آندرس کور
متعاقب آنکه ژاپن در سال ۱۹۴۱ با آلمان نازی و ایتالیای فاشیست متحد شد و هندوچین فرانسه را به تصرف درآورد، آمریکا واردات نفت ژاپن را مسدود کرد. ارتش ژاپن به این منابع نیاز مبرم داشت و اقدام آمریکا را تهدیدی علیه موجودیت خود تلقی کرد. توکیو چند ماه بعد در واکنشی غافلگیرانه به بندر پرل هاربر حمله کرد. اقتصاد و ارتش آمریکا به واردات عناصر خاکی کمیاب پالایششده نیاز مبرم دارد. از اینرو، اگر چین از دسترسی آمریکا به این عناصر جلوگیری کند، شاید اتفاق مشابهی برای این کشور رخ دهد.
چین در زمینه تولید عناصر خاکی کمیاب سنگین که کاربرد نظامی دارند دست بالا را دارد و حدود ۹۵ درصد از تولید جهانی این عناصر را به خود اختصاص داده است. بخش عمده عناصر خاکی کمیاب سبک هم که بیشتر کاربرد تجاری دارند در چین تولید میشود.
ارزش بازار جهانی عناصر خاکی کمیاب نسبتاً کم است و سالانه به کمتر از ۲۰ میلیارد دلار میرسد، اما محصولات پالایششده از جمله آهنرباها و روکشها در حوزههای راهبردی صنعتی و نظامی کاربرد قابلتوجهی دارند. این موارد شامل بخشهایی میشوند که اغلب همپوشانی دارند. برای نمونه، میتوان به هوش مصنوعی، موشک، لیزر، ماهواره، صنایع دریایی، نیمهرساناها، انرژی، صنایع شیمیایی، پزشکی و خودروسازی اشاره کرد. درمجموع، حدود ۱.۲ تریلیون دلار از اقتصاد آمریکا به عناصر خاکی کمیاب متکی است.
چین چنان رفتار کرده که گویی دست بالای این کشور در زمینه عناصر خاکی کمیاب باعث میشود قدرت چانهزنی بیشتری در مذاکره با آمریکا داشته باشد. رژیم چین برای تحمیل خواستههای خود در موضوعات مختلف از جمله تجارت، نیمهرساناها، تایوان و جزایر سنکاکو، صادرات عناصر خاکی کمیاب به آمریکا و ژاپن را محدود کرده است. پکن همچنین در آستانه نشست شی جینپینگ، رهبر چین، و دونالد ترامپ، در ماه سپتامبر از کاهش صادرات این عناصر خبر داد. چین در تابستان سال جاری هم تصمیم مشابهی را در قبال ژاپن اتخاذ کرد.
حزب کمونیست میخواهد از سلطه خود در زمینه عناصر خاکی کمیاب استفاده کند و کشورهای دموکراتیک را به تسلیم تایوان و اجابت دیگر خواستههای خود وادارد. اما کشورهای دموکراتیک تاکنون پشت تایوان را خالی نکردهاند و به همین سادگیها پا پس نمیکشند. تایوان در تولید نیمهرساناهای لازم برای صنعت هوش مصنوعی پیشتاز است. تولید ناخالص داخلی سالانه این جزیره به حدود ۱ تریلیون دلار میرسد؛ رقمی که بهمراتب بیشتر از سرمایهگذاری لازم برای خودکفایی کشورهای دموکراتیک در زمینه عناصر خاکی کمیاب است.
مهمتر از همه اینکه اگر کشورهای دموکراتیک یکی از کشورهای خودمختار جهان را تسلیم پکن کنند، حزب کمونیست قدرت چانهزنی بیشتری پیدا خواهد کرد.
از اینرو، راهبرد پکن در بلندمدت نتیجه عکس خواهد داد؛ زیرا یکبار دیگر به دنیا نشان میدهد که چین شریک تجاری قابل اطمینانی نیست. چین در دو دهه گذشته برای ایجاد انحصار در پالایش عناصر خاکی کمیاب سرمایهگذاری نسبتاً اندکی داشته که باعث میشود آمریکا بتواند این انحصار را در ده سال آینده بهسادگی از میان ببرد.
دولت آمریکا برای تضمین دسترسی به عناصر خاکی کمیاب میلیاردها دلار در زمینه ذخیرهسازی، استخراج، پالایش و افزایش ظرفیت تولید سرمایهگذاری میکند. راهبرد صنعتی آمریکا درحالحاضر تأمین دسترسی به سنگهای معدنی کشورهای دموکراتیک از جمله گرینلند، و تعیین کف قیمتی برای بخش پالایش و تولید این عناصر را شامل میشود. تعیین کف قیمتی باعث میشود پکن نتواند عناصر خاکی کمیاب را با قیمت نازل به فروش برساند و دست پالایشگاهها و تولیدکنندههای آمریکایی را از بازار کوتاه کند.
منتقدان در این مورد تردید دارند، اما راهبرد آمریکا نتیجه میدهد. آمریکا با کمک محدود شرکا و متحدان خود در مسیر خودکفایی در زمینه عناصر خاکی کمیاب قدم برمیدارد. سهم آمریکا از تولید جهانی این عناصر حدود ۳۰ درصد بود، اما در اواسط سال ۲۰۰۰ به صفر رسید و در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۳ درصد افزایش یافت.
سهم گرینلند حدود ۶۹ درصد بوده که نشان میدهد علاقه آمریکا به این سرزمین بیدلیل نیست. گرینلند به چند ماده معدنی مهم دسترسی دارد که حاوی عناصر خاکی کمیاب سنگین از جمله دیسپروزیم، تربیم و ایتریم هستند. دولت گرینلند در ماه آوریل از انتقال یکی از معادن بزرگ خود به یک شرکت آمریکایی خبر داد.
آمریکا در واکنش به محدودیتهای حزب کمونیست چین قصد دارد زنجیره تأمین یکپارچهای را تا سال ۲۰۳۰ به کمک اروپا، ژاپن و دیگر شرکای خود توسعه دهد؛ زنجیرهای که در آن مواد اولیه از طریق منابع قابل اطمینان تأمین میشوند و فرایند فرآوری و تولید هم در قالب همین شبکه انجام میگیرد. برای اطمینان بیشتر بهتر است ۵ سال دیگر به این مهلت اضافه کنیم. دفتر نماینده تجاری آمریکا میگوید این کشور در شرایط اضطراری تلاش خواهد کرد زنجیره تأمین مورد نظر خود را در یک بازه زمانی ۶ تا ۱۲ ماهه توسعه دهد.
خودکفایی کشورهای دموکراتیک در زمینه عناصر خاکی کمیاب از طریق بازیافت صنعتی، کاهش نیاز به این عناصر به کمک نوآوریهای جدید و خودکفایی در زمینه استخراج، تبدیل سنگ معدن به اکسیدهای حاوی عناصر کمیاب در پالایشگاه و تولید فلزات مورد نیاز حاصل میشود.
هزینه این اقدام در مقایسه با مخاطرات پیش رو ناچیز است. سرمایهگذاری دولتی و خصوصی آمریکا در این صنعت حدود چند ده میلیارد دلار است. آژانس بینالمللی انرژی میگوید برای اینکه زنجیره تأمین عناصر خاکی کمیاب از چین بینیاز شود، به یک سرمایهگذاری ۶۰ میلیارد دلاری نیاز داریم. این رقم را با ۶.۵ تریلیون دلار خسارتی مقایسه کنید که درصورت توقف صادرات این عناصر و ایجاد اخلال در زنجیرههای تأمین به اقتصاد جهانی وارد خواهد شد.
پیمانهای دوجانبه و چندجانبه آمریکا به شکلگیری زنجیره تأمین جدید کمک میکنند. ابتکار پیمان سیلیکا، که تحت رهبری آمریکا به اجرا درآمده، درصدد هماهنگسازی زنجیرههای تأمین هوش مصنوعی در کشورهای عضو این پیمان است؛ صنعتی که به عناصر خاکی کمیاب متکی است. اتحادیه اروپا، بریتانیا، ژاپن، استرالیا، هند و کره و چند کشور دیگر تاکنون با این طرح موافقت کرده یا از آن حمایت کردهاند. پیمانها و سرمایهگذاریهای دوجانبه آمریکا در اقصینقاط جهان گسترش یافتهاند و کشورهایی مانند مکزیک، برزیل، آرژانتین، ازبکستان، ماداگاسکار و جمهوری دموکراتیک کنگو را شامل میشوند.
کمبود عناصر خاکی کمیاب سنگین پالایششده در کشورهای عضو پیمان سیلیکا نشان میدهد پیمانهای دوجانبه و سرمایهگذاریهای آمریکا تا چه اندازه اهمیت دارند. برای نمونه، سنگهای معدنی حاوی دیسپروزیم و تربیم عمدتاً در چین پالایش میشوند. پالایشگاههای چینی این مواد معدنی را از طریق برمه (میانمار) و لائوس تأمین میکنند. این مواد منابع جایگزین هم دارند که از جمله میتوان به گرینلند و برزیل اشاره کرد. هیچکدام از ایندو کشور عضو پیمان سیلیکا نیستند، اما آمریکا در معادن عناصر خاکی کمیاب سنگین هردو سرمایهگذاری کرده است.
شرکت استرالیایی لیناس، که در مالزی فعالیت دارد، در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ تنها ۸ تن دیسپروزیم و تربیم تولید کرد، اما تقاضای جهانی این عناصر به هزاران تن میرسد. لیناس درحالحاضر تنها شرکتی است که عناصر خاکی کمیاب سنگین را در مقیاس تجاری و البته در خارج از چین پالایش میکند. برزیل و مالزی با گروه بریکس، که چین هم عضو آن است، ارتباط دارند. پکن نفوذ قابلتوجهی در این کشورها دارد و از اینرو نمیتوان در تأمین عناصر خاکی کمیاب به آنها اطمینان کرد.
آمریکا باید روند ایجاد زنجیره تأمین یکپارچه سنگهای معدنی حاوی عناصر خاکی کمیاب، اکسیدها، فلزات و محصولات نهایی را با سرعت بیشتری پیش ببرد. واشینگتن باید تأمینکنندگان اصلی این عناصر را از بریکس دور کند و آنها را به امضای پیمان سیلیکا ترغیب کند. این اقدامات خطر وقوع درگیری نظامی با چین را به حداقل میرسانند.
رژیم پکن باید به این نکته توجه کند که صنایع و بخش دفاعی آمریکا به عناصر خاکی کمیاب نیاز مبرم دارند و قطع دسترسی آمریکا به این عناصر به خطر آغاز جنگ دامن میزند. اگر این سناریو به واقعیت تبدیل شود، واشینگتن ممکن است به این نتیجه برسد که بهکارگیری نیروی نظامی برای دستیابی به عناصر خاکی کمیاب به فروپاشی تدریجی اقتصاد یا تضعیف قوای نظامی ایالات متحده اولویت دارد. آمریکا و متحدان این کشور نباید برتری اقتصادی و نظامی خود را دودستی تقدیم رژیم تمامیتخواه چین کنند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است. او از مدیران شرکت تحلیلی کور و ناشر مجله ریسک سیاسی است و تحقیقات گستردهای در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا انجام داده است. «تمرکز قدرت: نهادینهسازی، سلسلهمراتب و هژمونی» (۲۰۲۱) و «قدرتهای بزرگ، راهبردهای بزرگ: بازی جدید در دریای جنوبی چین» (۲۰۱۸) آخرین کتابهای او هستند.
















