کارشناسان میگویند بهترین راه برای پایبندی به یک عادت تازه این است که آن را تحت کنترل قرار دهیم. من اخیراً شروع به دویدن کردهام و مثل بیشتر دوندهها شیفته کنترل مسافت، سنجش سرعت و تعیین اهداف بزرگتر شدهام. این مسئله باعث شد که دنبال بهترین وسیله برای پایش فعالیتهای خود بگردم.
گزینههای زیادی وجود دارد. از دستبندهای فیتبیت گرفته تا ساعتهای هوشمند اپل و گارمین، گجتهای متنوعی برای رصد کردن عادتها در دسترس هستند. بازار این گجتها هم به سرعت در حال رشد است. به گزارش یاهو فایننس، ارزش جهانی بازار گجتهای ورزشی در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۲.۲۹ میلیارد دلار بوده و پیشبینی میشود که با رشد سالانه ۱۷.۵ درصدی از سال ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۳ به ۱۸۹.۹۸ میلیارد دلار برسد. شرایط بهگونهای است که هر روز افراد بیشتری به پایش سلامتی خود علاقهمند میشوند.
در کنار ساعتهای هوشمند، حلقههای هوشمند هم وجود دارد. شرکت فنلاندی «اورا» حدود ۱۰ سال پیش برای اولینبار از ایده پایش دادهها به کمک یک حلقه هوشمند رونمایی کرد. حلقهها طراحی سادهای دارند، اما میتوانند هر دادهای را اندازهگیری کنند که البته هزینهبردار است. برای استفاده کامل از قابلیتهای این فناوری باید علاوه بر خرید حلقه، ماهانه هم پول بابت حق اشتراک پرداخت.
والاستریت ژورنال سال گذشته گزارش داد که اورا «پیشتاز بازار حلقههای هوشمند است و بالغ بر ۶۰ درصد بازار را در اختیار دارد.» گفتنی است که اورا در سراسر جهان ۵ میلیون حلقه هوشمند فروخته است.
اورا و رقبای آن، رینگکان و التراهیومن، به دلیل طراحی زیبا و قابلیتهای گسترده از جمله فناوری قدمشمار، سنسور ضربان قلب، تحلیل چرخه خواب و سلامت قاعدگی محبوبیت پیدا کردهاند.
این حلقهها شاید آنقدر هم که به نظر میرسد بیخطر نباشند. اورا در روز ۲۷ اوت در بیانیهای مطبوعاتی اعلام کرد که با وزارت دفاع آمریکا (که اکنون بهطور غیررسمی وزارت جنگ نامیده میشود) و پلتفرم فداستارت شرکت پالانتیر همکاری میکند تا از دادهها برای «تحلیل ریسک و آمادگی در سطح جمعیت» استفاده کند. در هرصورت، این خبر واکنش گسترده کاربران فضای مجازی را برانگیخت که نسبت به نقض حریم خصوصی ابراز نگرانی کردند.
تام هیل، مدیرعامل اورا، گفت که این شرکت هرگز دادههای کاربران را نمیفروشد و «بههیچعنوان چنین کاری نخواهد کرد.» اما این اظهارنظر نتوانست مانع از آن شود که بعضی از کاربران حلقههای چندصد دلاری خود را دور نیاندازند. نگرانی درباره نقض حریم خصوصی نباید نادیده گرفته شود، حتی اگر شبکههای اجتماعی درباره آن بزرگنمایی کرده باشند.
شرکتهای خصوصی تنها زمانی میتوانند از گردآوری دادهها سود کنند که کاربران با آگاهی کامل در این فرایند مشارکت کرده باشند. اگر کاربران حس کنند به آنها خیانت شده است، اشتراک خود را لغو خواهند کرد، اپلیکیشن را حذف کرده و سراغ گزینههای دیگر خواهند رفت. چرخه بازخورد بازار به این شکل عمل میکند. اما دغدغه اصلی خودِ شرکتها نیستند، زیرا کاربران نگران دسترسی دولت به دادههای سلامتی خود هستند.
این وضعیت در کشورهایی که دولت نقش نظارتی پررنگتری در آنها دارد مشهود است. نظارت در حوزه سلامت در چین امری عادی است و دادههای سلامتی بهویژه بعد از دوران کرونا به ابزاری برای کنترل اجتماعی تبدیل شدهاند. این نگرانی روزبهروز بیشتر میشود که دولت و شرکتهای فناوری با همکاری یکدیگر از حجم عظیم دادهها برای کنترل جامعه استفاده میکنند؛ روندی که بعضیها اسم آن را «عصر دیکتاتوری دیجیتال» گذاشتهاند.
فیلمهای علمیتخیلی، که همیشه با سناریوهای «اگر چنین میشد چه؟» سروکار دارند، درباره آینده هشدار دادهاند. شاید فیلم گاتاکا را به خاطر داشته باشید که نشان میداد جایگاه اجتماعی مردم به واسطه تواناییهای ژنتیکی آنها تعیین میشود. اتفاقی که زمانی به مثابه یک کابوس به نظر میرسید، بیش از همیشه به واقعیت نزدیک شده است. اگر از هیاهوی شبکههای اجتماعی فاصله بگیریم، متوجه میشویم که ترس ما چندان هم بیدلیل نیست.
البته انصاف حکم میکند که بگوییم خیلیها داوطلبانه حجم زیادی از اطلاعات شخصی خود را به اشتراک میگذارند. آمازون با الگوی خرید ما آشنایی دارد، اینستاگرام عکسهای ما را نگهمیدارد و گوگل تقریباً همهچیز را رصد میکند. احتمالاً دولت نیز به تمام اینها اشراف دارد. از اینرو، استفاده نکردن از یک حلقه هوشمند یا گجت ورزشی لزوماً ما را از دسترس خارج نمیکند. تفاوت اصلی به ماهیت شخصی اطلاعات مربوط میشود: ما چرخه خواب، سطح استرس و ریکاوری بدنمان را اندازهگیری میکنیم که درمجموع وضعیت جسمانی لحظهای ما را نشان میدهند.
شبکههای اجتماعی در مواجهه با این نگرانیها اغراقآمیز عمل کردهاند، اما این پرسش همچنان پابرجاست که آیا نباید با دقت و آگاهی بیشتری تصمیم بگیریم که دادههای حساس خود را با چه کسانی به اشتراک میگذاریم؟
البته هیچکس ما را مجبور نکرده که این ابزارها را بخریم، اما مسئله نگرانکننده این است که اغلب بدون در نظر گرفتن پیامدها حجم زیادی از اطلاعات به شکل داوطلبانه در اختیار شرکتهای فناوری گذاشته میشوند؛ بهویژه وقتی تمام اینها در یک حلقه شیک گنجانده میشوند که میتوانیم هر روز از آن استفاده کنیم. نگرانی مهمتر ما این است که آیا پای دولتها در میان است یا خیر و اینکه دولتها درصورت دسترسی به دادههای مردم با آنها چه خواهد کرد.
من فعلاً به دویدن ادامه میدهم و دادههای خود را بهصورت «دستی» ثبت میکنم. البته از آنجا که موبایل همراهم هست، بهناچار اطلاعات سلامتی خود را با اپل به اشتراک میگذارم. پیشنهاد میکنم شرایط و ضوابط اپلیکیشنها را مطالعه کنید. شاید بیش از حد لازم به شرکتها و ماشینها اطلاعات میدهیم. اما مسئله این نیست که ما چه اطلاعاتی را رصد میکنیم؛ درواقع، مسئله این است که چه کسی اطلاعات ما را رصد میکند.
این مقاله ابتدا به زبان انگلیسی در بنیاد آموزش اقتصادی منتشر شد و پس از ترجمه و ویرایش در اینجا به زبان فارسی منتشر شده است.
درباره نویسنده: دفنه پوسادس مدیر پروژه و سفیر برند بنیاد آموزش اقتصادی به زبان اسپانیایی است.

















