جان هانتر میدانست که خشم ممکن است او را بکُشد. این جراح مشهور قرن هجدهم زمانی گفته بود که جانش «در دستان هر آدم شروری است که بخواهد مرا اذیت یا تحریک کند.» و حق هم داشت که نگران باشد.
هانتر مردی پرتلاش که ساعتهای طولانی کار میکرد و شبها بهزحمت پنج ساعت میخوابید. او در زمان خود جراحی بسیار موفق و سرشناس بود؛ اما طبق یک پژوهش تاریخی منتشرشده در نشریه انجمن قلب آمریکا، فردی بهشدت بیصبر و پرخاشگر نیز بود. در ۴۵ سالگی، دردهای قفسه سینه نشان میدادند که قلبش دیگر در حال آسیب دیدن است.
در ۱۶ اکتبر ۱۷۹۳، هانتر که معمولاً بسیار وقتشناس بود، با تأخیر در جلسه هیئتمدیره بیمارستان سنت جورج لندن حاضر شد. زمانی که یکی از همکارانش در حین بحث با او مخالفت کرد، هانتر تلاش کرد احساساتش را کنترل کند. او به اتاق کناری رفت، نالهای عمیق سر داد و ناگهان بر اثر ایست قلبی درگذشت. او ۶۵ سال داشت.
قلب در معرض حمله
رگهای خونی هر لحظه از خشم را به خاطر میسپارند.
مطالعهای که در شماره مه ۲۰۲۴ نشریه انجمن قلب آمریکا منتشر شد، آثار ویرانگر خشم بر سلامت قلب را آشکار کرد.
پژوهشگران دریافتند که حتی دورههای کوتاه خشم نیز تأثیری منفی بر رگهای خونی دارند؛ بهطوریکه موجب تأخیر در شل شدن لایه درونی سلولهای دیواره رگها، موسوم به اندوتلیوم، میشوند.
عملکرد درست در باز و بسته شدن رگها برای حفظ جریان خون سالم حیاتی است.
در این مطالعه، شرکتکنندگان همگی بزرگسالان جوان و سالم بودند که بهصورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: گروههایی برای برانگیختن خشم، اضطراب، اندوه و گروهی بیاحساس بهعنوان گروه کنترل (خنثی).
به سه گروه اول گفته شد یا خاطرات شخصیای را به یاد آورند که احساس خشم یا اضطراب ایجاد کند، یا عباراتی را بخوانند که حالت افسردگی را در آنها برمیانگیزد. در مقابل، از گروه خنثی خواسته شد تنها از عدد یک تا صد را بشمارند تا اطمینان حاصل شود که تغییرات فیزیولوژیک مشاهدهشده ناشی از تجربههای احساسی است، نه صرفاً از عمل صحبت کردن.
نتایج نشان داد که تنها هشت دقیقه به یاد آوردن احساسات خشمآلود میتواند توانایی رگهای خونی برای گشاد شدن (آرام شدن) را تا ۴۰ دقیقه کاهش دهد. در مقابل، شرکتکنندگانی که احساس اضطراب یا اندوه داشتند یا در گروه خنثی بودند، تغییر چشمگیری در عملکرد رگهای خونی نشان ندادند.
این پژوهش نشان میدهد که تکرار دورههای خشم، ممکن است تأثیرات بلندمدت و تجمعی بر سلامت قلب داشته باشد و عملکرد رگهای خونی را بهطور غیرقابلبرگشت دچار آسیب کند.
وقتی خشم عقل را از کار میاندازد
پژوهشهای پیشین نشان دادهاند که اختلال در عملکرد اندوتلیوم (لایه درونی رگها) یکی از مراحل اولیه تصلب شرایین است؛ بیماریای که در آن، تجمع پلاک در دیواره سرخرگها موجب سفتی و تنگی آنها میشود. این وضعیت جریان خون را محدود کرده و خطر سکته مغزی یا حمله قلبی را افزایش میدهد.
واژه خشم (Anger) از زبان نورس باستان گرفته شده و به معنای «اندوه» یا «غم» است؛ در حالی که خشم شدید(Rage) در گذشته به معنای «بیپروایی» یا حتی «دیوانگی» بهکار میرفته است. سنکا، فیلسوف رواقی، خشم را نوعی جنون میدانست؛ هیجانی ویرانگر که توانایی عقلانی را مختل میکند.
زمانی که خشم بر انسان چیره میشود، سیستم هشدار مغز – آمیگدالا – بیشفعال میشود و در عین حال قشر پیشپیشانی مغز که مرکز تفکر منطقی است، فعالیتش کاهش مییابد. همزمان، جریان خون از نواحی تصمیمگیری و حل مسئله منحرف میشود.
فردی خشمگین بهطور جدی توانایی عبور از چالشها را از دست میدهد، چراکه خشم بیمهار منطق مغز را خاموش میکند، قضاوت اخلاقی را تضعیف کرده و تمایل به بیاحتیاطی و رفتارهای پرخطر را افزایش میدهد.
افزون بر این، افراد خشمگین بیشتر درگیر نشخوار ذهنی درباره تجربههای منفی میشوند و همین باعث افزایش پرخاشگری در آنها میگردد. پژوهشهای متعدد در طول سالها نشان دادهاند که خشم کنترلنشده میتواند بهطور مستقیم بر قضاوت اخلاقی تأثیر بگذارد، خودخواهی را تقویت کرده و فرد را به سوی رفتارهای تهاجمی یا مجازات شدیدتر کسانی که با آنها اختلاف دارد سوق دهد.
اما آسیب تنها متوجه فرد خشمگین نیست؛ کسانی که هدف خشم قرار میگیرند نیز بهشدت آسیب میبینند. حتی خشم لفظی «بیخطر» نیز میتواند مغز در حال رشد کودکان را برای همیشه تغییر دهد؛ این تغییرات در مسیرهای عصبی قابل مقایسه با اثرات سوءاستفاده جنسی یا جسمی است.
بازنگری در خشم: کبد در آتش
در پزشکی سنتی چینی، تأثیر خشم از زاویهای کاملاً متفاوت دیده میشود. در این نظام درمانی، احساسات و اندامهای بدن از طریق جریان نیروی حیاتی به نام چی (Qi) بهطور پیچیدهای با یکدیگر مرتبط هستند.
در نظریه پزشکی سنتی چینی، خشم پیش از هر چیز کبد را هدف قرار میدهد؛ اندامی که بهعنوان «فرمانده ارتش» بدن شناخته میشود و مسئول جریان روان و هماهنگ انرژی در سراسر سیستم بدن است. به گفته جاناتان لیو، کارشناس طب چینی، خشم مزمن باعث ایجاد «ایستایی چی کبد» میشود که در نهایت به «آتش کبد» منجر میگردد.
زمانی که کبد دچار «آتش» میشود، انرژی انباشتهشده به سمت بالا حرکت میکند و باعث بالا رفتن فشار خون، سردرد، سرگیجه و قرمزی چشمها میشود. در موارد شدید، این وضعیت میتواند علائمی شبیه به سکته مغزی یا میگرن ایجاد کند.
لیو در گفتوگو با اپک تایمز گفت: «کبد معمولاً نخستین قربانی خشم است، اما آخرین آن نیست.»
از آنجا که کبد بهطور آناتومیکی در کنار طحال، معده و کیسه صفرا قرار دارد، ایستایی انرژی در آن میتواند عملکرد این اندامها را نیز مختل کند و موجب سوءهاضمه، کاهش اشتها و درد معده شود.
کیسه صفرا که در طب چینی مسئول شجاعت، قضاوت و تصمیمگیری است، با کبد بهصورت جفت در نظر گرفته میشود. این دو اندام باید در تعادل باشند؛ در غیر این صورت، عملکرد یکدیگر را تحت تأثیر منفی قرار میدهند. کیسه صفرای سالم موجب پایداری احساسی میشود و هرگونه ناهماهنگی در آن، میتواند به درد بدنی، اختلال گوارشی و نشانههایی از خشم و کینه دامن بزند.
بر اساس نظریه پنج عنصر در طب چینی، خشم با عنصر چوب مرتبط است. چوب نماد رشد و دگرگونی است؛ اما در عین حال، نشاندهنده سختی و انعطافناپذیری نیز هست، درست مانند درختی خشک و سرسخت که زیر فشار باد میشکند.
هم حکمت کهن و هم آموزههای نوین بر این باورند که پادزهر خشم، پرورش افکار مهربانانه و فروتنی است.
فرونشاندن شعلههای خشم با فروتنی
الیزابت سامرل، روانشناس و پژوهشگری که در زمینه احساساتی مانند خشم و پرخاشگری تحقیق میکند، در گفتوگو با اپک تایمز توضیح داد که خشم احساسی منفی است که معمولاً در پاسخ به تهدیدهای درکشده، تحریک شدن یا ناکامی در رسیدن به اهداف بروز میکند.
در سال ۲۰۲۰، سامرل و تیمش تأثیر فروتنی بر میزان خشم و پرخاشگری را بررسی کردند. شرکتکنندگان ابتدا خواسته شدند به مدت دو دقیقه درباره رویدادی در گذشته بنویسند که باعث تجربه احساس فروتنی در آنها شده بود. سپس برای برانگیختن خشم، از آنها خواسته شد توصیفهایی کوتاه درباره موقعیتهایی که احتمال بروز عصبانیت در رانندگی را در پی دارند بخوانند؛ مانند زمانی که کسی مانع سبقت گرفتن شما میشود، کند پارک میکند یا ترافیک را معطل میسازد.
نتایج نشان داد که فروتنی القا شده بهطور چشمگیری از شدت پرخاشگری در مقایسه با شرایط خنثی میکاهد. فروتنی توانست شعلههای خشم را خاموش کند.
مطالعات پیشین نیز نشان دادهاند که فروتنی با افزایش احساس قدردانی و شگفتی بیشتر میشود. احساسات مثبتی مانند همدلی که با سپاسگزاری همراهاند، پرخاشگری را کاهش میدهند؛ درست همانگونه که فروتنی ناشی از شگفتی میتواند خشم را مهار کند.
سامرل هشدار داد که هرچند مدیریت خشم یک مهارت ضروری در زندگی است، سرکوب کردن آن ممکن است در بلندمدت آثار منفی بر سلامت روان داشته باشد و به رفتارهای منفعل-پرخاشگرانه یا خصومت پنهان منجر شود.
او همچنین اشاره کرد که «تخلیه» خشم از طریق رفتارهای پرخاشگرانه، مانند ضربه زدن به کیسه بوکس یا شکستن اشیا در اتاقهای تخلیه عصبانیت، ممکن است مسیرهای عصبی مرتبط با خشم و پرخاشگری را تقویت کند. دلیل این امر آن است که بروز خشم، سیستم عصبی را در وضعیت جنگ یا گریز نگه میدارد و موجب افزایش ضربان قلب، فشار خون و ترشح هورمونهای استرس در بدن میشود.
سامرل پیشنهاد میکند که در کنار پرورش فروتنی، استفاده از راهبرد «بازشناسی شناختی» نیز بسیار مؤثر است. این روش شامل تغییر شیوه نگاه و تفسیر موقعیتهای برانگیزاننده خشم است؛ بازنگری در موقعیت یا در نظر گرفتن تفسیرهای جایگزین. این تکنیک به افراد کمک میکند تا یک قدم به عقب بردارند و موقعیت خشمبرانگیز را از دیدی بیطرفانه و بیرونی بنگرند.
برای نمونه، بهجای آنکه رفتار توهینآمیز همکار را حملهای شخصی تلقی کنیم، میتوان اینگونه اندیشید که او شاید بهدلیل مسائل شخصی در حال گذر از روزی بد است. این تکنیک افراد را راهنمایی میکند تا الگوهای منفی ذهنی خود را شناسایی کرده و به الگوهای مثبت تبدیل کنند.
روشهای دیگر ذهنبدن مانند تایچی، چیگونگ، یوگا، تمرینهای تنفسی و مراقبههای آگاهی نیز میتوانند به رهایی از استرس و مدیریت احساسات منفی کمک کنند و زمینهای برای سلامت پایدار فراهم سازند.
جاناتان لیو میگوید انتخاب سبک زندگیای که در آن خشم بهخوبی مدیریت شود یا اساساً حضور نداشته باشد، بالاترین سطح مراقبت از سلامت را رقم میزند.

















