Search
Asset 2

برنامه روزانه موتسارت و میراثی که در موسیقی به یادگار گذاشت

چگونه می‌توان در مدت ۳۵ سال بالغ بر ۶۰۰ اثر موسیقایی از جمله ۲۱ اپرا، ۱۵ مَس و بیش از ۵۰ سمفونی خلق کرد؟ در پسِ هر سمفونی باشکوهی یک برنامه روزانه منظم نهفته است.
موتسارت اغلب صبح‌های خود را با نوشتن ایده‌های موسیقایی که شب هنگام به ذهنش می‌رسید آغاز می‌کرد. (Biba Kajevic/این تصویر دیجیتال با دست کشیده شده است، نه با هوش مصنوعی)

در پسِ هر سمفونی باشکوهی یک برنامه روزانه منظم نهفته است. در مورد موتسارت می‌توان گفت که برنامه روزانه او الهام‌بخش و سختگیرانه بود.

چگونه می‌توان در مدت ۳۵ سال بالغ بر ۶۰۰ اثر موسیقایی از جمله ۲۱ اپرا، ۱۵ مَس و بیش از ۵۰ سمفونی خلق کرد؟ باید براساس یک برنامه روزانه سختگیرانه که به نوشتن، نواختن و آموزش موسیقی اختصاص یافته، سخت کار کرد.

زندگی روزانه ولفگانگ آمادئوس موتسارت به همین شکل بود. او صرفاً یک آهنگساز فوق‌العاده پرکار نبود، هنرمندی است که آثار او در زمره بزرگ‌ترین شاهکارهای موسیقی کلاسیک قرار می‌گیرند.

سحرخیزی موتسارت

خلاقیت موتسارت در طول شب می‌جوشید. صبح زود شروع به کار می‌کرد و الهامات شبانه‌اش را روی کاغذ می‌آورد. گاه ایده‌ها بی‌اختیار به ذهنش متبادر می‌شدند و خودش نیز نمی‌دانست از کجا نشأت می‌گیرند. چنان‌که خودش گفته است: «وقتی تنها هستم یا شب‌هایی که خوابم نمی‌برد، ایده‌ها به بهترین شکل ممکن شکل می‌گیرند.»

او معمولاً قبل از ساعت ۶ صبح بیدار می‌شد و قبل از هرچیز موهایش را شانه می‌کرد. به ظاهر خود اهمیت فراوانی می‌داد. تا ساعت ۷ صبح به آراستن موها و کارهای بهداشتی صبحگاهی خود پایان می‌داد و آماده می‌شد که البته همیشه با وقفه همراه بود. گهگاه نبوغ موسیقایی او درون ذهنش جرقه می‌زد و ناچار می‌شد در خلال برنامه صبحگاهی به سمت ساز برود. آرایشگر او می‌گوید: «یک روز صبح که مشغول آراستن موهای موتسارت بودم و درست در لحظه‌ای که می‌خواستم پشت موهایش را ببندم، ناگهان از جا پرید و همان‌طور که موهایش را در دست داشتم، به اتاق کناری رفت و شروع به نواختن پیانو کرد. از زیبایی صدا و طنین ساز او مات و مبهوت شدم. نخستین‌بار بود که چنان چیزی را می‌شنیدم. موهایش را رها کردم و شانه را کنار گذاشتم تا کارش با پیانو به پایان برسد.»

خلاقیت همیشگی

بعد از اتمام این کارها و خوردن صبحانه‌ای سبک به صرف نان و قهوه، نخستین دور آهنگسازی آغاز می‌شد. براساس نامه‌ای که موتسارت در سال ۱۷۸۲ به خواهرش نوشته است، می‌توان گفت که از حدود ساعت ۷ تا ۹ صبح آهنگسازی می‌کرد و بعد از این خلاقیت بی‌وقفه از ساعت ۹ تا ۱ بعدازظهر به آموزش موسیقی می‌پرداخت. سپس ناهار می‌خورد. عصرها معمولاً در کنار دوستان یا در کنسرت‌ها سپری می‌شد و بعضاً به درس‌های بیشتر اختصاص می‌یافت. موتسارت علاقه زیادی به بیلیارد داشت و اغلب با دوستش، مایکل کلی، خواننده ایرلندی، بازی می‌کرد و معمولاً برنده می‌شد. اما برنامه روزانه آهنگسازی او در این موارد خلاصه نمی‌شد.

حدود ساعت ۵ یا ۶ عصر دوباره به آهنگسازی می‌پرداخت و گاه تا ساعت ۹ شب غرق در دنیای شگفت‌انگیز موسیقی می‌شد. پس از اتمام دور دوم، نزد نامزدش، کنستانتسه، می‌رفت و تا حوالی ۱۰ یا ۱۱:۳۰ شب نزد او می‌ماند. البته مجبور بود که «حرف‌های ناخوشایند مادر کنستانتسه» را نیز تحمل کند. بعد از آن‌که به خانه بازمی‌گشت، از نو سراغ تازه‌ترین اثرش می‌رفت و تا حدود ۱ بامداد کار می‌کرد و با ۵ ساعت خواب وارد روز بعدی می‌شد.

موتسارت لحظاتی را که قدرت آفرینش او فارغ از حواس‌پرتی‌ها در وجودش شعله می‌کشید، این‌طور توصیف کرده است:

«آن‌گاه باطنم از الهام شعله‌ور می‌شود، به شرط آن‌که چیزی باعث حواس‌پرتی‌ام نشود. موسیقی جوانه می‌زند و من به آن شاخ و بال می‌دهم. آن‌قدر در ذهنم کنکاش می‌کنم تا آن‌که قطعه، هرچند طولانی، در ذهنم کامل می‌شود. الهاماتی که به من می‌شود، جزءبه‌جزء و پی‌در‌پی نیستند و به تدریج روی جزئیات آن‌ها کار می‌کنم؛ اما یک‌باره و در تمامیّت خویش در خیالاتم طنین‌انداز می‌شوند.»

شور زندگی

به‌رغم ضعف جسمانی و مشکلات سلامتی، موتسارت برنامه سختگیرانه خود را با رضایت خاطر دنبال می‌کرد. او را فردی کوتاه‌قامت (حدود یک‌ونیم متر)، رنگ‌پریده و نه‌چندان جذاب توصیف کرده‌اند. البته در انتخاب لباس سلیقه خوبی داشت. موتسارت در طول زندگی به بیماری‌های مختلفی دچار شد که از جمله می‌توان به آبله (که لکه‌های آن بر چهره‌اش باقی ماند)، التهاب لوزه و عفونت‌های استرپتوکوکی متعدد اشاره کرد. با وجود این ضعف جسمانی از روحی درخشان برخوردار بود که به او نیرو بخشید تا گنجینه موسیقی‌اش را برای آیندگان به یادگار بگذارد. خانواده موتسارت با وجود بازدهی خوب آثار او با مشکلات مالی دست‌به‌گریبان بودند، اما همیشه خدمتکار داشتند و از درشکه استفاده می‌کردند.

فشار زندگی و جسم ناتوان سرانجام بر او فائق آمدند. موتسارت در دسامبر ۱۷۹۱ بیمار شد و چشم از جهان فروبست. او تنها ۳۵ سال داشت. بعضی‌ها می‌گویند او بر اثر پورپورای هنوخ شوئن‌لاین از دنیا رفت؛ عارضه‌ای که می‌تواند یکی از تبعات عفونت استرپتوکوکی باشد. اگر این نابغه جوان موسیقی عمر طولانی‌تری می‌داشت و با همان شتاب کار می‌کرد، چه شاهکارهای دیگری می‌ساخت؟ کسی نمی‌داند. اما موتسارت در همین عمر کوتاه میراثی جاودان در جهان موسیقی به یادگار گذاشت؛ میراثی که او را در زمره بزرگ‌ترین موسیقی‌دانان تمام دوران قرار می‌دهد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی