Search
Asset 2

خواستۀ واقعی زنان چیست؟

خواستۀ واقعی زنان چیست؟
(Drazen Zigic/Shutterstock)

نویسنده: کشیش شنان بوکی

شاعر آمریکایی کارل سندبرگ می‌نویسد: «هر نوزاد نشان‌دهنده خواست خدا است که دنیا ادامه داشته باشد.» با این وجود، منفی‌باف‌های ایالات متحده و کشورهای غربی که معتقدند جمعیت جهان بیش از اندازه است و دنبال «کاهش جمعیت» هستند، با او هم‌عقیده نیستند.

آنان در واکنش نسبت به این «بحران»، خواستار کنترل زاد و ولد و سقط جنین بدون هیچ محدودیتی هستند. با این حال، برخی افراد، از جمله ایلان ماسک، مدیر تجاری و میلیاردر، زنگ خطر فروپاشی جمعیت را به صدا در آورده‌اند و می‌گویند این خطر بزرگ‌تر از خطر تغییرات آب‌وهوایی برای تمدن بشری است. بدیهی است که این نظرات بحث‌برانگیز هستند. با این حال، قرار نیست لزوماً با پیش‌بینی ایلان ماسک موافق باشیم تا متوجه شویم که اتفاقی تکان‌دهنده در جهان ما در جریان است.

نرخ زاد و ولد در همه کشورهای توسعه‌یافته در حال کاهش است. دهه‌ها است که به این ترتیب بوده است. این کشورها به زیر سطح جایگزینی سقوط کرده‌اند و هنوز هم نتوانسته به آن سطح بازگردند. برخی کشورها همین الان هم فروپاشی جمعیت را تجربه کرده‌اند.

شاید جدی‌ترین مورد ژاپن باشد. در سال ۲۰۲۲، جمعیت ژاپن بیش از نیم میلیون نفر کاهش یافت و دوازدهمین سال متوالی کاهش جمعیت را پشت سر گذاشت. همه‌ نشانه‌ها حاکی از روندی غیرقابل برگشت است که احتمالاً هر سال، تسریع هم می‌شود.

نخست‌وزیر کیشیدا فومیو، در یکی از سخنرانی‌های اخیر خود در این زمینه، در تصویرسازی آخرزمانی خود موفق‌تر از ایلان ماسک بود و گفت «در آستانه ناتوانی در حفظ جامعه‌ای کارآمد» قرار دارند. او گفت باید برای افزایش نرخ زاد و ولد کار جدی انجام شود.

در سال گذشته، چین اعلام کرد جمعیتش برای اولین بار در چند دهه اخیر کاهش یافته است. نرخ زاد و ولد ایتالیا آن‌قدر پایین است که واقعاً این ترس وجود دارد که این کشور نابود شود.

البته در مقابل برخی معتقدند، به هیچ وجه چنین آخرالزمانی در کار نیست، و باید از این روندهای جمعیتی استقبال کرد. مانند پتولا دووراک که چند سال پیش در واشنگتن‌پست استدلال کرد، علت کاهش زاد و ولد را می‌توان در یک کلمه خلاصه کرد: «انتخاب». یعنی، برای اولین بار در تاریخ زنان می‌توانند باروری خود را کنترل کنند و به هر تعداد که می‌خواهند (یا نمی‌خواهند) فرزندآوری کنند.

با این وجود، مشکل این استدلال آن‌جا است که غلط است. زنان نمی‌توانند به آن اندازه که می‌‌خواهند فرزندآوری کنند.

حجم روزافزونی از داده‌ها به طور قطع تأیید می‌کنند که زنان کشورهای توسعه‌یافته بسیار کمتر از آنچه دوست دارند، بچه می‌آورند. جمعیت‌شناسان از این مسئله تحت عنوان «شکاف باروری» یاد می‌کنند. به عنوان مثال، در آمریکا، به‌طور میانگین، زنان می‌گویند دوست دارند ۲.۵ فرزند داشته باشند که بیشتر از نرخ جایگزینی است، این در حالی است که به‌طور متوسط ۱.۶۴ فرزند دارند که بسیار کمتر از نرخ جایگزینی است.

نکته مهم این‌جا است که بر اساس تحقیقات، زنانی که فرزندان کمتری نسبت به آنچه می‌خواهند، دارند، کمتر احتمال دارد که بگویند «خیلی شاد» هستند.

با این حال، این ماجرا طنز تلخی هم دارد. من به عنوان رهبر یک سازمان بین‌المللی حامی زندگی، سفرهای زیادی به کشورهای در حال توسعه داشته‌ام. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، جاده‌ها پر از تابلوهای تبلیغاتی هستند که جدیدترین و مؤثرترین روش‌های پیشگیری از بارداری را تبلیغ می‌کنند. تبلیغات تلویزیونی و رادیویی این پیام را به خانواده‌ها منتقل می‌کنند که فرزند کمتر، زندگی شادتر به همراه خواهد داشت.

معمولاً سازمان‌های توسعه‌ای که بودجه غربی دارند، از این تبلیغات حمایت می‌کنند؛ برای مثال می‌توان به صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، فرزندپروری بابرنامه، بنیاد بیل و ملیندا گیتس و مواردی از این دست اشاره کرد.

به عبارت دیگر، درست همان لحظه‌ای که زنگ خطر فروپاشی جمعیت در غرب به گوش می‌رسد و زنان غربی به‌خاطر ناتوانی در تحقق ایده‌آل‌های فرزندآوری خود احساس نارضایتی می‌کنند، کشورهای غربی میلیاردها دلار برای تحمیل «ایده‌آل» خود هزینه می‌کنند.

شاید برخی از زنان کشورهای در حال توسعه از این «کمک» استقبال کنند. اما، به‌تجربه دیده‌ام بسیاری از زنان عصبانی هستند که نهادهای ثروتمند و قدرتمند خارجی و «خیرخواهان» باروری آن را در وهله اول به چشم مشکلی می‌بینند که باید «حل شود».

پاپ ژان پل دوم در بخشنامه ماندگار خود به نام انجیل زندگی، این تلاش‌ها را مانند تلاش‌های فرعون خواند که می‌خواست با کشتن پسران ارشد قوم اسرائیل، آنان را کنترل کند. او معتقد بود غربی‌های ثروتمند از «رشد کنونی جمعیت‌ اذیت می‌شوند». آنها از باروری کشورهای فقیر می‌ترسند، زیرا «تهدیدی برای رفاه و صلح کشورهای آنان است.»

بنابراین، ایالات متحده و سایر کشورهای ثروتمند به چیزی متوسل می‌شوند که پاپ فرانسیس آن را «استعمار عقیدتی» می‌نامد که به معنای تحمیل «ارزش‌های» ما بر کشورهای در حال توسعه است. گاه آشکارا رشوه می‌دهیم. بسته‌های کمک‌های مالی به شرطی در اختیار کشورها قرار داده می‌شوند که سیاست‌های کنترل جمعیت را اتخاذ کنند یا ارزش‌های انقلاب جنسی را رواج دهند، خواه آن را بخواهند یا نه.

در بهترین حالت، جهان باید این کارها را به خاطر تحقیرآمیز بودنشان مورد انتقاد قرار دهد. در مقابل، شاید این ما هستیم که نباید به بدن زنان سالم به چشم یک تهدید و وقفه نگاه کنیم و به خواسته واقعی بسیاری از زنان که مادر شدن است، گوش دهیم.

این هیچ اشکالی ندارد، وقتی شرایطی را فراهم کنیم که زنان احساس اطمینان کنند که هر اندازه که می‌خواهند فرزند بیاورند، شرایطی را ایجاد کرده‌ایم که هم زنان شادتر هستند و هم جامعه‌ سالم‌تر با آینده‌ای روشن است.

نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده است و لزوماً منعکس کننده نظرات اپک تایمز نیست.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی