نویسنده: اما سوتی
آگاهی موقعیتی، یک مهارت ضروری است که میتواند به شما کمک کند تا از موقعیتهای خطرناک اجتناب کنید و همچنین زندگی آگاهانهتری داشته باشید.
توضیح آگاهی موقعیتی
آگاهی موقعیتی یک اصطلاح فنی برای آگاهی آگاهانه از محیط اطراف خود است. در دوران مدرن، اکثر ما از رفتارهای غریزی مانند نداشتن ایمنی در مقابل حیوانات درنده رها شدهایم و وقت خود را در دنیایی غرق در تلفنهای همراه خود میگذرانیم، به همین دلیل حواسپرت و ناآگاه شدهایم.
مایک گلاور، که نزدیک به دو دهه در ارتش ایالات متحده بوده است، متخصص عملیات ضد تروریسم، امنیت و مدیریت بحران است. او بنیانگذار نظریه «بقا در میدان نبرد» است که مهارتهای بقا از جمله آگاهی موقعیتی را در بحرانها آموزش میدهد.
او به اپک تایمز میگوید: «ما امروز بیش از هر زمان دیگری در تاریخ بشر حواسپرت هستیم.»
گلاور میافزاید که با ادغام بیشتر فناوری در زندگی ما، مردم از نظر موقعیتی، کمتر آگاه میشوند. این قطع ارتباط با محیط اطراف ما باعث میشود که مردم بیشتر به عوامل خارجی توجه کنند تا آنچه در جلوی چشمان آنها اتفاق میافتد. «حواسپرت بودن به معنای نشنیدن صدای فرد شروری است که از پشت سر شما میآید، ماشینی که کنترل خود را از دست داده است و به سمت شما میآید، یا کودکی که در جلوی شما سرگردان است. آگاهی موقعیتی میتواند جان شما و افراد در اطراف شما را نجات دهد. در این سناریوها، آگاهی از موقعیت به معنای استفاده از تمام حواس و حفظ سطح مشخصی از هوشیاری است که به شما فرصت می دهد موقعیتهای خطرناک را درک کنید تا به طور مناسبی واکنش نشان دهید.»
با این حال، آگاهی از موقعیت فقط مربوط به ایمنی شخصی نیست، بلکه ابزاری قدرتمند است که میتواند بسیاری از جنبههای زندگی افراد را بهبود بخشد. در اینجا چند مثال روزمره از چگونگی ایجاد تفاوت معنادار توسط آگاهی از موقعیت آورده شده است:
کدهای رنگی آگاهی
بسیاری از متخصصان آگاهی موقعیتی به چهار کد رنگی آمادگی سرهنگ دوم جف کوپر اشاره میکنند. این کدها از سفید تا قرمز (و گاهی اوقات سیاه، که بعداً اضافه شد) متغیر هستند.
کوپر، یک تفنگدار دریایی جنگی در دوران جنگ جهانی دوم، سهم بسزایی در تیراندازی ماهرانه و دفاع از خود داشت. کدهای رنگی آگاهی او به حالتهای مختلف هوشیاری یا حالات ذهنی اشاره دارد:
سفید: حالت بیخبری کامل و آسودگی ذهن.
کارشناسان توصیه میکنند فقط زمانی در این حالت باشید که در خانه خود و در شرایط امن هستید.
زرد: هشیار
درک محیطی خوب و آمادگی ذهنی برای واکنش. این حالت باید وضعیت پیشفرض شما در خارج از خانه باشد.
نارنجی: آگاه به تهدید احتمالی و در حال آمادگی برای واکنش.
مثلاً متوجه فردی مشکوک در نزدیکی میشوید.
قرمز: تهدید تأیید شده و زمان واکنش فرا رسیده است
باید تصمیم بگیرید که «چه کار باید بکنید.»
سیاه: وحشت مطلق، از دست رفتن کنترل ذهنی و جسمی
در این حالت عملکرد شخصی به شدت افت میکند. نباید یک شخص هیچگاه به این نقطه برسد.
حفظ هوشیاری بالا وقتی بیرون از خانه هستید، به ویژه در مناطق شهری یا فضاهای شلوغ، بسیار مهم است. کارشناسان توصیه میکنند که وقتی از خانه دور هستید، در حالت «زرد» هوشیاری به عنوان حالت پیشفرض قرار بگیرید.
کریس هِوِن، مدیرعامل شرکت سروایوال دیسپچ، شبکهای از متخصصان که از طریق مقالات و ویدیوها در هر زمینه آمادگی اطلاعاتی ارائه میدهد، با اپک تایمز در مورد آگاهی موقعیتی صحبت کرد و از مثال حضور در رستوران استفاده کرد.
او میگوید: «تلفن را خاموش کنید، چشمان خود را باز نگه دارید، سادهترین کاری است که باید به خاطر بسپارید، آن سلاح حواسپرتی جمعی را کنار بگذارید و طوری بنشینید که به کل مکان اشراف داشته باشید. این به این معنی نیست که شما پارانوئید هستید و در حالت گیجی و منگی هستید، شما فقط توجه میکنید.»
آگاهی موقعیتی به معنای انتظار خطر در هر لحظه نیست. این در مورد آگاهی بیشتر از محیط اطراف خود برای تشخیص تهدیدات بالقوه و داشتن زمان برای پاسخگویی است. ما میتوانیم کارهای ساده زیادی را برای افزایش آگاهی موقعیتی و بهبود تابآوری خود انجام دهیم. با توجه به واقعیتهای جهانی که در آن زندگی میکنیم، این رویکرد هم منطقی و هم عاقلانه است. آگاهی از موقعیت همچنین به معنای هوشیاری بالا در همه حال نیست. هوشیاری مداوم امکانپذیر نیست (یا توصیه نمیشود) و همه ما برای استراحت به زمان استراحت نیاز داریم، اما باید هر زمان که خارج از خانه هستیم، سطحی از آگاهی موقعیتی داشته باشیم.
به شهود خود اعتماد کنید
شهود ما نقش بسیار حیاتی دارد، بهویژه در موقعیتهایی که نشانههای خطر در «زیر سطح آگاهی ما» پنهان هستند، به این معنا که گاهی حس ششم ما اطلاعاتی از محیط دریافت میکند که آنقدر سریع، خفیف یا مبهم هستند که هنوز به سطح آگاهی کامل ما نرسیدهاند، یعنی ما هنوز خودآگاهانه متوجه آنها نشدهایم، اما سیستم شهودی ما آنها را حس کرده و واکنشی درونی یا احساسی ایجاد کرده است.
در همین راستا، «کریس هِوِن» هشدار داده است: «تقریباً تمام قربانیان خشونت ناگهانی چه تجاوز، حمله، تلاش برای قتل یا هر چیز دیگر در بازگویی حادثه گفتهاند: حسی داشتم که به من میگفت چیزی اینجا درست نیست. با این حال ما تنها موجوداتی روی این سیاره هستیم که حس ششم خود را نادیده میگیریم.»
شهود؛ نشانهای قدرتمند پیش از برخورد
تونی بلاور، کارشناس مشهور دفاع شخصی و مدیریت ترس در کتابش با عنوان «آگاهی موقعیتی، مدیریت ترس، و تبدیل واکنشهای ناگهانی» مینویسد: «شهود، شاخصی بسیار قدرتمند قبل از برخورد است. چیزی در محیط درست نیست، حتی اگر نتوانید منطقی توضیحش دهید. ولی ما معمولاً آن را نادیده میگیریم، چون خودِ مهربان و خوشبین ما نمیخواهد آن حقیقت را بپذیرد و میگوید: نه، من دارم خیالبافی میکنم.»
بلاور که با ارتش و نیروهای پلیس همکاری دارد، میگوید که در بحث آگاهی موقعیتی، مردم معمولاً از اصول اولیه غافل میمانند. در حالیکه آنها بسیار سادهاند: «من همیشه میگویم: خیلی ساده اگر آگاهی نداشته باشید، هیچ شانسی ندارید. احساس درونی شما مهمترین هشدار است.»
خطر نادیده گرفتن حس ششم
دکتر جن استانکِس، پزشک اورژانس، وکیل، کهنهسرباز نظامی و افسر سابق پلیس، در کتاب خود با عنوان «هدف سخت» معتقد است: «اگر در مورد چیزی احساس عجیبی دارید، حتی اگر ندانید دقیقاً چیست، آن حس را جدی بگیرید. ما هزاران سال برای بقا تکامل یافتهایم. نادیده گرفتن این توانایی، اشتباهی بسیار خطرناک است.»
شهود؛ نوعی هوش ناخودآگاه
گرد گیگرنزر روانشناس و محقق برجسته در زمینه تصمیمگیری معتقد است که شهود نوعی «هوش ناخودآگاه» است.
او میگوید استفاده از شهود در تصمیمگیریها، بهویژه در شرایط پیچیده و نامطمئن، معمولاً منجر به نتایج بهتر میشود.
مطالعات نشان میدهند که شهود، ابزاری قدرتمند است که اگر از آن استفاده کنیم، میتواند در تصمیمگیریهای بهتر، سریعتر و دقیقتر به ما کمک کند و حتی با تمرین قابل بهبود است.
مسئولیتپذیری شخصی، مهمترین اصل است
شاید مهمترین موضوع در بحث آگاهی موقعیتی، پذیرفتن مسئولیت شخصی برای امنیت خود باشد.
تونی بلاور در کتاب خود مینویسد: «بیشتر ما در چند دهه اخیر، مسئولیت ایمنیمان را به دیگران سپردهایم.»
استانکس، افسر سابق پلیس میگوید: «پلیس معمولاً وقتی وارد عمل میشود که حادثه اتفاق افتاده، یا در حال اوجگیری است، در واقع، شما در لحظه (حادثه) تنها هستید. شما مسئول امنیت خودتان هستید. هیچکس دیگر نمیتواند جای شما، این مسئولیت را بهعهده بگیرد. ما بهاشتباه فکر کردهایم که دیگران از ما محافظت میکنند و این باور غلط، باعث شده سهلانگار شویم.»
او اضافه میکند: «پذیرش مسئولیت شخصی با سلامت روان نیز ارتباط مستقیم دارد و اضطراب و افسردگی اغلب ناشی از این حس هستند که ما کنترل زندگیمان را از دست دادهایم. وقتی کنترل را پس میگیریم، ترس و اضطراب نیز کاهش مییابد.»
ترس را مدیریت کنید
اگرچه همیشه بهترین راه برای جلوگیری از درگیری، استفاده از آگاهی موقعیتی است، اما گاهی اوقات نمیتوان از مواجهه با خطر اجتناب کرد.
در مواجهه با موقعیتهای خطرناک، بیشتر مردم دچار یخزدگی ذهنی و وحشت میشوند که در کدهای رنگی آگاهی که در بالا اشاره شد، به آن «وضعیت سیاه» گفته میشود.
چون اغلب ما عادت نداریم در موقعیتهای واقعی خطر قرار بگیریم، وقتی چنین شرایطی پیش میآید، ممکن است کاملاً در واکنش به ترس، نتوانیم هیچ اقدامی کنیم.
بلاور چهار دهه است که در حال مطالعه خشونت، ترس و پرخاشگری است و ایمنی شخصی را به متخصصانی با مشاغل خطرناک مانند نیروهای انتظامی و ارتش آموزش میدهد. او تمایز بین روانشناسی و زیستشناسی ترس و نحوه استفاده از ترس را برای کمک به افراد آموزش میدهد.
بلاور میگوید: «روانشناسی ترس، نحوه پردازش و پاسخ ذهن شما به ترس است که میتواند شامل فاجعهسازی، ایجاد فیلمهای ذهنی منفی و گیر افتادن در یک حلقه ترس باشد که مانع از اقدام قاطع میشود. زیستشناسی ترس نیز درباره نحوه واکنش بدن شما، مانند افزایش ضربان قلب است. او اضافه میکند که درک هر دو برای مدیریت مؤثر ترس بسیار مهم است.»
بلاور میگوید: «برای مدیریت مؤثر ترس، باید هم ذهن و هم بدن خود را بشناسیم، تا ترس بهجای مانع، تبدیل به ابزاری برای بقا شود.»
بلاور همچنین بر لزوم مدیریت ترس و استفاده از آن برای تقویت شجاعت فرد و انجام یک عمل مناسب استفاده کرد، نه عاملی که افراد را فلج کند.
به عبارت دیگر، اگر افراد بخواهند آمادگی خود را فراتر از آگاهی محیطی گسترش دهند و یاد بگیرند که در صورت حمله چگونه از خود دفاع کنند، نیاز به کمی آموزش دارند.
نکات پایانی
گلاور تأکید میکند که آگاهی موقعیتی، فقط مختص نیروهای ویژه یا نظامیان نیست، بلکه مهارتی عمومی است که هر فردی با تمرین و نیت میتواند آن را پرورش دهد. آگاهی موقعیتی فقط به معنای شناسایی خطر نیست؛ بلکه یعنی درک پیوسته از تمام عواملی که بر زندگی ما اثر میگذارند، از شرایط آب و هوایی و جادهای گرفته تا سلامتی، امور مالی و حتی رویدادهای جهانی را شامل میشود. پرورش این مهارت مهم میتواند ترس را به قدرت تبدیل کند و باعث افزایش اعتمادبهنفس و تابآوری شود.

















