Search
Asset 2

چرا برخی کشورها یائسگی را «بهار دوم» می‌نامند؟

چرا برخی کشورها یائسگی را «بهار دوم» می‌نامند؟ نقش فرهنگ، تغذیه و سبک زندگی در تجربه زنان
(Elke Meitzel/Getty Images)

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که فرهنگ و رژیم غذایی بر تجربه یائسگی اثر می‌گذارند.

یائسگی در برخی مناطق دنیا به‌واسطه علائمی شناخته می‌شود که همه با آن‌ها آشنایی دارند: گرگرفتگی، تعریق شبانه، مه مغزی و نوسان خلقی شدید. اما اگر از خانمی که در مناطق روستایی ژاپن یا شبه‌جزیره یوکاتان زندگی می‌کند سؤال کنید، ممکن است چیزهای دیگری بگوید.

خانم‌ها یائسگی را به یک شکل نمی‌بینند. بعضی‌ها بیشتر از اختلال خواب، خستگی، درد مفاصل یا علائم روحی و روانی گله می‌کنند. حتی تجربه گرگرفتگی هم که به‌عنوان رایج‌ترین علامت یائسگی شناخته می‌شود، از نظر فراوانی و شدت در جوامع مختلف متفاوت است.

دکتر بتسی گرینلیف، متخصص سلامت زنان، به اپک تایمز گفت: «همه خانم‌ها یائسگی را تجربه می‌کنند، اما تجربه آن برای همه یکسان نیست.»

چرا؟ پاسخ به این پرسش پیچیده‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنید.

تفاوت علائم در نقاط مختلف جهان

ژاپن از نخستین کشورهایی بود که توجه پژوهشگران حوزه یائسگی را به تفاوت‌های فرهنگی جلب کرد. مطالعات دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی نشان دادند که خانم‌های ژاپنی به‌مراتب کمتر از خانم‌های آمریکای شمالی دچار گرگرفتگی می‌شوند.

دکتر نیل بارنارد، بنیان‌گذار کمیته پزشکان حامی پزشکی مسئولانه و استاد دانشکده پزشکی دانشگاه جرج واشینگتن، به اپک تایمز گفت: «این تفاوت‌ها درخور توجه هستند.» بارنارد به مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۵ اشاره کرد که نشان می‌دهد فقط ۱۵ درصد از خانم‌های ژاپنی با گرگرفتگی مواجه می‌شوند که آن هم خفیف و موقتی است. این یافته‌ها پژوهشگران را به بازنگری در فرضیه‌های پیشین واداشتند تا نقش رژیم غذایی، سبک زندگی و دیگر عوامل را هم بررسی کنند.

علائم در بین کشورهای آسیایی متفاوت هستند. مطالعه پژوهشگران چینی در سال ۲۰۲۵ نشان داد که بی‌خوابی، خستگی و خشم شایع‌ترین علائم هستند. تحلیل یک پیمایش سراسری، که با حضور خانم‌های هندی انجام گرفته بود، نشان داد که درد مفاصل و عضلات، خستگی و اختلال خواب رایج‌ترین علائم هستند. خانم‌های هندی هم دچار گرگرفتگی می‌شوند، اما این عارضه را برخلاف خانم‌های آمریکایی جزو مشکلات اصلی خود نمی‌دانند.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۱ با حضور ۲۲۸ خانم ساکن شبه‌جزیره یوکاتان در مکزیک انجام گرفت، نشان داد که هیچ‌کدام از خانم‌ها اشاره‌ای به گرگرفتگی نکردند یا علائم یائسگی‌شان را به خاطر نمی‌آوردند. با این‌حال، علت این تفاوت مشخص نشد و پرسش اولیه بی‌پاسخ ماند.

این تفاوت‌ها چه دلیلی دارند؟

کشف پاسخ این پرسش باعث شد که پژوهشگران از بررسی هورمون‌ها فاصله بگیرند و به رژیم غذایی، فعالیت بدنی، وزن و نگرش‌های فرهنگی توجه کنند. تاکنون دلیل مشخصی برای این تفاوت‌ها ارائه نشده است، اما شواهد نشان می‌دهند که عوامل زیادی در این زمینه دخیل هستند.

یکی از مواردی که در بسیاری از ارزیابی‌ها مشاهده شد، رژیم‌های غذایی سرشار از سبزیجات، حبوبات، غلات کامل و مواد غذایی کم‌فرآوری‌شده بود. برای نمونه، غذاهای سنتی ژاپن سویای فراوانی دارند. سویا حاوی ایزوفلاون‌هاست؛ ترکیباتی که گیاهی هستند و به گیرنده‌های استروژن متصل می‌شوند و عملکرد این هورمون را تقلید می‌کنند. پژوهشگران می‌گویند این ترکیبات بخشی از تغییرات هورمونی ناشی از کاهش استروژن را جبران می‌کنند و شدت علائمی مانند گرگرفتگی را به حداقل می‌رسانند.

دکتر رابرت تامسون، متخصص پزشکی خانواده و سلامت زنان، به اپک تایمز گفت: «ایزوفلاون‌ها تنها یکی از عوامل مؤثر هستند.»

گرینلیف گفت: «غذاهای سنتی ژاپن از ماهی، جلبک دریایی، غذاهای تخمیری و فیبر فراوان برخوردارند و مواد غذایی فوق‌فرآوری‌شده کمتری دارند. از این‌رو، پژوهشگران باید به‌جای تمرکز بر یک غذای خاص به الگوی کلی تغذیه توجه کنند.» از این گذشته، مواد غذایی سرشار از فیبر و مواد مغذی به تنظیم قند خون و حفظ سلامت روده‌ها کمک می‌کنند؛ دو عاملی که گفته می‌شود با علائم یائسگی ارتباط مستقیم دارند.

مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۵ با بررسی ۶۰۴ خانم یائسه نشان داد خانم‌هایی که کربوهیدرات‌های باکیفیت و مواد غذایی سرشار از فیبر مصرف می‌کردند، نسبت به خانم‌هایی که بیشتر از مواد غذایی فرآوری‌شده استفاده می‌کردند، علائم یائسگی کمتر و زندگی باکیفیت‌تری داشتند.

بارنارد و همکارانش این فرضیه را در یک کارآزمایی بالینی در سال ۲۰۲۲ با حضور ۳۸ خانم یائسه ۴۰ تا ۶۵ ساله بررسی کردند. خانم‌هایی که با گرگرفتگی متوسط یا شدید دست‌به‌گریبان بودند، به دو گروه تقسیم شدند. داوطلبان گروه اول به رژیم غذایی قبلی خود ادامه دادند و داوطلبان گروه دوم از غذاهای گیاهی کم‌چرب و سویا استفاده کردند. داوطلبان گروه مداخله بعد از دوازده هفته از کاهش ۸۴ درصدی گرگرفتگی خود خبر دادند. کیفیت زندگی، خواب و خلق‌و‌خوی آن‌ها هم بهبود پیدا کرد.

بارنارد افزود: «در مناطقی که رژیم‌های گیاه‌خواری رواج بیشتری دارد، علائم یائسگی به‌مراتب خفیف‌تر هستند.»

فراتر از رژیم غذایی: نقش زبان در روایت یائسگی

شاید رژیم غذایی دلیل تفاوت‌های جسمانی باشد، اما همه‌چیز در رژیم غذایی خلاصه نمی‌شود. نگرش خانم‌ها در قبال یائسگی در نقاط مختلف جهان تفاوت دارد. دیدگاه عمومی نه‌تنها تجربه علائم را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه روی دیدگاه خانم‌ها هم اثر می‌گذارد.

یائسگی در بسیاری از کشورهای غربی به‌عنوان معضلی تلقی می‌شود که باید برای آن به دنبال راه‌حل بگردیم. خانم‌ها هنگام صحبت درباره علائم یائسگی معمولاً از کنترل علائم، کاهش هورمون‌ها، افزایش سن و حفظ جوانی و شادابی می‌گوید. گرینلیف گفت: «واژه یائسگی به معنی توقف خونریزی ماهانه است و به پایان تجربه قاعدگی اشاره دارد. با این‌حال، در برخی از کشورهای آسیایی به‌جای یائسگی از اصطلاح «بهار دوم» استفاده می‌شود.»

او افزود: «این اصطلاح چیز دیگری می‌گوید. از «بهار دوم» این‌طور برداشت نمی‌شود که بدن‌تان از کار افتاده است، بلکه حس می‌کنید بدن‌تان وارد فصل جدید زندگی شده است.»

تامسون معتقد است که نگرش‌های فرهنگی نه‌تنها تجربه یائسگی را تحت تأثیر می‌گذارند، بلکه نگاه خانم‌ها را هم به مقوله یائسگی دستخوش تغییر می‌کنند. اگر ما یائسگی را به‌عنوان یک دوره گذار طبیعی در نظر بگیریم و به ازدست‌رفتن جوانی یا توان باروری فکر نکنیم، خانم‌ها هم نگاه متفاوتی به تجربه یائسگی خواهند داشت.»

پژوهشگرانی که یائسگی را در فرهنگ‌های مختلف ارزیابی کرده‌اند، می‌گویند دیدگاه مردم باعث می‌شود خانم‌ها برخی از علائم را بیشتر احساس کنند، آن‌ها را آزاردهنده‌تر بدانند و در پرسش‌نامه‌ها به همان‌ها اشاره کنند. البته نمی‌توان گفت علائم خیالی هستند، زیرا تجربه یائسگی برآیند عوامل زیستی و فرهنگی مختلف است.

امیلی ون‌اک، متخصص و مشاور تغذیه، که در زمینه تغذیه دوران پیش‌یائسگی تخصص دارد، می‌گوید: «این مسئله در مورد نگرش خانم‌ها در قبال مقوله سالمندی هم صدق می‌کند.»

ون‌اک با اشاره به نگرش فرهنگی رایج در ژاپن به اپک تایمز گفت: «ژاپنی‌ها سالمندی را برخلاف آمریکایی‌ها به چشم فاجعه نمی‌بینند. اگر مدام با خودتان کلنجار نروید و دائماً به این فکر نکنید که یائسگی وحشتناک است و زندگی را به کام‌تان تلخ می‌کند، تجربه متفاوتی خواهید داشت.»

نقش سلامت متابولیکی

از فرهنگ و رژیم غذایی که بگذریم، سلامت متابولیکی هم به‌عنوان یکی از عوامل دخیل در تجربه یائسگی شناخته می‌شود.

کاهش سطح استروژن در دوران پیش‌یائسگی و یائسگی بر تنظیم قند خون، حفظ توده عضلانی و کنترل التهاب اثر می‌گذارد و می‌تواند خواب، سطح انرژی و خلق‌وخوی شما را مختل کند.

دکتر پل گراس، متخصص اختلالات متابولیکی و پیشگیری از بیماری‌های مزمن، معتقد است که این جنبه از یائسگی مستلزم توجه بیشتر است. گراس به اپک تایمز گفت شواهد روزافزون نشان می‌دهند که یائسگی ارتباط تنگاتنگی با سلامت متابولیکی از جمله تنظیم قند خون و استفاده از انسولین دارد.

او افزود: «نرخ بالای چاقی، مقاومت به انسولین و اختلالات متابولیکی با شدت علائم یائسگی ارتباط دارند.»

بعضی‌ها می‌گویند چربی اضافی بدن مثل عایق عمل می‌کند و در حین گرگرفتگی جلوی دفع گرما را می‌گیرد. مقاومت به انسولین و التهاب مزمن هم بر تنظیم دمای بدن اثر می‌گذارند و به افزایش دفعات و شدت گرگرفتگی دامن می‌زنند.

فعالیت جسمانی هم نقش مهمی در شدت علائم دارد. پژوهشگران با بررسی جوامع مختلف از جمله اقوام روستانشین مایا دریافتند که خانم‌ها به‌واسطه پیاده‌روی، کشاورزی، کارهای خانه و فعالیت‌های روزمره تحرک بیشتری دارند. ورزش منظم به حفظ توده عضلانی، بهبود حساسیت به انسولین، تقویت سلامت استخوان‌ها و تنظیم خواب و خلق‌وخو کمک می‌کند.

تقویت روابط اجتماعی و کاهش استرس مزمن هم تجربه یائسگی را دستخوش تغییر می‌کند. استرس مزمن سازوکار واکنش به استرس را فعال می‌کند، سطح هورمون کورتیزول را افزایش می‌دهد و بر هیپوتالاموس، که در تنظیم دمای بدن دخیل است، اثر می‌گذارد. مطالعات نشان داده‌اند که این عوامل بر تنظیم دمای بدن اثر می‌گذارند، دفعات گرگرفتگی را افزایش می‌دهند و شدت آن‌ها را چندبرابر می‌کنند.

استرس مزمن می‌تواند خواب و خلق‌وخوی شما را تحت تأثیر بگذارد. با این‌حال، پشتیبانی نهادهای اجتماعی به زنان کمک می‌کند که با تغییرات جسمانی و روانی یائسگی کنار بیایند.

درسی که خانم‌ها از یائسگی می‌گیرند

نه رژیم غذایی، نه زبان و نگرش فرهنگی و نه سلامت متابولیکی به‌تنهایی دلیل خوبی برای تجربه متفاوت یائسگی نیستند. از این گذشته، تمام این فرضیه‌ها با محدودیت‌های پژوهشی روبه‌رو هستند: نمونه‌ها کوچک هستند، داده‌ها مربوط به سال‌ها پیش بوده و تفکیک عوامل بیولوژیکی از عوامل فرهنگی دشوار است.

با این‌حال، برخی از الگوها به‌طور مداوم در مطالعات مختلف ظاهر شده‌اند.

خانم‌هایی که رژیم غذایی آن‌ها بر پایه سبزیجات، حبوبات، غلات و مواد غذایی کم‌فرآوری‌شده تنظیم شده است، نسبت به خانم‌هایی که بیشتر از مواد غذایی فرآوری‌شده استفاده می‌کنند، تجربه متفاوتی دارند. همچنین خانم‌هایی که روابط اجتماعی قوی‌تری دارند، بیشتر ورزش می‌کنند و نسبت به دوران سالمندی خوش‌بین هستند، دوره یائسگی را هم با شرایط بهتری پشت سر می‌گذارند.

گرینلیف گفت: «مهم‌ترین درسی که خانم‌ها می‌گیرند، این است که یائسگی یک دوره گذار است و در کمبود هورمون خلاصه نمی‌شود.»

همه خانم‌ها یائسگی را تجربه می‌کنند، اما تجربه آن برای همه یکسان نیست.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی