برخی فعالان رسانهای و سیاسی طی روزها و ماههای گذشته بر ضرورت الگوگیری جمهوری اسلامی از سبک رهبری دنگ شیائوپینگ و توسعه به سبک چین کمونیستی تأکید کردهاند.
ولی نصر، تحلیلگر سیاسی و از مشاوران سابق دولت اوباما، مقالهای تحت عنوان «ایرانیان خواهان دنگ شیائوپینگ خود هستند» نوشته و برای اشاره به سیاست جمهوری اسلامی در ضدیت با غرب از واژه «مقاومت» استفاده کرده است.
او نگاشته است که بعد از جنگ ۱۲روزه، «مقاومت» جمهوری اسلامی تضعیف شده است و ایرانیان درباره پیامدهای آن بحث میکنند. او با اشاره به بحرانهای متعدد اقتصادی، بیآبی و تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در خاورمیانه افزوده است آخرین انقلاب بزرگ قرن بیستم مرحله پایانی حیاتش را آغاز کرده است.
به باور نصر، ایران وارد مرحلهای شبیه گذار چین از مائو به دنگ شیائوپینگ شده است. حاکمان جمهوری اسلامی ایران در حال سنجیدن گزینهها هستند و مردم ایران آماده پذیرش «دنگ شیائوپینگ خود» هستند.
«یک رژیم جنایتکارِ ثروتمندتر»
سخنان او با واکنش برخی از فعالان رسانهای و کاربران شبکههای اجتماعی مواجه شده است. از جمله تینا قاضیمراد، سردبیر اتاق خبر منوتو در واکنش نوشته است: «این روایت بهطرز خطرناکی گمراهکننده و کاملاً نادرست است. بهاصطلاح «گشایش اقتصادی» دنگ در چین، یک حکومت تکحزبیِ بیرحم را تقویت کرد که به کشتار دانشجویان در میدان تیانآنمن انجامید. همچنان هم ماشین خشونت سازمانیافته دولتی سرکوب و آزار گسترده را اداره میکند. ایرانیان آزادی فردی، آزادی اقتصادی و حاکمیت قانون را میخواهند، نه یک رژیم جنایتکارِ ثروتمندتر. آنان مصمماند این باند تبهکارِ حاکم بر ایران را سرنگون کنند و شکوفایی و پیشرفتی را که در دوران پهلوی تجربه کرده بودند، دوباره بهدست آورند.»
حمید قاسمی، یکی از کاربران در این مورد نوشته است: «دنگ شیائوپینگ اپوزیسیون نبود، بلکه «ناجیِ هوشمندِ دیکتاتوری» بود که از او بهعنوان معمارِ «زندانِ لوکس» یاد میشود. تا قبل از دنگ، مائو (رهبر قبلی چین) عقیده داشت همه باید فقیر باشند، اما ایدئولوژی خالص داشته باشند. دنگ آمد و گفت: مهم نیست گربه سیاه باشد یا سفید، مهم این است که موش بگیرد؛ یعنی مهم نیست روش ما سرمایهداری است یا کمونیستی، مهم این است که حزب کمونیست در قدرت بماند و کشور ثروتمند باشد تا مردم شورش نکنند.»
او همچنین به پستی از جیسون برودسکی، یکی از مسئولان سازمان اتحاد علیه ایران هستهای، اشاره کرده که در روزهای اخیر میان کاربران ایرانی همرسانی شده است. در آن پست، برودسکی با انتشار ویدیویی از واکنش مردم به سخنرانی نرگس محمدی در مراسم هفتم خسرو علیکردی، وکیل زندانیان سیاسی، نوشته بود: «ایرانیهای حاضر در این ویدیو بهوضوح به دنگ شیائوپینگ خودشان علاقهای ندارند.»
حمید قاسمی در اینباره نوشت که برودسکی با این پست میخواهد بگوید اصلاحات بهعنوان «سوپاپ اطمینان»، یا به قدرت رسیدن یکی از عوامل وابسته به جمهوری اسلامی بهعنوان یک «دنگ شیائوپینگ ایرانی» که بیاید اقتصاد را رونق دهد، حجاب را آزاد کند و با غرب روابط خوبی برقرار کند، تا اصل نظام جمهوری اسلامی در پشت صحنه سیاست ایران باقی بماند، چیزی نیست که مردم ایران بخواهند.
به گفته او، مردم ایران به دنبال «بازگشت شاه و آزادی سیاسی و تغییر رژیم» هستند، نه «نانِ بیشتر در قفس رنگیتر». دنگ شیائوپینگ «اپوزیسیون نبود، بلکه خطرناکترین محافظ سیستم بود؛ چون باهوش بود و سیستم را از سقوط مطلق نجات داد.»
با تمام این تفاسیر، زمانی که سخن از کارنامه دنگ شیائوپینگ، رهبر سابق حزب کمونیست چین، میشود، دو اقدام در زمان او بیش از همه فعالیتهایش مورد توجه قرار میگیرد: یکی سرکوب اعتراضات در میدان تیانآنمن و دیگری اصلاحات اقتصادی که به باور بسیاری از کارشناسان باعث شد حزب کمونیست چین از تنگنای اضمحلال پس از مرگ مائو نجات یابد و بتواند بر سر قدرت بماند.
دنگ شیائوپینگ از چهرههای مهم حزب کمونیست چین است که باید او را دقیقتر شناخت تا بتوان فهمید چرا برخی تحلیلگران و کارشناسان سیاسیِ موافق بقای جمهوری اسلامی، در داخل و خارج از ایران، توصیه میکنند که باید یک دنگ شیائوپینگ دیگر در ایران به قدرت برسد تا جمهوری اسلامی از فروپاشی یا سرنگونی نجات یابد.
بدن سرمایهداری با سر کمونیستی
دنگ شیائوپینگ در شرایطی به قدرت رسید که مدت کوتاهی از مرگ مائو، مؤسس و رهبر پیشین حزب کمونیست چین، گذشته بود. بر اساس «کتاب سیاه کمونیسم»، رژیم کمونیستی چین با گرفتن جان ۶۵ میلیون انسان، بیشترین کشتار را در میان دیکتاتوریهای بزرگ کمونیستی جهان داشته است که بیشتر این کشتارها در دوره مائو رخ داد. مائو با برنامه اقتصادی «یک گام بزرگ به جلو» که در سال ۱۹۵۹ اجرا شد، باعث فقر، قحطی و گرسنگی گسترده در چین شد.
دنگ شیائوپینگ تلاش کرد با راهاندازی «اصلاحات اقتصادی و سیاست درهای باز»، برخلاف سیاستهای اقتصادی مخرب مائو عمل کند.
به نوشته نویسنده شرقالاوسط، شعاری که دنگ شیائوپینگ همزمان با آغاز اصلاحات اقتصادی در سال ۱۹۷۸ مطرح کرد و با آن «بازتعریف» کمونیسم در چین آغاز شد، بهخوبی رویکرد حاکم بر دولت چین را نشان میدهد: «مهم نیست گربه سیاه باشد یا سفید، مهم این است که موش بگیرد.»
این شعار آغازگر مسیری پیچیده بود که طی آن، در عین پذیرش اقتصاد بازار، قبضه آهنین حزب کمونیست بر قدرت حفظ شد، به عبارتی دنگ برای چین یک بدن سرمایهداری با سر کمونیستی طراحی کرد.
رشد سریع اقتصادی چین در سه دهه گذشته با فرایند خصوصیسازیای آغاز شد که توسط دنگ شیائوپینگ پیش برده شد. پس از یک دهه سرکوب شدید سیاسی در دوران انقلاب فرهنگی، دنگ این نظریه را مطرح کرد تا ورود اقتصاد بازار سرمایهداری را ترویج کند.
هرچند پایه اصلاحات اقتصادی مدرن چین بر «نظریه گربه» دنگ شیائوپینگ استوار است، اما امروزه این ایده با تردیدهای جدی روبهرو شده است.
فن دی، اقتصاددان و استاد پارهوقت دانشگاه پکن، معتقد است نظریه «گربه سیاه و سفید» دنگ شیائوپینگ در عمل، بخش بزرگی از جامعه و کسبوکارهای خصوصی چین را محدود کرد. در نتیجه، موفقیت اقتصادی بیش از آنکه به توانایی و ظرفیتهای واقعی کسبوکارها وابسته باشد، به «اجازه داشتن» از سوی سران حزب بستگی داشت. این نابرابری موجب تمرکز ثروت، فساد و شکاف شدید طبقاتی شد و نشان داد مشکل اصلی، نه نوع اقتصاد، بلکه نظام ناعادلانه توزیع فرصتها و منابع است.
توجیه سرکوب با ابزار اقتصادی و امنیتی
از آنجا که هیچ نظام کمونیستی در تاریخ بشر فارغ از سرکوب گسترده مردم نبوده است، دنگ شیائوپینگ، رهبر حزب کمونیست چین، از اصلاحات اقتصادی در کنار سیاستهای سرکوبگرانه بهعنوان ابزاری برای بقای حزب در قدرت استفاده میکرد.
در فصل پنجم کتاب نه شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست چین آمده است: «دنگ شیائوپینگ در آن زمان گفت: «ما دویست هزار نفر را در مقابل ۲۰ سال ثبات حکومت میکشیم.» در حقیقت ۲۰سال ثبات، بهمعنای ۲۰ سال حکومت حزب کمونیست چین بود. این عقیده با ذات خودکامه حزب کمونیست تطابق داشت؛ بنابراین توسط حزب کمونیست چین پذیرفته شد.»
دنگ بر پایه همین عقیده، دست به کشتار تیانآنمن زد. دانشآموزان در ۱۷ آوریل ۱۹۸۹ از سراسر کشور گرد هم آمدند و خواستار دولتی شفافتر، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و اندکی دموکراسی بیشتر شدند. از آنجا که روزنامهنگاران غربی برای همراهی میخائیل گورباچف، رهبر شوروی، در پکن حضور داشتند، اعتراضات توجه جهان را به خود جلب کرد.
«ژائو زیانگ»، رهبر وقت چین، با دانشجویان و برخی خواستههایشان احساس همدردی میکرد؛ اما برای دنگ شیائوپینگ، رهبر حزب و برخی دیگر از مقامات سرسخت حزب کمونیست چین، هیچ چیزی مهمتر از بقای این رژیم نبود. در شب سوم ژوئن و اوایل صبح چهارم، واحدهای «ارتش آزادیبخش خلق چین» بهسوی شهر حرکت کردند و بهسوی دانشجویان آتش گشودند.
صلیب سرخ چین و سفیر وقت سوئیس در چین هر دو اعلام کردند که نیروی نظامی حزب حدود ۲۶۰۰ تا ۲۷۰۰ نفر از مردم و دانشجویان را در میدان تیانآنمن پکن قتلعام کرده است. سفیر وقت بریتانیا در پکن تعداد کشتهشدگان را ۱۰ هزار نفر و صلیب سرخ مستقر در پکن نیز ۲۷ هزار نفر اعلام کرد، در حالی که مقامات حزب کمونیست تعداد کشتهها را کمتر از ۵۰۰ نفر اعلام کردند.
پس از این واقعه، به دلیل مخالفت ژائو زیانگ با سرکوب نظامی اعتراضات دانشجویی میدان تیانآنمن، دنگ او را برکنار و جیانگ زمین را جایگزینش کرد. ژائو تا زمان مرگش در سال ۲۰۰۵ به مدت ۱۶ سال در حصر خانگی بود و در عوض جیانگ زمین با استفاده از اختیارات حزبی خود طی دهههای بعد دست به کشتار وسیع زندانیان عقیدتی در چین و برداشت اجباری اعضای بدن تمرینکنندگان فالون دافا دست زد. دو وکیل کانادایی به نامهای دیوید ماتاس و دیوید کیلگور (وزیر امور خارجه پیشین کانادا در آسیا و اقیانوس آرام) با انتشار گزارش تحقیقی به نام «برداشت خونین» در ژوئیه ۲۰۰۶ اعلام کردند که این عمل پلید حزب کمونیست «شکلی نفرتانگیز از شرارت… که در این سیاره سابقه نداشته است،».
محققان میگویند که رژیم چین مبالغ زیادی از فروش اعضای تمرینکنندگان فالون گونگ که در بازداشتگاهها هستند، کسب کرده است. تخمین زده شده است که میلیونها نفر بدین طریق زیر دست پزشکان جان دادهاند.
با این حال، طی سالهای گذشته در محافل رسانهای ایران، مقایسههای زیادی میان الگوی رهبری چینی به سبک دنگ شیائوپینگ و برخی رؤسای دولت جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
چرا عدهای شیائوپینگ ایرانی میخواهند؟
امیر طاهری، روزنامهنگار پیشکسوت، در یادداشتی برای ایندیپندنت درباره گرایشها به سبک شیائوپینگ نوشته است: «الگوی چینی تازهترین وسوسه افراد و گروههایی است که در واژگان رایج سیاسی ایران «اصلاحطلب» خوانده میشوند… تب چینگرایی در میان خمینیگرایان حاکم بر ایران شدت گرفته است. از دیدگاه یک وزیر، آینده جهان چین است. یک استاد اقتصاد در تهران، راه نجات جمهوری اسلامی از «سقوط اقتصادی حتمی» را پذیرفتن الگوی اصلاحطلبان چینی میداند. بعضی آخوندهای همیشه حاضر برای روضهخوانی، حتی پذیرفتن الگوی چینی را با اشاره به حدیث نبوی ـ «علم را بجوی حتی در چین» ـ توجیه میکنند. یک وزیر پیشین جمهوری اسلامی متأسف است که ۲۵ سال دیر دریافت که الگوی چینی کلید مشکلات رژیم است.»
به گفته طاهری، «نخستین مبلغ الگوی چینی در جمهوری اسلامی، مرحوم هاشمی رفسنجانی بود که هوادارانش با دادن لقب «سردار سازندگی» او را دنگ شیائوپینگ ایران میخواندند.»
به باور او، «مائوئیسم عبارت بود از فقر بدون آزادی و دنگیسم یعنی رفاه مادی بدون آزادی. اصلاحطلبان ایرانی که اکنون شیفته الگوی چینی شدهاند، جرأت این را ندارند که چیزی فراتر از مائوئیسم و دنگیسم تصور کنند.»
مهرداد خدیر در یادداشتی برای روزنامه «عصر ایران» با اشاره به شباهتهای عملکرد اکبر هاشمی رفسنجانی و دنگ شیائوپینگ در حوزه اقتصاد نوشته است که هاشمی رفسنجانی در دوران ریاستجمهوری خود احتمالاً بهدنبال مدلی شبیه دنگ بود؛ مدلی که در آن حکومت ایدئولوژیک باقی بماند، قدرت به مشارکت گذاشته نشود و در عین حال توسعه اقتصادی تحقق یابد.
به عقیده او، هاشمی رفسنجانی نیز آرزو داشت مانند ماهاتیر محمد در مالزی و دنگ شیائوپینگ در چین «معمار توسعه» باشد، اما توسعه مورد نظر او با موانعی روبهرو شد و متوقف ماند و زمانی هم که قصد بازگشت به عرصه اجرایی را داشت، این امکان برایش فراهم نشد.
محمد فاضلی، جامعهشناس و مشاور پزشکیان در انتخابات اخیر ریاستجمهوری، در گفتوگویی رسانهای با استناد به کتاب مدل چینی نوشته دنیل بل، مدل چینی کشورداری را «بدون دموکراسی» اما «بهغایت کارآمد» توصیف کرده و گفته است بر اساس این مدل، اگر چینیها بخواهند ساختمانی بسازند، آن را یکماهه میسازند. به گفته او، حزب کمونیست چین با مردم چین یک قرارداد نانوشته دارد که در آن وعده «خوشبختی مادی» میدهد و در مقابل، مردم باید از این حزب اطاعت کنند.
او این سخنان را در شرایطی مطرح میکند که بزرگترین شرکتهای ساختمانی چین به مرز ورشکستگی رسیدهاند و بسیاری از متقاضیان مسکن، با وجود سالها انتظار و پرداخت هزینهها، هنوز صاحبخانه نشدهاند.
با وجود همه این استدلالها، بسیاری از تحلیلهایی که از سوی کارشناسان چینی و غربی مطرح شدهاند، بر این نکته اجماع دارند که نظام جمهوری اسلامی بهدلیل رویکرد انقلابیگری و ضدیت با غرب، نمیتواند از طریق یک اصلاحطلب با رویکرد دنگ شیائوپینگ بقای خود را تضمین کند.
وانگ شییوی، پژوهشگر چینی در یادداشتی برای فارینپالیسی در ژوئیه ۲۰۲۱ نوشته بود که سران جمهوری اسلامی نمیتوانند ایدئولوژی انقلابیگری خود را رها کنند و مانند دنگ شیائوپینگ عمل کنند؛ کسی که فهمید برای حفظ انحصار قدرت حزب کمونیست چین باید اقتصاد را رونق داد. او همچنین در مقالهای جداگانه با عنوان «چین، ایران را نجات نخواهد داد» تأکید کرده بود که پکن، علیرغم توافق ۲۵ساله با تهران، هرگز به حکومت ایران بهعنوان شریک راهبردی نگاه نمیکند و برایش کشورهای عرب خاورمیانه و روابط با آمریکا اهمیت بیشتری دارد.
چنگ زدن به کشتی در حال غرق شدن
شواهد نشان میدهد که اقتصاد چین کمونیستی، با وجود تلاشهای دنگ شیائوپینگ برای حفظ انحصار قدرت حزب کمونیست، در سالهای اخیر روند نزولی داشته و چشمانداز رشد آن برای سال ۲۰۲۶ کاملاً منفی است.
شاید بهتر باشد تحلیلگران، مشاوران و سران جمهوری اسلامی سخن چن تیانیونگ، توسعهدهنده املاک چینی که سابقه فعالیت بهعنوان قاضی و وکیل حقوقی نیز داشته است، را با دقت بخوانند و درباره آن تأمل کنند.
او در مقالهای ۲۸صفحهای با عنوان «توصیه و خداحافظی یک کارآفرین؛ چرا چین را ترک کردم؟» نوشت:
«اقتصاد چین مانند کشتی غولپیکری است که بهسوی پرتگاه میرود. بدون تغییرات اساسی، غرق شدن کشتی و مرگ مسافرانش اجتنابناپذیر است.»
بنابر شواهد موجود، الگوبرداری از سیاستهای دنگ در ایران نه تنها به رونق اقتصاد منجر نخواهد شد، بلکه نقض حقوق و سرکوب آزادیهای شهروندان ایران را افزایش خواهد داد.
















