Search
Asset 2

هنگام بازدید از موزه، دوربین ممنوع

مردم در حال عکس‎‌‏برداری در موزه‌‏ی متروپولیتن نیویورک، ۱۵ آوریل (Stan Honda/AFP/Getty Images)
مردم در حال عکس‎‌‏برداری در موزه‌‏ی متروپولیتن نیویورک، ۱۵ آوریل (Stan Honda/AFP/Getty Images)
مردم در حال عکس‎‌‏برداری در موزه‌‏ی متروپولیتن نیویورک، ۱۵ آوریل (Stan Honda/AFP/Getty Images)

این بهار، مجموعه‌‏ی گالرى هاى «فریک» با قانون عکاسى ممنوع برای زمان کوتاهی در آرامش بود و سپس بعد پس از یک ماه این قانون برداشته شد. مطابق گزارش وب‌‏سایت «هایپر آلرژیک» این تصمیم برای محافظت از اشیاء فریک که معمولاً  بدون ویترین‌‏هاى محافظ شیشه‌‏اى  به نمایش گذاشته مى شوند اتخاذ شد.ع

شخصاً این حرکت را تأیید مى کنم. هر زمانى که به موزه مى روم، مى‌‏بینم گردش‌‏گران درعقب جمعیت به دنبال موقعیتى براى گرفتن عکس هستند. در هرگالرى حداقل یک نفر به جاى تماشاى اشیاء اصل و واقعى، محو دوربین دیجیتالى خود است. (که احتمالاً عکس‌‏های آن براى مشاهده به همه جاى دنیا فرستاده مى شود!)

عکاسى حس نادرستی از ثبت یک لحظه یا تجربه‌‏‌‏ی بصرى به ما منتقل می‌‏کند. ما را از لحظه جدا مى‌‏سازد و تصویری فقط کمى بهتر از یک کاتالوگ اینترنتى ارائه مى‌‏دهد .

روان‌‏شناس دانشگاه «فرفیلد» لیندا هنکل براى فهمیدن اینکه عکاسى مفید است و یا برای حافظه‌‏‌‏ی اشخاص مخرب می‌‏‌‏باشد، آزمایشی انجام داد. او پس از انجام این آزمایش متوجه شد که اگر از موضوعات به نمایش درآمده عکس گرفته شود، خیلى خوب به یاد آورده نمى شوند.

هنکل اظهار داشت:«در واقع اشیایى که از آن‌‏ها عکس گرفته شده کمتر در حافظه مى‌‏مانند و جزییات کمترى از آن اشیاء به‌‏یاد آورده مى‌‏شود، جزئیاتی مثل اینکه دست مجسمه چه‌‏طور قرار گرفته بود یا روی سر مجسمه چه چیزی قرار داشت».

هنکل توضیح مى دهد :«وقتى ما وابسته به حافظه‌‏ی کمکى خارجى هستیم، به طور ذهنى و ناخودآگاه براى به خاطر سپردن، به دوربین اتکا مى‌‏کنیم. به محض اینکه دکمه‌‏ی دوربین را فشار دادید همه چیز از ذهنتان خارج مى‌‏شود».

اگر عکس گرفتن حداقلِ یادآورى را دارد پس چرا ما خود را در موزه‌‏ها مجبوربه عکاسى مى‌‏کنیم؟ ممکن است علت این باشد که مى‌‏خواهیم با عکاسى دوباره لحظه‌‏اى را زنده کنیم که رویاروئى با یک زیبائى عظیم را تجربه کردیم. ممکن است مشتاق باشیم تاچیزهائى را که دیدیم به کسى نشان دهیم و با او در میان بگذاریم. یا خلاصه، به این طریق بگوییم «من اینجا بودم».

تا آنجا که من مى دانم، تلفن هوشمند من هرگز لحظه‌‏اى که به گلدان سبز – خاکسترى رنگ سلسله‌‏ی سونگ خیره شده بودم و گفتم «اینه» را به طور رضایت‌‏مندى ثبت نکرد. همچنین وقتى که تلفنم را با شادی یک ساعت بعد از ترک موزه جلوى دوستم در هوا تکان دادم و از او خواستم خودش برود و گلدان را ببیند، او زیاد تحت تأثیر قرار نگرفت. درعوض، حس اشتباهى از دیدن یک گلدان نه چندان جذاب را به او دادم و خودم هم شخصی به نظر آمدم که مبالغه می‌‏کند.

مطابق تجربه‌‏ی هنکل عکاسى براى یک منظور مفید است، ثبت جزئیات.

لازم است جزئیات برخى از سوژه‌‏ها بزرگنمایی شود.

هنکل گفت:«وقتى مرکز توجه روى موضوعات نمایش داده شده بود، اثرات مخرب عکاسى دیده نمى‌‏شد. حافظه‌‏شان اشیائى را که دیده بودند با جزئیات به یاد می‎آورد؛ به‌‏خوبى و با دقت یک عکس، حتى وقتى فقط یک‌‏باربه شیء نگاه کرده بودند.»

بنابراین اگر با چشم‌‏ها جزئیات را به طور ذهنى به یاد سپردید و بعد با دوربین دنبال کردید چیزى فراموش نمی‌‏شود. این مساله توضیح مى‌‏دهد که چرا عکس گلدان سبز خاکسترى لعابى براى من حاوی معنا بود ولى براى دوستم نبود.

قبل از نسل تلفن‌‏هاى هوشمند، ما از روش‌‏هاى ساده‌‏‌‏‌‏ی طراحى ذغال و کاغذ برای ثبت موضوعات استفاده مى‌‏کردیم. طراحى دقیق زنده براى اغلب مردم هنری ارزشمند بود؛ ولى چه کسى  کیفیت طراحى شما را قضاوت مى‌‏کند؟

اگر تصمیم دارید که به‌‏راستی در حال و هوای موزه غرق شوید، تلفن هوشمند خود را در جیبتان بگذارید و به جای آن تخته‌‏ی طراحى بردارید. آن‌‏وقت گالرى‌‏ها تغییر خواهند کرد طوری‌‏که خلاقیت، الهام بخش خلاقیت‌‏هاى بیشتر مى‌‏شود. فقط تصور کنید.

نقطه نظرات این مقاله، صرفا یادداشت‌‏های نویسنده است و لزوما دیدگاه‌‏های اپک‌‏تایمز را منتقل نمی‌‏کند.

اپک‌‏تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر می‌‏شود.

 

اخبار بیشتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی