصطلاحات را تحریف کرده است.
یک قدم ورای حقیقت اشتباه است. فرهنگ حزبی حکچ اصول اخلاقی سنتی چین را نیز تا حدی مورد سوء استفاده قرار داده است. برای مثال فرهنگ سنتی وفا و صداقت را ارزش میداند. حزب کمونیست نیز همین ادعا را دارد و حال آنکه آنچه را که حزب میخواهد صرفاً صداقت و وفا در مقابل خواستههای حزب است. فرهنگ سنتی بر احترام به خانواده حرمت مینهد. حکچ نیز برای کسانی که به والدین خود در صورت نیاز کمک نکنند مجازات زندان در نظر گرفته است ولی علت اصلی آن این است که اگر کمک مالی از سوی فرزندان نباشد بارمالی آن بهدوش دولت خواهد افتاد. زمانی که منافع حزب طلب کند، کودکان بهطور کامل از والدین خود جدا میشوند. فرهنگ سنتی بر وفاداری تکیه دارد پس اصل اهمیت را در درجهی اول بر مردم، بعد کشور و در آخر حاکم، استوار کرده حال آنکه وفاداری مورد نظر حکچ صرفاً ایثار و از خود گذشتگی کورکورانه است. آنقدر کورکورانه که بر اساس آن مردم باید بدون قیدوشرط و سؤال و جواب از آن اطاعت کنند.
کلماتی که اغلب توسط حکچ بهکار میروند بسیار گمراه کننده هستند. برای مثال جنگ داخلی بین KMT و کمونیستها را ”جنگ رهایی“ نامیدند گویی که مردم از ستم و مظلومیت ”رهایی“ یافتهاند. حکچ دورهی پس از سال ۱۹۴۹ را دوران ”پس از پایهگذاری کشور چین“ نامید، حال آنکه در واقع چین مدت زمان بسیار مدیدی قبل از آن وجود داشته است. حکچ به سادگی یک رژیم سیاسی جدیدی را بر سر کار نهاد. سه سال قحطی [۹۲] ”سه سال بلای طبیعی“ نامیده شد، حال آنکه در واقع یک بلای طبیعی نبود بلکه بحران و فاجعهای حاصل دست بشر بود. به هرحال با شنیدن مداوم این کلمات در زندگی روزمره و تأثیرگیری ناخواسته از آنها ایدئولوژی حزبی حکچ به مردم القاء گردید.
در فرهنگ کهن چین، موسیقی به عنوان راهی برای محدود کردن امیال نفسانی انسان است. در کتاب آواز (یو شو) (Yue Shu)، جلد ۲۴ دستنوشتههای تاریخنویس (شی جی) (Shi Ji)، سیما چیان (Sima Qian) (بین سالهای ۱۴۵ تا ۸۵ قبل از میلاد) [۹۳] گفت که سرشت انسان صلحجو است؛ تحریکات عوامل خارجی احساسات را تحت تأثیر قرار داده و احساسات عشقی و نفرتی او را بسته به شخصیت و عقل شخص، متلاطم میکند. اگر این احساسات محدود و کنترل نشوند شخص توسط وسوسههای خارجی بیشمار و بیپایان اغوا میگردد و به فرمان احساسات باطنیاش مرتکب اعمال زشت میگردد. بنا به گفتهی سیما چیان امپراطورها در گذشته با استفاده از سرودهای مذهبی و موسیقی مردم را آرام نگه میداشتند. ترانهها باید ”شاد باشند ولی نه کثیف و هرزه، سوزناک باشند ولی نه بیش از حد اندوهناک و افسردهکننده.“ باید بیانگر تمایلات و احساسات باشند ولی در عین حال باید برای این ابراز احساسات کنترل و محدودیتی قائل باشند. کنفسیوس در ”منتخبات“ گفته است: ۳۰۰ جمله از کتاب اُدِس (The Odes) (یکی از ۶۰۰ گفتهی نغز که توسط کنفسیوس تدوین و ویرایش شده است) را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: ”از فکر پلید بر حذر باش.“
موسیقی با تمام ابعاد زیبایش بهدست حکچ به عنوان وسیلهای برای شستشوی مغزی مردم مورد استفاده قرار گرفت. اشعار سرودهایی مثل ”سوسیالیسم خوب است“ و ”چین نوین بدون حزب کمونیست محکوم به فنا است“ از کودکستان گرفته تا دانشگاه زمزمهی دانش آموزان و دانشجویان بودند. با خواندن این اشعار مردم بهطور ناخودآگاه معانی آنها را میپذیرفتند. بعدها حکچ با دزدیدن آهنگهای زیبای اشعار محلی و جایگزین کردن محتوای آنها با آنچه در مدح حزب بود از آنها در جهت تبلیغات برای خود استفاده کرد. این کار دو هدف داشت. هدف اول نابودی فرهنگ سنتی و هدف دوم تبلیغ در جهت ارتقاء حزب بود.
در سخنرانی مائو در اجلاس یانآن (Yan’ an) در مورد هنر و ادبیات [۹۴] که یکی مدارک کلاسیک حکچ محسوب میشود او تلاشهای فرهنگی و ارتش را به عنوان ”دو جبههی جنگ“ معرفی کرد. او بیان داشت که داشتن یک ارتش و نیروی مسلح بهتنهایی کافی نیست. ارتشی مسلح به ادبیات و هنر نیز مورد نیاز است. او خاطرنشان کرد که ادبیات و هنر باید در خدمت سیاست باشند و ادبیات و هنرِ طبقهی کارگر چرخدندهها و پیچ و مهرههای ماشین انقلاب را تشکیل میدهد. از چنین نظام تفکری، ”فرهنگ حزب“ شکل گرفت که هستهی اصلی آن را ”الحاد“ و ”مبارزهی طبقاتی“ تشکیل میداد.
فرهنگ حزب بهراستی کمک شایان توجهی برای پیروزی حکچ در بهدستگیری قدرت مطلق و کنترل بی قید و شرط جامعهی چین بود. فرهنگ حزب نیز درست مثل ارتش، زندانها و نیروی پلیس، ماشین بسیار خشنی بود که نوع متفاوتی از ظلم و قساوت را روا می داشت- قساوتِ مدل فرهنگی. این خباثت فرهنگی با نابودکردن ۵۰۰۰ سال فرهنگ سنتی، اراده را در مردم از بین برد و انسجام ملی مردم چین را سست کرد.
امروزه بسیاری از چینیها از فرهنگ سنتی واقعی خود کمترین اطلاعی ندارند. برخی از آنها بر این عقیده هستند که ۵۰ سال فرهنگ حزب معادل ۵۰۰۰ سال فرهنگ کهن چین است. این واقعیتی غمانگیز است. بسیاری نیز که به خیال خود با فرهنگ کهن چین در مبارزهاند از این واقعیت بیخبرند که در واقع با آنچه حکچ به عنوان فرهنگ سنتی معرفی کرده و در نتیجه، با خود ”فرهنگ حزب“ حکچ در جنگند نه با فرهنگ اصیل سنتی چین.
بسیاری از مردم امیدوارند که نظام جاری چین را جایگزین نظام دمکراتیک غربی کنند. در واقع، دمکراسی غربی نیز بر پایهی فرهنگ، ساخته شده است، بهویژه فرهنگ مسیحیت، که ”همگان را از دیدهی خداوند یکسان و دارای حق مساوی میداند“ و بنابراین به فطرت انسان و انتخاب او احترام میگذارد. چگونه ”فرهنگ حزب“ ملحد و غیر انسانی حکچ میتواند به عنوان زیرساخت یک نظام دمکراتیک غربی قرار گیرد؟
نتیجهگیری
انحراف چین از فرهنگ سنتی از زمان سلسلهی سونگ (Song) که بین سالهای ۹۶۰ تا ۱۲۷۹ بعد از میلاد حکمرانی میکرد آغاز گردیده و از آن زمان تاکنون همواره مورد آسیب عوامل مختلف قرار گرفته است. پس از جنبش چهارم می سال ۱۹۱۹ [۹۵] برخی از روشنفکرانی که در پی موفقیت سریع و منافع فوری بودند بهدنبال راهی برای دوری جستن از فرهنگ سنتی چین و نزدیک کردن آن به تمدن و فرهنگ غرب گشتند. با این وجود، درگیریها و منازعات و تغییرات در حوزهی فرهنگ، تنها به عنوان یک بحث آکادمیک مطرح بود و درگیری نظامی دولت را بهدنبال نداشت. زمانیکه دولت دست نشاندهی حکچ بهقدرت رسید این اختلاف نظرهای فرهنگی را اهمیت بخشید و آن را به عنوان بحث مرگ و زندگی حزب مطرح کرد. بنابراین حکچ حملهی خود به فرهنگ سنتی را با بهکار بردن ابزارهای تخریبی مستقیم و نیز سوء استفادهی غیر مستقیم با شگرد ”برداشت تفاله و دور ریختن عصاره“ آغاز کرد.
تخریب فرهنگ ملی نیز، عامل دیگری در روند پایهگذاری فرهنگ حزب بود. حکچ وجدان انسانی و قضاوت اخلاقی را تضعیف کرده و باعث شد تا مردم به فرهنگ سنتی خود پشت کنند. اگر فرهنگ ملی بهطور کامل نابود گردد، عِرق ملی نیز با آن از بین میرود و تنها یک اسم تو خالی برای آن ملت باقی میگذارد. این هشدار یک هشدار شعارگونه با بزرگنمایی سیاسی نیست.
همزمان با این امر، تخریب فرهنگ سنتی خرابیهای فیزیکی غیرمنتظره را نیز به همراه داشته است.
فرهنگ سنتی به یکی شدن و هماهنگی انسان و عرش و همزیستی موزون بین انسان و فطرت و طبیعت احترام میگذارد. حکچ مردم را به بهرهمندی از لذت بیپایان ناشی از جنگ بین آسمان و زمین ترغیب میکند. این فرهنگ مستقیماً باعث خرابیهای زیست محیطی موجود در چین امروز گردیده،
برای مثال به منابع آب میپردازیم. مردم چین با پشت کردن به سنتی که میگوید یک انسان شریف در راه ثروتمند شدن قدم برمیدارد ولی این کار را با شرافتمندی انجام میدهد بسیاری از عوامل زیستمحیطی و طبیعت را بهطور جدی آلوده و خراب کردهاند.
در حال حاضر بیش از ۷۵ درصد از ۵۰۰۰۰ کیلومتر (یا ۳۰۰۰۰ مایل) رودخانههای چین از لحاظ زیست ماهیها و آبزیان غیرقابل استفادهاند. بیش از یک سوم منابع آب زیر زمینی از ده سال پیش تاکنون آلوده گردیدهاند که این امر در حال حاضر نیز هر روز وخیمتر میشود.
برای اولین بار در طول تاریخ منظرهای بر روی رودخانهی هوایهه (Huaihe) بهوجود آمد که شنیدنی است: کودک خردسالی که در رودخانهی آلوده با مواد نفتی، مشغول بازی بود تصادفاً جرقهای ایجاد کرد که باعث شعلهور شدن سطح رودخانه با زبانههای آتش به ارتفاع ۵ متر شد. این زبانهها بیش از ۱۰ درخت بید را که در نزدیکی رودخانه بودند به آتش کشید و خاکستر کرد. [۹۶] کاملاً واضح است در بین کسانی که در آن نواحی زندگی کرده و این آب را مینوشند بیماریهای عجیب و سرطان کاملاً طبیعی است. دیگر مشکلات محیط زیست مثل بیابانی شدن و شور شدن زمینهای شمال غربی چین و آلودگی صنعتی مناطق دیگر نیز همگی ناشی از فقدان ارزش و احترام برای طبیعت است.
فرهنگ سنتی به زندگی احترام میگذارد. حکچ بر این عقیده است که ”شورش و طغیان توجیه پذیر است“ و”مبارزه با انسانها پر از لذت است.“ حزب تحت نام انقلاب میتواند دهها میلیون نفر را کشته یا گرسنگی دهد. این امر باعث از بین رفتن ارزش زندگی در میان مردم و زیاد شدن محصولات سمی و داروهای تقلبی در بازار است.
برای مثال در شهر فویانگ (Fuyang) در استان آنهویی (Anhui) بسیاری از نوزادان سالم در طول دوران شیرخوارگی دست و پاهایشان رشد کامل نیافت و بدنشان بسیار نحیف و سرشان بزرگ شد. ۸ نوزاد در اثر این بیماری عجیب مردند.
پس از بررسیها معلوم شد که این عارضه به علت شیرخشک مسمومی بوده که توسط تولیدکنندگان سودجو و بی وجدان تولید شده بود. بعضی از مردم خرچنگ، مار و لاک پشت را با هورمون و آنتیبیوتیک خوراک میدهند و یا الکل صنعتی را با شراب ترکیب میکنند، برنج را با استفاده از مواد صنعتی جلا میدهند و آرد را با عوامل سفیدکننده صنعتی سفید میکنند. به مدت ۸ سال یک تولیدکننده در استان هِنان(Henan) هزاران ُتن روغنِ پخت و پز تولید و پخش میکرد.
این روغن حاوی مواد سرطانزا بود چرا که از روغنهای ضایعاتی و بازیافت روغن موجود در غذاهای پسمانده تهیه میشد. تولید غذاهای مسموم تنها یک امر منحصر به تولیدکنندگان محلی خاص نیست بلکه در سراسر کشور مرسوم است.
این تفکر سودجویی مادی به هر قیمتی که شده است، چیزی جز میوهی فرهنگ تخریب شده و به تبع آن، انسانیت و اخلاقیات سست شده، در اثر نابودی فرهنگ اصیل نیست.
برخلاف انحصارطلبی و نظام بستهی اجتماعی فرهنگ حزب، فرهنگ سنتی از ظرفیت بسیار بالای انسجام یافتهای برخوردار است. در زمان اوج شکوه و جلال سلسلهی تانگ (Tang)، آیینهای بودایی، مسیحیت و دیگر مذاهب غربی همه با هم و بهطور هماهنگ با تائوئیست و افکار کنفسیوسی در صلح و صفا همزیستی میکردند. چهار ببرِ آسیا (سنگاپور، تایوان، کرهجنوبی و هنگکنگ) یک هویت فرهنگی جدید تحت عنوان ”کنفسیوسهای جدید“، خلق کردهاند. اقتصاد شکوفای آنها نشان میدهد که فرهنگ سنتی مانعی بر سر راه پیشرفت اجتماعی نیست.
از طرف دیگر، فرهنگ سنتی اصل کیفیت زندگی انسان را بر اساس خوشبختی درونی میسنجد نه آرامش مادی صرف. ”ترجیح میدهم کسی پشت سر، مرا سرزنش نکند بهجای آنکه کسی در حضورم مدحم گوید. ترجیح میدهم آرامش فکری داشته باشم تا آسایش فیزیکی“ [۹۷] تائو یوانمینگ (Tao Yuanming) [۹۸] (۳۶۵ تا ۴۲۷ بعد از میلاد) در فقر زندگی میکرد ولی روحی پر نشاط و شاداب داشت و تفریح او ”چیدن ستارهها و خیره شدن به کوههای دور دست جنوب بود.“
فرهنگ پاسخی برای سؤالاتی مثل چگونه تولیدات صنعتی را افزایش دهیم و یا چه سیستم اجتماعی را اتخاذ کنیم ندارد ولی در مقابل با ارائهی رهنمونها و محدودیتهای مثبت، نقش مهمی را در این زمینه ایفا میکند. زنده کردن دوبارهی فرهنگ سنتی از دست رفته تنها با بازیابی و مرهم نهادن بر حرمت از دست رفتهی آسمانها، زمین و طبیعت، احترام گذاشتن به زندگی و سر تسلیم فرود آوردن در مقابل خداوند امکان پذیر است. در این صورت است که انسان میتواند بهطور هماهنگ و موزون با آسمان و زمین زندگی کند و از موهبت الهی رسیدن به سنین بالا لذت ببرد.
[divide]
[۸۰] جنبش دانشجویی چهارم ژوئن توسط دانشجویان کالج آغاز شد که خواستار اصلاحات دمکراتیک در چین بین ۱۵ آوریل تا ۴ ژوئن سال ۱۹۸۹ بودند. این جنبش بعدها توسط ”ارتش آزادی بخش مردمی“ سرکوب شد و مجامع بینالمللی آنرا کشتار خونین چهارم ژوئن نامیدند.
[۸۱] آژانسی که بهطور خاص برای تحت تعقیب قراردادن فالون گونگ تأسیس شد و قدرت مطلق بر تمامی سطوح اداری و اجرایی حزب و تمامی سیستمهای سیاسی و قضایی دیگر داشت.
[۸۲] تئوری ”منشاء طبقات (یا دودمان یا اصل و نسب)“ تئوریای است که ادعا میکند فطرت شخص بستگی مستقیم به طبقهی خانوادهای که در آن بهدنیا آمده است دارد.
[۸۳] برگرفته از اشعار اُپرای مدرن ”افسانههای فانوس قرمز“ که یک نمایشنامهی مشهور است و در زمان انقلاب بزرگ فرهنگی بین سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ ساخته شد.
[۸۴] مو (Mu) واحد مساحت است که در چین بهکار میرود. یک مو معادل ۱۶۵∕∙ جریب است.
[۸۵] ”نمودهای سهگانه“ مدعیست که حزب باید همواره پیشرفتهای حاصله در نیروی تولید چین، فرهنگ پیشرفتهی چین و خواستهها و علایق پایهای اکثریت تودهها را به نمایش بگذارد.
[۸۶] افتتاحیهی ”اولین جلسه“ از ”اولین کنگرهی ملی مردمی جمهوری خلق چین“ (۱۵ سپتامبر۱۹۵۴).
[۸۷] سندرم ”چشم قرمز“ که معادل ”چشم سبز“ در فرهنگ غرب است برای توصیف شخصی بهکار میرود که زمانیکه دیگران را در صحنهی تلاش موفقتر از خود می بیند، احساس ناراحتی کرده و احساس میکند که حقش تضییع گردیده و باید او موفقتر از دیگران در نظر گرفته شود.
[۸۸] یک نمایشنامهی سمبلیک رسمی که در زمان انقلاب فرهنگی (۷۶-۱۹۶۶) بهوجود آمد. بر اساس افسانههای محلی ”دختر سپید موی“ یک موجود ابدی مؤنث است که در غاری زندگی میکند و از نیروی ماورای طبیعی برای پاداش دادن به عمل نیک و تنبیه اعمال زشت برخوردار است که حق را پشتیبانی و باطل را نابود میکند. با این وجود در این اُپرای چینی او به عنوان دختری مطرح گردیده که پس از آنکه پدرش در اثر مخالفت با ازدواج او با یک ملاک پیر زیر کتک کشته میشود به غاری پناه میبرد. او در اثر سوء تغذیه سپید موی میگردد. این داستان یکی از مهمترین آثار دِرام چین گردید که تنفر مردم از ملاکین را صد چندان میکرد.
[۸۹] مبارزات تونل (Didua Zhan)، فیلم سیاه و سفید سال ۱۹۶۵ که در این فیلم حکچ ادعا کرد که شبه نظامیان او در چین مرکزی در تونلهای زیرزمینی مختلف در دههی ۱۹۴۰ با غارتگران ژاپنی جنگیدهاند.
[۹۰] جنگ معادن (Dilei Zhan) فیلم سیاه و سفید سال ۱۹۶۲ بود که در آن حکچ ادعا میکرد که شبه نظامیانش در استان هبی (Hebei) به وسیلهی مینهای دستساز در دههی ۱۹۴۰ با غارتگران ژاپن جنگیدهاند.
[۹۱] یک نوشتهی ادبی که آزمونهای مدنی حکومتی را توصیف میکند و بهواسطهی شکل خشک و ایدههای ضعیفش معروف است.
[۹۲] قحطی بزرگ سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ در چین بزرگترین قحطی در تاریخ بشر است. تعداد ”مرگ و میرهای غیر طبیعی“ این قحطی بین ۱۸ تا ۴۳ میلیون نفر تخمین زده میشود.
[۹۳] به مورد [۷] مراجعه کنید.
[۹۴] توسط مائوزدانگ سال ۱۹۴۲.
[۹۵] جنبش چهارم می اولین جنبش عظیم مردمی در تاریخ چین مدرن است که در ۴ می ۱۹۱۹ شروع شد.
[۹۶] چن گوییلی (Chen Guili)، هشدار رودخانهی هوایهه (Huaihe) سال ۱۹۹۵.
[۹۷] برگرفته از پیشگفتار کتاب دیدار لی یوان (Li Yuan) در بازگشت به پانگو (Pangu) نوشتهی هان یو (Han Yu) ( ۷۶۸ تا ۸۲۴ بعد از میلاد) یکی از مشهورترین نثرنویسان دوران سلسلهی تانگ و سونگ.
[۹۸] تائو یوانمینگ (Tao Yuanming) (۳۶۵ تا ۴۲۷ بعد از میلاد)، که به تائو چیان (Tao Qian) نیز معروف است، یکی از شاعران شهیر ادبیات چین محسوب میشود.
رئیس شورای اطلاعات رسانی دولت گزارش درباره استعفای پزشکیان را تکذیب کرد
بازگشت تیم قهرمان اروپا به پاریس؛ جشن هواداران پاریسنژرمن با تدابیر شدید امنیتی همراه شد
«آزادی بیان» چیست؟ سه مناقشهای که در ۲۵۰ سال گذشته بین آمریکاییها جریان داشته است
گزارشها از جمعآوری دستگاههای استخراج رمز ارز در ایران
قطع برق ۱۴۲ اداره پرمصرف در خوزستان در پی هشدار جمهوری اسلامی برای کاهش مصرف انرژی
کاناداییها دوباره به خرید خانه در آمریکا روی آوردهاند
«آزادی بیان» چیست؟ سه مناقشهای که در ۲۵۰ سال گذشته بین آمریکاییها جریان داشته است
نگاهی به گزارشهای نیویورک تایمز؛ مرز واقعیت و شبهواقعیت در کجاست؟
تحلیل؛ آیا چین سیستم باجگذاری بینالمللی خود را احیا خواهد کرد؟
«ببر خیزان، اژدهای پنهان» واقعی
تعامل همزمانِ چین با آمریکا و روسیه از تغییر مناسبات قدرت در عرصه جهانی حکایت دارد
تحلیل؛ صنعت دفاعی ژاپن بیدار میشود