کشورهای غربی بهویژه در بخش اروپای غربی در موقعیت بغرنجی قرار دارند. اتحادیه اروپا سالها در پی آن بوده که روابط تجاری، نظامی و دیپلماتیک خود را با واشینگتن و پکن متوازن نگهدارد. اروپاییها از سرمایهگذاری و صادرات چین استقبال کرده و همزمان برای دفاع، امور مالی و فناوریهای پیشرفته به آمریکا متکی بودهاند.
اما مدیریت این توازن روزبهروز دشوارتر میشود.
تعرفههای آمریکا در مقابل رویکرد سلطهجویانه چین در بخش تولید
اروپا از یکسو با تعرفههای آمریکا و فشارهای دولت ترامپ برای هماهنگی با سیاستهای تجاری و امنیتی ایالات متحده روبهروست و از سوی دیگر با رویکرد سلطهجویانه چین در بخش تولید دستبهگریبان است که بسیاری از کشورهای توسعهیافته جهان بدون آن کاری از پیش نخواهند برد. این تولیدات شامل عناصر کمیاب راهبردی و انحصار کلی و جزئی در زنجیره تأمین هستند که نقش بسزایی در اقتصاد اتحادیه اروپا ایفا میکنند.
البته باید به وسوسه بازار «باز» خیالی چین هم اشاره کنیم که بسیاری از شرکتهای غربی میگویند درعمل فرقی با بازارهای بسته ندارد. شرکتهای اروپایی اغلب با قوانین پکن از جمله سرمایهگذاری مشترک، انتقال اجباری فناوری، رقابت یارانهای و سایر سیاستهای خصمانه این کشور همراهی کردهاند، زیرا چین کشوری پهناور و سودآور است.
با اینحال، این رویکرد هزینه گزافی روی دست شرکای تجاری چین گذاشته که از جمله میتوان به ازبینرفتن فرصتهای شغلی، بازارها، درآمدها و سرقت فناوری و مالکیت معنوی اشاره کرد.
وابستگی اقتصادی و واقعیتهای زنجیره تأمین
اقتصاد اروپا بهرغم جدایی اقتصادی و سیاستهای جاری همچنان به چین گره خورده و اروپاییها مقصد صادرات چین و واردکننده قطعات حیاتی این کشور هستند. وابستگی اتحادیه اروپا به واردات از چین در بسیاری از موارد بهویژه در بخش الکترونیک و ماشینآلات قابلتوجه است. این وابستگی امکان «ریسکزدایی» را کاهش داده است، زیرا تولیدات چین برای اقتصاد اروپا حیاتی هستند.
اجرای تعرفههای آمریکا و خطر انتقال کالاهای چینی به اروپا مشکلات جدیدی به بار آورده است. اگر تنشهای تجاری میان آمریکا و چین باعث شود که صادرات این کشور به بازارهای آمریکایی کاهش یابد، این امکان وجود دارد که منطقه یورو مجبور شود بخش عمده صادرات چین را وارد بازارهای خود کند.
خیال واهی «خودکفایی راهبردی» اروپا
به همین دلیل است که رهبران اروپا از «خودکفایی راهبردی» سخن میگویند. این نشان میدهد که اتحادیه اروپا از قرار گرفتن بر سر دوراهی آمریکا و چین واهمه دارد. اینکه بگوییم منطقه یورو توانسته یا میتواند به خودکفایی برسد و تحت تأثیر چین، آمریکا یا هردو قرار نگیرد، خیالی واهی است. با اینحال، روابط اقتصادی اتحادیه اروپا با ایندو ابرقدرت بسیار یکپارچه بوده و به همین راحتی قابل چشمپوشی نیست.
از آنجا که استانداردهای فناوری، زنجیره تأمین و قواعد حفاظت از دادهها عمدتاً در آمریکا و چین تنظیم میشوند، رهبران اروپایی نگران این هستند که فاصلهگرفتن از ایندو کشور به مبنای صنعتی و توان اقتصادی اتحادیه اروپا لطمه وارد کند. شرکتهای اروپایی به دلیل یکپارچگی نظام مالی و تجاری خود با آمریکا تحت تأثیر تحریمها و تعرفههای ایالات متحده قرار میگیرند.
وابستگی صنعتی و فناوری بهمثابه ریسک امنیتی
اتفاقات اخیر مانند شیوع کووید-۱۹ و جنگ روسیه و اوکراین نشان داده که اروپا در زمینه انرژی بهشدت آسیبپذیر است؛ بهویژه در قیاس با آمریکا که تا حد زیادی به خودکفایی رسیده است. از این گذشته، رقابتپذیری بخش انرژیهای تجدیدپذیر اروپا در حد و اندازه تأمینکنندگان چینی نیست.
شرکتهای اتحادیه اروپا در زمینه قیمتگذاری، تولید، فناوری و سهم بازار با رویکرد سلطهجویانه چین در رقابت هستند. این مسائل با توجه به محدودیتهای موجود در زمینه فناوری، منابع، سیاست و فرهنگ در آینده نزدیک تغییر چندانی نخواهند کرد.
تعرفههای آمریکا و هماهنگی فراآتلانتیکی
حتی زمانی که آمریکا با هدف رفع ناترازی تجاری و ریسکهای امنیتی برای محصولات چینی تعرفه میگذارد، اروپا تحت تأثیر تبعات آن قرار میگیرد. مقامات تجاری اتحادیه اروپا تعرفههای آمریکا را بهدلیل تأثیر ناشی از افزایش قیمت کالاهای چینی بر زنجیره تأمین پاییندستی بهدقت رصد میکنند. در همینحال، مازاد تجاری چین با اتحادیه اروپا در سالهای اخیر به شکل قابلتوجهی افزایش یافته است.
نگرش اروپاییها نسبت به رقابت ناعادلانه و یارانهای چین از پاریس تا برلین با تشدید مواضع سیاسی همراه بوده است. از اینرو، مقامات اتحادیه اروپا چین را یک «رقیب تمامعیار» میدانند. از این گذشته، افکار عمومی در رابطه با حقوق کارگران، حقوق بشر و نفوذ راهبردی چین ابراز نگرانی کردهاند.
تشدید تنشهای فراآتلانتیکی
تعرفههای دولت ترامپ، بدبینی نسبت به ناتو و ایده خریداری گرینلند از دانمارک، وجهه آمریکا را در اروپا مخدوش کرده است. اختلاف کنونی آمریکا و اروپا یکی از جدیترین تنشهای تاریخ ناتو به شمار میآید که میتواند تأثیر بسزایی بر مسیر اقتصادی و امنیتی اروپا بگذارد.
به تعبیر سادهتر میتوان گفت که این عوامل سیاسی و امنیتی باعث شدهاند که همکاری آمریکا و اروپای غربی دشوارتر شود.
ارزیابی راهبردی اروپا
اروپا باید بین تعرفههای آمریکا و بازار دستوری کالاهای چینی یکی را انتخاب کند. شرکتهای غربی دیگر امید چندانی به بازار شفاف و عادلانه چین ندارند، زیرا محدودیتهای صادراتی غیرقابل پیشبینی و اقدامات تلافیجویانه چین اقتصاد شرکتهای اروپایی را به خطر میاندازند.
از این گذشته، هماهنگی اتحادیه اروپا و آمریکا حول محور توافقات تجاری متقابل، عادلانه و متوازن میچرخد که بر تعرفهها، استانداردهای فناوری و کنترل صادرات از جمله در زمینه نیمهرساناها و سایر فناوریهای پیشرفته متمرکز هستند.
تصمیم کشورهای اروپای غربی در مسائل تجاری خلاصه نمیشود و پای نقش ژئوپلیتیکی آینده این کشورها هم در میان است. روند ارزیابی این مسائل شتاب بیشتری پیدا کرده است.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: جیمز گوری نویسنده کتاب «بحران چین» (۲۰۱۳) است و در پادکست «جمهوری موزفروش» در یوتیوب درباره مسائل روز چین صحبت میکند.
















