Search
Asset 2

تغییر از دل مهربانی‌های کوچک؛ چگونه می‌توان در دنیای آشفته اثرگذار بود؟

در جهانی پر از آشوب و ناامیدی، تغییر واقعی از دل زندگی روزمره و مهربانی‌های کوچک آغاز می‌شود؛ هرکس می‌تواند در محله خود نقطه‌ای از امید بسازد.
مددکار سازمان خیریه در حال آماده‌سازی کمک‌ها برای افراد بی‌خانمان در لاس‌وگاس، نوادا؛ ۱۴ نوامبر ۲۰۲۴. (John Fredricks/The Epoch Times)

نویسنده: دیل ساترلند

همین‌که شبکه خبر را بگیرید، در شبکه‌های اجتماعی پرسه بزنید یا نیم‌نگاهی به تیتر خبرها بیاندازید، ممکن است دچار دلهره شوید: جنگ در آن‌سوی دنیا، مناقشات سیاسی در داخل و فجایعی که هرروز تکرار می‌شوند. دائماً اخبار خشونت، مرگ و بلاتکلیفی را به خورد ما می‌دهند. بی‌خود نیست که خیلی‌ها دچار استیصال می‌شوند، زیرا وضعیت بغرنج‌تر از آن است که شهروندان عادی قادر به تغییر آن باشند.

با این‌حال، تاریخ و زندگی روزمره روایت متفاوتی ارائه می‌کنند. حقیقت این است که تغییرات بزرگ معمولاً مقیاس جهانی ندارند و از محافل قدرت نشأت نمی‌گیرند. این تغییرات اغلب بی‌سروصدا و از داخل آغاز می‌شوند؛ درست زمانی که مردم عادی تصمیم می‌گیرند دست به کار شوند. خبر یک تماس تلفنی، خوردن یک وعده غذایی یا یک گفت‌وگوی ساده شاید هرگز جایی در اخبار ملی نداشته باشد، اما تغییرات بزرگ موجی به راه می‌اندازند که زندگی ما را دستخوش تغییر می‌کنند.

شخصاً طی سال‌ها خدمت به‌عنوان مأمور مخفی اداره مبارزه با مواد مخدر در واشینگتن دی‌سی به این نکته مهم پی برده‌ام. کار من این بود که فعالیت‌های مرتبط با مواد مخدر را رصد کنم و مجرمان را به دست عدالت بسپارم. دستگیری‌ها روی کاغذ مصداق یک موفقیت شاخص بودند. اما بعد از سال‌ها فعالیت متوجه شده‌ام که دستگیری مجرمان کمکی به حل مشکل اصلی نمی‌کند. مشکل خانواده‌های آسیب‌دیده، فقر و اعتیاد با به زندان افتادن افراد از بین نمی‌رود. مردم هنوز در سایه ترس و بی‌ثباتی زندگی می‌کنند.

به‌عنوان یک مأمور پلیس می‌دانستم که دستگیری این افراد ضرورت دارد. خیابان‌ها امن نبودند و اگر به وظیفه‌مان عمل نمی‌کردیم، آمار قتل و خشونت بالا می‌گرفت. دستگیری مجرمان از مردم محافظت می‌کرد. با این‌حال، من می‌دانستم که بازداشت این افراد فقط آن‌ها را از خیابان‌ها دور نگه‌می‌دارد و تغییری در ذات‌شان ایجاد نمی‌کند.

افرادی که دستگیر می‌شدند، به تحولی عمیق‌تر احتیاج داشتند. به‌عنوان یک کشیش شاهد بوده‌ام که تغییر واقعی و پایدار تنها از رهگذر ایمان قلبی حاصل می‌شود. به‌عنوان مأمور پلیس به دست مجرمان دستبند می‌زدم، اما به‌عنوان یک کشیش شاهد رهایی جسم، ذهن و روح‌شان هستم.

فهمیده‌ام که تغییر واقعی از تنبیه و مجازات حاصل نمی‌شود، بلکه از حضور کسانی نشأت می‌گیرد که در بحران‌ها کنار دیگران می‌ایستند.

اما این حضور تنها زمانی اثرگذار خواهد بود که بهنگام باشد. وقتی کسی شجاعت به خرج می‌دهد و درخواست کمک می‌کند، زمان حائز اهمیت است و اگر با سکوت یا تأخیرهای بی‌پایان مواجه شود، اعتماد خود را از دست می‌دهد. اما اگر به‌موقع حضور پیدا کنید، این پیام را به او می‌دهید که «تو انسان مهمی هستی و ما نمی‌گذاریم این رنج را به تنهایی به دوش بکشی.»

برای آن‌که کمک‌تان باعث تغییر و تحول شود، لازم نیست کارهای نمایشی بکنید. شخصاً خانواده‌هایی را دیده‌ام که با چندصد دلار توانسته‌اند سرپا بمانند؛ پولی که تنها کفاف خرید مواد غذایی، رفت‌و‌آمد یا پرداخت یک قبض را می‌داد. شاید این مبلغ برای خیلی‌ها ناچیز به نظر برسد. اما برای پدر و مادرهایی که باید بین مواد غذایی و اجاره‌خانه یکی را انتخاب کنند و یا برای کودکی که باید به‌طور مرتب تحت معاینه قرار بگیرد، مایه ثبات، امید و کرامت نفس است.

جوامع امروزی بیش از همیشه متکثر هستند که صرفاً دامنه خدمت‌رسانی ما را گسترده‌تر می‌کند. این مسئله را به واسطه فعالیت در سازمان «دست دیگران را بگیر» در واشینگتن دی‌سی تجربه کرده‌ام. سازمان غیرانتفاعی من به رفع شکاف‌های اجتماعی موجود کمک می‌کند.

چندی پیش با یک خانواده مصری آشنا شدیم که به همراه چهار فرزند خود به آمریکا آمده بودند. دختر ۱۳ ساله آن‌ها با سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد. رفت‌و‌آمد تا بیمارستان به باری سنگین تبدیل شد که روی دوش این خانواده سنگینی می‌کرد. این‌جا بود که «دست دیگران را بگیر» وارد عمل شد و با همکاری شرکای محلی توانست خودرویی برای این خانواده فراهم کند تا بتوانند دخترشان را برای ادامه درمان به بیمارستان ببرند.

این خانواده‌ها با مشکلات خاص خود دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، اما نیازهایشان به طرز شگفت‌آوری شبیه یکدیگر است: کسی که به حرف‌هایشان گوش کند، فوراً وارد عمل شود و حاضر باشد در بحران‌ها کنارشان بماند.

این‌جاست که همه می‌توانیم نقش خود را ایفا کنیم. برای آن‌که دست به کار شوید، لازم نیست یک سازمان غیرانتفاعی تأسیس کنید یا مأمور قانون باشید. حتی لازم نیست تمام مشکلات را حل‌و‌فصل کنید. فقط کافی است گوش‌به‌زنگ باشید. به همسایه‌ها سر بزنید، بیماران را برای انجام معاینه همراهی کنید، یا وقتی همکارتان می‌گوید مشکل مالی دارد به کمک او بشتابید. ساده‌ترین راه‌حل‌ها اغلب بهترین نتیجه را می‌دهند و بیشترین تأثیر از استمرار حاصل می‌شود.

شاید تصور کنید تنها اصلاحات عمیق یا کمک‌های مالی هنگفت می‌توانند نجات‌بخشِ دنیا باشند، اما این طرز فکر می‌تواند شما را دچار انفعال کند. جوامع زمانی به شکوفایی می‌رسند که شهروندان قدم‌های کوچک بردارند. شاید نتوان به‌تنهایی از پسِ این آشوب جهانی برآمد، اما می‌توان از فروپاشی یک خانواده جلوگیری کرد. اگر این ذهنیت در بین مردم جا بیافتد، نتیجه‌ای به‌مراتب بزرگ‌تر حاصل خواهد شد.

شاید نتوانیم تیترهای خبری را کنترل کنیم، اما می‌توانیم کنترل واکنش خود را به دست بگیریم. می‌توانیم هم‌دلی را جایگزین بدبینی کنیم، به‌جای انفعال در کنار دیگران حضور پیدا کنیم و به‌جای تعلل فوراً وارد عمل شویم. در دنیایی که اغلب غیرقابل کنترل به نظر می‌رسد، این همان قدرتی است که می‌توانیم به آن تکیه کنیم.

آشوب پدیده‌ای جهانی است، اما تغییر از خانه و محله ما آغاز می‌شود. شاید نتوانیم جلوی تمام آشوب‌ها را بگیریم، اما اگر هرکسی مسئولیت اجتماعی خود را تقبل کند، می‌توانیم گوشه‌ای از این جهان را به پناهگاهی امن و امیدبخش تبدیل کنیم.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: دیل ساترلند ۲۹ سال مأمور مخفی واشینگتن دی‌سی بود و بعد به یک کشیش تبدیل شد. او مؤسس سازمان غیرانتفاعی «دست دیگران را بگیر» است. این سازمان به امور مدارس، بیمارستان‌ها و پناهگاه‌های مختص بی‌خانمان‌ها رسیدگی می‌کند و مشکلات فوری آن‌ها را که نهادهای دولتی یا دیگر سازمان‌های غیرانتفاعی قادر به حل‌شان نیستند برطرف می‌کند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی