Search
Asset 2

کاهش مصرف غذاهای فوق‌فرآوری‌شده در یک مطالعه کوچک با تسکین افسردگی همراه بود

یک مطالعه جدید نشان می‌دهد کاهش مصرف غذاهای فوق‌فرآوری‌شده ممکن است به بهبود علائم افسردگی و اضطراب کمک کند. پژوهشگران ارتباط رژیم غذایی، سلامت روده و عملکرد مغز را بررسی کرده‌اند.
(Illustration by The Epoch Times, Getty Images, Shutterstock)

یک مطالعه مقدماتی با بررسی ۱۹ داوطلب بزرگسال نشان داد که علائم افسردگی با یک ماه پیروی از رژیم غذایی کم‌فرآوری‌شده کاهش یافتند.

مطالعه کوچک و مقدماتی پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا، سان‌فرانسیسکو نشان داد داوطلبانی که با علائم افسردگی دست‌به‌گریبان بودند، با چهار هفته پیروی از رژیم غذایی کم‌فرآوری‌شده در سطوح مختلف بهبود یافتند.

این مطالعه مقدماتی که در نشریه روان‌پزشکی جاما منتشر شده و بودجه آن را مؤسسه ملی سلامت تأمین کرده است، جزو مجموعه تحقیقاتی است که نشان می‌دهند رژیم‌های غذایی سرشار از غذاهای فوق‌فرآوری‌شده با افسردگی و دیگر اختلالات روان‌شناختی ارتباط دارند.

۲۰  داوطلب بزرگسال با میانگین سنی ۴۴ سال در این مطالعه حضور داشتند (یک نفر از آن‌ها نتوانست تا پایان در مطالعه بماند). ۱۴ نفر از داوطلبان خانم بودند و همگی اضافه‌وزن شدید داشتند و دست‌کم با یک اختلال متابولیکی مانند فشار خون یا کلسترول بالا دست‌و‌پنجه نرم می‌کردند. ۱۴ نفر از ۱۹ داوطلب اصلی علاوه بر افسردگی با اضطراب هم دست‌به‌گریبان بودند.

داوطلبان در دو گروه قرار گرفتند و دو رژیم غذایی را دنبال کردند. گروه اول به‌مدت چهار هفته به رژیم غذایی معمول خود ادامه دادند که سرشار از غذاهای فرآوری‌شده بود. گروه دوم با راهنمایی پژوهشگران از یک رژیم کم‌فرآوری‌شده پیروی کردند و تنقلات بسته‌بندی‌شده، فست‌فود و نوشیدنی‌های شیرین را کنار گذاشتند. داوطلبان بعد از چهار هفته جای خود را با یکدیگر عوض کردند.

داوطلبانی که مصرف غذاهای فوق‌فرآوری‌شده را بیش از ۸۵ درصد کاهش دادند، با بهبود متوسط تا زیاد علائم افسردگی مواجه شدند. برخی از آن‌ها هم شاهد کاهش خفیف علائم اضطراب بودند.

صنم حافظ، عصب‌روانشناس و مدیر مرکز «شناخت ذهن» در نیویورک، که نقشی در این مطالعه نداشت، به اپک تایمز گفت: «چیزی که توجهم را جلب کرد، این بود که تغییر رژیم غذایی به‌سرعت اثر می‌کرد.»

این‌که بگوییم غذا فقط بر شاخص‌های جسمانی مانند وزن، کلسترول یا قند خون اثر می‌گذارد، دیگر موضوعیت ندارد. حافظ افزود: «مغز جزئی از بدن است. از این‌رو، باید ببینیم کیفیت غذایی که می‌خوریم چه تأثیری بر احساسات و عملکرد ذهنی ما دارد.»

یکی از نقاط ضعف مطالعه حاضر این بود که نمی‌شد مشخص کرد آیا بهبود وضعیت روانی داوطلبان از غذای مصرفی نشأت می‌گرفت یا عوامل دیگری هم در این تغییر دخیل بودند. مشخص نیست افرادی که بهبود پیدا کردند، بهبودی خود را مدیون تغییر رژیم غذایی بودند یا به‌دلیل کاهش وزن و پیگیری پژوهشگران بهبود یافتند. داوطلبان می‌دانستند از کدام رژیم غذایی پیروی می‌کنند، پژوهشگران در تنظیم رژیم آن‌ها نقش داشتند و تمام داوطلبان با اختلالات متابولیکی و شاخص توده بدنی بالا دست‌به‌گریبان بودند. از این‌رو، نتیجه نهایی ممکن است در مورد همه صادق نباشد.

یکی از این دلایل به روده مربوط می‌شود. دکتر نیاشا چاگوِدرا، نویسنده اصلی مطالعه حاضر و بنیان‌گذار برنامه سلامت متابولیکی و روانی دانشگاه کالیفرنیا، سان‌فرانسیسکو، در بیانیه‌ای گفت: «غذاهای فوق‌فرآوری‌شده ممکن است به جداره محافظ روده آسیب برسانند و باعث ابتلا به سندرم روده نشت‌کننده شوند.»

«روده نشت‌کننده» به افزایش نفوذپذیری روده اطلاق می‌شود؛ عارضه‌ای که به‌موجب آن پیوند میان سلول‌های پوشش‌دهنده روده سست می‌شود و سموم، باکتری‌ها و ذرات هضم‌نشده غذا به جریان خون راه پیدا می‌کنند.

چاگوِدرا گفت: «این عارضه می‌تواند با التهاب مزمن و خفیف در کل بدن همراه باشد؛ التهابی که باعث افسردگی می‌شود یا بیماران را در قبال افسردگی آسیب‌پذیر می‌کند. فرآوری نامناسب مواد غذایی به‌شکلی به روده آسیب می‌رساند که پیامدهای آن مغز را هم بی‌نصیب نمی‌گذارند.»

با این‌حال، این مسئله در حد یک فرضیه است. حافظ افزود: «پژوهشگران ثابت نکردند که تغییر میکروبیوم روده باعث بهبودی شده باشد.»

غذاهایی که با هدف ایجاد وابستگی تولید می‌شوند

غذاهای فوق‌فرآوری‌شده صنعتی بوده و اغلب حاوی مواد نگهدارنده، رنگ‌های مصنوعی، طعم‌دهنده‌ها و ترکیبات امولسیون‌کننده هستند. این محصولات ارزان و در دسترس هستند و با هدف ایجاد وابستگی در مصرف‌کنندگان تولید می‌شوند.

چاگوِدرا می‌گوید این غذاها باعث ترشح دوپامین- ترکیب شیمیایی مغز که با سامانه لذت و پاداش ارتباط دارد- می‌شوند و میل به خوردن ایجاد می‌کنند و باعث پرخوری می‌شوند.

دکتر وینای سارنگا، روان‌پزشک و بنیان‌گذار مؤسسه سلامت عصبی در کارولینای شمالی، که نقشی در این مطالعه نداشت، به اپک تایمز گفت: «این‌که صرفاً میل زیادی به غذاهای فوق‌فرآوری‌شده داشته باشید، به این معنا نیست که به آن‌ها اعتیاد پیدا کرده‌اید. هرچه جلوتر می‌رویم، بیشتر می‌فهمیم که غذاهای فوق‌فرآوری‌شده نقش پررنگی در تحریک سامانه پاداش مغز و شکل‌گیری الگوهای غذایی ما دارند.»

روده سالم، ذهن سالم؟

روده سالم و سلامت روان از طریق شبکه‌ای پیچیده با یکدیگر ارتباط دارند که به آن «محور روده و مغز» گفته می‌شود. مغز و دستگاه گوارش برخلاف تصور رایج جدا از یکدیگر نیستند، بلکه به‌طور مداوم و به‌صورت آنی با هم ارتباط دارند و بر احساسات، میزان استرس و سلامت ذهنی ما اثر می‌گذارند. این ارتباط چنان عمیق است که پژوهشگران به روده لقب «مغز دوم» داده‌اند.

روده و مغز کانال‌های ارتباطی مختلفی دارند:

عصب واگ: بزرگراه انتقال اطلاعات

عصب واگ یکی از طولانی‌ترین عصب‌های بدن است که مغز را به‌شکل مستقیم به روده وصل می‌کند. برآورد می‎شود که ۹۰ درصد از پیام‌هایی که از طریق عصب واگ منتقل می‌شوند، از کانال روده به مغز می‌رسند. این بدان معنی است که دستگاه گوارش بی‌وقفه اطلاعات مربوط به وضعیت گوارشی بدن را به دستگاه عصبی مرکزی منتقل می‌کند و از این طریق بر خلق‌وخو و واکنش بدن به استرس اثر می‌گذارد.

ترکیبات شیمیایی مغز

مغز برای تنظیم احساساتی مانند شادی، آرامش و انگیزه به ترکیبات شیمیایی موسوم به انتقال‌دهنده‌های عصبی متکی است. جالب این‌جاست که بخش عمده ترکیبات شیمیاییِ حال‌خوب‌کن نه در مغز بلکه در روده تولید می‌شوند. برای نمونه می‌توان به سروتونین (شادی)، دوپامین (انگیزه) و گابا (آرامش) اشاره کرد.

وقتی سلامت روده افت می‌کند، عملکرد کارخانه شیمیایی بدن هم مختل می‌شود؛ وضعیتی که به تشدید علائم اضطراب و افسردگی دامن می‌زند یا باعث بروز علائم می‌شود.

میکروبیوم روده

تریلیون‌ها باکتری، ویروس و قارچ در روده یافت می‌شوند و هرکدام ترکیباتی تولید می‌کنند که در التهاب و واکنش مغز به استرس دخیل هستند.

اگر زورِ باکتری‌های مضر به باکتری‌های مفید بچربد، دیس‌بیوز رخ می‌دهد که به‌معنی برهم‌خوردن تعادل میکروبی روده است. میکروب‌های مضر ترکیبات سمی آزاد می‌کنند که باعث بروز التهاب در کل بدن می‌شود. التهاب مزمن سد خونی‌مغزی را مختل می‌کند و موجب بروز مه مغزی، افت عملکرد ذهنی و اختلالات خلقی می‌شود.

آیا غذا افسردگی را درمان می‌کند؟

سارنگا و حافظ معتقدند که رژیم غذایی جای دارو یا روان‌درمانی را نمی‌گیرد.

حافظ گفت: «به‌نظرم رژیم غذایی و سلامت روده در سلامت روان دخیل هستند، اما نباید جایگزین روش‌های درمانی رسمی شوند.»

سارنگا گفت این یافته‌ها «قطعاً» نشان می‌دهند که توجه به سلامت روده به اثربخشی روش‌های درمانی رایج در زمینه سلامت روان از جمله روان‌درمانی یا دارودرمانی کمک می‌کند اما جای آن‌ها را نمی‌گیرد. او افزود: «هرگز به بیماری که افسردگی دارد نمی‌گویم داروها را کنار بگذارد و فقط مراقب رژیم غذایی خود باشد. غذاهایی که می‌خوریم، بخشی از مجموعه عوامل مؤثر بر سلامتی هستند.»

این مطالعه از ارتباط ذهن و جسم حکایت دارد. اگر با رژیم غذایی، ورزش، خواب و سبک زندگی بتوانید سازوکار زیستی بدن را بهبود بخشید، شرایط لازم برای اثربخشی درمان‌های روان‌پزشکی مهیا خواهد شد.

سارنگا گفت: «روده، دستگاه ایمنی، سوخت‌وساز بدن و مغز با هم ارتباط دارند.»

چاگوِدرا و تیم پژوهشی او قصد دارند در سال ۲۰۲۸ از داوطلبان برای حضور در مرحله دوم این مطالعه دعوت کنند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی