نویسنده: جوزف لیان
زمان به سرعت برق و باد سپری میشود و از روزی که چین کمونیست قانون امنیت ملی را به شهر هنگکنگ تحمیل کرد پنج سال میگذرد. اکنون لازم است که نگاهی دوباره به این موضوع بیاندازیم.
قانون امنیت ملی پکن در واکنش به اعتراضات سال ۲۰۱۹ در هنگکنگ وضع شد. این اعتراضات در واکنش به تلاش دولت هنگکنگ برای اصلاح قانون استرداد مجرمان آغاز شد که امکان تحویل ساکنان هنگکنگ از جمله خارجیهای مقیم این شهر را به سرزمین اصلی چین فراهم میکرد. اما چه شد که حزب کمونیست چین سراغ این قانون رفت؟
اقدام شتابزده پکن به قضیه استرداد منگ وانژو، دختر بنیانگذار شرکت هوآوی، مربوط میشود. مقامات کانادایی او را بنا به درخواست دولت ایالات متحده به آمریکا تحویل دادند و آمریکا نیز منگ را به نقض فاحش قانون کنترل صادرات متهم کرد.
حزب کمونیست چین در واکنش به این اتفاق دو شهروند کانادایی مقیم چین را بهصورت خودسر به زندان انداخت. شی جینپینگ، رهبر چین، که پیشتر از حاکمیت قانون به سبک و سیاق حزب کمونیست سخن میگفت، ترجیح میداد که چنین کاری از سوی هنگکنگ و به نمایندگی از پکن انجام شود تا ظاهری قانونی و قابل قبول داشته باشد؛ مقبولیتی که هنگکنگ در آن مقطع از آن برخوردار بود. با اینحال، شی در محاسبات خود دچار خطا شد.
اعتراضات ششماههای که متعاقب این اتفاق رخ داد، در ظاهر بسیار خیرهکننده بود، پیامد اصلی اعتراضات این بود که ایده استقلال هنگکنگ، که از اوایل سال ۲۰۱۰ شکل گرفته بود، به گوش همه رسید. این ایده در جریان «انقلاب چترها» در سال ۲۰۱۴ جان تازهای گرفت و گروه دموکراسیخواه «دیموسیستو» به رهبری جاشوا وونگ در پلتفرم سیاسی خود خواستار آن شد که هنگکنگیها در تعیین سرنوشت خود مستقل باشند. با اینحال، دیموسیستو در آن مقطع هنوز از حمایت اکثریت و بهویژه نسلهای قدیمیتر برخوردار نبود. اما این ایده در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۹ جان تازهای گرفت و به دیدگاه غالب در بین مخالفان حکومت در ردههای سنی مختلف تبدیل شد.
تغییر گستردهای که در وفاداری مردم هنگکنگ رخ داد، کمتر از ۱۰ سال به طول انجامید. این تغییر از پیشینهای تاریخی برخوردار است. درواقع، شباهت قابلتوجهی بین اوضاع کنونی هنگکنگ و رویدادهایی وجود دارد که به جدایی سیزده مستعمره آمریکا در سال ۱۷۷۶ انجامید؛ وقایعی که پائولین مایر، مورخ آمریکایی، آنها را با جزئیات فراوان در کتاب «از مقاومت تا انقلاب: افراطیهای استعماری و شکلگیری اپوزوسیون آمریکایی علیه بریتانیا، ۱۷۶۵-۱۷۷۶» شرح داده است.
چیزی که بیشتر باعث جلب توجه میشود، وجود یک عامل مشترک در هردو ماجراست: استرداد. در اعلامیه استقلال آمریکا به ۲۷ نارضایتی اشاره شده تا جهانیان متوجه شوند که چرا مستعمرهنشینان تصمیم گرفتند رابطهشان را با بریتانیا قطع کنند. نارضایتی شماره ۱۹ به موضوع استرداد مربوط میشود: «برای آنکه ما را به آنسوی دریاها بفرستند تا بابت جرمهای واهی دادگاهی شویم.»
استرداد موضوع حساس و مهمی است و حزب پرمدعای کمونیست چین درکی از این امر ندارد.
از روزی که مردم هنگکنگ در مسیر استقلالخواهی قدم برداشتند، تحمیل قانون سختگیرانه امنیت ملی اجتنابناپذیر شد. حزب کمونیست میتوانست راهپیمایی میلیونی در خیابانهای هنگکنگ با شعار دموکراسی را سالها تحمل کند و نادیده بگیرد، اما حتی یک روز هم نتوانست استقلالطلبی را تاب بیاورد. از اینرو، سرکوب هنگکنگیها بیش از آنکه به دموکراسی مربوط باشد، به مخالفت با استقلال بازمیگردد.
بدیهی است که هنگکنگ دیگر نمیتواند جایگاه خود را بهعنوان یک مرکز مالی جهانی با یک نظام قضایی مقبول در عرصه بینالمللی حفظ کند. پکن از این موضوع آگاه است، اما تصمیم گرفته که پیامدهای آن را به جان بخرد.
اما رژیم چین چه خوابی برای هنگکنگِ «جدید» دیده است؟ در ادامه، به دو مورد اشاره میکنم.
نظامی
هنگکنگ از سال ۱۹۹۷ میزبان حدود ۲۰ پایگاه نظامی از هرسه شاخه ارتش آزادیبخش خلق چین بوده و یک بیمارستان نظامی ویژه در بخش مرزی شهر شنژن تأسیس کرده است. هنگکنگ از تردد هواپیماهای غیرنظامی در باند فرودگاه قدیمی کای تک جلوگیری کرده و باند سوم را بهرغم تمام مخالفتها در فرودگاه بینالمللی جدید هنگکنگ راهاندازی کرده است. از ظرفیت اضافی این باند میتوان برای اهداف نظامی استفاده کرد.
جنگندههای ارتش آزادیبخش خلق که از هنگکنگ پرواز میکنند، میتوانند خود را به سرعت به مجمعالجزایر پنهو یا پسکادور برسانند که اولین خط دفاعی مؤثر تایوان به شمار میآید.
دولت هنگکنگ یک اسکله عمیق و بزرگ برای کشتیهای کروز ساخته که ناوهای هواپیمابر چین میتوانند در آن پهلو بگیرند. به باور من، مراکز لجستیکی هنگکنگ بسیار بهتر از بنادر ساحل فوجیان هستند و درصورت حمله به تایوان نقش مؤثری ایفا خواهند کرد.
نفوذ جهانی
رژیم چین از هنگکنگ برای نفوذ در جامعه بینالمللی و اثرگذاری بیشتر استفاده میکند.
در این مورد سه حادثه مهم به ذهن متبادر میشود.
پرونده پاتریک هو چیپینگ
هو چیپینگ چشمپزشک و دانشآموخته هاروارد بود. او کمونیستی ناشناس بود که از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ بهعنوان دبیر امور داخلی هنگکنگ فعالیت میکرد. هو در ادامه بهعنوان یکی از مدیران ارشد شرکت دولتی کمیته صندوق انرژی چین مشغول به کار شد و به ترویج منافع پکن در حیطه انرژی و ابتکار عمل کمربند و جاده پرداخت که به «یک کمربند، یک جاده» نیز معروف است.
هو در سال ۲۰۱۹ در آمریکا تحت پیگرد قرار گرفت و به ۳۶ ماه زندان محکوم شد. او به دریافت رشوه از مقامات دولت چاد و اوگاندا جهت امضای قراردادهای نفتی و تجاری برای کمیته صندوق انرژی چین متهم شد. تردد هو در بین کشورهای غربی تحت پوشش ملیت هنگکنگی او انجام میگرفت.
پرونده هاوس تن بوس
هاوس تن بوس یک پارک تفریحی به سبک هلندی در شهر ساسهبو در ژاپن است که حدود ۱۵ کیلومتر با یک پایگاه بزرگ نیروی دریایی آمریکا و تاسیسات نظامی ژاپن فاصله دارد. این پارک از طریق یک آبراه عمومی امن به آنها متصل شده است.
شرکت سرمایهگذاری پاگ، که در هنگکنگ به ثبت رسیده و با پکن ارتباط دارد، در ۳۰ اوت ۲۰۲۲ از خریداری این پارک تفریحی خبر داد. این معامله به ارزش ۷۲۰ میلیون دلار و بدون دردسر انجام شد. این درحالی است که ژاپن یک سال قبل قانونی وضع کرده بود که خرید املاک در حوالی مناطق حساس را محدود میکرد.
رئیس هیئتمدیره شرکت پاگ، شان ویجیان، اصالتاً اهل سرزمین اصلی چین است و احتمال دارد که جزو عوامل حزب کمونیست چین باشد.
پرونده گروه سرمایهگذاری پریماورا
گروه پریماورا، در هنگکنگ، از طریق شرکت زیرمجموعه گروه آموزشی اسپرینگ، مالکیت چند مدرسه خصوصی ممتاز را در آمریکا در اختیار دارد.
براساس گزارش تحقیقی نیویورک پست، گفته میشود که فرد زولیو هو، مدیرعامل پریماورا، از اعضای بلندپایه حزب کمونیست چین بوده است. او دانشآموخته دانشگاه هاروارد است و دکترای اقتصاد دارد. هو همچنین در دانشگاههای هاروارد و کلمبیا نقش مشورتی دارد.
پریماورا همچنین مالک پرینستون ریویو و توتر داتکام است.
مدارس پریماورا معادل دوره دبستان تا دبیرستان مؤسسه کنفوسیوس هستند؛ نهادی در سطح دانشگاهی که مورد حمایت جبهه متحد چین قرار دارد.
هنگکنگ از یک روستای آرام و ساحلی به یکی از برترین مراکز مالی آسیا تبدیل شد؛ پیشرفتی که مردم این شهر با یکونیم قرن زحمت به آن دست پیدا کردند. اما رژیم چین تنها در مدت پنج سال توانست آن را به شهری با رکود اقتصادی تبدیل کند که صرفاً در راستای منافع پکن عمل میکند. حزب کمونیست چین نقطه مقابل کسی است که دست به هرچه میزند طلا میشود؛ توانایی شگفتانگیزی که میتواند هر پیشرفتی را به عقب بازگرداند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: استاد جوزف لیان در هنگکنگ به دنیا آمد و همانجا بزرگ شد. او مدرک کارشناسی خود را در رشته ریاضیات از کالج کارلتون و دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه مینهسوتا دریافت کرد. لیان آثار متعددی در نشریات علمی و تخصصی منتشر کرده است.

















