Search
Asset 2

چرا آمریکا برای مقابله با چین و روسیه به گرینلند نیاز مبرم دارد

گرینلند به‌دلیل موقعیت راهبردی، مسیرهای قطبی و منابع معدنی حیاتی، به نقطه‌ای کلیدی در رقابت آمریکا با چین و روسیه و امنیت ملی واشینگتن تبدیل شده است.
(The Epoch Times)

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفته که ایالات متحده باید گرینلند را پیش از بهره‌برداری روسیه و چین از این منطقه «با هدف تأمین امنیت ملی» خریداری یا به خاک خود الحاق کند.

این قلمرو خودمختار دانمارک بر گذرگاه‌های کلیدی دریایی از جمله مسیرهای کشتیرانی قطب شمال اشراف دارد و سرشار از مواد معدنی حیاتی و عناصر خاکی کمیاب است.

ترامپ گفته «چه آن‌ها بخواهند چه نخواهند»، گرینلند به‌زودی نصیب آمریکا خواهد شد. گرینلند احتمالاً مانند جزایر ویرجین به یک قلمرو آمریکایی تبدیل می‌شود یا شاید به واسطه توافق با آمریکا به یک کشور وابسته اما آزاد تبدیل شود.

آمریکا پیمان‌های مشابهی را با میکرونزی، جزایر مارشال و پالائو به امضا رسانده که این مناطق به موجب آن‌ها از کمک‌های اقتصادی قابل‌توجهی برخوردار شده‌اند، اما اختیار امور امنیتی و دفاعی آن‌ها در دست آمریکا باقی مانده است.

رئیس‌جمهور آمریکا نخستین‌بار در سال ۲۰۱۹ از قصد خود برای خرید گرینلند گفت و دولت دوم او تمایل بیشتری به الحاق بزرگ‌ترین جزیره جهان نشان داده است.

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در روز ۱۴ ژانویه با مقامات دانمارک و گرینلند دیدار کردند. لارس لوکه راسموسن، وزیر امور خارجه دانمارک، این گفت‌وگو را «بی‌پرده اما سازنده» دانست و اضافه کرد که طرفین هنوز اختلاف‌نظر دارند.

دولت ترامپ همچنین از پروژه‌های معدنی گرینلند حمایت می‌کند که همگی بر عناصر خاکی کمیاب این جزیره تمرکز دارند.

الحاق گرینلند که تقریباً ۵۰ درصد بزرگ‌تر از آلاسکا بوده و سه برابر تگزاس وسعت دارد، بزرگ‌ترین الحاق تاریخ این کشور خواهد بود.

۳۰ تغییری که ترامپ در نخستین سال دولت خود در آمریکا و جهان ایجاد کرد

ترامپ به‌طور مستمر درباره حضور روسیه و چین در گرینلند ابراز نگرانی کرده است.

روسیه در سال ۲۰۰۷ پرچم خود را در دریای قطب شمال به اهتزاز درآورد و از آن زمان تاکنون بالغ بر ۵۰ تأسیسات نظامی قدیمی شوروی را از نو راه‌اندازی کرده است. حضور روسیه در قطب شمال شامل ۶ پایگاه نظامی، ۱۰ ایستگاه راداری، ۱۴ فرودگاه و ۱۶ بندر آب عمیق می‌شود.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در نوامبر ۲۰۲۵ گفت که «تقویت مواضع روسیه در قطب شمال، توسعه جامع توان لجستیکی کشور و تضمین توسعه یک کریدور قطبی آینده‌دار از سن‌پترزبورگ تا ولادی‌وستوک از اهمیت بسیاری برخوردار است.»

به گزارش مؤسسه اطلس برای امور بین‌الملل در اوت ۲۰۲۵، بیش از نیمی از اقیانوس منجمد شمالی در امتداد سواحل روسیه قرار گرفته و این کشور نسبت به دیگر کشورهای جهان ‌یخ‌شکن‌های بیشتری دارد که یخ‌شکن‌های هسته‌ای را هم شامل می‌شود.

اما ایالات متحده هیچ پایگاهی در داخل اقیانوس منجمد شمالی ندارد. آمریکا ۵ پایگاه در قطب دارد که شامل ۴ پایگاه آلاسکا و پایگاه فضایی پیتوفیک در گرینلند می‌شود.

به گفته اریک کول، افسر پیشین سازمان اطلاعات مرکزی و مدیرعامل شرکت سکیور انکر، اهمیت گرینلند از منظر دفاع ملی موضوع کم‌اهمیتی نیست و اهمیت آن به مرور زمان افزایش خواهد یافت.

کول به اپک تایمز گفت: «موقعیت جغرافیایی گرینلند آن را به کوتاه‌ترین مسیر پروازی بین آمریکای شمالی، اروپا و اوراسیا تبدیل کرده است. از این‌رو، گرینلند موقعیت فوق‌العاده‌ای برای پایش فعالیت‌های هوایی و موشکی دارد.»

«سامانه‌های مستقر در گرینلند می‌توانند هواپیماها، اجرام فضایی و پرتابه‌های موشکی را ردیابی کنند که درصورت عدم رهگیری در بخش عمده‌ای از طول مسیر شناسایی نخواهند شد. وجود سامانه‌های شناسایی زودهنگام برای نیروهای آمریکا و ناتو حیاتی است، زیرا زمان هشدار را جلو می‌اندازد و شرایط را برای پاسخ هماهنگ بهبود می‌بخشد.»

گرینلند به دلیل موقعیت جغرافیایی خود دسترسی بسیار خوبی به مدار قطبی دارد و منطقه فوق‌العاده‌ای برای راه‌اندازی سامانه‌های دفاعی زمینی و فضایی به شمار می‌آید.

پت جیمسون، کارشناس عملیات فضایی، به اپک تایمز گفت: «ماهواره‌های قطبی برای تجهیزات اطلاعاتی، محافظتی و شناسایی اهمیت بسزایی دارند، زیرا این مدارها نقطه دید منحصربه‌فردی از زمین فراهم می‌کنند.»

کول می‌گوید از این منطقه می‌توان به‌عنوان مرکز ادغام داده‌های ماهواره‌ای، آرایه‌های راداری و حسگرهای دریایی در یک چارچوب عملیاتی واحد استفاده کرد.

او گفت: «هم‌زمان با گشایش مسیرهای قطبی به دلیل تغییرات اقلیمی، نقش گرینلند به‌عنوان مرکز نظارتی پررنگ‌تر می‌شود. این منطقه درعمل به نقطه دیده‌بانی ساختار امنیتی اقیانوس اطلس شمالی تبدیل خواهد شد.»

چین در سال ۲۰۱۸ خود را یکی از «کشوری نزدیک قطب شمال» دانست و اضافه کرد که با راه‌اندازی «جاده ابریشم قطبی» به‌عنوان مسیر دسترسی به ابتکار کمربند و جاده جهانی «نقش پررنگی در قطب شمال ایفا خواهد کرد.»

تحلیل شرکت رند در سال ۲۰۲۴ نشان داد که حزب کمونیست چین از سال ۱۹۹۰ در قطب شمال حضور پررنگ داشته و شرکت‌های چینی تحت حمایت پکن در بخش نفت، گاز، اکتشافات معدنی، زیرساخت‌ها و توسعه مسیرهای دریایی قطبی سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

راهبرد دفاعی

آرماند کوچینیلو، دیپلمات پیشین و مقام سابق وزارت جنگ آمریکا، به اپک تایمز گفت که گرینلند برای راهبرد دفاعی آمریکا اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است.

کوچینیلو گفت: «این منطقه پنج مزیت راهبردی و عملیاتی عمده برای آمریکا دارد: استقرار رادارهای شناسایی زودهنگام، سامانه‌های پایش فضایی، نظارت بر تحرکات دریایی در اقیانوس اطلس شمالی، دسترسی به مسیرهای جدید کشتیرانی و ذخایر مواد معدنی حیاتی و عناصر خاکی کمیاب که در فناوری‌های مدرن مورد استفاده قرار می‌گیرند.»

«این منطقه با ذوب‌شدن کلاهک‌های یخی قطبی به عرصه رقابت فزاینده قدرت‌های بزرگ به‌ویژه روسیه و چین تبدیل می‌شود.»

گرینلند در بین دو آبراه قرار دارد که اقیانوس منجمد شمالی را به اقیانوس اطلس شمالی متصل می‌کنند: تنگه دیویس در دریای بافین در غرب و شکاف گرینلند، ایسلند و بریتانیا در تنگه دانمارک در شرق.

پایگاه توله- پایگاه فضایی پیتوفیک کنونی- همچنان تنها تأسیسات رسمی نظامی آمریکا در گرینلند است و به‌عنوان یک پایگاه شناسایی زودهنگام فعالیت می‌کند. توله با ۱۵۰ نیروی نظامی در فاصله‌ای بسیار کوتاه از پایگاه‌های هوایی روسیه در جزایر اقیانوس منجمد شمالی از جمله پایگاه ناگورسکوی قرار دارد. تصاویر ماهواره‌ای این پایگاه از استقرار جنگنده‌های قدرتمند میگ-۳۱ روسیه در منطقه حکایت دارند.

با این‌حال، تحلیل‌گران می‌گویند گرینلند درحال‌حاضر به لحاظ ژئواستراتژیک از دوران جنگ جهانی دوم و جنگ سرد هم اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

مسیرهای تجاری

خوآن کارلوس لاسکوراین گروسونور، مدیرعامل گروه مشاوره گروسونور اسکوئر، می‌گوید: «داشتن دست بالا در مسیرهای تجاری درحال‌توسعه قطب شمال می‌تواند منافع گسترده‌ای برای آمریکا داشته باشد.»

گروسونور، تحلیلگر امور تجاری، به اپک تایمز گفت که زنجیره‌های تأمین امروزی نه به‌دلیل فاصله بلکه به‌سبب ساختار متمرکزی که دارند آسیب‌پذیر هستند.

او اضافه کرد: «امور تجاری عمدتاً از طریق چند کانال و حوزه قضایی محدود انجام می‌گیرند که از رویدادهای سیاسی و نظامی و تحریم‌ها تأثیر می‌پذیرند. توسعه مسیرهای قطبی باعث می‌شود که چند محور اضافی برای انرژی، کالاهای فله و محموله‌های راهبردی فراهم شود و ریسک راهبردی به حداقل برسد.»

او گفت: «بازارهای اروپا و آمریکای شمالی بیش از کاهش زمان حمل‌ونقل به مصونیت در قبال اتفاقات غیرمنتظره ژئوپولیتیکی اهمیت می‌دهند. اگر از منظر قیمت‌گذاری نگاه کنیم، وجود مسیرهای جایگزین در بلندمدت صرف ریسک را کاهش می‌دهد که برای بیمه‌گران، وام‌دهندگان، معامله‌گران و دولت‌ها حائز اهمیت است.»

به گفته گروسونور، تبعات اقتصادی تملک گرینلند از سوی آمریکا در زمینه «طرح‌های تأمین حاکمیتی» و در مورد گاز طبیعی مایع و مواد معدنی از اهمیت بسزایی برخوردارند.

تجارت از طریق دریا به‌عنوان ستون فقرات اقتصاد جهانی شناخته می‌شود، زیرا اقتصادی‌ترین روش ممکن برای حمل‌و‌نقل انبوه کالاهای سنگین است. به گفته او، کنترل «گلوگاه‌های دریایی» یا همکاری در آن‌ها از جمله در کانال پاناما و کانال سوئز اهمیت بسزایی دارد، به‌ویژه به این دلیل که رژیم‌های متخاصم می‌توانند دسترسی به آبراه‌های حیاتی را محدود کنند، هزینه کالاها را افزایش دهند یا باعث کمبود کالاها شوند.

گروسونور افزود که اگر بگذاریم روسیه و چین «قواعد بازی را در قطب شمال تعیین کنند»، با تبعات اقتصادی مخرب و ماندگاری مواجه خواهیم شد.

او گفت: «روسیه پیش‌تر نشان داده که انرژی، لجستیک و جغرافیا را به‌عنوان اهرم‌های سیاسی می‌شناسد. چین از کنترل زیرساخت‌ها و وابستگی مالی برای تثبیت نفوذ خود در بلندمدت بهره می‌گیرد. هیچ‌کدام از این رویکردها به توسعه بازارهای کارآمد، قیمت‌گذاری شفاف یا قطعیت حقوقی منجر نمی‌شوند؛ مؤلفه‌هایی که لازمه تجارت جهانی و بازارهای سرمایه هستند.»

تحرکات نظامی و تجاری در دو مسیر دریایی قطبی طی دو دهه گذشته به شکل قابل‌ملاحظه‌ای افزایش یافته است: گذرگاه شمال غربی در امتداد سواحل قطبی کانادا و آبراه شمالی که در امتداد سواحل وسیع قطبی روسیه.

گذرگاه هزار و ۵۰۰ کیلومتری شمال غربی صرفاً در چند بازه زمانی کوتاه‌مدت در دسترس است، اما با کاهش توده‌های یخی تعداد مسیرها افزایش خواهد یافت.

براساس گزارش مرکز علوم و امور بین‌الملل بلفر در دانشگاه هاروارد، از سال ۱۹۰۶ تا ۲۰۰۶ تنها ۶۹ کشتی از گذرگاه شمال غربی عبور کردند. این عدد در ۵ سال آتی تکرار شد و بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ هم ۶۹ کشتی توانستند از این مسیر عبور کنند.

براساس تحلیل شورای بین‌المللی کانادا که در دسامبر ۲۰۲۵ انتشار یافت، بالغ بر ۱۲ کشتی در سال ۲۰۲۳ و ۱۲ کشتی در سال ۲۰۲۴ از این مسیر عبور کردند.

بنا به اعلام مرکز مطالعات سیاسی قطب شمال در دانشگاه فربنکس، کشتی‌های باری تجاری احتمالاً می‌توانند تا سال ۲۰۳۰ در بازه‌های زمانی طولانی‌تر و بدون اسکورت ناوهای یخ‌شکن از گذرگاه شمال غربی و دیگر بخش‌های اقیانوس منجمد شمالی عبور کنند.

در گزارش هاروارد آمده است که درباره وضعیت حقوقی گذرگاه شمال غربی اختلاف‌نظر وجود دارد. آمریکا این گذرگاه را بین‌المللی می‌داند، اما کانادا مدعی کنترل تمام‌عیار آن است. گفتنی است که گذرگاه شمال غربی می‌تواند مسیر کشتیرانی از اروپای غربی به آسیا را از طریق کانال پاناما حدود ۶ هزار و ۵۰۰ کیلومتر کاهش دهد.

براساس این گزارش، روسیه از ادعای کانادا حمایت می‌کند، زیرا مسکو هم مدعی مالکیت انحصاری مسیر دریایی ۶ هزار و ۵۰۰ کیلومتری دریای شمال است.

به گزارش شرکت دولتی انرژی هسته‌ای روسیه، ناوگان هشت فروندی یخ‌شکن‌های هسته‌ای مسکو می‌تواند این مسیر را برای بازه‌های زمانی طولانی‌تر باز نگه‌دارد.

به گزارش مؤسسه قطب شمال، مسکو این مسیر دریایی را به‌عنوان جایگزین مقرون‌به‌صرفه کانال سوئز معرفی کرده و می‌گوید که زمان کشتیرانی اروپا تا آسیا را تا ۵۰ درصد کاهش می‌دهد.

روسیه و چین در زمینه توسعه مسیرهای دریایی قطبی از جمله مسیر دریایی مستقیم قطب شمال که کوتاه‌تر و عمیق‌تر از گذرگاه شمال غربی یا دریای شمال است، همکاری دارند. یکی از نخستین کشتی‌هایی که در سال ۲۰۱۲ از این مسیر عبور کرد، یک یخ‌شکن چینی بود.

عناصر خاکی کمیاب

ترامپ بر اهمیت گرینلند برای امنیت ملی آمریکا در چارچوب رقابت ژئواستراتژیک با روسیه تأکید کرده است، اما تحلیل‌گران می‌گویند ساختار جغرافیایی این منطقه باعث شده که اهمیت زیادی در برچیدن سلطه حزب کمونیست چین در بازار جهانی فلزات و مواد معدنی داشته باشد.

سرمایه‌گذاری در گرینلند باعث می‌شود که آمریکا دارایی‌های خود را در مجاورت مسیرهای دریایی فزاینده قطبی مستقر کند، برتری روسیه را به چالش بکشد و بلندپروازی‌های قطبی چین را با گره‌زدن منافع آمریکا به ذخایر پرسود مواد معدنی حیاتی مختل کند.

شرکت‌های پالایشی مستقر در چین بر بازار جهانی مواد معدنی حیاتی تسلط دارند. آمریکا برای تأمین ۱۵ مورد از ۵۴ ماده معدنی حیاتی سازمان زمین‌شناسی آمریکا به‌طور کامل به چین متکی است و برای تأمین دست‌کم ۳۱ ماده معدنی دیگر هم تا حدی به واردات از چین نیاز دارد.

چین بالغ بر ۷۰ درصد از فلزات فرآوری‌شده جهان و ۹۰ درصد از عناصر خاکی کمیاب مورد نیاز شرکت‌های تولیدی و پیمانکاران دفاعی آمریکا را تأمین می‌کند.

گرینلند سرشار از سنگ‌آهن، گرافیت، تنگستن، پالادیم، وانادیم، روی، طلا، اورانیوم، مس و نفت است.

برآورد وجود ۱.۵ میلیون تن عناصر خاکی کمیاب در این قلمرو بیشترین توجه را به خود جلب کرده است. لازم به ذکر است که استخراج این عناصر در گرینلند بسیار دشوار است.

براساس گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در ماه جاری، از زمان جنگ جهانی دوم تنها ۹ طرح معدنی در این جزیره به اجرا درآمده و درحال‌حاضر فقط دو معدن فعال هستند: معدن آنورتوزیت وایت مانتین و معدن طلای نالوناک.

دست‌کم ۳ پروژه برای استخراج عناصر خاکی کمیاب از ذخایر بزرگ تانبریز و کوانفلد در جنوب غربی گرینلند پیشنهاد شده است.

دولت ترامپ از یک یا شاید دو مورد از این پروژه‌ها حمایت می‌کند.

براساس گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، بانک صادرات و واردات آمریکا در نامه‌ای به شرکت متالز کورپ در ژوئن ۲۰۲۵ از تمایل خود به اعطای تسهیلات ۱۲۰ میلیون دلاری به این شرکت خبر داد که برای تأمین مالی معدن عناصر خاکی کمیاب تانبریز در دستور کار قرار گرفته بود. این تسهیلات درصورت تصویب نهایی نخستین سرمایه‌گذاری معدنی برون‌مرزی دولت آمریکا خواهد بود.

متالز کورپ به دنبال فشار آمریکا به تانبریز برای جلوگیری از فروش ذخایر به یک خریدار چینی با این طرح موافقت کرد.

شرکت آماروک کانادا برای سرمایه‌گذاری آمریکا در زمینه اکتشاف طلا، مس، ژرمانیم، گالیم و دیگر ذخایر مواد معدنی حیاتی در گرینلند با دولت ترامپ در حال مذاکره است.

همچنین اتحادیه اروپا در ماه ژوئن پروژه گرافیت آمیتسوک را با استناد به قانون مواد خام حیاتی به‌عنوان یک پروژه راهبردی در دستور کار قرار داد. گرینلند در دسامبر ۲۰۲۵ مجوز بهره‌برداری ۳۰ ساله از ذخایر آمیتسوک را به شرکت گرین‌راک ماینینگ لندن اعطا کرد که سومین مجوز گرینلند در سال گذشته بود.

با این‌حال، طرح توسعه در کوانفلد که از ذخایر فراوان نئودیمیم، دیسپروزیم و دیگر عناصر خاکی کمیاب برخوردار است، از سال ۲۰۱۹ به دلیل نگرانی از سرمایه‌گذاری چین در این پروژه متوقف شده است. شرکت استرالیایی گرینلند مینرالز مالکیت بخش عمده پروژه را در اختیار دارد، اما گزارش شورای آتلانتیک در ماه جاری نشان می‌دهد که شرکت عناصر خاکی شانگهای ریسورسز چین بزرگ‌ترین سهامدار این پروژه بوده و و شریک راهبردی آن محسوب می‌شود.

مقامات ابراز نگرانی کرده‌اند که کوانفلد برخلاف منطقه تانبریز حدود ۲۷ هزار تن ذخایر اورانیوم دارد که آن را به هشتمین ذخیره بزرگ اورانیوم جهان تبدیل می‌کند. با این‌حال، استخراج اورانیوم در کوانفلد از سال ۲۰۲۱  براساس قوانین گرینلند غیرقانونی شده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی