Search
Asset 2

تحلیل؛ آیا چین سیستم باج‌گذاری بین‌المللی خود را احیا خواهد کرد؟

آمریکا این‌روزها به چشم یک متحد نظامی غیرقابل‌اطمینان دیده می‌شود. از این‌رو، رهبران کشورها به‌شکلی به ارتباط با چین روی آورده‌اند که به همان «سیستم باج‌گذاری» شباهت دارد.
در این تصویر که در خبرگزاری دولتی روسیه، اسپوتنیک، منتشر شده است، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، را هنگام ورود به فرودگاه بین‌المللی پکن می‌بینیم که از سوی وانگ یی، وزیر امور خارجه و دیگر مقامات چین مورد استقبال قرار گرفته است؛ ۱۹ مه ۲۰۲۶. (Vladimir Smirnov/Pool/AFP via Getty Images)

ری دالیو، میلیاردر و بنیان‌گذار صندوق پوششی بریج‌واتر، می‌گوید آمریکا این‌روزها به چشم یک متحد نظامی غیرقابل‌اطمینان دیده می‌شود. از این‌رو، رهبران کشورها به‌شکلی به ارتباط با چین روی آورده‌اند که به همان «سیستم باج‌گذاری» شباهت دارد.

سیستم باج‌گذاری در گذشته به این‌صورت بود که کشورهای ضعیف برای در امان ماندن به امپراتور کشور قدرتمند باج می‌دادند. این باج گاهی جنبه نمادین داشت و گاهی در قالب یک مالیات هنگفت پرداخت می‌شد.

دالیو با نظر بلومبرگ موافق است که چین نقش قابل‌توجهی در شکل‌گیری «نظم نوین جهانی» خواهد داشت. دالیو می‌گوید وجود سیستمی که در آن «یک کشور کوچک در سازمان ملل مثل یک کشور بزرگ حق رأی دارد»  عملی نیست و درنهایت به سیستم باج‌گذاری تبدیل خواهد شد. او همچنین پیش‌بینی کرد که یوآن به‌عنوان یک ارز جهانی کاربرد بیشتری پیدا خواهد کرد.

حزب کمونیست چین هم با این دیدگاه موافق است، اما در ظاهر این‌طور نشان نمی‌دهد. شی جین‌پینگ، رهبر چین، در حضور همتای روس خود، ولادیمیر پوتین، که چندی پیش به پکن سفر کرد، آمریکا را به‌شکل غیرمستقیم به یک‌جانبه‌گرایی سلطه‌جویانه متهم کرد.

پکن و مسکو آمریکا را سلطه‌جو می‌نامند، اما شواهد چیز دیگری می‌گویند. آمریکا همیشه با نفی استعمارطلبیِ امپراتوری‌های قدیمی اروپا و با تأکید بر دموکراسی و تمامیت ارضی براساس اصول سازمان ملل، از حاکمیت ملی کشورها حمایت کرده است. با این‌حال، چین و روسیه با نفی دموکراسی و حمله به همسایگان خود دست‌کم از سال ۱۹۶۰ تاکنون بارها برخلاف آمریکا عمل کرده‌اند.

روابط کنونی چین و روسیه هم از به‌راه‌افتادن سیستم باج‌گذاری با محوریت پکن حکایت دارد و روسیه نقش شریک ضعیف‌تر را ایفا می‌کند. شی با انجام دیدارهای منظم با پوتین، تصویری از رابطه‌ای برابر میان پکن و مسکو ترسیم می‌کند. اما این‌دو کشور به‌هیچ‌عنوان مثل هم نیستند. چین از نظر اقتصادی به‌مراتب بزرگ‌تر است و حجم اقتصاد این کشور تقریباً هفت‌برابر روسیه برآورد می‌شود.

تحریم‌های مربوط به جنگ اوکراین باعث شد صادرکنندگان انرژی روسیه و واردکنندگان کالاهای نظامیِ دو منظوره، بیش از پیش به همکاری چین تکیه کنند. فقدان مشتری برای نفت روسیه، به‌استثنای هند، به پالایشگاه‌های چینی قدرت چانه‌زنی داده تا نفت روسیه را ارزان‌تر از قیمت‌های جهانی خریداری کنند.

تلویزیون یک رستوران در هنگ‌کنگ، تصاویر استقبال شی جین‌پینگ، رهبر چین، از ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، را در تالار بزرگ خلق در پکن پخش می‌کند. پوتین در دیدار با شی گفت روابط دو کشور به «سطح بی‌سابقه‌ای» رسیده است؛ ۲۰ مه ۲۰۲۶. (Peter Parks/AFP via Getty Images)

رهبران دو کشور در جریان سفر پوتین در بیانیه‌ای مشترک از ایده «جهان چندقطبی» حمایت کردند؛ جهانی که ظاهراً مسکو و پکن خود را دو قطب اصلی آن می‌دانند. آن‌ها می‌خواهند دو قدرت سلطه‌گر منطقه باشند و از کشورهای «حوزه نفوذ» خود باج بگیرند. آن‌ها نمی‌خواهند در نظام بین‌المللی که دموکراسی و حقوق بشر را ترویج می‌کند، در صف دولت‌هایی قرار بگیرند که تابعِ واشینگتن هستند؛ وضعیتی که این‌دو کشور در اواخر دهه ۱۹۹۰ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پیش از پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی داشتند که متعاقباً به رشد صادرات و جهش اقتصادی پکن منجر شد.

روسیه منابع اقتصادی و نظامی خود را در اوکراین مصرف کرده و دستاورد قابل‌ملاحظه‌ای هم نداشته است. از این‌رو، احتمال این‌که مسکو نسبت به دوران قدرت‌نمایی شوروی ضعیف‌تر شود، بیش از آن است که بتواند سلطه منطقه‌ای سابق خود را بازیابی کند.

اما چین درحال گسترش قدرت اقتصادی و نظامی خود است. این کشور به‌واسطه رشد اقتصادی مستمر، عدم ورود به جنگ‌های جدید و ایفای نقش میانجی صلح به این هدف رسیده و توانسته بدون کوچک‌ترین درگیری، کنترل مناطقی مانند هنگ‌کنگ و جزایر دریای جنوبی چین را به دست بگیرد. این رویکرد برای قدرتی که به‌دنبال سلطه منطقه‌ای است منطقی‌تر به نظر می‌رسد. پکن از هنگ‌کنگ مالیات خواهد گرفت و احتمالاً از کشورهای حوزه دریای جنوبی چین، که ادعای مالکیت آن را دارد، می‌خواهد نفت و گاز خود را با نرخ ترجیحی در اختیار این کشور بگذارند؛ اقدامی که می‌توان آن را به‌منزله راه‌اندازی دوباره سیستم باج‌گذاری تلقی کرد که از مرزهای رسمی چین پس از انقلاب کمونیستی سال ۱۹۴۹ هم فراتر می‌رود. راه‌اندازی این سیستم در راستای سلطه منطقه‌ای و جهانی حزب کمونیست چین انجام می‌گیرد. در پژوهش‌های مرتبط با این موضوع هم از سلطه جهانی به‌عنوان هدف نهایی حزب کمونیست چین یاد شده است.

وضعیت شرکت‌های آمریکایی فعال در چین هم نشان می‌دهد که پکن از کل جهان باج می‌خواهد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در جریان سفر اخیر خود به چین گفت مدیران عاملی که همراهش بودند، برای «ادای احترام» به شی و چین به این کشور سفر کرده‌اند.

پیتر ناوارو، مشاور کاخ سفید در امور تجارت و تولید، گفت رژیم چین برخی از مدیران عامل شرکت‌های آمریکایی را «احمق‌های مفید» قلمداد می‌کند. این مدیران با افزایش سود کوتاه‌مدت شرکت‌های خود پاداش هنگفتی دریافت می‌کنند، اما فناوری خود را تحویلِ شرکت‌های چینی می‌دهند؛ شرکت‌هایی که در بلندمدت از صنایع آمریکایی پیشی می‌گیرند. «انتقال اجباری فناوری» را می‌توان نوعی باج‌گیری دانست که برخلاف منافع بلندمدت سهام‌داران شرکت‌ها عمل می‌کند و شاید ناقض مسئولیت امانت‌داری مدیران در قبال سهام‌داران باشد.

به‌رغم نفوذ گسترده‌ای که حزب کمونیست چین در روسیه، کشورهای منطقه و شرکت‌های جهانی دارد، تا زمانی که آمریکا و متحدان این کشور مانع شوند، پکن در راه‌اندازی سیستم باج‌گذاری منطقه‌ای کار دشواری خواهد داشت. جمهوری اسلامی ایران، که متحد چین است، در ماه‌های اخیر از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز باج‌گیری کرده که واکنش تند ترامپ را به دنبال داشته است.

ترامپ در مهار چین رویکرد متفاوتی در پیش گرفته که از جمله می‌توان به اعمال تعرفه‌های سنگین علیه پکن، برگزاری نشست «بدون توافق» با شی در ماه جاری و تصمیم اخیر او برای گفت‌وگو با لای چینگ‌ته، رئیس‌جمهور تایوان، اشاره کرد. این تماس نخستین گفت‌وگوی تلفنی رؤسای‌جمهور دو کشور از سال ۱۹۷۹ خواهد بود که آمریکا بعد از آن به روابط دیپلماتیک خود با تایپه پایان داد. ترامپ باید از این گفت‌وگو برای حمایت از یک متحد دموکراتیک استفاده کند و از تایوان بخواهد دست‌کم ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف امور دفاعی کند (درصدی که معیاری جدید ناتو محسوب می‌شود). هربار که چین ناوها یا نیروهای گارد ساحلی خود را به آب‌های حوالی متحدان آمریکا می‌فرستد، این کشورها با ناوها و شناورهای خود نیروهای پکن را زیر نظر می‌گیرند. اگر تایوان بخواهد در برابر پکن ایستادگی کند، به توان بیشتری نیاز خواهد داشت.

قدرت اقتصادی چین باعث شده که اعمال فشار به این کشور از طریق اهرم‌های اقتصادی سخت و دشوار باشد؛ نکته‌ای که دالیو هم در مصاحبه خود به آن اشاره کرده است. زمانی که حزب کمونیست با هدف کنترل مسیرهای تجاری، شهرهای کلیدی مانند هنگ‌کنگ و مناطق وسیعی از آب‌های بین‌المللی نظیر دریای جنوبی چین وارد عمل شود، آمریکا چاره‌ای جز این نخواهد داشت که دست به اقدام نظامی بزند. این‌که آمریکا و متحدان این کشور در آینده روی مواضع خود می‌مانند یا خیر، هنوز مشخص نیست؛ اما اگر جلوی حزب کمونیست چین را نگیریم، احتمال آن‌که این حزب به یک قدرت مسلط جهانی تبدیل شود افزایش خواهد یافت.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده:‌ آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است. او از مدیران شرکت تحلیلی کور و ناشر مجله ریسک سیاسی است و تحقیقات گسترده‌ای در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا انجام داده است. «تمرکز قدرت: نهادینه‌سازی، سلسله‌مراتب و هژمونی» (۲۰۲۱) و «قدرت‌های بزرگ، راهبردهای بزرگ: بازی جدید در دریای جنوبی چین» (۲۰۱۸) آخرین کتاب‌های او هستند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی