Commentary7_image_01

فصل ۷- تاریخچه‌ی کشتار حزب کمونیست چین

تاریخ انتشار: ۱۳۹۱/۰۲/۰۹

نویسنده: اپک تایمز

تاریخ انتشار: ۱۳۹۱/۰۲/۰۹

نویسنده: اپک تایمز

اشتراک‌گذاری مطلب:

(۵) کشتن مردم به منظور پنهان‌سازی حقیقت

دانستن برای مردم به عنوان یک حق، نقطه ضعف دیگر ح‌ک‌چ است؛ ح‌ک‌چ همچنین مردم را به دلیل توقف جریان خبرها می‌کشد. در گذشته ”گوش‌کردن به رادیوی دشمن“ یک جرم محسوب می‌شد و مجازات زندان داشت. امروزه, در پاسخ به چند مورد رخنه در سیستم تلویزیون دولتی جهت افشا کردن شکنجه‌های بکار گرفته شده در مورد فالون گونگ, جیانگ‌ زمین فرمان سری ”کشتن فوری و بدون رحم“ را صادر کرد. لیو چنگ‌جون (Liu Chengjun) که یکی از این موارد رخنه را انجام داده بود زیر شکنجه کشته شد. ح‌ک‌چ, اداره‌ی ۶۱۰ (اداره‌ی ۶۱۰ اداره‌ای شبیه گشتاپو در زمان آلمان نازی است که برای اذیت و آزار تمرین‌کنندگان فالون گونگ تأسیس شد)، پلیس، پی‌گیران، دادگاه‌ها و سیستم‌های پلیس اینترنتی را بسیج کرد تا تمامی فعالیت‌های مردم را زیر نظر بگیرند.

(۶) محروم کردن مردم از حق ادامه‌ی حیات بخاطر علایق خودش

تئوری حزب مبنی بر انقلاب‌های متعدد در واقع به معنی این است که ح‌ک‌چ هرگز قدرتش را از دست نمی‌دهد. در حال حاضر, اختلاس و فساد در داخل حزب به نزاعی بین رهبری مطلق حزب و حق حیات مردم تبدیل گردیده است.

حزب کمونیست چین در ششم دسامبر سال ۲۰۰۵ به پلیس‌های مسلح دستور داد که بر روی دهقانان معترض شاوِی، واقع در استان گوآنگ‌دونگ آتش بگشاید. بسیاری از معترضین که اعتراض‌شان براساس قانون بود کشته ‌شدند.

زمانیکه مردم از راه‌های قانونی برای حفاظت از حقوق‌شان وارد می‌شوند حزب با خشونت, چاقوی قصابی خود را بیرون کشیده و به ”سرگروه‌های“ جنبش‌ها نشان می‌دهد. ح‌ک‌چ درحال حاضر بیش از یک میلیون پلیس مجهز را برای این منظور آماده کرده است.

امروز ح‌ک‌چ توان کشتاری بسیار بالاتر از آنچه در سال ۱۹۸۹ در میدان تیان‌آن‌من انجام داد را دارد. بهرحال وقتی که حزب مردم خودش را به جاده تباهی می‌کشاند در واقع خودش را به بن‌بست کشانده است.

ح‌ک‌چ به چنان مرحله‌ی آسیب‌پذیری رسیده که بر اساس یک ضرب‌المثل چینی ”درخت‌ها و گیاهانی را که در اثر باد تکان می‌خورند نیز دشمن خود در نظر می‌گیرد.“

از بالا که به ح‌ک‌چ می‌نگریم, شیطانی پلید با ذاتی خبیث را می‌بینیم. صرف‌نظر از تغییرات سطحی که در زمان‌های خاص برای حفظ قدرتش انجام می‌دهد ح‌ک‌چ تاریخ پر از کشتار و جنایتش را نمی‌تواند تغییر دهد- در گذشته مردم را کشته, در حال حاضر می‌کشد و در آینده نیز خواهد کشت.

الگوهای کشتار متفاوت در شرایط مختلف

الف- رهبری از طریق تبلیغات

ح‌ک‌چ بسته به دوره‌های زمانی مختلف روش‌های مختلفی را برای کشتار بکار ‌برده است. ح‌ک‌چ در اغلب مواقع قبل از شروع کشتار شروع به تبلیغات وسیع می‌کند. ح‌ک‌چ اغلب گفته است که ”تنها کشتار می‌تواند نارضایتی‌های عمومی را برطرف کند.“ گو اینکه مردم از ح‌ک‌چ خواسته‌اند که کشتار کند. در واقع این نارضایتی‌های عمومی توسط خود ح‌ک‌چ تهییج شده است.

برای مثال داستان ”دختر سپیدموی“ [۳۳] که یک تحریف کامل از یک افسانه‌ی محلی است و داستان‌های دروغین دیگری درباره‌ی جمع‌آوری اجاره و سرداب‌ها که در درام لیو ونکای (Liu Wencai) ذکر شده‌اند همگی به عنوان ابزارهایی جهت ”آموزش“ تنفر به مردم نسبت به زمین‌داران ساخته شده‌اند. ح‌ک‌چ اغلب از دشمنان خود شخصیت‌های شیطانی می‌سازد همانطور که در مورد رئیس‌جمهور اسبق چین لیو شائوچی انجام گرفت. یکی از موارد ویژه واقعه‌ی خودسوزی بود که ح‌ک‌چ در ماه ژانویه‌ی سال ۲۰۰۱ در میدان تیان‌آن‌من براه انداخت تا نسبت به فالون گونگ در مردم حس تنفر بوجود آورد و متعاقب آن نسل‌کشی تمرین‌کنندگان فالون گونگ را دو چندان کرد.

تنها زمانیکه مردم با خفت و خواری می‌میرند, ح‌ک‌چ به مقصود خود که درس دادن به طرفداران قربانی است رسیده است.

ح‌ک‌چ نه تنها روش کشت و کشتار مردم را تغییر نداده بلکه با استفاده از تکنولوژی اطلاعات آنرا به حد اعلای خود نیز رسانده است. در گذشته ح‌ک‌چ تنها می‌توانست مردم چین را فریب دهد ولی امروز مردم را در همه جای دنیا می‌فریبد.

ب- بسیج کردن توده‌ها برای کشتار مردم

ح‌ک‌چ تنها از ماشین دیکتاتوری خود برای کشتن مردم استفاده نمی‌کند بلکه خود مردم را بسیج می‌کند تا یکدیگر را بکشند. حتی اگر در ابتدای اقدام به بسیج کردن، رعایت برخی قوانین و مقررات را بکند بعد از آنکه مردم تحریک شده و به آن پیوستند دیگر هیچ چیز نمی‌تواند کشتار را متوقف کند. برای مثال زمانیکه ح‌ک‌چ طرح اصلاحات ارضی را اجرا می‌کرد, یک کمیته‌ی اصلاحات ارضی می‌توانست در مورد اعدام یا حیات یک زمین‌دار تصمیم بگیرد.

 ج- نابود کردن روح شخص قبل از کشتن جسم او

یکی دیگر از الگوهای کشتار از بین بردن روح شخص قبل از کشتن جسم فیزیکی او است. در تاریخ چین حتی ظالم‌ترین سلسله‌ها مثل سلسله‌ی چین (Qin) (از ۲۲۱ تا ۲۰۷ قبل از میلاد) نیز روح مردم را از بین نمی‌برد. ح‌ک‌چ هرگز به کسی شانس مردن به عنوان یک شهید را نداده است. آنها سیاست ”نرمش در مقابل آنانکه اعتراف می‌کنند و تنبیه سخت برای آنانکه مقاومت می‌کنند“ و ”پایین آوردن سر و اقرار به جرم تنها راه رهایی است“ را انتشار داده و از این طریق ح‌ک‌چ مردم را مجبور به دست کشیدن از تفکرات و اعتقادات‌شان کرده و کاری می‌کند که مردم نهایتاً مثل یک سگ و بدون شرافت بمیرند چرا که مرگ با شرافت باعث تشویق رهروان آن اعتقاد می‌شود.

تنها زمانیکه مردم با خفت و خواری می‌میرند, ح‌ک‌چ به مقصود خود که درس دادن به طرفداران قربانی است رسیده است.

دلیل آنکه ح‌ک‌چ فالون گونگ را با نهایت سنگ‌دلی و خشونت شکنجه می‌کند آن است که تمرین‌کنندگان فالون گونگ اعتقادشان را مهمتر از زندگی‌شان می‌دانند. زمانیکه ح‌ک‌چ در از بین بردن شرافت و شأن آنها ناکام ماند, هر آنچه از دستش برآمد برای شکنجه‌ی جسم آنان انجام داد.

د- کشتن مردم بوسیله‌ی اتحاد و منزوی کردن

ح‌ک‌چ زمانیکه مردم را می‌کشد از سیاست تهدید و تطمیع استفاده می‌کند. یعنی ریختن طرح دوستی با عده‌ای و منزوی کردن عده‌ای دیگر. ح‌ک‌چ همواره سعی می‌کند که به ”بخش کوچکی“ از جامعه حمله کند. بخشی که نسبت آن بیش از ۵ درصد نباشد. ”اکثریت“ جمعیت همیشه جزء خوب‌ها هستند, خوب‌هایی که تحت ”آموزش“ هستند. این آموزش تشکیل شده است از ترس و نیز توجه و مراقبت. آموزش از طریق وحشت‌آفرینی، از ترس استفاده می‌کند تا به مردم نشان ‌دهد که آنانی که با ح‌ک‌چ مخالفت کنند سرانجام خوبی را پیش رو ندارند و باعث می‌شود که آنان از کسانی که قبلاً توسط ح‌ک‌چ مورد حمله قرار گرفته بودند فاصله بگیرند. آموزش با استفاده از عنصر ”توجه و مراقبت“ به مردم یاد می‌دهد که اگر بتوانند اعتماد ح‌ک‌چ را جلب کرده و در کنار او بایستند نه تنها در امان هستند بلکه فرصت‌های زیادی برای ارتقاء و رسیدن به مزایای دیگر می‌یابند. لین بیائو (Lin Biao) [۳۴] یکبار در جایی گفت: ”بخش کوچکی از جامعه امروز و بخش کوچک دیگری فردا [سرکوب می‌شوند], خیلی زود مجموع این بخش‌های کوچک به بخشی بزرگ تبدیل می‌شود.“ آنانی که از یک جنبش امروز جان سالم بدر می‌برند, فردا قربانی یک جنبش دیگر خواهند شد.

اشخاص معروف برخوردار از نفوذ بین‌المللی معمولاً توسط ح‌ک‌چ سرکوب می‌شوند ولی کشته نمی‌شوند.

ه- خفه‌کردن تهدیدهای بالقوه در نطفه و کشتارهای مرموز خارج از سیستم قضایی

اخیراً ح‌ک‌چ الگوی کشتار در نطفه خفه کردن مشکلات و کشتار مرموز خارج از حیطه‌ی قانون را اتخاذ کرده است. برای مثال زمانیکه اعتصابات کارگری و اعتراضات کشاورزان در قسمت‌های مختلف کشور رو به فزونی می‌گذارد, ح‌ک‌چ جنبش را قبل از آنکه رشد کند از طریق دستگیری سردسته‌ها و محکوم کردن آنها به تنبیهات بسیار شدید سرکوب می‌کند. مثال دیگر آنکه در حالیکه آزادی و مسئله‌ی حقوق بشر روز بروز بیشتر از طریق دولت‌های جهان به رسمیت شناخته می‌شود, ح‌ک‌چ هیچ یک از تمرین‌کنندگان فالون گونگ را به مرگ محکوم نمی‌کند بلکه تحت تبعیت از این گفته‌ی جیانگ زمین که ”هیچ‌کس بخاطر کشتن تمرین‌کنندگان فالون گونگ مسئول و محکوم شناخته نمی‌شود“ تمرین‌کنندگان فالون گونگ اغلب در جاهای مختلف کشور تحت شکنجه‌های شدید و بی‌عدالتی مطلق قرار گرفته و می‌میرند.

تمرین‌کنندگان فالون گونگ زندانی، آماج شدید‌ترین ضرب و شتم‌ها قرار می‌گیرند. نگهبانان زندان درتمام مدت این دستور را از بالا، یعنی جیانگ زِمین دریافت می‌کردند: “اگر آزار و شکنجه یک تمرین‌کننده فالون گونگ منجر به مرگ او شود، به عنوان خودکشی درنظر گرفته می‌شود.”

گرچه قانون اساسی چین حقوق فردی را که مورد بی‌عدالتی قرار گرفته باشد دنبال می‌کند، با این وجود ح‌ک‌چ با استفاده از پلیس‌های لباس شخصی و به خدمت گرفتن اراذل و اوباش، به توقف, دستگیری, بازگرداندن پژوهش‌خواهان به خانه و حتی اعزام‌شان به اردوگاه‌های کار اجباری اقدام می‌کند.

و- کشتن یک‌نفر به عنوان هشدار به بقیه

شکنجه جانگ جی‌شین, یو لوکه (Yu Luoke) و لین جائو (Lin Zhao) [۳۵] همگی مثالی بر این مدعا هستند.

ز- بکارگیری سرکوب برای پنهان‌سازی حقیقت کشتار

اشخاص معروف برخوردار از نفوذ بین‌المللی معمولاً توسط ح‌ک‌چ سرکوب می‌شوند ولی کشته نمی‌شوند. هدف از این کار مخفی کردن کشتار آن عده‌ای است که مرگ‌شان توجه عموم را جلب نمی‌کند. برای مثال در زمان سرکوبی ارتجاعیون, ح‌ک‌چ ژنرال‌های بلندپایه‌ی KMT مثل لانگ یون (Long Yun) ، فو زویی (Fu Zuoyi) و دو یومینگ (Du Yuming) را نکشت در عوض افسران رده‌های پایین و سربازان KMT را کشت.

کشتار ح‌ک‌چ در طول این زمان طولانی روح و ذات مردم را به انحراف کشانده است. امروزه در چین بسیارند مردمی که تمایل شدیدی به کشتن دارند. زمانیکه تروریست‌ها در یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ به آمریکا حمله کردند بسیاری از چینی‌ها از این حمله خوشحال شدند و در صفحات پیغام‌های اینترنتی چینی، شادی خود را ابراز کردند. صدای هوادارانی که فریاد می‌کشیدند ”جنگ تمام عیار“ در همه جا شنیده می‌شد و مردم را به وحشت می‌انداخت.

نتیجه‌گیری

نظر به سانسور شدید خبری و اطلاعاتی ح‌ک‌چ، راهی برای دانستن تعداد دقیق کسانی که در جنبش‌های مختلف جان خود را از دست داده و یا تحت شکنجه قرار گرفته‌اند وجود ندارد. حداقل ۶۰ میلیون نفر در جنبش‌های مختلف تاکنون کشته‌ شده‌اند. علاوه ‌بر این، ح‌ک‌چ اقلیت‌های قومی در شینگ‌جیانگ (Xingjiang)، تبت، مغولستان، یانان (Yunnan) و دیگر جاها را نیز کشته است. اطلاعات مربوط به این موارد براحتی قابل دسترسی نیست. به نقل از روزنامه‌ی واشنگتن‌پست تعداد کسانی را که زیر شکنجه‌ی ح‌ک‌چ کشته شده‌اند چیزی بالغ بر ۸۰ میلیون نفر تخمین زده شده است. [۳۶]

علاوه بر تعداد کشته‌شده‌ها، راهی برای دستیابی به تعداد کسانی که معلول شده، به بیماری‌های روانی مبتلا گردیده، دچار افسردگی شده و یا تحت شکنجه‌های تا سرحد مرگ ترسیده‌اند نیز وجود ندارد. هر مرگی به تنهایی یک تراژدی تلخ است که رنجی ابدی را برای اعضای خانواده‌ی قربانی بجای می‌گذارد.

برابر گزارشی که روزنامه‌ی یومی‌یوری نیوز (Yomiuri News) انتشار داده [۳۷]، د%۸