زندگی امروزی نشاطبخش است اما زندگی با چنین ضرباهنگ تندی میتواند نگرانی، استرس، تنش، اضطراب و حتی خستگی ذهنی به همراه داشته باشد. تمایل و انتظارات مردم در رابطه با سلامتی رو به افزایش است.
دکتر یانگ جینگدوان، روانپزشک مشهور چینی ساکن فیلادلفیا، سخنرانیهایی درباره «انجمن طب سه لایهای» داشته است تا بتواند دیدگاههای خود را در مورد ارتباط ذهن و بدن، سلامت معنوی و سلامت جسمانی به اشتراک بگذارد.
در ادامه متن این سخنرانیها آورده شدهاند.
سخنرانی اول: نکات مقدماتی
سلام به همگی، این اولین جلسه از مجموعه سخنرانیهای «انجمن طب سه لایهای» است. چرا این نام انتخاب شد؟ در تاریخ چین ضربالمثلی وجود دارد که میگوید: «پایینترین لایه پزشکان بیماریها را معالجه میکنند، لایه میانی به معالجه مردم میپردازند و بالاترین لایه مسئول معالجه ملت هستند.» وقتی همه این لایهها را کنار هم قرار دهید، به عنوان «طب سه لایهای» میرسید. هدف این انجمن به اشتراکگذاری اصول برخورد با بیماریها، مردم و اداره کشور و ارتباط هر یک از آنان با سلامت ما است.
ابتدا مفاهیم مربوط به «طب سه لایهای» و همچنین «گروه تحت درمان» هر یک از این لایههای طبابت را شرح خواهم داد. بیانچه، پزشک برجسته چین باستان و برادرانش هر سه پزشک بودند. روزی امپراطور بیانچه را خواند و از او پرسید: «تو خیلی معروفی، اما میتوانی بگویی چه کسی از تو حاذقتر است؟»
بیانچه گفت: «ما در خانوادهیمان سه برادر هستیم. برادر بزرگم میتواند مشکل را قبل از آنکه مردم بیمار شوند، ببیند. او به مردم میگوید چگونه زندگی کنند. آنها قبل از آنکه بیمار شوند، درمان میشوند و این امر باعث میشود که مهارتهای پزشکی او چندان دیده نشود. به این ترتیب، او معروف نیست و جز در میان خانوادهیمان مورد احترام قرار نمیگیرد و هیچکسی ارزش واقعی او را نمیداند.
برادر دومم نیز میتواند بیماری افراد را در همان مراحل اولیه تشخیص دهد، بنابراین بیماران را قبل از آنکه حالشان بد شود، درمان میکند. مردم فکر میکنند که فقط در درمان بیماریهای جزئی مهارت دارد، بنابراین او نیز چندان شناخته شده نیست. من زمانی وارد عمل میشوم که بیماری بهشدت جدی شده است. در چنین وضعیتی باید از تمام چیزهایی که در اختیار دارم مانند سوزن، دارو و چاقوی جراحی استفاده کنم. به این ترتیب، به نظر میرسد که همیشه مردم را از مرگ نجات میدهم و در نتیجه، از برادرانم مشهورتر هستم. اما در واقع، هر دوی آنها از من باهوشتر هستند.»
پزشکان لایه پایینی بیماری را درمان میکنند
حال میخواهم درباره «پایینترین لایه پزشکان» صحبت کنم که «بیماری را درمان میکنند.» که به معنای درمان بیماری در زمان پیشرفت آن است. در این مرحله، بیماری فرد باید چقدر پیشرفت کرده باشد که بگوییم بیمار است یا خیلی بیمار است؟ پاسخ این است، وقتی به مرحلهای رسیده باشد که بیماریش با چشم غیرمسلح یا با ابزار و آزمایش قابل تشخیص باشد و علائمش قابل مشاهده باشند و یا از روی بدن قابل لمس باشند. در چنین وضعیتی نیاز به درمان است.
نمیخواهیم ارزش پزشکان «پایینترین لایه» را نادیده بگیریم و آنان را درجه دو بخوانیم زیرا آنها بیماریها را در پیشرفتهترین یا بُروزیافتهترین حالتشان درمان میکنند. در زبان انگلیسی به آن «پاییندست» میگویند زیرا مانند آبی است که از بالادست به پاییندست جریان دارد. اگر مراحل اولیه بیماری را بالادست در نظر بگیریم، مراحل پیشرفته بیماری پاییندست خواهند بود. مراجعه به پزشک در این مرحله در واقع مرحله پاییندستی درمان بیماری است. این بدان معنا نیست که درمان پاییندستی اهمیتی ندارد، بلکه خیلی هم مهم است.
دلیل معروفیت طبابت بیانچه این بود که مراحل پیشرفته بیماری را درمان میکرد. در واقع، تمام کارهایی که امروزه بیمارستانها و پزشکان انجام میدهند، اساساً از این نوع کار هستند، درمان مراحل پیشرفته. هرگز نباید چنین تعبیر شود که کارشان درجه دو یا سطح پایین است، بلکه این عنوان صرفاً به مرحلهای از بیماری اشاره دارد که آنان درمانش میکنند.
لایه میانی مردم را درمان میکنند
در مرحله بعد، میخواهیم درباره «لایه میانی» صحبت کنیم که «مردم را درمان میکنند.» بدن انسان بسیار پیچیده است و عوامل بیماری پیچیدگیهای بیشتری دارند. عادات روزانه تأثیر قابل توجهی بر سلامت فرد دارند و روحیه و خلقوخو نیز نقش بهسزایی دارند. انسانها با برخی عوامل مادرزادی متولد میشوند که در غرب به آنها عوامل ژنتیکی و در شرق به آنها مزاجهای مادرزادی میگویند. اینها همه تأثیرگذار هستند. عوامل محیطی نیز بر سلامت فرد تأثیر میگذارد.
بنابراین، درمان مردم در این مرحله «میانی» به این مسئله میپردازد که چگونه میتوان عواملی را که میتوانند باعث بیماری افراد شوند، قبل از ابتلای آنان به حداقل رساند. منظور از پزشکان لایه میانی، متخصصین طب چینی نیستند. این طب به روش زندگی و پیشگیری از بیماریها میپردازد و مناسبتر است بگوییم طبی است که مراحل میانی بیماری را هدف قرار میدهد، وضعیتی بینابینی که بین دو وضعیت سلامتی و بیماری قرار دارد. و به این میپردازد که چگونه میتوانیم عوامل بروز بیماری را به حداقل برسانیم. متخصصان تغذیه، مربیان یوگا، استادان چیگونگ و دیگرانی که در تلاش هستند تا با مشاوره و کاهش استرس روانی، راهنمایی درباره زندگی، مشاوره درباره روابط و مشاوره و راهنمایی درباره مسائل محیط کار مردم را راهنمایی کنند، به این دسته تعلق دارند و مانند متخصصین لایه اول مهم هستند.
لایه بالایی ملت را درمان میکنند
در آخر میخواهیم درباره «بالاترین لایه» صحبت کنیم که «ملت را درمان میکنند.» برداشت من این است: مهمترین چیز در یک کشور سیاست آن است. پیشگیری از بیماریها و حفظ سلامت یک کشور ارتباط نزدیکی با سیاستهای بهداشت عمومی آن کشور دارد و سیاستگذاریهای کشور بر سلامت کل جامعه تأثیرگذار خواهد بود.
به یاد دارم سالها قبل در چین، دانشآموزان و کارمندان باید در ساعات مشخصی از روز تمرینات کششی گروهی انجام میدادند که بر اساس برنامهای از پیش ضبطشده از بلندگوها پخش میشد. همچنین، دانشآموزان باید در زمانهای استراحتشان بهطور منظم تمرینات چشمی انجام میدادند و بسیاری از نقاط طب سوزنی اطراف چشم خود را ماساژ میدادند. این یکی از مظاهر مهم سیاست عمومی است که کمک شایانی به سلامت کل جمعیت میکند. مشکل استعمال دخانیات هم وجود داشت که نمونه شایع دیگری است. زمانیکه در سرزمین اصلی چین طبابت میکردم، همه ما پزشکان جوان سیگار میکشیدیم. اما زمانیکه تحقیقاتی مبنی بر ارتباط احتمالی بین سیگار و سرطان ریه و بیماریهای تنفسی مختلف منتشر شد، بعضیهایمان سیگار را برای همیشه ترک کردیم.
ممکن است بعضیها بگویند: «میدانم برایم ضرر دارد، با این وجود نیاز دارم که سیگار بکشم.» این بیشتر به انتخاب شخصی آنان برمیگردد. وقتی کشور شروع به تدوین سیاستهایی میکند که میگویند استعمال دخانیات در رستورانها و مکانهای عمومی ممنوع است، نمونهای از طب لایه بالایی است که «ملت را درمان میکند»، زیرا این سیاست بر همه مردم تأثیرگذار است. این مسئله حمایت کشور از اخلاق اجتماعی، مفاهیم اخلاقی و عادات زندگی سالم را در برمیگیرد که همگی شامل «لایه بالایی که ملت را درمان میکند»، میشوند.
«انجمن طب سه لایهای» به دنبال آن است که تجربیات و روشهای مختلف مفیدی را با شما به اشتراک بگذارد که تا کنون در این سه سطح جمعآوری کردهایم. گرچه همه ما مردم عادی هستیم، اما میتوانیم در سلامت کل جامعه و عموم مردم نقش داشته باشیم.
(این مقاله ادامه دارد)
(قسمت سوم)
















