Search
Asset 2

آیا هوش مصنوعی حکم اسب تروآ را دارد؟ چرا باید برای ذهن کودکان عمیقا نگران باشیم

«اَنی» گراک را دیده‌اید؟ وقتی چت‌جی‌پی‌تی جای مغز بنشیند، مغز در جایگاه دوم قرار می‌گیرد. نشانه‌ها: بی‌انگیزگی، بی‌حسی عاطفی، ضعف حافظه و یادگیری منفعلانه.
(Treecha/Shutterstock)

نویسنده: دکتر دنیل اِیمن

«اَنی» گراک را دیده‌اید؟

اَنی دختر انیمه‌ای هوش مصنوعی ایلان ماسک است و با این هدف طراحی شده که هم‌صحبت مجازی شما باشد؛ یک دوست‌دختر دیجیتالی که با شما لاس می‌زند، مجیز شما را می‌گوید و تقریباً هر کاری که بخواهید انجام می‌دهد. به‌ظاهر چیز بی‌ضرر و سرگرم‌کننده‌ای است. اما زیر این ظاهرِ بی‌ضرر چیست؟ جذابیتی اغواگر که طراحی‌شده تا نسل مردان جوان را پیش از آن‌که حتی قدرت اندیشیدن پیدا کنند، به اسارت خود درآورد. اَنی همچون برده‌ای شخصی در قالب پورنوگرافی نرم است و دوپامین شما را نیست و نابود می‌کند.

همین‌که صدای دل‌فریب، شیرین، اغواگر و مطیع او را شنیدم، موجی از نگرانی درون سینه‌ام شروع به جوشیدن کرد. قضیه فقط سرگرمی نبود. پای «اعتیاد به سرویس» در میان بود؛ سرویسی که در لباس انیمه جا خوش کرده و به همان ابزارهایی مجهز شده که روزی برای نوشتن، آموختن و فکر کردن به آن‌ها اعتماد داشتیم.

انگار در حال تماشای ورود آن اسب چوبی به تروآ بودم که این‌بار نه با سربازان جنگی، که با ویرانگرانِ دوپامین وارد شهر می‌شد.

ما از نو درِ طویله را باز کرده‌ایم و هیولا را به درون مدرسه، خانه و محل کارمان راه داده‌ایم، بی‌آن‌که حتی لحظه‌ای درنگ کنیم و از خود بپرسیم که با یک هدیه سروکار داریم یا با اسب تروآیی که مملوء از خطر است؟

پیش‌تر نیز شاهد چنین موقعیتی بوده‌ایم. با بازی‌های ویدئویی، تلفن‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی، بنزودیازپین‌ها، الکل، ماری‌جوآنا، مواد مخدر، سایلوسایبین و حتی شیرین‌کننده‌های مصنوعی.

اول به دنبال راحتی رفتیم و بعد با پیامدهای آن مواجه شدیم.

و حالا دوباره همان کار را تکرار می‌کنیم؛ این بار با وسیله‌ای که فقط سرگرم‌مان نمی‌کند یا باعث کرختی‌مان نمی‌شود، بلکه جای فکر و اندیشه ما را می‌گیرد. این مسئله ممکن است به وقوع بحران در رشد مغز بیانجامد.

محققان در مطالعه اخیر مؤسسه فناوری ماساچوست از نوار مغزی استفاده کردند تا ببینند وقتی انسان از ابزارهای هوش مصنوعی همچون چت‌جی‌پی‌تی استفاده می‌کند، چه فعل و انفعالی در مغز او رخ می‌دهد. نتایج نگران‌کننده هستند. فعالیت مغزی به‌ویژه در نواحی پیش‌پیشانی و گیجگاهی که با حل مسئله، برنامه‌ریزی، حافظه و زبان سروکار دارند، افت می‌کند. افرادی که پیش‌تر از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، حتی بعد از کنار گذاشتن آن نیز با ادامه روند کاهشی فعالیت مغزی خود مواجه شدند. این کاهش ادامه‌دار- که «بدهی شناختی» نامیده می‌شود- به شکل هولناکی شبیه الگوی مغزی جوانانی است که بیش‌از‌حد با دستگاه‌های دیجیتال کار می‌کنند یا مراحل اولیه زوال عقل را پشت سر می‌گذارند.

جریان چیست؟ ما بخش دشوارِ فکر کردن را برون‌سپاری می‌کنیم و وقتی دست از تلاش و تقلا برمی‌داریم، رشد مغز متوقف می‌شود. وقتی فکر کردن را برون‌سپاری می‌کنیم، تحلیل می‌رویم.

آیا این روند می‌تواند به زوال عقل منجر شود؟

شاید اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما با توجه به چیزهایی که درباره ظرفیت مغز می‌دانیم، چندان دور از ذهن نیست.

یک مطالعه طولی با مشارکت راهبه‌ها انجام گرفته که نشان می‌دهد شیوه نوشتن در سنین پایین می‌تواند سلامت شناختی فرد را در سنین بالاتر پیش‌بینی کند. زنان راهبه‌ای که در جوانی بیشتر به تفکر می‌پرداختند و از زبان غنی‌تری استفاده می‌کردند، حتی با وجود بروز نشانه‌های بیماری نیز کمتر دچار آلزایمر می‌شدند.

اکنون نسل دانش‌آموزانی را تصور کنید که به‌جای تلاش برای نوشتن صرفاً از محتوای هوش مصنوعی نسخه‌برداری می‌کنند. چه اندوخته‌ای برای مغز باقی می‌ماند؟ چه مبنایی را از دست می‌دهند؟

لازم نیست برای فهمیدن این موضوع تا ۶۰ سالگی منتظر بمانیم. نشانه‌ها آشکار هستند: بی‌انگیزگی، بی‌حسی عاطفی، ضعف حافظه و یادگیری منفعلانه.

وقتی چت‌جی‌پی‌تی جای مغز بنشیند، مغز خودتان در جایگاه دوم قرار می‌گیرد.

پدر و مادرهای شاغل در سیلیکون‌ولی از همین حالا نگران هستند

جالب است بدانید که توسعه‌دهندگان این ابزارها اجازه نمی‌دهند فرزندان‌شان از آن‌ها استفاده کنند. بسیاری از مدیران ارشد فناوری در قرارداد پرستار بچه قید می‌کنند که استفاده از فناوری ممنوع است. استفاده از دستگاه‌های دیجیتال، تلفن همراه، تبلت یا حتی تماشای تلویزیون در حضور کودک مجاز نیست. بعضی از پرستارها حتی اجازه ندارند در حین کاراز تلفن همراه‌شان استفاده کنند. تخطی از این قانون می‌تواند به اخراج آن‌ها بیانجامد.

چرا؟

زیرا آن‌ها از حقیقت مطلع هستند.

آن‌ها می‌دانند که توجه انسان سرمایه ارزشمندی است.

آن‌ها می‌دانند که آسایش و راحتی باعث افت ظرفیت شناختی می‌شود.

آن‌ها نمی‌خواهند فرزندان‌شان فریفته ابزارهایی شوند که خودشان به توسعه آن‌ها کمک کرده‌اند. این خانواده‌ها در قرارداد پرستارها به قوانین تغذیه هم اشاره می‌کنند: فقط غذاهای ارگانیک، بدون قند و بدون تنقلات فرآوری‌شده. زیرا چیزی که به خوردِ مغز داده می‌شود، حائز اهمیت است. آن‌ها از فرزندان‌شان همچون خاندان سلطنتی محافظت می‌کنند. و شاید بهتر باشد به دلیل آن بیاندیشیم.

چیزی که ممکن است از دست بدهیم

استفاده بی‌رویه از هوش مصنوعی می‌تواند به افت موارد زیر بیانجامد:

  • توان ذهنی (کاهش بار شناختی = ضعف مدارهای عصبی)
  • انگیزه و اراده (سامانه‌های دوپامین به چالش نیاز دارند)
  • یادگیری عمیق و حافظه (عدم ناسازگاری = عدم ماندگاری)
  • تاب‌آوری (مغز به واسطه درد و رنج رشد می‌کند، نه از مسیر میان‌بر)
  • کنجکاوی (پاسخ‌های فوری قاتلِ پرسش‌گری هستند)
  • خلاقیت (وقتی ربات از پسِ انجام آن برمی‌آید، چرا از تخیل استفاده کنیم؟)

نتیجه چیست؟ جامعه‌ای متشکل از مغزهای منفعل، دانش‌آموزانی با ذخایر خالی از دوپامین، شاگردان نازک‌نارنجی و افراد بالغی که از نظر عاطفی دچار گسست شده‌اند. بسیاری از این افراد هرگز به «ماهیچه‌های عصبی» لازم برای مواجهه با پیچیدگی، ناکامی یا چالش دست پیدا نمی‌کنند.

این وضعیت در بلندمدت ممکن است خطر زوال عقل، افسردگی و درماندگی آموخته‌شده را دوچندان کند.

پس چه باید کرد؟

من عاشق هوش مصنوعی هستم و از آن استفاده می‌کنم. به کمک هوش مصنوعی تدریس می‌کنم. ما نوار مغزی بیماران را به کمک هوش مصنوعی بررسی می‌کنیم. من معتقدم که آینده به هوش مصنوعی تعلق دارد.

اما هوش مصنوعی باید در خدمت مغز انسان باشد، نه این‌که جای مغز را بگیرد.

به این صورت:

  1. از هوش مصنوعی برای تقویت تفکر استفاده کنید، نه فرار از آن.
  2. با انجام کارهای مبتنی بر هوش مصنوعی و کارهای ذهنی تنوع ایجاد کنید.
  3. قبل از کار کردن با ربات‌ها به بچه‌ها یاد دهید که با مداد بنویسند.
  4. عادت‌های شناختی خود را کنترل کنید. واقعاً چقدر فکر می‌کنید؟
  5. هرروز از خودتان بپرسید: «آیا برای مغزم سودمند است یا ضرر دارد؟»

من مخالف هوش مصنوعی نیستم، بلکه با انفعال مشکل دارم. زیرا اگر دست از تلاش و تقلا بردارید، دیگر رشد نمی‌کنید. اگر از مغز خود استفاده نکنید، مغزتان کوچک می‌شود.

قصد ترساندن شما را ندارم. از روی دلسوزی می‌گویم. برای کودکان. برای آینده. برای ذهن‌هایی که در حال شکل‌گیری هستند. اسب از طویله بیرون آمده است. نباید بگذاریم دارایی‌های ارزشمند ما را لگدمال کند.

باید آینده‌ای بسازیم که در آن فناوری به تقویت قوه شناختی کمک کند، نه آن‌که باعث افت آن شود. آینده‌ای که در آن هوش مصنوعی در جایگاه دوم باشد و جای مغز انسان را نگیرد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: دکتر دنیل اِیمن، روان‌پزشک بزرگسالان و کودکان و بنیان‌گذار کلینیک‌های اِیمن است که در سراسر آمریکا ۱۱ شعبه دارد. او دوازده مرتبه نویسنده پرفروش نیویورک‌تایمز شده و یکی از تأثیرگذارترین متخصصان حوزه سلامت مغز به شمار می‌آید. تازه‌ترین کتاب او با عنوان «مغزت را هر روز تغییر بده» (۲۰۲۳) منتشر شده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی