(قسمت اول) , (قسمت دوم) , (قسمت سوم)
زندگی امروزی نشاطبخش است اما زندگی با چنین ضرباهنگ تندی میتواند نگرانی، استرس، تنش، اضطراب و حتی خستگی ذهنی به همراه داشته باشد. تمایل و انتظارات مردم در رابطه با سلامتی رو به افزایش است.
دکتر یانگ جینگدوان، روانپزشک مشهور چینی ساکن فیلادلفیا، سخنرانیهایی درباره «انجمن طب سه لایهای» داشته است تا بتواند دیدگاههای خود را در مورد ارتباط ذهن و بدن، سلامت معنوی و سلامت جسمانی به اشتراک بگذارد.
در ادامه متن این سخنرانیها آورده شدهاند.
پایینترین لایه پزشکان بیماران را معالجه میکنند، لایه میانی به معالجه مردم میپردازند و بالاترین لایه مسئول معالجه ملت هستند. همگی به انجمن طب سهلایهای خوش آمدید. من دکتر یانگ هستم. در آخرین جلسه، درباره مفهوم درمان مردم توسط پزشکان لایه میانی و برداشتمان نسبت به این موضوع صحبت کردیم. قبل از آن هم به مفهوم درمان بیماران توسط پزشکان لایه پایینی صحبت کردیم. امروز، میخواهم درباره برداشت خود نسبت به مفهوم درمان ملت توسط لایه بالایی پزشکان بپردازم.
اگر نتوانم نخستوزیر خوبی باشم، سعی میکنم پزشک خوبی باشم
یک ضربالمثل چینی میگوید: «اگر نتوانم نخستوزیر خوبی باشم، سعی میکنم پزشک خوبی باشم.» در تاریخ چین، داستانهای نخستوزیرانی وجود دارند که شغل خود را ترک کردند تا پزشک شوند. برعکس آن نیز صادق است و پزشکانی بودهاند که شغل خود را رها کردند تا نخستوزیر شوند. این سؤال پیش میآید که چه رابطهای بین یک نخستوزیر خوب و یک پزشک خوب وجود دارد؟ پاسخ در رابطۀ پیچیدۀ درمان بیماری توسط پزشک و مدیریت عالی کشور نهفته است.
پزشک برای مراقبت از سلامت کسانیکه به او مراجعه میکنند، آموزش دیده است. از طریق درمانهای پزشکی، درد افراد را تسکین میدهد یا جان انسانها را نجات میدهد. در عین حال، مسئولین کشور وظیفه مدیریت سلامت کشور را بر عهده دارند و درد مردمشان را تسکین میدهند و زندگیها را نجات میدهند. بنابراین، سیاستها، شیوههای مدیریتی، روشها و مفاهیمی که نخستوزیر و اعضای گروهش تدوین میکنند، ناگزیر تأثیرات گستردهای بر سلامت و آینده مردم میگذارند، به همین خاطر است که میگویند: «بالاترین لایه پزشکان مسئول معالجه ملت هستند.»
سیاستگذاری خوب در حوزه بهداشت عمومی به سلامت مردم کمک میکند
برای سلامت عمومی مردم، کشور به تدوین سیاستهای بهداشت عمومی مناسب نیاز دارد تا مشکلات اساسی سلامت را حل کند. پزشکان به تنهایی قادر به درمان همه بیماران، معالجه همه مردم و نجات همه زندگیها نیستند.
به همین دلیل، لازم است پزشکان ارشد به درمان جامعه بپردازند. از این دست نمونهها در زندگی روزمره ما زیاد است. مثلاً، اگر دولت با تصمیمی غیراخلاقی، منابع خود را در جنگ سرمایهگذاری کند که اصلاً نباید انجام شود، جان افراد بیگناه بسیاری از دست خواهد رفت. پزشکان قادر به جبران چنین خسارتهایی نیستند. این فقط یک نمونه است.
مثالهای واضحتری هم هستند. مثلاً، اگر کشور تمام منابع مالی خود را روی درمان پزشکی سرمایهگذاری کند، ممکن است دولت به پیشرفتهای قابل توجهی در علم پزشکی دست یابد، اما کمک چندانی به بهبود سلامت مردمش نخواهد کرد. حتی ممکن است عوارض جانبی نامطلوبی ایجاد کند.
در حال حاضر، یکی از موضوعاتی که سیاستمداران ایالاتمتحده اغلب به آن میپردازند، اصلاح سیاستهای مراقبتهای بهداشت و سلامت است. (آنها به آن مراقبتهای بهداشت و سلامت میگویند و شرکتهای بیمه آمریکایی متخصص این حوزه را شرکتهای بیمه سلامت مینامند.) در ایالاتمتحده، سیاستهای مراقبتهای بهداشتی و درمانی را مدیریت سلامت مینامند. با این حال، اگر دقیقتر بنگرید، ایالات متحده یک سیستم مدیریت سلامت ندارد.
پزشکان و بیمارستانها بیشتر از هرچیز درگیر «طب لایه پایینی» هستند که صرفاً بیماریها را درمان میکند و به شرایط اضطراری مانند حملات قلبی، تومورها، تصادفات و غیره میپردازد. کل سیستم پزشکی صرفاً سیستم مدیریت بیماری و مقابله با بحران است که به سختی میتوان آن را سیستم «مراقبتهای بهداشتی و درمانی» نامید.
بحثهای بیپایان سیاستمداران صرفاً به این مسائل میپردازند که سیستم مدیریت بیماری و مقابله با بحران در اختیار افراد بیشتر یا کمتری قرار گیرند، کدام گروه از مردم میتوانند از آن بهره ببرند، یا کدام گروه باید به نفع سایرین کنار گذاشته شوند، چه کسی باید بیشتر یا کمتر بپردازد. این بحثها نمیتوانند مشکل زیربنایی را حل کنند.
معتقدم باید به اصلاح این مسئله پرداخت که چگونه میتوان منابع عمومی، مالی و انسانی را برای درمان مردم و ملت و بهبود سلامت کل جامعه سرمایهگذاری کرد. همه ما امید داریم که با پیشرفتهتر شدن فناوری در صنعت پزشکی، افراد کمتری به استفاده از این فناوریها نیاز پیدا کنند. اگر لازم نباشد که جراحان این همه عمل انجام دهند، طبیعتاً تعداد حوادث جراحی کاهش مییابد. همچنین امید داریم با کاهش تعداد و انواع داروهایی که مردم مصرف میکنند، تعداد کسانیکه جان خود را بر اثر عوارض جانبی داروها از دست میدهند، کاهش پیدا کند.
درمان جامعه مستلزم اخلاق معنوی است
از منظر طب سنتی چینی، مفهوم مهم دیگری نیز در اداره کشور وجود دارد که بسیار اهمیت دارد: آیین رفتاری که جامعه به آن پایبند است.
میخواهم از مثال خودرو استفاده کنم. عاقبت یک خودرو بهشدت به راننده آن ربط دارد. اگر راننده عادتهای خوبی نداشته باشد و خوب از آن نگهداری نکند، سریع خراب میشود.
اگر راننده عادات بدتری مانند نبستن کمربند ایمنی، رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانندگی یا حتی رانندگی در حالت مستی داشته باشد، هم خودرو سرنوشت بدی خواهد داشت و هم جان انسانها و سلامتی دیگران به خطر میافتد.
برای مهار راننده انسان (روح و روان انسان) باید از چه چیز استفاده کرد؟ برای محافظت از روح و روان خود از چه چیز استفاده میکنیم؟ اینها به مفهومی ربط دارند که اغلب آن را اخلاقیات میخوانیم.
زبان چینی مفاهیم عمیقی دارد. مثلاً وقتی چینیها به زبان چینی میگویند «درک میکنم»، از عبارت وو (من) ژی (درک میکنم) دائو (دائو را) استفاده میکنند. به عبارت دیگر، تنها زمانی میتوانید ادعای درک داشته باشید که تائو یا راه را درک کرده باشید.
خیرخواهی، درستی، مناسک آیینی، خرد و امانتداری روشهای درمان جامعه هستند
«دائو» همان جاده یا مسیر زندگی یا به طور دقیقتر، راه درست زندگی و حقیقت است. در فرهنگ سنتی چینی، برای توصیف یک فرد از عبارت «قرار داشتن یا نداشتن او در دایره فا» استفاده میکنند. این عبارت در ظاهر به مشروعیت و درستی یا نادرستی چگونگی انجام کارها اشاره دارد.
در واقع، مفهوم «فا» گستردهتر است و به وجود حقیقت در سطوح مختلف جهان اشاره دارد. در دایره «فا» بودن به معنای درک حقیقت است. سطوح مختلف حقیقت، معیار زندگی ما هستند.
در فرهنگ سنتی چین، مفاهیم خیرخواهی (رِن ،仁)، درستی (یی، 義)، مناسک آیینی (لی، 禮)، خرد (ژی، 智) و امانتداری (شین، 信) افکار، روح و رفتار انسانها را شکل میدهند.
اگر سیاستگذاران کشور به دنبال ترغیب و ترویج دیدگاهها و محافظت از ارزشهایی باشند که به مردم در دستیابی به خیرخواهی، درستی، مناسک آیینی، خرد و امانتداری کمک میکنند، میتوان گفت حاکمیت واقعاً کشور را مدیریت کرده و جزو پزشکان لایه بالایی محسوب میشود که خوشبختی مردم کشور را در پی خواهد داشت. این مفهوم درمان جامعه توسط بالاترین لایه پزشکان است که امروز به آن پرداختیم.
(قسمت اول)
(قسمت دوم)
(قسمت سوم)

















