Search
Asset 2

جنگ‌های دیروز در دنیای امروز نبردی متفاوت می‌بودند

جنگ‌های آینده و فرصت‌های آتی تنها از رهگذرِ ارزیابی‌های اطلاعاتی آینده‌نگرانه قابل شناسایی هستند.
سرباز ارتش آمریکا در حال حمل پهپاد نظارتی گوست-ایکس در رزمایش چندملیتی ۱-۲۵ در منطقه آموزشی هوهنفلز در باواریا، آلمان؛ ۳ فوریه ۲۰۲۵. (Sean Gallup/Getty Images)

نویسنده: گریگوری کاپلی

شاید رایج‌ترین کلیشه‌ای که به فرماندهان نظامی کهنه‌کار نسبت داده می‌شود، این باشد که ترجیح می‌دهند در «جنگ‌های دیروز» شرکت کنند تا این‌که در جنگ‌های فردا حضور داشته باشند. اما آگاهی از این‌که برای رویارویی با درگیری‌های قریب‌الوقوع و آتی نیازمندِ چه اقداماتی هستیم، بیش از همیشه دشوار است.

سرعت تغییرات به‌حدی است که دیگر مرزی میان جنگ‌های دیروز، امروز و فردا وجود ندارد. جنگ ناتمامِ روسیه و اوکراین شاید بزرگ‌ترین نقطه عطف ما در زمینه یادگیری و فناوری باشد که شیوه جنگیدن را دگرگون کرده است. البته استفاده از مهمات و تجهیزات نظامی بدون سرنشین از سوی اوکراین و روسیه پیش‌تر در مناقشات اتیوپی پیش‌بینی شده بود؛ امری که همچنان توجهی به آن صورت نمی‌گیرد.

شاید همین جنگ روسیه و اوکراین بود که ذهنیت نظامیان را تغییر داد و آن‌ها را از وابستگی به حضور فیزیکی نیروها در محل درگیری و کنترل مستقیم حملات رها کرد.

این تغییر نه صرفاً به دلیل ملاحظات بودجه و کمبود نیروی انسانی آموزش‌دیده، بلکه-چنان‌که همواره شاهد بوده‌ایم- به آن دلیل رخ داد که سامانه‌های تهاجمی به‌مراتب ارزان‌تر، فراوان‌تر و عملیاتی‌تر از سامانه‌های دفاعی بودند. سامانه‌های تهاجمی از جمله پهپادهای انتحاری فاقد سرنشین هستند و اغلب از هوش مصنوعی برای هدف‌گیری مستقل بهره می‌گیرند.

حملات اخیر به اسرائیل یکی از دلایل اصلی این تغییر بوده است؛ حملاتی که در آن نیروهای نیابتی وابسته به جمهوری اسلامی سعی کردند سامانه‌های پدافندی چندلایه اسرائیل را با حملات انبوه سامانه‌های تهاجمی ارزان‌قیمت از جمله پهپادها، موشک‌های بالستیک و راکت‌های چندمنظوره از کار بیندازند. این حملات در دستیابی به اهداف خود ناکام ماندند، اما نشان دادند که حتی یک سامانه دفاعی پیشرفته هم ظرفیت محدودی دارد و در مواجهه با حجم بالای تهدیدات نمی‌تواند ضامن امنیت باشد.

تنش میان ایران و اسرائیل در «جنگ ۱۲ روزه»، اختلاف بین هزینه عملیات تهاجمی و دفاعی را تا حد زیادی مشخص کرد. اسرائیل در این جنگ بی‌تردید دست بالا را داشت، اما معلوم شد که دفاعِ مؤثر عمدتاً به آمادگی قبلی و توان اقتصادی بستگی دارد.

از این گذشته، نبرد فرسایشی روسیه و اوکراین در سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ نشان داد که استفاده از نیروهای متعارف درصورت به‌کارگیری توانمندی‌های تهاجمی ارزان‌قیمت و مشابه در هردو سمت جنگ به بن‌بست منتهی خواهد شد. در این شرایط، کشوری موفق‌تر خواهد بود که عمقِ راهبردی و پایداری زنجیره تأمین خود را حفظ کند. این روند همچنین به پیشرفت چشم‌گیر دکترینِ مقابله با تسلیحات ارزان‌قیمت، بدون سرنشین و انبوه انجامید. نیروهای زرهی اسرائیل نیز با به‌کارگیری قابلیت‌های فیزیکی و الکترونیکی در تانک‌های خود در غزه و دیگر مناطق، اثربخشی پهپادها را به شکل قابل‌توجهی کاهش دادند.

تاکتیک اشباع یا حملات انبوه همواره یکی از قابلیت‌های مهم نظامی بوده که در شکل‌های گوناگون به اجرا درآمده است. استفاده ژاپنی‌ها از کامی‌کازه (هواپیماهای انتحاری سرنشین‌دار) در جنگ جهانی دوم از منظر راهبردی با شکست مواجه شد و به مرگ خلبانانی انجامید که جایگزینی برای آن‌ها وجود نداشت، اما نشان داد که می‌توان از تسلیحات هوایی بدون سرنشین و ارزان‌قیمت به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای دفاع و حمله استفاده کرد. این روند با شتابی بیشتر به توسعه سلاح‌های بدون سرنشین زمینی و دریایی (از جمله زیردریایی) منتهی شده است.

بسیاری از افسران ارشد نیروی هوایی آمریکا تا سه سال پیش استفاده از «هواگردهای رزمی همکار» بدون سرنشین را بی‌اهمیت می‌دانستند و آن‌ها را مناسب «نیروهای هوایی ضعیف» از جمله استرالیا قلمداد می‌کردند که از سال ۱۹۵۰ با ساخت پهپاد جت نقطه‌زن جندی‌ویک و موشک ضدزیردریایی ایکارا در توسعه تجهیزات بدون سرنشین پیشتاز بود. امروزه آمریکا نیز به ضرورت استفاده از این هواگردها و همتایان زمینی و دریایی آن‌ها پی برده است.

سامانه‌های سرنشین‌دار و بدون سرنشین در حال حاضر با هماهنگی کامل عمل می‌کنند.

جنگ‌های آینده و فرصت‌های آتی تنها از رهگذرِ ارزیابی‌های اطلاعاتی آینده‌نگرانه قابل شناسایی هستند و تنها از همین طریق است که می‌توانیم خودمان را برای مواجهه با آن‌ها آماده کنیم. و آن‌چه امروز با آن مواجه هستیم، این واقعیت است که بعضی از مناقشات به استقرار سریع فناوری و دکترین جدید و شکل‌گیری روش‌های نوین مقابله می‌انجامند، اما هیچ اتفاقی به ظهور خلاقیت در ارزیابی تهدیدات بالقوه یا شرایط «احتمالی آتی» منجر نمی‌شود.

تا زمانی که ارزیابی راهبردی تهدید، خلاقانه و متناسب با شرایط نباشد، همچنان در «جنگ‌های دیروز» در حال جدال با «دشمنان دیروز» خواهیم بود که صرفاً با قابلیت‌های نظامی جدید همراه است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: گریگوری کاپلی رئیس انجمن مطالعات راهبردی بین‌المللی واشینگتن و سردبیر مجله آنلاین دفاع و سیاست راهبردی خارجی است. کاپلی که در استرالیا متولد شده، نشان استرالیا را دریافت کرده و به‌عنوان کارآفرین، نویسنده، مشاور دولتی و سردبیر نشریه دفاعی فعالیت داشته است. آخرین کتاب او تحت عنوان «جنگ تمام‌عیار جدید در قرن بیست‌و‌یکم و عامل همه‌گیری ترس» منتشر شده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی