نویسنده: دکتر جیک اسکات
بازآرایی مداوم نظام تجارت بینالمللی در بحبوحه جنگ تعرفهای فزاینده آمریکا با دیگر کشورها و بلوکهای تجاری (بهویژه چین و اتحادیه اروپا) کل جهان را تحت تأثیر قرار داده است. اما تغییراتی که با آنها سروکار داریم صرفاً از جنگ تعرفهای نشأت نمیگیرند، بلکه بیشتر زمینهسازِ این تحولات بودهاند که شاید غیرقابل بازگشت باشند.
برای نمونه، تعرفه ناگهانی ۵۰ درصدی که تابستان امسال در قبال جواهرات صادراتی هند به آمریکا اعمال شد، به منزله یک شوک تجاری جدید تعبیر میشود. اما این تعرفهها درعمل نتیجه فشارهایی هستند که در سالهای اخیر روی هم انباشته شدهاند و نقطه عطفی هستند که الگوهای تجارت جهانی را از نو میسازند. شواهد این تغییر را میتوان طی شش ماه گذشته در هشدارهای اولیه و گرایش راهبردی بهسوی خاورمیانه رصد کرد.
تحلیلگران در ماه آوریل هشدار داده بودند که تعرفههای احتمالی بخشی از این صنعت را که برای فروش نزدیک به یکسوم از صادرات خود به آمریکا وابسته بوده به شدت تحت تأثیر میگذارد و پیشبینیها از کاهش قابلتوجه محمولههای ارسالی حکایت داشتند. شرکتهای فعال در زمینه جواهرات و پوشاک در ماه ژوئیه به تأثیر تعرفهها پی بردند: مشاغل از بین رفتند، سرمایهگذاریها متوقف شده و صادرکنندگان کوچک هند در تله نقدینگی گرفتار شدند.
این پیامدها برای صنعتی که ۷ درصد از تولید ناخالص داخلی هند را به خود اختصاص داده خطرناک هستند و میتوانند هدف راهبردی رشد اقتصادی و تثبیت جایگاه هند در عرصه تجارت جهانی را به خطر بیندازند.
تأثیر واقعی تعرفهها در ماه اوت نمایان شد. گزارش سورَت، قطب صنعت الماس هند، نشان داد که این صنعت برای انطباق با شرایط موجود به تکاپو افتاده است. کارگاههای کوچک و بنگاههای خرد، کوچک و متوسط با فشار قابلملاحظهای مواجه شدند و متعاقب توقف سفارش خریداران آمریکایی توان پوشش هزینههای خود را نداشتند. برای این شرکتها که همیشه با حاشیه سود اندک فعالیت میکردند، شوک ناشی از اعمال تعرفهها یک تهدید وجودی به شمار میآمد.
بهرغم مشکلات و فشارهای موجود، یک راهبرد جایگزین در دستور کار قرار گرفت. صادرکنندگان هندی به بازارهای خود تنوع بخشیدند و به شرق و غرب روی آوردند: خریداران آسیای شرقی و مهمتر از همه خلیج فارس. خبرنگارانی که از کارگاههای برش الماس سورَت بازدید میکردند، با یک جمله تکراری مواجه شدند: اگر درهای بازار آمریکا بسته میشدند، آینده هند در ریاض، دبی و کشورهای دیگر رقم میخورد.
این تحولات در ماه سپتامبر کاملاً ملموس بودند. صادرکنندگان در رابطه با سورَت از افزایش شدید تقاضا از سوی عربستان سعودی خبر دادند. حجم صادرات در سال مالی گذشته حدود ۴۵ درصد و صادرات جواهرات نگیندار بالغ بر ۵۰ درصد افزایش یافت. نمایشگاههای تجاری از جمله نمایشگاه جواهرات در جده بهعنوان لاسوگاس یا هنگکنگ جدید معرفی شدند و از سوی وزارتخانههای هند و عربستان سعودی تحت حمایت قرار گرفتند.
باید توجه داشت که تعرفهها تنها عامل فشار موجود نبودهاند. صادرات الماسهای برشخورده هند حتی قبل از اجرایی شدن تدابیر واشینگتن به پایینترین سطح در ۲۰ سال اخیر رسیده بود که از افت تقاضای جهانی و محدودیتهای مالی حکایت دارد. قیمت الماس استخراجی و مصنوعی در اوایل سال جاری سیر نزولی پیدا کرد. تعرفهها باعث بحران نشدند، اما به روند شکلگیری آن سرعت بخشیدند.
از اینرو، تبعات تحولات تجاری فراتر از روابط دوجانبه هستند. اتفاقی که اکنون با آن مواجه هستیم، این است که مسیر فعلی تجارت به بیراهه میرود: صنعت جواهرات به دلیل اختلاف قیمتی مجبور شد در زنجیره تأمین خود بازنگری کند و اکنون به دنبال ایجاد روابط نهادی جدید در خلیج فارس است، حال آنکه مسیرهای تجاری قدیمی به مقصد آمریکا رو به افول هستند.
این تبعات درخور توجه هستند. بازار آمریکا برچیده نخواهد شد، اما نقش آن کمرنگتر میشود و به سمت کالاهای گرانقیمت و برندمحور متمایل خواهد شد؛ کالاهایی که مشتریان حاضرند برای آنها پول بیشتری بپردازند. بازار آمریکا برای اکثر صادرکنندگان متوسط دیگر صرفه اقتصادی ندارد و خلیج فارس بهعنوان بازار جایگزین ظهور کرده است. پیشبینی میشود که ارزش بازار جواهرات عربستان تا پایان دهه جاری تقریباً دوبرابر شود. این رشد بخشی از روند کلی توسعه صنعت کالاهای لوکس و خردهفروشی است که همزمان با تنوع بخشیدن به اقتصاد و سرمایهگذاریها در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ دنبال میشود.
صنعت جواهرات با چارچوب اقدامات ریاض برای تنوع بخشیدن به اقتصاد و تبدیل عربستان به قطب کالاهای لوکس سازگاری دارد: همکاری با صادرکنندگان هندی نهتنها امکان تأمین رقابتی کالاها را فراهم میکند، بلکه سطح دانش صادرکنندگان را نیز در زمینه درجهبندی، برندینگ و لجستیک ارتقا میدهد. نتیجه این همکاریها برای هند فراتر از دسترسی به بازار بوده و امکان نفوذ در روند تحول اقتصادی خلیج فارس را فراهم کرده است.
در عینحال، دبی مسیر دیگری را پیش پای صادرکنندگان میگذارد. سیاست منطقه آزاد در این شهر از مدتها قبل با هدف جذب بازرگانان جهانی تنظیم شده است. اکنون با تغییر مسیرهای تجاری که به دلیل تعرفهها رخ داده است، امارات در موقعیتی قرار دارد که میتواند به قطب تدارکات و فرآوری جواهرات هند تبدیل شود. دبی که میزبان شماری از بزرگترین مراکز مبادله طلا و الماس جهان است، با اتکا به ساختار مالیاتی و گمرکی خود به مسیری بیدردسر برای انتقال جواهرات هند به بازارهای بزرگتر تبدیل شده است. درواقع، بلندپروازیهای اقتصادی عربستان در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ و رویکرد عملگرایانه دبی در مناطق آزاد دست به دست هم دادهاند تا زیرساختهای لازم برای بازترسیم مسیر تجارت هند فراهم شوند.
سه اثر ثانویه در سطح جهانی درخور توجه هستند:
- نخست آنکه مصرفکنندگان آمریکایی با افزایش قیمتها و کاهش تنوع جواهرات هندی مواجه خواهند شد، اما فروشگاههای خلیج فارس مجموعههای متنوعتری عرضه خواهند کرد.
- دوم آنکه این فشارها باعث تثبیت فوری بازار در هند خواهند شد: صادرکنندگان بزرگ که به اعتبار بازارهای خلیج فارس و امکان همکاری با آنها دسترسی دارند، سهم بازار را از آنِ خود خواهند کرد. این درحالی است که شرکتهای کوچکتر به حاشیه رانده میشوند.
- سوم آنکه سیاستها به نوبه خود باعث تثبیت اوضاع میشوند. اگر صادرکنندگان و بانکها مقوله تنوع را در راهبردهای خود نهادینه کنند، بازگشت به وضعیت قبلی دشوار خواهد شد، حتی اگر تمام تعرفهها به حالت تعلیق دربیایند. آفریقا، اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس صرفاً یک بازار موقتی نیستند، بلکه آینده تجارت جهانی را میسازند.
خلاصه اینکه تعرفه واشینگتن صرفاً یک شوک موقتی نیست و به تسریع تحولات طولانیمدت در بازار جهانی دامن خواهد زد. تعرفه آمریکا به کاهش تدریجی نرخ تقاضای جهانی الماس سرعت بخشیده و صادرکنندگان هندی را مجبور کرده که در بازارهای خود بازنگری کنند. برندگان این بازی کسانی هستند که میتوانند شکافهای مالی را کنترل کرده و جای پای خود را در عربستان سعودی، امارات و دیگر کشورها محکم کنند.
بازندگان این بازی نیز مراکز کوچکتر- که امکان فروش موجودی خود را ندارند- و هنرمندانی هستند که آثارشان خریدار ندارد. جواهراتی که زمانی در ویترینهای نیویورک میدرخشیدند، از جده و دبی سر درآوردهاند. اینگونه است که یک تعرفه ساده نقشه تجارت جهانی را از نو ترسیم میکند.
این قضیه به الماس و جواهرات محدود نمیشود، بلکه پای گسست تجارت جهانی در میان است. بلوکهای تجاری مستحکمتر میشوند، زنجیرههای تأمین شکل و شمایل جدیدی پیدا میکنند و کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات با اتکا به سیاستهای صنعتی میکوشند که از این تغییر در بلندمدت به نفع خود استفاده کنند. تجارت جواهرات میتواند موضوع خوبی برای یک مطالعه موردی باشد، اما همزمان زنگ خطر را به صدا درمیآورد: تعرفههایی که در واشینگتن اعمال میشوند، تبعات گستردهای دارند و تغییرات جدیدی که شکل میگیرند، به همین راحتی قابل بازگشت نیستند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: دکتر جیک اسکات یک نظریهپرداز سیاسی در زمینه پوپولیسم و ارتباط آن با قانون اساسی سیاسی است. او در دانشگاههای متعدد بریتانیا تدرس میکند و برای چندین اندیشکده کارهای پژوهشی انجام میدهد.

















