ضرباهنگ، استعاره و تصویرسازی شعر میتواند استرس را به حداقل برساند، تابآوری را تقویت کند و باعث بهبود سلامت روان شود.
اکثر افراد در مواجهه با شعر حس وصفناپذیری را تجربه میکنند؛ بغض گلویشان را میگیرد، شگفتزده میشوند یا حس میکنند شاعر حرف دلشان را زده است. پژوهشگران میگویند این احساسات لحظهای و گذرا نیستند.
شعر از دیرباز تسکیندهنده بوده است. ضرباهنگ، استعاره، تصویرسازی شعر میتواند تجربیات جسته و گریخته انسان را به احساسی یکپارچه تبدیل کند که طرز فکر و فیزیولوژی او را دستخوش تغییر میکند؛ بهنحوی که حتی روابط انسانی هم چنین تأثیری ندارند.
شعردرمانی، که با خواندن، نوشتن یا گفتوگو درباره شعر انجام میگیرد، جای درمان بالینی را نمیگیرد. با اینحال، پژوهشها نشان میدهند که شعردرمانی میتواند راهکاری ملایم و غیرتهاجمی باشد که نهتنها به بهبود سلامت روان کمک میکند، بلکه امکان ابراز خلاقانه احساسات و تجربه عمیق و انسانی را فراهم میسازد.
منطق شعردرمانی
شعر از دیرباز در رواندرمانی کاربرد داشته است. لورا سانتنر، رواندرمانگر و شعردرمانگر، میگوید: «شعر به انسان کمک میکند احساساتش را با خیال راحت بروز دهد و خاطرات تلخ گذشته را هضم کند.»
او به اپک تایمز گفت: «شعر موانع ابراز احساسات را از سر راه برمیدارد. افرادی که نمیتوانند درباره سوگ، آسیبهای روحی، افسردگی، خشم، هویت یا موضوعات فرهنگی و سیاسی صحبت کنند، تجربهشان را از طریق استعاره، تصویرسازی یا کلمات دیگران مطرح میکنند.»
شعردرمانی به افراد کمک میکند که از موضوعات سخت و دشوار فاصله بگیرند، احساساتشان را بروز دهند و از تجربیات درونی خود بگویند.
شعردرمانی در محیطهای بالینی باعث بهبود روابط و پردازش احساسات میشود. مطالعهای نشان داد کودکانی که در بیمارستان شعر میخواندند یا شعر مینوشتند، با کاهش قابلتوجه ترس، غم، خشم، نگرانی و خستگی مواجه شدند.
مرکز درمانی فدرال دانشگاه کالیفرنیا در ارواین، شعردرمانی را به فهرست خدمات پزشکی خود اضافه کرده است. براساس مقالهای که در نشریه سالنامه پزشکی خانواده منتشر شده است، «بهاشتراکگذاشتن شعر با بیماران به آنها کمک میکند که احساسات فروخوردهشان را بروز دهند؛ احساساتی که اغلب با روند درمان آنها ارتباط مستقیم دارد.»
فواید شعردرمانی مختص بیماران نیست. پژوهشها نشان دادهاند که شعردرمانی وضعیت روانی بیماران را بهبود میبخشد و از کارکنان بخش خدمات درمانی حمایت میکند.
خواندن شعرهایی که حرف دل بیماران را میزنند، به پزشکان کمک میکند راه همدلی با بیماران را پیدا کنند و بیشتر مراقبشان باشند. در بخشی از مقاله سالنامه پزشکی خانواده آمده است: «بهاشتراکگذاشتن یک شعر یا خواندن شعری که بیمار نوشته است، باعث ایجاد همدلی میشود و به درک بهتر بیماران کمک میکند؛ امری که همیشه سخت و دشوار به نظر میرسد.»
پژوهشگران در مطالعه دیگری گزارش دادند که شعردرمانی تابآوری و سلامت روانی دانشجویان پرستاری را تقویت میکند و باعث میشود که از زاویهای جدید به تجریبات خود بنگرند و استرس و اضطراب کمتری را تجربه کنند. پژوهشگران ۱۰ جلسه شعردرمانی با متد نیکلاس مازا برگزار کردند و از داوطلبان خواستند شعر، ترانه یا نقلقولهای مورد علاقهشان را به اشتراک بگذارند و درباره ارتباط آنها با زندگی شخصیشان صحبت کنند.
مطالعه دیگری نشان داد که شعردرمانی به تقویت حافظه، عملکرد ذهنی و تابآوری کمک میکند و سطح استرس را بهویژه در بین افرادی که از اعضای خانوادهشان مراقبت میکنند به حداقل میرساند که نشان میدهد شعر برای همه مفید است.
اتفاقی که در مغز و بدن رخ میدهد
سانتنر میگوید مراجعان میتوانند تأثیر شعر را بهشکل فیزیکی احساس کنند؛ تجربهای که به آنها کمک میکند با رویکردی متفاوت از درمانهای گفتوگومحور یا شناختی به استرس و احساسات خود رسیدگی کنند.
شعر به افراد کمک میکند خاطراتشان را بهشکل غیرمستقیم مرور کنند. برای نمونه، وقتی یک خط شعر حرف دلتان را میزند، مدار پاداش مغز فعال میشود و به شما احساس آرامش، نزدیکی و حتی لذت میبخشد.»
پژوهشگران در مطالعات عصبیزیستی از اسکنهای پیشرفته پزشکی استفاده میکنند تا واکنش مغز و بدن را بررسی کنند. مقاله نشریه علوم شناختی و عاطفی اجتماعی در سال ۲۰۱۷ نشان داد که شعر مثل موسیقی عمل میکند و ما را به هیجان میآورد و حتی مو به تنمان سیخ میکند؛ تأثیری که با فعالشدن سامانه پاداش مغز همراه است.
شعر همزمان سازوکارهای مغزی مختلف را درگیر میکند: هیجان، زبان، حافظه و بدن. این امر نشان میدهد که چرا ارتباط جسم و ذهن برای بیماران شفابخش است.
سانتنر گفت: «بخشی از تأثیر شعر از همین مسئله نشأت میگیرد. اینطور نیست که فقط چیزی را حس کنید یا دربارهاش حرف بزنید، زیرا مغز هردو کار را همزمان انجام میدهد. این همزمانی باعث کنترل احساسات میشود و شدت آنها را بهمرور زمان به حداقل میرساند.»
تأثیر آرامبخش شعر ممکن است بهدلیل ضرباهنگ آن باشد. مطالعه مجله آمریکایی فیزیولوژی نشان داده که ضرباهنگ شعر روی نفسکشیدن، ضربان قلب و سیستم عصبی اثر میگذارد و آرامش فیزیولوژیکی ایجاد میکند که مشابه تأثیر تنفس کنترلشده است و بدن را از حالت استرس خارج میکند.
بازنگری در تجربهها از طریق تثبیت سیستم عصبی بهمرور زمان امکان تغییر و بازتفسیر عقاید قبلی را فراهم میکند و به تأمل عمیقتر در احساسات، انسجام روانی و پی بردن به ارزش تجربیات سخت و دشوار کمک میکند.
چگونه میتوان از شعر استفاده کرد؟
سانتنر میگوید ارزش شعر از سروکار داشتن با شعر نشأت میگیرد و ربطی به مهارتهای فردی ندارد. او افزود که استفاده از یک موضوع یا شعر هنگام یادداشتبرداریهای روزانه به تأمل عمیقتر و تقویت حس قدردانی کمک میکند، اما تنها گزینه موجود نیست.
برای استفاده از شعر میتوانید از راههای زیر هم استفاده کنید:
- توجه به دنیای درونی و بیرونی و بررسی تصاویر یا کلماتی که برایتان الهامبخش هستند
- شعرخوانی روزانه در زمینه موضوعاتی که به آنها علاقه دارید
- از روش یادداشتبرداری استفاده کنید یا شعر بخوانید و درباره تأثیر آن بنویسید
- در جمع دوستان و آشنایان حضور یافته و زندگی را از دریچه شعر مرور کنید و درباره خاطرات، احساسات و تجربیات خود حرف بزنید
- در طبیعت قدم بزنید و مشاهداتتان را توصیف کنید
- اگر مذهبی هستید، کتاب مقدس را بخوانید
- در وبسایتهای شعر بچرخید و از داستانها، تمرینات و پیشنهادات ساده آنها استفاده کنید
سخت نگیرید. شعردرمانی سادهترین کار ممکن است.
سانتنر میگوید «خوب بودن» در زمینه شعر معنایی ندارد. ارزش شعر از سروکار داشتن با شعر نشأت میگیرد.
شعر برای خیلیها به راهی ساده، در دسترس و مؤثر برای ایجاد ارتباط صادقانه با خویشتن و دیگران تبدیل میشود و همین اغلب آغازگرِ تحول در حوزه سلامت روان است.

















