نویسنده: دکتر آندرس دابلیو. ادواردسن
ترور چارلی کرک ۳۱ ساله، چهره برجسته جریان محافظهکار آمریکا، موجی از حیرت در آنسوی مرزهای ایالات متحده به راه انداخت. واکنشها در داخل آمریکا طبق معمول دوقطبی بودند و در ادای احترام جناح راست و واکنش سرد و بیروح جناح چپ خلاصه میشدند، اما واکنشها در اروپا در هر منطقهای متفاوت بودند.
پارلمان اروپا بهطور مشخص به کانون جنجالها تبدیل شد، زیرا درخواست چارلی وایمرز، نماینده پارلمان، مبنی بر یک دقیقه سکوت به دلیل مسائل آییننامهای از دستور کار خارج شد. این درحالی است که در موارد مشابه از جمله در مورد مرگ جورج فلوید در سال ۲۰۲۰ توجهی به آییننامه صورت نگرفته بود.
این تفاوتها از وجود شکافهای سیاسی، فرهنگی و رسانهای در سراسر اروپا حکایت دارد. واکنش کشورهای شمال اروپا از جمله دانمارک، فنلاند، ایسلند، نروژ و سوئد نسبت به قتل کرک متعادل بود. این کشورها بر جنبه تراژیک خشونت تأکید کردند و کاری با میراث سیاسی او نداشتند و این حادثه را یک بحران آمریکایی دانستند. چهرههای شناختهشده این کشورها نیز بهجای ابراز خشم مردم را به آرامش فراخواندند.
رسانههای جریان اصلی از جمله آفتونبلادت سوئد و ویجی نروژ بر تبعات گسترده این حادثه در قبال گفتمان دموکراتیک تأکید کردند و از فضای احساسی کشورهای خود فاصله گرفتند.
یکی از نخستوزیران سابق دانمارک اعلام کرد که «این حادثه او را به شدت شوکه کرده است.» با اینحال، او نیز از هرگونه اظهارنظر سیاسی خودداری کرد. در نروژ که هنوز خاطره حمله آندرس بریویک نئونازی در سال ۲۰۱۱- حادثهای که به مرگ ۷۷ نفر انجامید- از یادها نرفته است، تحلیلگران و چهرههای شناختهشده بر لزوم تنشزدایی و جلوگیری از دوقطبیشدن جامعه تأکید کردند. در سوئد بحثهای داغی در فضای مجازی شکل گرفت، اما نه اعتراضات گستردهای رخ داد و نه اقدامی از سوی پارلمان صورت گرفت. واکنش فنلاندیها نیز دوگانه بود و ایسلند هیچ واکنشی در سطح عمومی نداشت.
واکنشها در سایر نقاط اروپا شور و هیجان بیشتری داشتند. در بریتانیا، مقر موج جدید محافظهکاران پوپولیستِ اروپای غربی، که زیر نظر نایجل فراژ و حزب اصلاح فعالیت میکنند، بوریس جانسون و لیز تراس این ترور را محکوم کردند. رهبران حزب راستگرای اجتماع ملی فرانسه چارلی کرک را «جانباخته راه آزادی بیان» نامیدند و قتل او را به حملات سال ۲۰۱۵ به نشریه شارلی ابدو تشبیه کردند. همچنین حدود ۲۵۰ نفر در پاریس گردهم آمدند تا در مراسم یادبود کرک شرکت کنند. سخنگوی حزب اجتماع ملی در این مراسم گفت: «آنها همه به یک دلیل کشته شدند.»
جناحهای محافظهکار جنوب اروپا نیز از این فرصت برای ابراز عقیده خود استفاده کردند. جورجیا ملونی، نخستوزیر محافظهکار ایتالیا، جناح چپ را به «کماهمیت جلوه دادن» این ترور متهم کرد و آن را «زخمی عمیق بر پیکره دموکراسی» خواند. حزب راستگرای وکس در مادرید مراسمی را با پخش ویدئوها و ترانههای مختلف برگزار کرد. دولت چپگرا در این مراسم به ایجاد «فضای نفرتپراکنی» متهم شد. در پرتغال نیز آندره ونچورا، رهبر حزب چگا، هشدار داد که جامعه از «گفتمان ایدهها» به «قتل و نفرت» روی آورده است.
با اینحال، شدیدترین واکنشها را کشورهای اروپای مرکزی داشتند که جزو محافظهکارترین کشورهای قاره اروپا به شمار میآیند. مجلس لهستان، موسوم به سِیم، با یک دقیقه سکوت یاد کرک را گرامی داشت و نمایندگان پارلمان از برنامهریزی برای برپایی نمایشگاهی درباره زندگی او خبر دادند. همزمان جناح مخالف خواستار ثبت نام گروه آنتیفا در فهرست سازمانهای تروریستی شد. ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان، و از معدود سیاستمداران اروپایی که به شکل علنی از دونالد ترامپ حمایت میکند، ترور کرک را نتیجه کارزار بینالمللی نفرتپراکنی علیه جناح راست سیاسی دانست.
تضاد بین خویشتنداری کشورهای شمال اروپا و هیاهوی اعتراضی دیگر نقاط قاره درخور توجه است. پوشش رسانهای کشورهای شمال اروپا در هفته نخست قتل کرک بهطور میانگین کمتر از ده گزارش در هر کشور بود، درحالیکه ایتالیا و بریتانیا درباره این حادثه صدها گزارش تهیه کردند. بررسی شبکههای اجتماعی نیز نشان میدهد که تعداد هشتگهای «چارلی_کرک» در شمال اروپا بسیار کمتر بود و مطالب نیز لحن بیطرفانهای داشتند، اما تعداد هشتگهای «کرک_جانباخته» در جنوب و مرکز اروپا سیر صعودی داشت.
این شکاف چند دلیل مختلف دارد.
اول باید به ساختار سیاسی اروپا توجه کنیم. احزاب سوسیالدموکرات سالها در عرصه سیاسی شمال اروپا دست بالا را داشتهاند و جریانهای راستگرا، بهویژه در بین نخبگانی که بر گفتمان عمومی اثر میگذارند، تا حد زیادی به حاشیه رانده شدهاند. ازاینرو، چارلی کرک در این کشورها بیشتر بهعنوان چهرهای جنجالی شناخته میشد تا کسی که مدافع آزادی بیان باشد.
دوم باید به ساختار رسانهای اروپا توجه کنیم. رسانههای شمال اروپا عمدتاً در اختیار نهادهای دولتی چپگرا هستند که نسبت به جنبشهای محافظهکار پوپولیستی از جمله دونالد ترامپ و جریان موسوم به «ماگا» نگاه انتقادی دارند.
سوم باید بستر تاریخی را در نظر بگیریم. اگر به اروپای غربی، جنوبی و مرکزی نگاه کنیم، میبینیم که ایدئولوژیهای راستگرا شباهت بیشتری به کارزار سیاسی کرک دارند. اما احزاب راستگرا در شمال اروپا حتی در موضوعاتی مانند مهاجرت گسترده و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این مسئله عموماً میانهرو هستند.
ازاینرو، مردم شمال اروپا پیوند عاطفی و سیاسی ضعیفتری با کرک و مواضع او داشتند، اما ترور او در دیگر نقاط اروپا به تشدید اختلافات سیاسی دامن زد. هنوز معلوم نیست که این روند در بلندمدت چه تأثیری در قبال سیاستهای اروپا خواهد داشت، اما احتمال میرود که تنشهای سیاسی در سراسر قاره شدت بگیرند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: دکتر آندرس دابلیو. ادواردسن یک تحلیلگر سیاسی، نویسنده و سخنران عمومی است که بیش از سه دهه در اروپا و آمریکا روزنامهنگاری کرده و به تحقیق و تحلیل رسانهای پرداخته است. او چندین کتاب با موضوع تاریخ سیاسی و استثناگرایی آمریکایی نوشته و در حال حاضر به تدریس علوم سیاسی مشغول است. او با اندیشکدهها و نشریات بینالمللی نیز همکاری دارد.
















