Search
Asset 2

۱۹۹۷ تا ۲۰۲۵: چین در بحبوحه غفلت غرب پیشروی می‌کند

غرب در نزدیک به سه دهه گذشته به‌ندرت رنگ آرامش را دیده و با حملات تروریستی، جنگ‌های خاورمیانه و اوکراین، فروپاشی مالی، همه‌گیری و مناقشات فزاینده سیاسی دست‌به‌گریبان بوده است.
ده‌ها آمریکایی آسیایی‌تبار در مقابل کنسولگری چین در سان‌فرانسیسکو دست به تجمع و راهپیمایی زدند و از رژیم پکن خواستند که از پیشروی در دریای جنوبی چین و تجاوزگری‌های خود دست بردارد؛ ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۴. (Nathan Su/The Epoch Times)

غرب در نزدیک به سه دهه گذشته به‌ندرت رنگ آرامش را دیده و با حملات تروریستی، جنگ‌های خاورمیانه و اوکراین، فروپاشی مالی، همه‌گیری و مناقشات فزاینده سیاسی دست‌به‌گریبان بوده است. هرکدام از این بحران‌ها به تیتر اول رسانه‌ها تبدیل شدند، خزانه‌ها را خالی کرده و توجه سیاست‌گذاران را از واشینگتن تا بروکسل به خود معطوف کردند.

نتیجه؟ حواس‌پرتی دامنه‌داری که باعث شد بحران‌های روز جای تهدیدات بلندمدت را بگیرند.

اما اگر دوره‌های نابسامانی غرب را در کنار تقویم چین بگذاریم، به یک الگو می‌رسیم. بسیاری از پیشرفت‌های تعیین‌کننده چین در عرصه سرزمینی، اقتصادی و نهادی دقیقاً زمانی رخ داده‌اند که غرب درگیرِ بحران یا در آستانه مواجهه با بحران بوده است.

روایت اتفاقات هم‌زمان

این روند در تابستان ۱۹۹۷ و از روز ۲ ژوئیه آغاز شد. تایلند ارزش پول ملی خود، بات، را کاهش داد و باعث شروع بحران مالی آسیا شد؛ بحرانی که بازارهای سئول تا جاکارتا را درنوردید، تریلیون‌ها دلار زیان مالی به بار آورد و شکنندگی اقتصاد «ببرهای آسیایی» را آشکار کرد. بازارها دچار تلاطم شدند، ارزها سقوط کردند و وام‌دهندگان به تکاپو افتادند.

اما بریتانیا یک روز پیش در ۱ ژوئیه قیمومیت هنگ‌کنگ را بعد از ۱۵۶ سال سلطه استعماری به پکن محول کرد. هم‌زمان با این‌که بازارهای مالی آسیا درحال فروپاشی بودند، چین کنترل یکی از مهم‌ترین مراکز مالی جهان را به دست گرفت: دروازه‌ای به‌سوی سرمایه جهانی که در آینده نزدیک موتور صادرات چین را به حرکت درآورد.

چند سال بعد در مه ۱۹۹۹ و هم‌زمان با عملیات ناتو در کوزوو، در ۷ مه، جنگنده‌های آمریکایی در اشتباهی هولناک سفارت چین در بلگراد را بمباران کردند که به مرگ ۳ نفر و زخمی‌شدن ده‌ها نفر انجامید. خشم مردم شعله‌ور شد. موج اعتراضات در برابر مراکز آمریکایی در پکن و دیگر شهرها به راه افتاد و هم‌چون زخمی چرکین تا مدت‎ها بر پیکره روابط چین و آمریکا باقی ماند.

لازم به ذکر است که اعتراضاتی از این دست در چین همیشه با نظارت و مدیریت دولت انجام می‌گیرند. حمله به سفارت چین اعتماد بین این‌دو کشور را به‌شدت خدشه‌دار کرد؛ آن هم درست در مقطعی که غرب با دغدغه‌های اخلاقی و نظامی مربوط به مداخله در کوزوو دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد. حزب کمونیست چین در ژوئیه همان سال سرکوب تمرین‌کنندگان گروه معنوی فالون‌گونگ را آغاز کرد که هنوز هم ادامه دارد.

آغاز هزاره جدید با حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مصادف شد. هواپیماربایان وابسته به القاعده به مرکز تجارت جهانی حمله کردند و جان حدود ۳ هزار نفر را در مرگ‌بارترین حمله به خاک ایالات متحده گرفتند. واشینگتن، که در شوک فرورفته بود، تمرکز خود را به جنگ جهانی علیه ترور معطوف کرد که به تغییر ائتلاف‌ها، بودجه‌بندی‌ها و اولویت‌های اطلاعاتی انجامید.

چین سه ماه بعد و پس از ۱۵ سال مذاکره به‌طور رسمی به سازمان تجارت جهانی پیوست و وارد اقتصاد قاعده‌مند جهانی شد، اما درنهایت بیشتر قواعد را نادیده گرفت. درست زمانی که آمریکا درگیر سوگواری و استقرار نیروهای نظامی خود بود، پکن وارد اقتصاد جهانی شد و به بازارهایی دسترسی پیدا کرد که باعث تقویت صنعت تولید چین شدند.

نیروهای تحت رهبری آمریکا در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ با حمله به عراق دولت صدام حسین را سرنگون کردند؛ کارزاری که تا دو دهه گریبان غرب را گرفت. هم‌زمان زمزمه‌هایی در رابطه با وقوع یک تهدید جدید از سوی چین به گوش رسید: سندرم تنفسی حاد (سارس) در سطح جهان شیوع پیدا کرد. سازمان بهداشت جهانی در روز ۱۲ مارس اولین هشدار جهانی خود را درباره مشاهده سویه غیرمعمول ذات‌الریه در گوانگ‌دونگ و هانوی صادر کرد. درحالی‌که هوش و حواس واشینگتن در بیابان‌های خاورمیانه تحلیل می‌رفت، نخستین همه‌گیری عصر مدرن از مشرق‌زمین آغاز شد. پکن ابتدا شیوع ویروس را انکار کرد و جلوی انتشار گزارشات مربوط به همه‌گیری را گرفت و مسئولانی را که درباره تعداد بیماران هشدار داده بودند توبیخ کرد.

چند بمب‌گذار انتحاری در ۷ ژوئیه ۲۰۰۵ سیستم حمل‌ونقل لندن را هدف گرفتند و در حمله‌ای هماهنگ ۵۲ نفر را کشتند. دولت بریتانیا این حادثه را نشانه ضعف گسترده این کشور‌ در مقابله با تروریسم دانست. کشورهای اروپایی به واهمه افتادند، مرزها را بستند و همکاری‌های اطلاعاتی خود را افزایش دادند.

اما پکن بدون توجه به بحران‌های غرب و با تکیه به قوانین ادغام و تملیک به سرمایه‌گذاری‌های برون‌مرزی خود ادامه داد و در اوت همان سال در نخستین «نشست سران چین و آمریکا» حضور پیدا کرد؛ نشستی که با هدف انجام مذاکرات اقتصادی و امنیتی برگزار شد و در ادامه به تعمیق روابط دوجانبه دو کشور انجامید. درست زمانی که اروپا درگیر مقابله با تروریسم بود، چین جای پای خود را در ساختار مالی غرب محکم می‌کرد.

المپیک پکن در اوت ۲۰۰۸ برگزار شد و پکن در رویدادی خیره‌کننده نشان داد که حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. اما ورشکستگی شرکت لیمن برادرز در ۱۵ سپتامبر همان سال آتش بحران مالی جهانی را شعله‌ور کرد و غرب را به ورطه رکود کشاند و بازارهای جهانی را از وال‌استریت تا لندن و فرانکفورت به تکاپو انداخت. پکن در ماه نوامبر اهرم مالی بزرگی را به ارزش ۵۸۶ میلیارد دلار فعال کرد؛ ترفندی که نه‌تنها باعث تثبیت اقتصاد پکن شد، بلکه به افزایش تقاضای جهانی برای اقلامی مانند سنگ‌آهن و نفت انجامید. درحالی‌که بانک‌های غربی در آستانه ورشکستگی بودند، قدرت مالی چین باعث شد که این کشور از مقام یک تولیدکننده به جایگاه یک بستانکار جهانی ارتقا پیدا کند.

بحران بدهی دولت‌های اروپایی در مه ۲۰۱۰ به تصویب نخستین بسته نجات مالی یونان منتهی شد و از مناقشات عمیق در منطقه یورو پرده برداشت. پکن نیز تسهیلات برون‌مرزی خود را از طریق بانک‌های دولتی افزایش داد و محدودیت صادرات مواد معدنی کمیاب را در سپتامبر همان سال به اجرا درآورد. سرمایه‌گذاری‌ها و تسهیلات کلان چین موجب شد که بسیاری از کشورهای اروپایی چشم‌شان را به‌روی اقدامات چین ببندند و با این کشور همکاری کنند.

در اوایل سال ۲۰۱۰ با مجموعه‌ای از رویدادهای جهانی مواجه شدیم: بهار عربی در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲، جنگ داخلی لیبی با حمایت ناتو و تداوم پس‌لرزه‌های مالی در منطقه یورو. زمانی که پایتخت‌های غربی با تغییر حکومت‌ها، سیل پناهجویان و سیاست‌های ریاضتی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، پکن بی‌سروصدا در حال آماده‌سازی روند انتقال قدرت بود: معرفی شی جین‌پینگ به‌عنوان رهبر جدید در کنگره حزب در سال ۲۰۱۲ که شرایط را برای اقدامات قاطعانه در سطح رهبری چین مهیا کرد. نابسامانی‌های جهانی فرصتی مناسب برای سوءاستفاده‌های داخلی و به حاشیه راندن نظارت خارجی فراهم کردند.

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در مارس ۲۰۱۴ شبه‌جزیره کریمه را به خاک روسیه الحاق کرد؛ اقدامی برخلاف اصول پذیرفته‌شده بین‌المللی که با تحریم کشورهای غربی روبه‌رو شد. چند ماه بعد در اکتبر همان سال ۲۱ کشور- از جمله تعدادی از متحدان آمریکا- بر سر تأسیس بانک سرمایه‌گذاری زیربنایی آسیا به توافق رسیدند که پکن آن را رقیب بانک جهانی می‌دانست. درحالی‌که غربی‌ها به فکر منزوی کردن مسکو بودند، چین مشغول پایه‌گذاری معماری مالی موازی خود بود.

وحشی‌گری داعش در اروپا در سال ۲۰۱۵ با حملات پاریس در روز ۱۳ نوامبر به اوج خود رسید و جان ۱۳۰ نفر را با تیراندازی‌ها و انفجارهای هماهنگ گرفت و اروپا را در ترس و ماتم فروبرد. بازار سهام چین در تابستان آن سال سقوط کرده بود و تا ماه ژوئیه تریلیون‌ها دلار از بین رفته بود. پکن در ماه اوت با اعمال محدودیت‌های ارزی از خروج سرمایه‌های بورسی ممانعت کرد تا جلوی ادامه بحران را بگیرد. درحالی‌که اروپا به فکر تهدیدات جهادی بود، چین سنگرهای مالی خود را مستحکم‌تر می‌کرد.

رأی‌گیری برگزیت در روز ۲۳ ژوئن ۲۰۱۶ انسجام ظاهری اتحادیه اروپا را درهم شکست و به سال‌ها مذاکره و بلاتکلیفی انجامید. دیوان دائمی داوری در لاهه چند هفته بعد در روز ۱۲ ژوئیه علیه مواضع چین در دریای جنوبی چین رأی داد و «خطوط نه‌گانه» این کشور را بی‌اعتبار دانست. پکن حکم دیوان را اشتباه خواند و دامنه فعالیت‌های خود را در زمینه ساخت جزایر مصنوعی و گشت‌زنی‌های نظامی افزایش داد. نابسامانی در اتحادیه اروپا مانع از آن شد که غربی‌ها به شکل یکپارچه در برابر چین قد علم کنند.

خیابان‌های هنگ‌کنگ در ژوئن ۲۰۱۹ به‌دلیل تصویب لایحه استرداد به صحنه تظاهرات تبدیل شدند. اعتراضات گسترده‌ای شکل گرفت که حاکمیت حزب کمونیست را به چالش کشید. اعتراض‌ها هم‌زمان با تشدید فشارهای آمریکا علیه چین آغاز شدند. در ژانویه همان سال با صدور کیفرخواستی علیه شرکت هواوی و منگ وانژو، مدیر مالی این شرکت، مواجه شدیم که به بازداشت و مناقشات حقوقی بین‌المللی انجامید. امنیت فناوری به شکافی تازه در رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شد.

همه‌گیری کرونا در اواخر سال ۲۰۱۹ آغاز شد و سازمان بهداشت جهانی در مارس ۲۰۲۰ رسماً اعلام کرد که کووید-۱۹ به یک معضل اضطراری جهانی تبدیل شده است. این بحران نظام‌های درمانی و اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان را فلج کرد. پکن سه ماه بعد در روز ۳۰ ژوئن لایحه امنیت ملی خود را به هنگ‌کنگ تحمیل کرد؛ قانونی که از مخالفت سیاسی جرم‌انگاری کرد و اصل «یک کشور، دو سیستم» را به حاشیه راند. بحران سلامت عمومی مانع از آن شد که انتقادات مهم شنیده شوند.

اوت ۲۰۲۱ با خروج آمریکا از افغانستان همراه بود؛ رویدادی که بسیاری آن را به مثابه شکستی تلخ توصیف کردند که متحدان آمریکا را سردرگم و اعتبار واشینگتن را خدشه‌دار کرد. پکن بی‌درنگ دست به کار شد و در ژوئیه و اوت همان سال فرصت را غنیمت شمرد و از هیئت طالبان میزبانی کرد تا از روابط تازه دو کشور پرده بردارد و خلأ قدرت را در آسیای مرکزی پر کند.

روسیه در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ در تهاجمی تمام‌عیار به اوکراین حمله کرد و یک جنگ فرسایشی و طولانی را رقم زد. شی جین‌پینگ و ولادیمیر پوتین تنها سه هفته قبل در روز ۴ فوریه معاهده «شراکت نامحدود» را امضا کرده بودند؛ توافقی که پیوند نظامی و اقتصادی دو کشور را هم‌زمان با بمباران کی‌یف عمیق‌تر کرد.

حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آتش جنگ غزه را شعله‌ور کرد. این جنگ بین کشورهای ائتلاف فاصله انداخت و یکپارچگی آن‌ها را متزلزل کرد. پکن در مارس همان سال بین ایران و عربستان سعودی میانجی‌گری کرد و باعث امضای توافقی غیرمنتظره برای ازسرگیری روابط این‌دو کشور شد. درحالی‌که هوش و حواس غرب یک‌بار دیگر به خاورمیانه معطوف بود، چین با اتخاذ یک سیاست دوگانه تمام کشورهای نفت‌خیز را به سمت خود کشید و هم‌زمان از حماس حمایت کرد.

این روند در سال ۲۰۲۵ همچنان به قوت خود باقی است. دولت ترامپ با اعمال تعرفه‌های گسترده ۶۰ درصدی در قبال واردات کالاهای چینی با موج چالش‌های حقوقی مواجه شده که از جمله می‌توان به پرونده بازنگری در تعرفه‌ها در دیوان عالی آمریکا اشاره کرد که در ماه سپتامبر بعد از صدور حکم دادگاه فدرال در روز ۲۹ اوت به جریان افتاد که اعمال تعرفه با استناد بهاختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین‌المللی را غیرموجه خوانده بود. پکن قصد دارد با تغییر مسیر زنجیره‌های تأمین از طریق بلوک‌های تجاری جدید و تعیین مسیرهای جایگزین، خود را با شرایط موجود سازگار کند. این درحالی است که تجارت جهانی چندقطبی شده است؛ نامی تازه برای مفهوم «جدایی اقتصادی» که سال‌ها انکار می‌شد.

الگوهای نوظهور

با نگاهی به فهرست رویدادهای فوق متوجه ۶ رویداد مهم می‌شویم:

  1. دوره‌های حواس‌پرتی: اقدامات جسورانه چین اعم از تجاوزگری‌ها و ایجاد نهادهای جدید معمولاً در بحبوحه بحران‌های غرب انجام می‌گیرند.
  2. برتری برخلاف روال مرسوم: هرگاه اقتصاد غرب مانند سال‌های ۲۰۰۸ یا ۲۰۱۰ دچار رکود می‌شود، چین از طریق اعطای تسهیلات خارجی یا انباشت منابع توسعه می‌یابد.
  3. آزمون تنش‌های نهادی: وقتی وال‌استریت متزلزل می‌شود یا ناتو تحت فشار قرار می‌گیرد، چین سراغ ساختارهای موازی می‌رود که برای نمونه می‌توان به تأسیس بانک سرمایه‌گذاری زیربنایی آسیا یا بی‌اعتنایی به حکم نهادهایی مانند دیوان لاهه اشاره کرد.
  4. یکپارچه‌سازی داخلی: سرکوب‌های داخلی در بحبوحه نابسامانی‌های جهانی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند که برای نمونه می‌توان به تثبیت قدرت شی جین‌پینگ و اجرای قانون امنیت ملی هنگ‌کنگ اشاره کرد.
  5. سیاست میانجی‌گرانه: پکن همان‌طور که در رابطه با توافق ایران و عربستان عمل کرد، در بحران غزه یا اوکراین نیز نقش میانجی بی‌طرف را ایفا کرده است.
  6. ریتم ۶ تا ۱۲ ماهه: اقدامات چین معمولاً در یک بازه زمانی کوتاه و در بحبوحه بحران‌های جهانی انجام می‌گیرند و چندان به طول نمی‌انجامند.

چین گاهی قبل از وقوع نابسامانی‌ها دست به کار می‌شود تا با ایجاد حواس‌پرتی جلوی واکنش متقابل کشورهای جهان را بگیرد. برای نمونه می‌توان به برگزاری المپیک قبل از ورشکستگی لیمن برادرز یا امضای معاهده شی و پوتین در آستانه حمله به اوکراین اشاره کرد. آیا پکن پیشاپیش از وقوع این اتفاقات آگاه بود؟ شاید. شواهدی برای تأیید یا رد این ادعا وجود ندارد. اما ماجراجویی بی‌وقفه حزب کمونیست چین همیشه زمانی مؤثر واقع شده که غرب سرگرم بحران‌های خود بوده است.

پاسخ به تردیدها

البته باید گفت که این الگو نواقصی دارد. اما واقعیت نیز عاری از عیب و ایراد نیست. برای نمونه، واگذاری قیمومیت هنگ‌کنگ به چین از سال‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود و پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی نیز بعد از ۱۵ سال مذاکره اتفاق افتاد. بعضی از تدابیر از جمله بسته محرک مالی سال ۲۰۰۸ بیشتر به مشکلات صادراتی چین مربوط می‌شدند و ربطی به فرصت‌طلبی این کشور نداشتند. از این گذشته، قدرت‌های بزرگ در حوزه‌های گوناگون حضور دارند و هم‌پوشانی آن‌ها اجتناب‌ناپذیر است.

هرگاه غرب دچار حواس‌پرتی می‌شود، پکن پا پیش می‌گذارد و اغلب نیز موفق می‌شود.

جنگ علیه تروریسم تریلیون‌ها دلار هزینه به بار آورد که براساس برآورد پروژه مخارج جنگ دانشگاه براون تنها در مورد عراق و افغانستان ۸ تریلیون دلار تخمین زده می‌شود. این مخارج تمرکز کاخ سفید، کنگره و متحدان آمریکا را از اقدام علیه چین منحرف کردند. سیاست چرخش به‌سوی آسیا در دوران اوباما در سال ۲۰۱۱ به دلیل مناقشات مستمر در خاورمیانه از منابع و پشتیبانی لازم بی‌نصیب ماند.

این مسئله درباره اهرم‌های مالی چین در سال ۲۰۰۸ نیز صدق می‌کند. شاید بگویید این اهرم‌ها برای نجات اقتصاد صادرات‌محور چین فعال شده و ارتباطی با سوءاستفاده از بحران غرب نداشته‌اند. اما زمانی که رقبا درگیر بحران‌های خود هستند، تدابیر داخلی مجال بیشتری برای اثرگذاری پیدا می‌کنند.

وقتی پای انتقاد از اقدامات چین به میان می‌آید، دیپلماسی آمریکا حتی در دوران جنگ عراق همچنان بر نقض حقوق بشر و دستکاری نرخ ارز در چین متمرکز بود. اما این رویکرد را تصور کنید: تمرکز بی‌چون‌و‌چرا بر چین و وضع تحریم‌های هدفمندتر، تشکیل ائتلاف‌های فوری و اتخاذ سیاست‌های صنعتی جسورانه‌تر. بحران‌ها جلوی واکنش غرب را نگرفتند، اما عکس‌العمل غرب را به‌شدت ضعیف کردند.

در این بین باید بگوییم که حزب کمونیست چین نسبت به انتقادات علنی درباره حقوق بشر حساسیت فوق‌العاده‌ای دارد؛ موضوعی که می‌تواند به اهرم فشار غرب تبدیل شود که به‌ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

برداشت‌ها و پیامدها

شواهد از یک زمان‌بندی راهبردی حکایت دارند که دست‌کم از روی فرصت‌طلبی انجام می‌گیرد. حواس‌پرتی‌ها هزینه اقدامات جسورانه را قبل از وقوع بحران و بعد از آن کاهش می‌دهند. این رویکرد دو سوی مختلف دارد: در خارج، نهادهایی مانند بانک سرمایه‌گذاری زیربنایی آسیا مشغولِ جذب کشورهای جهان جنوب هستند؛ و در داخل، نظارت بر سین‌کیانگ و هنگ‌کنگ شدت گرفته است. چین قبل از شروع مخالفت‌ها از دستاوردهای خود بهره می‌گیرد.

به قول مارک تواین، «تاریخ تکرار نمی‌شود، اما اغلب درحال قافیه‌پردازی است» که در این مورد نیز صدق می‌کند: هرگاه غرب نگاه خود را برمی‌گرداند، چین یک قدم جلوتر می‌آید.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

نویسنده: تموز ایتای

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی