در سالهای اخیر، ارتش چین بهطور چشمگیری حجم و توانمندیهای زرادخانه هستهای خود را افزایش داده و مجموعهای گستردهتر از موشکها و سامانههای پرتاب را برای نیروی بازدارندهای که زمانی نسبتاً محدود بود، در اختیار گرفته است.
برخی ناظران معتقدند حزب کمونیست چین با گسترش توان هستهای خود درصدد تقویت موقعیت ژئوپلیتیک خود در آسیا و فراتر از آن است.
طبق ارزیابی سالانه پنتاگون که در دسامبر ۲۰۲۴ منتشر شد، چین کمونیست بیش از ۶۰۰ کلاهک هستهای عملیاتی در اختیار دارد و انتظار میرود این تعداد تا سال ۲۰۳۰ به بیش از ۱۰۰۰ کلاهک افزایش یابد. این رقم نسبت به حدود ۳۰۰ کلاهکی که ارتش چین در ابتدای این دهه مستقر کرده بود، رشد چشمگیری نشان میدهد.
پکن در حال ساخت صدها سیلوی موشکی جدید، بهکارگیری انواع موشکهای استراتژیک و تاکتیکی پیشرفته و آزمایش سیستمهای بمباران مداری جزئی (نوعی سلاح هستهای فضایی با برد عملاً نامحدود)، است.
براساس گزارش پنتاگون، نیروی دریایی ارتش چین در حال حاضر شش فروند زیردریایی هستهای مجهز به موشکهای بالستیک «کلاس ۰۹۴» را بهصورت عملیاتی در اختیار دارد و همزمان برنامه توسعه کلاس پیشرفتهتر «کلاس ۰۹۶» را دنبال میکند.
براساس گزارش مؤسسه هادسن در واشینگتن که در روز چهارشنبه ۳۰ ژوئیه منتشر شد و به بررسی راهبرد هستهای حزب کمونیست چین میپردازد، گسترش نیروهای هستهای این کشور، امکان اعمال فشار و تحمیل مطالبات و دیدگاههای حزب بر کشورهای همسایه را افزایش داده و در عین حال اعتماد به توانمندی ایالات متحده در حفاظت از متحدانش را کاهش میدهد.
از بازدارندگی حداقلی تا راهبرد هستهای فعال
مجموعه هستهای چین همچنان بهمراتب از ذخایر هستهای ایالات متحده و روسیه که مجموعاً حدود ۸۰۰۰ کلاهک هستهای عملیاتی دارند، عقبتر است.
براساس گزارش «بولتن دانشمندان اتمی»، از آغاز سال ۲۰۲۵ تاکنون حدود ۱۷۷۰ سلاح هستهای آمریکایی مستقر شده که اکثریت آنها کلاهکهای استراتژیک هستند.
روسیه حدود ۱۷۰۰ کلاهک هستهای استراتژیک مستقر دارد. همچنین هر دو کشور روسیه و ایالات متحده تعداد بهمراتب کمتری سلاح هستهای تاکتیکی برای استفاده سریع در اختیار دارند، در حالی که هزاران کلاهک دیگر را بهعنوان ذخیره نگهداری میکنند.
سلاحهای هستهای استراتژیک برای حملات دوربرد طراحی شدهاند و هدف آنها وارد آوردن ویرانی گسترده به شهرها، زیرساختها یا مراکز فرماندهی است.
در مقابل، سلاحهای هستهای تاکتیکی برای بهکارگیری در میدان نبرد و علیه اهداف نظامی مانند نیروها، پایگاهها و ناوهای جنگی طراحی شدهاند. این سلاحها معمولاً برد کوتاهتری دارند و میزان تخریب آنها نسبت به سلاحهای استراتژیک کمتر است.
پژوهشگران مؤسسه دولتی «پژوهشهای دفاع ملی و امنیتی» تایوان اعلام کردند که گسترش زرادخانه هستهای چین نشاندهنده تغییر راهبرد حزب کمونیست این کشور است؛ بهگونهای که اکنون سلاحهای هستهای نه صرفاً بهعنوان ابزار بازدارندگی، بلکه بهمنزله ابزاری برای تقویت توان نظامی متعارف چین مورد توجه قرار گرفتهاند.
چانگ چیتونگ، پژوهشگر ارشد مؤسسه «پژوهشهای دفاع ملی و امنیتی» تایوان، در گفتوگو با اپکتایمز اظهار داشت که پیشتر رژیم چین به استقرار گسترده سلاحهای هستهای بهعنوان ابزاری عقلانی نمینگریست. در آن زمان، حفظ شمار محدودی از موشکهای بالستیک برای تضمین توانایی تلافی در صورت وقوع نخستین حمله از سوی یک قدرت دیگر، کافی تلقی میشد.
با این حال، به گفته چانگ، اقدامات چین برای گسترش و تقویت زرادخانه تاکتیکی در کنار تقویت توان راهبردی نشان میدهد که «حزب کمونیست چین اکنون از راهبرد بازدارندگی هستهای حداقلی دست کشیده است.»
گزارش مؤسسه هادسن تصریح میکند که اگرچه حزب کمونیست چین احتمالاً بر این باور نیست که در صورت وقوع جنگ هستهای قادر به پیروزی خواهد بود، اما روند تقویت توان هستهای این کشور نشان میدهد که پکن «در پی ایجاد پیامدهای سیاسی و روانی است که میتواند به نتایج راهبردی و نظامی بسیار مهمی منجر شود.»
در این گزارش آمده است: «حزب کمونیست چین و ارتش چین با بهرهگیری از توسعه سریع توان هستهای و سامانههای پرتاب مرتبط، در پی آن هستند که دشمن را وادار به تسلیم کرده و بدون جنگ به پیروزی دست یابند.»
سلاحهای هستهای و جنگ سیاسی
در چارچوب اصلاحات گسترده نظامی که در پایان سال ۲۰۱۵ اجرایی شد، شی جینپینگ، رهبر جمهوری خلق چین، «سپاه توپخانه دوم» را که در آن زمان بهعنوان یگان هستهای ارتش چین شناخته میشد، به شاخهای مستقل در ساختار نظامی ارتقا داد و نام آن را «نیروی موشکی» تعیین کرد.
مأموریت اصلی این یگان جدید، تقویت «توانمندیهای ضدحمله راهبردی» چین تعیین شد.
شی جینپینگ همچنین بلافاصله اقدام به افزایش پژوهش، سرمایهگذاری و توسعه تسلیحات هستهای در حوزههای زمینی، دریایی و زیرسطحی کرد.
سو تزو-یون، رئیس بخش استراتژی دفاع و منابع مؤسسه تحقیقات ملی دفاع و امنیت، به اپک تایمز گفت که به نظر میرسد حزب کمونیست چین در حال گسترش زرادخانه هستهای خود با هدف رسیدن به برابری با ایالات متحده است و در این مسیر، این تسلیحات را بهعنوان ابزاری برای «بازداری سیاسی» به نمایش میگذارد.
سو اظهار داشت که روسیه، با وجود قدرت نظامی بسیار کمتر نسبت به ایالات متحده یا متحدان ناتو، بهطور دورهای تهدید به تشدید هستهای میکند، امری که به گفته او، عملاً مانع از مداخله مستقیم ناتو در تهاجم روسیه به اوکراین شده است.
گزارش مؤسسه هادسن اعلام کرد: «راهبرد هستهای و رویکرد چین در جنگ هستهای بهطور شناختهشدهای مبهم و عمدتاً غیرشفاف است»، اما تحت رهبری شی جینپینگ، حزب کمونیست چین بر تقویت قدرت نظامی بهعنوان ابزاری برای تحقق اهداف و مقاصد پکن در روابط بینالملل تأکید کرده است.
این گزارش یادآور شد که حزب کمونیست چین «از دیرباز ایالات متحده را بهعنوان رقیب اصلی و اجتنابناپذیر خود قلمداد کرده است، حتی در دورهای همچون دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ که واشنگتن سیاستهای نسبتاً ملایمی نسبت به پکن در پیش گرفته بود.»
بر اساس این گزارش، حزب کمونیست چین تأکید کرده است که روابط باثبات و دوستانه میان پکن و واشنگتن تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که ایالات متحده مشروعیت نظام سیاسی چین و اقتصاد دولتی آن را بپذیرد و به آنچه پکن «منافع حیاتی» مینامد از جمله ادعاهای سرزمینی این کشور بر تایوان و بخشهای گستردهای از دریای جنوبی چین، احترام بگذارد.
به گفته سو، چین کمونیست همواره بر ضرورت «مبارزه دائمی» با دشمنان خود تأکید داشته و شعارهایی نظیر «رها کردن توهمات و آمادگی برای جنگ» بخش جداییناپذیری از دکترین سیاسی این کشور بوده است.
یکی از محورهای اصلی دکترین ژئواستراتژیک حزب کمونیست چین، پذیرش رویکرد موسوم به «جنگ نامحدود» است؛ رویکردی که در آن مفهوم جنگ و اقدام نظامی بسیار گسترده و انعطافپذیر تعریف میشود.
علاوه بر قدرت نظامی مستقیم، حوزههای دیگری نیز در چارچوب «جنگ نامحدود» مورد توجه حزب کمونیست چین قرار دارد؛ از جمله جنگ سیاسی که نهادها و دولتهای رقیب را هدف قرار میدهد و جنگ روانی که با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی و دولتهای مخالف، منافع پکن را دنبال میکند.
چانگ تأکید کرد که وقتی سلاحهای هستهای وارد معادله میشوند، خودِ احتمال وقوع درگیری هستهای به عاملی مهم در تقابلهای روانی میان کشورهای دارای زرادخانه هستهای تبدیل میشود. این وضعیت، زمینه را برای بهرهبرداری پکن از دستکاری در «کارکردهای شناختی» و القای روایتهای مطلوب خود فراهم میسازد.
به گزارش مؤسسه هادسن، بسیاری از متون نظامی چین در حوزه جنگ روانی بهطور مشخص به فناوریها و روشهایی اشاره دارند که با هدف دستکاری یا کنترل کارکردهای شناختی طرف مقابل طراحی شدهاند.
در بخشی از این گزارش آمده است که رویکرد حزب کمونیست چین در تسلط بر «عرصه شناختی» مبتنی بر تلاشهای مستمر، هماهنگ و پیوسته برای ترویج و تثبیت روایتهای کلان است؛ روایتهایی که شامل اجتنابناپذیری صعود چین، قدرت نظامی این کشور و عزم راسخ رژیم کمونیستی برای دستیابی به مجموعه فزایندهای از اهداف موسوم به «منافع حیاتی» میشود.
این گزارش تأکید کرد که نوسازی تسلیحات هستهای چین، اعتبار تهدیدهای حزب کمونیست را افزایش داده و در نتیجه توانایی این حزب برای شکلدهی و دستکاری «کارکردهای شناختی» دشمنان و همسایگان خود، بهویژه متحدان آمریکا مانند تایوان، ژاپن، کرهجنوبی و استرالیا را تقویت کرده است.
براساس این گزارش، تسلط بر حوزه شناختی میتواند در منازعات احتمالی بر سر دریای جنوبی چین یا در صورت اقدام پکن به حمله علیه تایوان (جزیرهای با حکومت دموکراتیک که چین آن را بخشی از قلمرو سرزمین اصلی خود میداند) نقشی تعیینکننده داشته باشد.
براساس گزارش مؤسسه هادسن، دولتهایی که بر این باورند پکن در صورت بروز جنگ بر سر تایوان ممکن است از تسلیحات هستهای تاکتیکی یا استراتژیک استفاده کند، ممکن است از کمک به این جزیره یا حمایت از مداخله احتمالی آمریکا در چنین درگیری بازداشته شوند.
برخلاف روسیه که بهطور علنی درباره احتمال تشدید هستهای در صورت عبور از مرزهایش هشدار میدهد، گزارش مؤسسه هادسن بیان کرد که «پایه اصلی رویکرد چین در ایجاد ابهام است، از طریق مدرنسازی سریع و غیرشفاف تسلیحات هستهای که با وجود توضیحناپذیری، برای خود چین بدیهی به نظر میرسد.»
براساس گزارش مؤسسه هادسن، عدم وجود دکترین شفاف و علنی برای سلاحهای هستهای در چین و ابهامی که به همراه دارد، به این معناست که گفتوگوهای کنترل تسلیحات، مانند مذاکرات میان دولتهای ایالات متحده و شوروی در پایان جنگ سرد، احتمالاً بیثمر خواهد بود.
این گزارش تأکید کرد که واشنگتن باید «امیدواری کاذب به کنترل تسلیحات» را کنار بگذارد و «ابهام و بیثباتی استراتژیک» را در تعاملات خود با پکن بپذیرد.
این گزارش افزود ایالات متحده باید در برابر گسترش تسلیحات هستهای حزب کمونیست چین و تهدیدهای احتمالی آن، از متحدان خود در منطقه هند و اقیانوس آرام حمایت کند تا نیروهای متعارف خود را تقویت کنند و در عین حال «بازدارندگی هستهای گسترده» را برای حفاظت آنها در برابر حمله هستهای چین تضمین کند.
براساس این گزارش، با پیشروی سریع چین در نوسازی هستهای، ایالات متحده و متحدانش باید پکن را متقاعد کنند که این روند تنها منجر به تقویت مجدد توان نظامی متعارف آمریکا و متحدانش میشود و دستیابی چین به پیروزی نظامی بر تایوان را دشوارتر و هزینهبرتر خواهد کرد.
این گزارش هشدار داد که اجازه دادن یا تشویق متحدان آمریکا، از جمله ژاپن، کرهجنوبی و استرالیا، به تولید سلاح هستهای، در واقع «به نفع چین» خواهد بود و هر کشوری که سلاح هستهای تولید کند، توان بازدارندگی هستهای گسترده آمریکا را تضعیف کرده و در عین حال قادر به رقابت با ظرفیتهای واقعی هستهای واشینگتن یا پکن نخواهد بود.
براساس این گزارش، حزب کمونیست چین میتواند چنین کشورهایی را بهطور جداگانه هدف تهدید قرار دهد.
چانگ بر این باور است که اقدامات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دیدگاه او در قبال مواجهه با دشمنان هستهای ایالات متحده را نشان میدهد.
در اواخر ژوئیه، دیمیتری مدودف، رئیسجمهور پیشین روسیه در دوره ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲، در اظهاراتی آمریکا را از صدور اولتیماتوم به مسکو در مذاکرات صلح درباره جنگ اوکراین برحذر داشت.
مدودف، که اکنون بهعنوان معاون رئیس شورای امنیت روسیه فعالیت میکند و ارتباط نزدیکی با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه دارد، در پستی در شبکه ایکس اعلام کرد: «هر اولتیماتوم جدید، تهدیدی است و گامی به سوی جنگ.» او همچنین درباره آمادگی کشورش برای استفاده از تسلیحات هستهای در صورت تحت فشار قرار گرفتن بیش از حد، هشدار داد.
دونالد ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال در روز جمعه اول اوت، اظهارات مدودف را «نسنجیده و تحریکآمیز» خواند و دستور داد دو زیردریایی هستهای ایالات متحده در «مناطق مناسب» مستقر شوند.
چانگ در ادامه اعلام کرد که واکنش ترامپ نشاندهنده اعتماد او به قدرت اقتصادی و نظامی ایالات متحده است.
او افزود: «یک واقعگرا مانند ترامپ از تهدیدها نمیترسد. در واقع، هرچه تهدیدها افزایش یابد، واکنش او نیز قاطعتر خواهد بود.»
















