با توجه به دستور شی جینپینگ، رهبر چین، به ارتش این کشور برای آمادگی برای حمله به تایوان تا سال ۲۰۲۷، احتمال اشغال این کشور به دغدغه بسیاری از رهبران جهان تبدیل شده است.
با توجه به جمعیت ۱.۴ میلیارد نفری چین در مقابل جمعیت ۲۳ میلیون نفری تایوان و برخورداری ارتش چین از ۲ میلیون نیروی فعال و بودجه سالانه ۲۹۰ میلیارد دلاری در مقابل ارتش ۱۶۹ هزار نفری تایوان که حدود ۱۹ میلیارد دلار بودجه دارد، خیلیها تصور میکنند که چین به راحتی تایوان را در هم میشکند.
با اینحال، گزارش ۳۶ صفحهای اندیشکده استیمسون که در اوت ۲۰۲۵ با عنوان «بازنگری در تهدید: چرا چین به احتمال زیاد به تایوان حمله نخواهد کرد» منتشر شد، با قاطعیت میگوید چین دست به چنین کاری نخواهد زد. چهار عامل اصلی که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفتهاند، خطر تشدید درگیریها، پیامدهای سیاسی منفی در داخل چین، تبعات اقتصادی و چالشهای عملیاتی هستند. هرکدام از این عوامل میتواند شی جینپینگ را از حمله به تایوان منصرف کنند، اما در مقاله حاضر بررسی میشود که چرا وقوع چنین حملهای از منظر عملیاتی فاجعهبار خواهد بود.
به گزارش اندیشکده استیمسون، «اشغال نظامی تایوان به بزرگترین و پیچیدهترین عملیات نظامی تاریخ تبدیل خواهد شد. با توجه به قابلیتهای نظامی مدرن، انجام چنین عملیاتی از عملیات فرود نیروهای متفقین در نرماندی در سال ۱۹۴۴ پیچیدهتر خواهد بود.»
نخست آنکه عبور از پهنه آبی ۱۶۰ کیلومتری تنگه تایوان آسان نیست و پستی و بلندی سواحل تایوان جلوی فرود نیروها را میگیرد. تأثیر موانع آبی در جنگ روسیه و اوکراین مؤید این موضوع است. حتی موانع نسبتاً کوچک مانند رودخانهها نیز مانع بزرگی برای عملیات تهاجمی به شمار میآیند، چه رسد به تنگهای که عرض آن به ۱۶۰ کیلومتر میرسد.
بهرغم آنکه تایوان از سنگرهای طبیعی برخوردار است، چین به لحاظ جمعیتی، ظرفیت صنعتی نظامی، نیروی هوایی و نیروی دریایی برتری قابلملاحظهای دارد. نیروی دریایی و هوایی تایوان در بهترین حالت نقش چندانی در بخش دفاعی نخواهند داشت.
مطالعه مؤسسه رَند در سال ۲۰۱۶ نشان داد که حتی اگر جنگندههای تایوانی در سنگرها از حمله موشکی چین در امان بمانند، درصورت نابودی باندهای فرود هیچ کاربردی نخواهند داشت. از اینرو، تایوان باید روی پدافندهای هوایی سیّار با قابلیت پنهانسازی سرمایهگذاری کند. تایوان نباید از پدافندهای سیّار برای ساقط کردن خیل عظیم موشکهای چینی استفاده کند، بلکه باید آنها را برای ساقط کردن هواپیماهای سرنشیندار چینی کنار بگذارد.
گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در ژانویه ۲۰۲۳ که حمله احتمالی چین را بارها شبیهسازی کرده است، نشان میدهد که خیل عظیم موشکهای چینی میتواند نیروی هوایی و دریایی تایوان را عملاً بیاثر کند. «اما این مسئله درباره نیروی زمینی تایوان صدق نمیکند؛ چرا که آنها نقش بسزایی در نتیجه نهایی جنگ ایفا میکنند.»
به نظر من با توجه به اینکه مقابله با زیردریاییها برای نیروی دریایی دشوار است، استقرار سه زیردریایی تهاجمی دیزلی-الکتریکی تایوان تا سال ۲۰۲۶ اهمیت بسیاری خواهد داشت و میتواند برای چین دردسرساز شود. اگر آمریکا هم زیردریاییهای خود را وارد میدان کند، شانس موفقیت چین به شکل قابلتوجهی کاهش خواهد یافت. اما هنوز معلوم نیست که آمریکا تمایلی به جنگ تمامعیار با چین دارد یا خیر. از اینرو، این فرضیه در مقاله حاضر لحاظ نشده است.
شاید نیروی هوایی و دریایی تایوان نقش چندانی در رویارویی مستقیم نداشته باشند، اما تنگه تایوان با قلمرو دور از دسترس، مردم دموکراسیدوست و توانایی تولید انبوه پهپادها هدف آسانی نخواهد بود.
قایقها، کشتیها و سکویهای فرود برای عبور از تنگه تایوان باید از دلِ آتش موشکهای ضدکشتی، پهپادهای هوابرد، پهپادهای سطحی و زیرآبی، مینهای دریایی، زیردریاییها و سایر تسلیحات بگذرند که تنگه تایوان را به «دیگی جوشان» با تمساحانی گرسنه و درنده تبدیل میکنند.
اما عبور از تنگه تایوان نقطه شروع مشکلات چین خواهد بود. صدها هزار سربازی که هرلحظه از خاک تایوان دفاع میکنند، محافظ سرزمینی خواهند بود که رؤیای فرماندهان خودی و کابوس متجاوزان خارجی است.
بالغ بر ۷۰ درصد از مساحت این جزیره کوهستانی است و شبکه گسترده سنگرها و تونلها مانع از تهاجم سریع چین خواهد شد. قلههای ناهموار، جنگلهای انبوه و گلوگاههای شهری به ارتش ۱۶۹ هزار نفری تایوان و ۷۶۰ هزار نیروی ذخیره آموزشدیده این کشور کمک میکنند که پیشروی نیروهای ارتش آزادیبخش خلق را به تأخیر بیاندازند یا حتی آنها را به عقب برانند.
حفظ سرپلهای ساحلی هم برای چین دشوار و طاقتفرسا خواهد بود. چالش دیگر و شاید لاینحلی که چین با آن روبهروست، حفظ کشتیها و قایقهای کافی و سالم برای انتقال میلیونها تن تدارکات و تجهیزات است که برای پشتیبانی از صدها هزار یا حتی میلیونها نیروی اعزامی این کشور ضروری خواهد بود.
تجربیات اخیر در رابطه با جنگ روسیه و اوکراین و برتری طبیعی دفاعی تایوان نسبت به اوکراین نشان میدهد که چین ممکن است برای غلبه بر سپر دفاعی مستحکم شهروندان تایوانی متحمل صدها هزار کشته شود یا حتی تلفات بیشتری بدهد.
تایوان همچنین حدود ۱.۶۶ میلیون نیروی ذخیره دارد که البته همزمان به خدمت فراخوانده نمیشوند. برآوردها حاکی از آن است که حدود ۷۶۰ هزار نیروی ذخیره تایوان سابقه خدمت فعال دارند و میتوانند سریعاً عازم خدمت شوند. این درحالی است که ۹۰۰ هزار نیروی باقیمانده بهطور تدریجی و درصورت نیاز به خدمت فراخوانده میشوند. این نیروها که در جزیره مستقر هستند، تدارکات آسانتری نسبت به نیروهای مهاجم چینی خواهند داشت که باید خود را از مسیر آسیبپذیر دریا تجهیز کنند. بسیج کامل نیروهای ذخیره زمانبر است، اما نیروهای آماده به خدمت تایوان که تحت پشتیبانی زیرساختهای مقاوم و مردم محلی قرار دارند، بار اصلی دفاع را بر دوش خواهند داشت.
علاوه بر نیروهای فعال و ذخیره، انتظار میرود هزاران شهروند تایوانی درصورت حمله چین برای اعزام به خدمت داوطلب شوند. تایوان همچنین سیاست دفاع مقاومتی همهجانبه را در پیش گرفته که در کنار مشارکت فزاینده شهروندان در دورههای آموزشی سلاحهای تاکتیکی، این کشور را برای مواجهه با شرایط جنگی مانند خاموشی، قطع ارتباطات، اختلال سیستم حملونقل و حملات سایبری گسترده آماده میکند و باعث تقویت مقاومت مسلحانه میشود.
بسیج نیروها باعث تشکیل فوری یگانهای ویژه نخواهد شد، اما چنانکه از جنگ روسیه و اوکراین پیداست، حتی نیروهای کمتجربه هم که از سنگرهای مستحکم دفاع میکنند و تحت پشتیبانی شهروندان مصمّم قرار دارند، میتوانند سپر دفاعی قدرتمندی بسازند. از این گذشته، تایوان میتواند حمایت توپخانهای و پهپادی قابلتوجهی از نیروهای خود داشته باشد و درصورت نیاز از تانک استفاده کند.
این عوامل درمجموع نشان میدهند که تایوان از مستحکمترین موانع طبیعی جهان برخوردار است که در کنار شبکه تونلها و سنگرها میتواند تهاجم رژیم چین را به کابوس این کشور بدل کند. با اینحال، با توجه به وسعت چین و ظرفیت صنعت دفاعی این کشور تردیدی نیست که اگر مقامات حزب کمونیست حاضر به پرداخت هزینههای گزاف باشند، تایوان درنهایت اشغال خواهد شد.
با توجه به اینکه بخش بزرگی از تایوان در جنگ احتمالی ویران خواهد شد، شاید حزب کمونیست چین درنهایت دستاورد چندانی نداشته باشد. احتمال میرود که میهنپرستان تایوانی درصورت مواجهه با شکست دست به عملیات زمینسوخته بزنند و بسیاری از تأسیسات تولیدی چندمیلیارد دلاری این کشور را نابود کنند؛ همان تأسیساتی که بخش بزرگی از نیمهرساناهای پیشرفته جهان را تأمین میکنند. درمجموع اگر هزینههای سیاسی داخلی و بینالمللی، هزینههای اقتصادی ناشی از تحریمها، تلفات هنگفت انسانی و احتمال نابودی داراییهای ارزشمند تایوان را در نظر بگیریم، حمله چین دور از ذهن به نظر میرسد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: مایک فردنبرگ در حوزه فناوری نظامی و مسائل دفاعی با تأکید بر اصلاحات دفاعی مقاله مینویسد. او دارای مدرک کارشناسی مهندسی مکانیک و کارشناسی ارشد مدیریت عملیات تولید است.
















